دفاع از بی اخلاقی و دزدی ناموس به چه قیمتی؟

دزدی ناموس و سکوت احزاب کُردی:

موضوعی که طی روزهای اخیر بخشی از اخبار جنجالی خبرگزاری های داخل و خارج کشور در حوزه کُردی را به خود اختصاص داده است درگیری آسایش کوی سنجق با حزب دمکرات کردستان ایران بوده که بازتاب های خاصی را در فضای مجازی به خود اختصاص داده و دیار و نادیار نیز به عنوان چند سطر پاورقی سعی در تفسیر و تبیین این پدیده دارد.

موضوع از این قرار است که در مورخه ۱۲/۱۲/۹۳ پسر یکی از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران که اتفاقاً عضو پارتی نیز می باشد«شاخوان مراغانی پسر پرویز مراغانی» اقدام به عمل غیراخلاقی با یکی دختر یکی از شهروندان کوی سنجق می نماید و وی را به زور به داخل کمپ گروه برده و او را بی صورت می نماید. خانواده دختر با مشاهده این قضیه به مقر حزب مراجعه، اعتراض و خواهان تحویل فرد خاطی – شاخوان – می شوند که با ممانعت حزبی ها مواجه شده و در نتیجه به دلیل آنکه قضیه ناموسی بوده منجر به زدو خورد و دخالت پلیس آسایش در این قضیه می شود. شاخوان نیز در خلال این درگیری ها توسط حزب فراری داده می شود.

این ماجرا با مراجعه پرویز مراغانی به آسایش کویه و تعهد او مبنی بر تحویل پسرش خاتمه می یابد.

اما چند نکته تأمل برانگیز؟

۱- دفاع از بی ناموسی به چه قیمتی؟ اینکه احزاب کوردی کورکورانه و بدون هیچ مستند و دلیلی هر متهم قضایی داخل کشور را فعال سیاسی قلمداد کرده، ۶ الی ۷ گروه مدعی پیدا کرده و از آن دفاع می کنند بماند، جرم شاخوان و بی ناموسی اخلاقی او که دیگر کاملاً روشن و مبرهن است، چه دلیلی دارد هم حزب، هم کومله و هم پژاک به جای محکومیت این دزدی ناموس، فرافکنی کرده و با مظلوم نمایی و فراری دادن متهم اصلی توپ را به زمین آسایش می اندازند؟

۲- مسعود بارزانی اگر اندکی غیرت و میهمن پرستی داشته باشد به جای دفاع از شهروندش که مورد تجاوز یک ایرانی کمپ نشین قرار گرفته سعی نمی کند کمیته ویژه بررسی موضوع تشکیل دهد. الیته در قضیه شنگال دیدیم که ناموس کوردها چندان هم برای وی مهم نیست

۳- سوال از کومله، پژاک و حزب این است که اگر یک نفر دختر شما آقایان کمیته مرکزی را بدزدد و با او عمل غیراخلاقی انجام دهد و سپس به یک مکان پناه ببرد برخورد شما چگونه خواهد بود آیا ساکت خواهید نشست؟

۴-   اینگونه به پیش برود حزب، کومله و سایر کمپ ها مبدل خواهد شد به محل اختفا و فرار متهمین، شیادان، دزدهای ناموس و… پیشتر از این سابقه داشتیم فردی که در داخل کشور بی ناموسی انجام می داد یا دزدی کرده بود یا قتل کرده بود و برای فرار از عدالت به کمپ های احزاب کُرد ایرانی شمال عراق پناه می برد اما این دیگر بی سابقه است که فردی در خاک کشور دیگر بی ناموسی کند و به کمپ اطراف شهر همان کشور پناه ببرد و پلیس آن کشور توان بازپس گرفتن آن را نداشته باشد.

۵-   آیا اگر شاخوان عضو پارتی نبود باز هم حزب جرأت می کرد اینگونه واکنش نشان دهد؟

۶- با توجه به متن اطلاعیه صادره حزب که بدون پرداختن به اصل ماجرا فقط اتحادیه میهنی را محکوم کرده و همچنین موضع گیری های روداو و نشریه های وابسته به پارتی اینگونه به نظر می رسد که این دزدی ناموس و موضع گیری های بعد از آن طراحی شده و با هدف تخریب اتحادیه میهنی در قبال پارتی باشد و با چراغ سبز مسرور بارزانی انجام شده است

۷- طی تحقیقات خبرنگار دیار و نادیار از آسایش کویه مشخص شد پلیس هیچگونه دخالتی در زدو خوردها بویژه آنچه که حزب با مظلوم نمایی و کشاندن پای زنان و کودکان به وسط سعی داشته القاء نماید نداشته است. درگیری فقط میان خانواده های دختر آسیب دیده و برخی خانواده های حزبی بوده که پلیس آسایش آنها را جدا و برای خاتمه دادن به درگیری ها وارد شده است.

۸- مقام آسایش کویه اظهار داشت: این کمپ نشینان –حدک و حدکا- مبدل به یک مرکز بی اخلاقی شده اند که هراز چندگاهی آسایش را از ما سلب نموده و درگیری یا بی اخلاقی راه می اندارند. اینها مبدل به معضل کوی سنجق شده اند. گاه با خودشان و بین خودشان درگیرند و ما مجبوریم آنها را جدا کنیم و گاه نیز شکایت های متعدد از آنها می شود. چند بار درخواست داده ایم کمپ های آنها از اطراف شهر به یک محل دیگر منتقل شود.

۹- خبرنگار دیار و نادیار در ادارمه از ماجرای چکو رحیمی و نقش او در این مسأله سوال می کند که مقام آسایش اینگونه پاسخ می دهد: فردی که شما نام بردید نقشی در این ماجرای بی اخلاقی نداشته و موضوع مربوط به شکایت خانواده یکی از اهالی اشنویه است که فرزندشان در حزب به قتل رسیده و چکو برای تحقیقات بیشتر در این خصوص احضار گردیده است.

۱۰-   کلام آخر دیار و نادیار این است. فارغ از بازی های سیاسی که با ایران دارید حداقل با خودتان روراست باشید. شما که ادعای حقوق بشر دارید چطور از تجاوز به یک دختر کورد بی گناه دفاع کرده و به جای محکومیت عامل این حادثه، نه تنها وی را پناه داده و فراری می دهید، بلکه با جنجال تبلیغاتی، مجری عدالت و پلیس را محکوم می کنید. در قرن ۲۱ و احزابی که ادعای حقوق بشری آنها گوش فلک را کر کرده است، چنین بی ناموسی و فاجعه آمیز تر از آن اطلاعیه های صادره در دفاع از این بی ناموسی و خانواده هتاک حرمت دختر آسیب دیده، از جانب حزب و کومله و پژاک جای تأسف دارد.

۱۱-   در خاتمه ضمن تسلیت به خانواده دختر آسیب دیده از کمیته زنان حزب، کومله، پژاک، زنان کوردستان، خانم ناهید بهمنی، گلاله شرفکندی، الهام چایچی و… تمامی اسم های پر زرق و برق و پر طمطراق خواهان رسیدگی به حق و حقوق این دختر آسیب دیده و تحویل متهم حادثه می باشیم. انجمن حقوق بشری دیار و نادیار نیز حاضر به همکاری برای جبران خسارات روحی، مادی و معنوی و پیگیری حقوق بشری موضوع است.

۱۲-   مراتب نیز طی نامه ای برای احمد شهید ارسال گردید تا مشاهد شود مدعیان دروغین حقوق بشر و تهیه کنندگان گزارشات کذب چطور پناهگاه دزدان ناموس شده اند.

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.