علی مهر پرور:مگر معجزه!وگرنه هیچ امیدی به اتحاد دوباره حزب ندارم…

مسئله اتحاد دو جناح حزب دمکرات مسئله‌ایی حساس است ولی با این وجود گفته می شود که موقعیت و جایگاه چندین نفر خصوصا در سطح رهبری هر دو جناح،به خطر می افتد و این افراد در این خصوص کار شکنی می کنند و نمی خواهند این پروسه به نتیجه برسد؛در این رابطه “علی مهر پرور” عضو پیشین دفتر سیاسی حزب دمکرات پاسخ چند سوالی را داده است.

  سوال:به نظر شما ضرورت اتحاد حزب دمکرات چیست؟

  مهرپرور:از لحاظ تاریخی،یک حزب دمکرات در کردستان ایران نزد مردم شناخته شده و وجود دارد،هر وقت که صفوف این حزب از هم پاشیده شده است،تلاش های زیادی صورت گرفته است تا دوباره حزب یک پارچگی خود را به دست بیاورد یا برخی اوقات جناح انشعابی زیاد بزرگ نبوده است و حزب توانایی مداوای زخم های جسم خود را داشته است و جناح انشعابی هم نتوانسته است در میدان سیاست خود را حفظ کند و در نتیجه هیچ اثری از آنان باقی نمانده است.ولی زخم اینبار عمیق تر و بزرگتر از آن بود که حزب بتواند بدون اتحاد،این زخم را التیام بخشد.

  درست است که دو جناح از لحاظ تاریخ مبارزاتی،اهداف و استراتژی مانند هم هستند و همانگونه که شاعر می گوید “روحی هستند در دو جسم” ولی این دو جسم تحت عنوان حزب دمکرات همیشه این سوال را برای مردم کردستان درست می کند که چه وقتی این دو جسم به یک جسم تبدیل می شود؟حتی گذشت زمان هم تا الان نتوانسته است که آرزو و امیدهای اتحاد حزب را نزد مردم به فراموشی بسپارد.

  آشکار است که این انشعاب فقط و فقط در منفعت دشمنان حزب دمکرات بود،تا الان هیچ بهانه‌ایی نتوانسته و نخواهد توانست نزد من،دلیل جدایی و انشعاب یا ممانعت از اتحاد حزب باشد به جز از منفعت طلبی شخصی افرادی که در سطح رهبری هر دو جناح هستند.

 سوال:تا الان تلاش های زیادی برای اتحاد حزب صورت گرفته است ولی هیچ کدام موفق نبوده است،دلایل این شکست ها به نظر شما چیست؟

  مهرپرور:همانگونه تا حدودی در پاسخ سوال اول اشاره کردم،در اصل و در واقع دلایل انشعاب و متلاشی شدن اینبار صفوف حزب دمکرات،به جز از جنگ قدرت و به دست آوردن یا حفظ موقعیت و منافع خصوصی چندین نفر از رهبران حزب هیچ دلیل سیاسی دیگری نداشته است.(در حال حاضر تلاش دارند که دلایل انشعاب را اختلافات سیاسی ذکر کنند.)

  من همیشه گفته‌ام و الان دوباره تکرار خواهم کرد که انشعاب اینبار نتیجه‌ی تلاش و مبارزات رهبری هر دو جناح حزب بوده است به همین دلیل طبیعی است همان خواست هایی که نتیجه‌ی آن، انشعاب حزب شد در مقابل تلاش ها برای اتحاد و انسجام به شیوه‌های مختلف ایستادگی کند و مانع این کار شود.همانگونه که گفته می شود “نخ ها را به پشم تبدیل کردند” متاسفانه تا الان هم موفق عمل کرده‌اند.

  نکته جالب این است که هر کدام از رهبران دو جناح وقتی مقابل رسانه‌ایی قرار می گیرند خود را طرفدار و آرزومند اتحاد حزب معرفی می کنند و از ضرورت های اتحاد حزب سخن می گویند.تا الان هیچ کدام از این قدرت به دست ها را ندیده‌ام که به آشکار مخالفت خود را با مسئله‌ی اتحاد دو دمکرات اعلام کرده باشند،در چنین وضعیتی باید سوال کرد که اگر چنین است چرا بعد از گذشت چندین سال گفتگو و جلسه و نشست و مشخص کردن هیئت های مختص به این امر و…. کوچکترین قدم را برنداشته‌اند؟؟؟

 این قضیه به این معنی است که از طرفی اراده‌ایی راسخ و جدی برای اتحاد در هر دو جناح وجود ندارد و از طرفی دیگر ادامه دادن این روال و نیمه جان گذاشتن پروسه‌ی اتحاد به نوعی خاک کردن به چشم کسانی است که امیدوار و خواهان یکپارچگی دوباره حزب هستند.بدون شک در چنین وضعیتی تلاش طرفداران اتحاد بدون نتیجه خواهد ماند.

  سوال:کنگره ۱۶ حدکا در مقابل این مسئله باید چه موضعی داشته باشد؟

  مهرپرور:هر کنگره‌ایی که تشکیل می شود یکی از کارها و وظایف اصلی آن،تحلیل و تفسیر چگونگی اجرای قوانین و مواضع و تکالیف کنگره‌ی قبلی خود است،کنگره ۱۶ هم همین وظیفه را دارد و لازم است که این مسئله را با دقت تجزیه و تحلیل کنند که چرا با وجود تصمیم و مواضع مورد پسند کنگره ۱۵ برای عادی کردن روابط و اتحاد حزب،اقدام های جدی صورت نگرفته است؟؟موانع و دلایل موفق نبودن این پروسه چه چیزی بوده است؟اگر واقعا مشخص شد کسی یا کسانی در این خصوص عمدا کم کاری کرده‌اند یا مخالف بوده‌اند،کنگره باید آن ها را آشکار کند و برای همه شناخته شوند.

  برای این موضوع در این کنگره موضع روشن و مشخصی برای رهبری آتی حزب گرفته شود.به هیچ وجه شایسته نیست که کنگره تصمیمات مبهم و غیر شفاف اتخاذ کند یا به رهبری آتی اختیار بدهد که بنا بر تحلیل و تفسیر خود،قدم بردارند.این به معنی تکرار روند سال های گذشته خواهد بود که مسئله‌ی اتحاد هر بار به بهانه‌ایی به فراموشی سپرده شده است.در واقع کنگره باید رهبری را مسئول اجرای موضعی شفاف و روشن کند،همچنین لازم است مسئله‌ی دو دمکرات برای یک بار و برای همیشه حل شود که مردم بیشتر از این در انتظار نباشند.

  سوال:بنابر نظرات افکار عمومی مردم در کردستان،هر دو جناح دمکرات در این مسئله‌ی انشعاب و جدایی و بی نظمی مقصر هستند؛به نظر شما در صورت عدم اتحاد حزب،چه راهکار دیگری برای تحمل کردن یکدیگر وجود دارد؟

  مهرپرور:همانگونه در جواب سوال های قبلی اشاره کردم ،انشعاب و جدایی اینبار کاری نبود که یک جناح به تنهایی انجام داده باشد بلکه در واقع کار و تلاش مشترک هر دو جناح بوده است.اگر طرفی تلاش برای انشعاب می کرد طرف دیگر نیز به گونه‌ایی شرایط را برای این جدایی فراهم می کرد.این یک واقعیت است که هر دو طرف در این فاجعه مسئول هستند و نمی توانند طرف دیگر را مقصر بدانند.

  وضعیت سیاسی منطقه به گونه‌ایی است که اگر حتی دو دمکرات هم اتحاد کنند،خطرات و موانع موجود در سر راه مسئله‌ی کرد در کردستان ایران آنقدر بزرگ و قدرتمند هستند که مبارزه و مقابله با آنان خیلی سخت و نا ممکن است چه برسد به اینکه اینگونه پخش شده‌اند و دسته دسته هستند.در این وضعیت حتی فردا هم دیر شده است…؛اگر انتظار داشته باشید که بدون اتحاد می توانند همکاری و هماهنگی با هم داشته باشند،نمی گویم غیرممکن ولی در واقع فکر نمی کنم که به جز رقابت و فاصله‌ی بیشتر متاسفانه در این خصوص آینده‌ایی روشن داشته باشند.

  همیشه امیدوار بودم  که این دو جناح دمکرات برای بار دیگر به حزب گذشته تبدیل شوند ولی در واقع بعد از گذشت چندین سال از گفتگوی بی ثمر،به این نتیجه رسیدم که مگر معجزه‌ایی روی بدهد وگرنه هیچ امیدی به اتحاد دوباره حزب ندارم.با این وجود از رهبری دو جناح درخواست می کنم که حزب را برای رسیدن به منافع خود بکار نگیرند بلکه کاری کنند که حزب به آن وسیله‌ایی تبدیل شود که در خدمت منافع ملت کرد در کردستان ایران باشد و این هم بدون اتحاد غیر ممکن است.

هاوری

1 Comment

  1. خطاب به یوسف خان اردلان
    جواب به اصطلاح برسی و مروی آنچه که در سنندج گذشته است
    اولا آغه پسر بچه از پس مانده های خاندان قبیله امپراتوری صفویان (اردلانهای والی یان کردستان )
    که از شیعه یان اصفهان در زمان صدرات صفویان به کردستان همچنانکه بعد از پایان صدرات فرصت طلبان چپ نما یعنی بعد از ۲۹ اردیبهشت ۵۹ از اصفهان اما اینبار نجف آبادی ها ! به کردستان سرازیر شدند اما اجداد تو یوسف خان اردلان در چند قرن پیش وارد شدند !
    آقایی که در مرور سرگذشت و بیوگرافی عزیزت که فراموش کرده اید قبلا در رسانه ها چه گفتید و یا نوشته اید ! من از خودت نقل می کنم
    من یوسف اردلان که البته نام خان ،فیودال ، اشراف را و غیره .. را در حال حاضر به خودت نسبت نمی دهید ! تویی که می فرمودید تا سن ۱۲ سالگی یا شاید هم کمتر پدر در حال حیات بود اجازه بهت نمی دادند به میان بچه های البته کوچه و( کولان ) مسجد داروغه ناف شهر، نه کانی کوزله نگون بختها!
    بروید و بازی کنید چرا حتمی شرم داشید که در رسانه از کثیف بودن بچه های طبقه متوسط به بالای شهر را دلیل اینکه پدر نمی گذارد و البته پدر می گفت بچه های کثیف !بازی کنید و فرمودید که با مرگ پدر آزادی برای بازی با بچه های محله شروع کردید! بهر حال آقای چپ نما آنهم از نوع ساواکی های پیکار قاتلین مجاهدین خلق سال ۵۴ آنهم به اظهار دوستانت به خاطر یک اطلاعیه که در زمان رژیم مزدور یهودی –امپریالیستی شاه دستگیر و زندانی می شوید البته دیکتاتوری آلاحضرتی که تحمل یک اطلاعیه را نداشته است ! نه به اصطلاح تو جوان اشراف زاده خانواده که در بالا ذکر شد در آن بزرگ شده اید !که دلخواه تمام اشراف از جمله خودت تا سنینی مورد علاقه ات بود اگر چه مزایای فرهنگی – سکسی یهودی –غربی حاکم بر جامعه آنزمانهای قبل از انقلاب پر پوست سرکار بوده! طبعتا سرکار قادر به تحمل حتی سوشالیسمی که بنده در بلوک شرق دیدم و لمس و حتی پذیرفتم ! نداشته اید و ندارید !را البته صد البته، سر کار نه تنها ، حتی فقیر ترین عنصر مهم در گروهگهای فرصت طلب شفق سرخی – ساوکیها پیکار که در سر زحمات شبانه روزی آنان از حاصل پنج گروهک به اصطلاح جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب ، به اصطلاح اتحادیه دهقانی ،به اصطلاح وحدت انقلابی و دو تای دیگر را به خاطر نمی آرم ! که در ۲۶ بهمن ۵۸ رسما گروهگ دست پخت شفق سرخ آلاحضرتی و ساواکیها پیکار به اصطلاح” سازمان انقلابی زحمکشان کردستان (کومله ) شکل گرفت ! همچناکه ایرج فرزاد مغر متفکر این گروه البته سک ایرج را با سرکار عوض نمی کنم ! در کتاب زندگی و زند گانی من اولا سرکار کاملا با مدرک بعنوان پیکاری که تا سال ۶۰ حاضر به عضویت گروهشان نمی پذیرفتند نه به خاطر پیکاری که به قول ایرج کامیون – کامیون اسلحه از طرف پیکار به گروهک ایشان تقدیم شده است در طول خونریزی های کردستان خاصه سنندج بخصوص قبل از اینکه رسما صدام عزیز اسلحه و پول تقدیم دارد ! بلکه نداشتن سوابق انقلابی خاصه با رنج و زحمات طبقات محروم جامعه ستم دیده حاصل وابسطگی به بیگانگان شما را با چه کارنامه ای خوبی سریعا به پذیرند ؟! اما همین ایرج در کتابش از کمکهای باور نکردنی عناصر اشراف زاده و بگ زاده ها مثل سرکار صحبت می کند ! مگر در اویل بهار ۵۸ نبود در اعتراض بعضی از عناصر انقلابی به صدیق خان کمانکر فرزند صالح بگ آلاحضرتی عموی زاده فرج الله خان کمانکر معروف به کمالی مسول شگنجه گر ساواک که بعد از انقلاب بدرک واصل شدند و در کتاب “کنگره اول کومله ” می فرمایند صدیق کمانکر خاین و قبل از انقلاب اخراج شدند ! می خواستم بگم که انقلابیون به خایین، به قول کومله صدیق خان گفته شد چرا عبدالله خان بابان را به گروهک به اصطلاح جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب راه داده اید در جواب به دوست من می گوید ! کاک عبدالله ۲۵ ماشین لاندی ور را برایمان خریده است !
    ادامه دارد ……….

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.