سهم هورامی ها در صورت اتحاد مجدد

گروه خبر و تحلیل دیار و نادیار:

مدتی است تب و تاب همکاری مجدد، بازشدن باب مذاکرات و در نهایت اتحاد مجدد حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا) و حزب دمکرات کردستان (حدک) بالا گرفته است. هرچند افرادی نظیر خالد ونوشه و کاوه بهرامی با کارشکنی های مختلف زمان و شرایط این برنامه را به تأخیر می اندازند اما بویژه پس از برگزاری کنگره ۱۵ حدک مجموعه شرایطی پدید آمده که این پروسه ناخودآگاه کلید خورده است.

از یک سو دیگر آن طیف سنتی، قدیمی و مخالف بحث اتحاد و همکاری مجدد در حدک از دور قدرت خارج شده، از طرفی فشارهای بیرونی برای هرچه سریعتر رقم خوردن این حادثه ادامه داشته و از سوی دیگر هجری که از مخالفین سرسخت اتحاد مجدد بود نرم تر شده است.

در تفسیر این رویکرد و موضع گیری سیاسی هجری که به تبع آن افرادی نظیر کاوه بهرامی نیز در ظاهر نرم تر شده اند چند نکته مطرح است :

نخست آنکه:

 بدون شک فشارهای وارده به هجری و نگرانی او از تقلیل سطح شناسایی مقامات اروپایی و آمریکایی از او و حزب متبوعه او (حدکا) به سبب اخذ مواضع تکروانه و لجبازانه آنها در خصوص منشعبین بحث جدی است. وقتی که علی رغم حضور یکماهه هجری در آمریکا هیچ یک از مقامات درجه دو و حتی درجه سه آمریکایی با او ملاقات نمی کنند ولی از یک سو لاسکاریس شخصاً با هیئت همراه به قلعه منشعبین می رود و با خالد ملاقات می کند. وقتی که به بهانه های مختلف ویزای بریتانیا به دبیرکل یک گروه (شخص مصطفی هجری ) نمی دهند ولی جناح رقیب آنها در بالاترین سطح (دبیرکل خالد عزیزی)  در اجلاس بریتانیا شرکت می کند! وقتی که با تصویب و حمایت های مالی مقامات آمریکایی وضعیت مادی کادرهای منشعبین اندکی بهتر می شود ولی جناح هجری در جذب همین کمک های ناچیز وامانده، خود دلیلی بر نرمش هجری است.

دوم آنکه :

هجری زمانی به شدت به دنبال کسب پست و جایگاه بود که خود در رأس امور زمام ریاست و قدرت را در دست داشته و به هیچ وجه حاضر نبود برای خود مزاحم و چالشگری داشته باشد. اکنون دوران هجری رو به افول بوده و حدود یکسال به دوران قانونی دبیرکل وی باقی مانده است. طی این دوره چهارساله دوم هجری سعی کرد مخالفیت اصلی (لادرها) را از صحنه به در کرده و با مخالفین دست دوم (هورامی ها) به انحاء مختلف (از اعطای پست فرمایشی و خارج از چارچوب در کنگره ۱۴ گرفته تا قول ریاست آینده به آنها) سازش و توافق کرده و جو یکدستی را به نفع خود فراهم آورد. پس از این دوره هم معلوم نیست وی در کنگره ۱۵ چه سهمی داشته باشد. چه بسا به سرنوشت ملاحسن و امثالهم دچار شود. بنابراین هر چه به سمت برگزاری کنگره ۱۵ حدکا به پیش برویم اگر نگوییم نرمش، حداقل لبه تیز مخالفت هجری با منشعبین کند تر خواهد شد. هجری انگیزه ای برای پافشاری و مخالفت ندارد!

سوم آنکه:

 هجری هنوز نمی داند که پس از وی هورامی ها با منشعبین متحد خواهند شد یا خیر؟! اگر اینگونه شود قطعاً برای از صحنه به در کردن مصطفی هجری، چه بسا او را در کنار ملاعبداله حسن زاده به عنوان عامل انشعاب و اختلاف جلوه داده و به اروپا یا جای دیگر تبعید نمایند. بنابراین عاقلانه است که تا مهلت دارد و زمان تصدی ریاست خود تمام نشده در اواخر دوران خود این افتخار را به نام خود رقم زده و آینده حزب را با ترکیب جالب نیروهای شمال حدک و جنوب حدکا دچار چالش کند!؟! آنگاه دوباره برای سازش مجدد دست به دامان هجری خواهند شد. اینگونه هم اعتبار خود را حفظ می کند هم از صحنه بدر نخواهد شد.

اما هورامی ها :

هورامی‌ها

کاوه بهرامی که از مخالفین سرسخت اتحاد بود اکنون در ظاهر از ترس کاک مصطفی سکوت کرده اما نرمتر نشده چرا که می داند ادغام = تضعیف آینده موقعیت هورامی ها.

اگر می بینید شاهو در اجلاس بریتانیا کنار خالد می نشیند این از زیرکی خالد است نه تدبیر و خواست شاهو. شاهو حسینی مسئول فرمایشی خارج و عضو غیرقانونی کمیته مرکزی حدکا آن قدر ها فهم سیاسی ندارد که خوب را از بد تمیز داده و بداند چه عواقبی در انتظار این کنار هم نشستن است. بر خلاف افراد توانمندی در خارج کشور نظیر میروعلیار، شاهو چندان کار حزبی بلد نیست. یکسری اطلاعات از عراق به او می رسد که سعی می کند با دادن آنها به فرانسوی ها برای خود جایگاهی دست و پا کند. و الا سرگرمی روزانه او در وهله اول معشوقه جدیدش (از پاوه) و در وهله دوم (مواد مخدر ارسالی از هلند) می باشد. لذا بیشتر منفعل است تا فعال!

نظیف قادری و تیمور مصطفائی سیاست مدار و فرصت طلبند و بیشتر چشم به زبان هجری و خواست قدرت ها (پارتی، آمریکا و… می باشند) ولی در باطن هیچ یک راضی به این اتحاد نیستند.

در مجموع هورامی ها  این چهار سال صبر و انتظار کشیده اند تا طعم شیرین قدرت و ثروت را در قالب دبیرکلی حزب بچشند. هر چند آنها در داخل کشور بسیار ضعیف عمل نموده و اصولاً جایگاهی در جنوب ندارند ولی در خارج کشور و عراق به واسطه باج هایی که از هجری گرفته اند تقریباً از هم اکنون تمامی پست های حساس را اشغال کرده اند و فقط دبیرکلی را کم دارند. از نظیف قادری گرفته تا تیمور مصطفائی، کاوه بهرامی، خسرو بهرامی، شاهو حسینی و… کاوه بهشتی زاده و مناصب فرمایشی پایین تر. آیا حاضرند این شرایط ایده آل کنونی را با تقسیم قدرت از دست بدهند؟!

 از طرف دیگرآیا طیف شمالی های حدک که تازه قدرت گرفته اند با طیف هورامی ها (جنوبی های) حدکا که تازه می خواهند قدرت بگیرند خواهند ساخت؟! چطور دو تشنه قدرت می تواند در یکجا جمع شوند؟ خالد و طرفدارانش که به هیچ یک از جنوبی های طیف خود جایگاهی در جماعت خودشان ندادند (حتی اقبال صفری علی رغم اینکه رأی دوم کمیته ناوندی را آورد پست درخور توجهی نگرفت و حتی جرأت نکرد کاندید دفتر سیاسی شود؟) حاضرند زیر بار سلطه خاندانی و خویشاوندی هورامی ها در حدکا بروند؟ بویژه که مصطفی هجری هیچ قولی به رأی آوردن کمیته مرکزی منتخب کنگره ۱۵ حدک در انتخابات کنگره آینده حدکا نداده است؟ اگر نظر نگارنده را خواسته باشید احتمال همگرایی جنوبی های حدک (طیف اقبال صفری، رامبد، سیامک وکیلی و… ) با جنوبی های حدکا(خاندان بهرامی ها و نظیف قادری  و… ) بیشتر است تا ادغام طیف حاکم فعلی!؟!؟ و این دومی بیشتر شبیه جوک می ماند!

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.