“۲۲ تیر، صفحه ای از تاریخ ، بهانه ای برای قهرمان سازی”

دیار و نادیار:

"22 تیر، صفحه ای از تاریخ ، بهانه ای برای قهرمان سازی"

اگر صفحات تقویم را ورق بزنیم، به مناسبت های گوناگون بر می خوریم که هریک خاطرات چندی را در صفحه اذهان تداعی می سازد. گاهی این مناسبت ها برگرفته از تاریخ یا واقعه ای بزرگ بوده که امروزه یاد و خاطره ای بیش از آن نمانده است. اصولاً فلسفه وجودی چنین مناسبت هایی نیز، پرداختن، تفکر و درس از آن برهه از تاریخ یا واقعه ای که در آن صورت پذیرفته می باشد. روز معلم، روز زن، روز پزشک، روز پرستار، روز دولت همه و همه علاوه بر اینکه به نمادی سمبلیک جهت پاسداشت از یک قشر خاص جامعه مبدل شده، یادآور واقعه ای تاریخی بزرگی می باشد، که اقدامات خارق العاده یا به یاد ماندنی فرد یا افرادی سرمشق و الگوی نسل بعدی او گردیده است.. به هرحال تاریخ حافظ و نگهبان نام های و کارهای نیک و زباله دان کردار نادرست است. البته گاه این مناسبات در تقویم نوشته شده و گاه بسیاری از آن نانوشته اند. گاهی معتبر و گاهی مجعول و ساختگی به نظر می رسند. گاهی نیز انحراف تاریخ می تواند مناسبت ساز باشد که البته در این مقوله نمی تواند اهدافی واقع بینانه، خیرخواهانه و اصلاح گرایانه در پس آن نهفته باشد. اغلب یا ناشی از جهل است و یا عقلانیتی سودجویانه و فرصت طلبانه در پس آن نهفته است. این یعنی بهانه ای برای دست یابی به هدفی نا میمون.

یکی از این مناسبت ها که اتفاقاً در چند ساله اخیر مورد توجه گروهک های ضدانقلاب قومگرای کرد در خارج از کشور و به تبع آن بیگانگان و دشمنان نظام مقدس ج.ا.ا قرار گرفته و به بهانه آن سعی در مانور تبلیغاتی بر علیه ایران دارند، ۲۲ تیر می باشد. ۲۲ تیر روزی که سال ها پیش در چنین روزی عبدالرحمن قاسملو دبیر کل وقت حزب منحله دمکرات کردستان در وین اتریش در یک نشست مذاکراتی با افرادی از جمهوری اسلامی ایران، مورد سوء قصد قرار گرفته و درگذشت. اتفاقاً در این حادثه طرف ایرانی نیز به شدت زخمی شد.  به هرحال قاسملو در آن زمان دشمن مسلح و متجاوز جمهوری اسلامی ایران بود اما اینکه این اقدام واقعاً توسط جمهوری اسلامی انجام شده یا خیر، اینکه آیا صدام و کشورهای اروپایی در این واقعه نقش داشته اند یا خیر، اینکه رقبای قاسملو در حزب منحله دمکرات دستی در این اقدام داشته اند یا خیر، خواستی بوده که همه اطراف قضیه تا کنون به سرپوشیده ماندن آن راضی بوده و هیچ یک حتی کشورهای اروپایی حاضر به بررسی دقیق پرونده نیستند. از کم و کیف این اقدام و علل و عوامل آن که بگذریم، ماجرای های پس از این حادثه بسیار بحث برانگیز تر از خود آن است. اینکه حزب منحله دمکرات چه گروهی بود و جوانان امروز کشور چه اطلاعی از آن دارند و این که شخصیت قاسملو چگونه شخصیتی بود، نیمه پنهان ماجرا است که هیچ گاه در رسانه های بیگانه و ضدانقلاب به آن پرداخته نمی شود. لاجرم سعی دارند با تکنیک مظلوم نمایی، همنوا با دشمنان کشور، این فرد را به عنوان سمبل مظلومیت کرد جلوه داده و کشته شدن آن را نیز قربانی شدن فردی به عنوان نماد مبارزاتی حزبی برای حق و حقوق کردها جلوه دهند. تبلیغاتی که متأسفانه گاه در قشر محدودی از جامعه کردی اثر گذار شده و منجر به برخی از تحرکات آنها می گردد. به هرحال آگاهی بخشی به همان قشر از جامعه نیز بخشی از رسالت رسانه است. شاید جوانان امروز کرد کمتر با واقعیاتی که ۳۰ سال پیش در غرب این کشور اتفاق افتاده آشنا باشند. در این مقال سعی نداریم به بررسی ابعاد مختلف شخصیت قاسملو و یا عملکرد حزب منحله دمکرات کردستان بپردازیم. اما ذکر مصادیقی از آن برای تأمل بیشتر، خالی از لطف نیست:

  به راستی قاسلمو که بود؟ یک قدرت کاریزماتیک؟ یک مسعود رجوی شماره ۲؟ یک قربانی که خیلی ها به اسم و رسم مرده بودن آن نیاز داشتند، چراکه می خواستند سال ها آن را علم کنند؟ و…

 مانــس اشپرنر؛   در کتاب ” جباریت ” چنین می نویسـد :

مادام که: شـرایط و مناسبات زاییده اوهام و خرافات باقی است،  ظلمت وکهنه پرستی هم دوام دارد ؛  کهنه پرستی وخرافات است که فرد جاه طلب با اتکاء آن به جایگاه خدایی می رسـد، ازشرایطی برمی خیزد که نافی زندگی انسانی : (( آزادی وآگاهی )) است ؛  البته نیازدیگری هم وجود دارد که پاسخ به آن موجب تسهیل کار این(( جـاه طلبـی وغـرور )) میشود:  هرملتی به راهبروراهنما احتیاج دارد.  اینــکه: اکثررهبران حزبی فـریبکاراز آب درمی آینـد ؛  صدمه وخسرانی است که از رهگذر این احتیاج به مردم وارد می شود.

این جمله شاید توصیف خوبی برای قاسملوی آن زمان یعنی دبیرکل وقت حزب منحله دمکرات باشد، که آن روز قشر نا آگاهی از کرد نیازی به چنین شخصیتی داشت. اما حزب منحله دمکرات نیز آن گروهی بود که فردای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و اعلام جمهوری اسلامی، به سرکردگی قاسملو سلاح به دست برداشته، ادعای خودمختاری و تجزیه طلبی از کشور نموده و سال های سال علاوه بر نام امن ساختن مناطق غرب کشور، بسیاری از جوانان این مرز و بوم را به خاک و خون کشیده و امکان هرگونه توسعه و آبادانی منطقه به واسطه سرمایه خصوصی و دولتی را سلب نموده است. این اقدامات جدای از پرونده مزدوری آنها با رژیم بعث و صدام است. خوب اینها همه برای یک اپوزیسیون ضدانقلاب جمهوری اسلامی شاید طبیعی به نظر برسد، به هرحال کار دشمن، دشمنی و ایجاد نا امنی است. اما بحث دیگر یعنی خیانت به خلق کرد و کردستان از یک گروه مدعی مدافع حقوق کرد، نه تنها گناهی نابخشودنی است، بلکه در هیچ برهه ای از تاریخ سابقه ندارد. اینکه شما به اسم یک خلق علم برافراشته و به خود آن خلق هم تابع شرایط مختلف خیانت کنی، در سوابق مبارزاتی هیچ گروهی سابقه تاریخی ندارد. ادامه بحث ما هم همین نکته است که ابعادی بیشتر از شخصیت قاسملو را روشن می سازد.

عبدالرحمن قاسملو فرزند وثوق به شماره شناسنامه ۷۱۰ در مورخه  ۲۲ دسامبر سال ۱۹۳۰ م برابر با ۱ دیماه (۱۳۰۹ شمسی‌)‌ در یک خانواده‌ زمین دار ثروتمند در روستای دره قاسملوی شهر ارومیه متولد شد. تحصیلات ابتدایی‌ و متوسطه را ابتدا در ارومیه‌ (تا سال ۱۳۲۶ ه.ش) وسپس در تهران به پایان رسانید. هوش و استعداد او در همان دوران تحصیل زبانزد عام و خاص بود. بنا بر دست نوشته های اطرافیان و دوستان نزدیک وی، او در ظاهر فردی آرام و دارای اخلاقی ملایم و در برخوردها شوخ و بذله گو بوده و کمتر اتفاق می افتاده که وی عصبانی شود. خودخواهی، پول پرستی علاقه به خوردنیها و نوشیدنیها از دیگر خصوصیات وی است. قاسملو بسیار کینه توز بوده به طوری که خوبیها را به زودی فراموش و بدی ها را در حق خود هیچ گاه فراموش نمی کرده است. یکی از افراد جدا شده از حزب در کنگره چهارم در این خصوص می گوید: او مردی عیاش و فاسد و آلوده به فرهنگ غرب بود که تلاش زیادی برای ترویج آن در حزب می نمود. هیچ گاه هیچ کس نگفت قاسملو در زمانی که فعالیتهابی حزب رو به رکود بود، ما را به ساواک فروخت. خود آقایان هم می دانند، اما اصولاً پس از انقلاب شخصیتی جز قاسملو برای اتحاد کردستان نداشتیم و نمی بایست وجهه ایشان را در آن مقطع حساس تخریب می کردیم.! اما بعدها خودمان هم باورمان شد که ایشان انسان فرهیخته ای هستند. “

البته هلنه یا نسرین (همسر قاسملو)، که اهل چکسلواکی و با خط و مشی مارکسیستی بود، اصالتاً صهیونیست بوده و نقش بسزایی در خط دهی سیاسی به قاسملو داشت. این زن به فارسی  و کردی هم مسلط بود، البته خود قاسملو نیز به زبان های فارسی، کردی، ترکی، عربی ، انگلیسی و فرانسه مسلط بوده و قلم خوبی هم در روزنامه نگاری داشت.

هیچ گاه هیچ کس در زندگی نامه قاسملو به دوران قبل از حزب و فعالیت های او در آن زمان نپرداخته است. اینکه وی از سال ۱۳۲۳ با طرفداران کسروی تحت پوشش حزب جوانان توده فعالیت می کرده و یا اینکه در ۲۴ خرداد ۱۳۲۴ به عضویت سازمان حزب توده در می آید، مجدداً ریشه هایی از تفکرات چپ وی را زنده می سازد. در سال ۱۳۳۱ در کمیته شماره ۱ حزب توده مشغول به فعالیت می شود.  در سال ۱۳۳۲ کمیته حزب توده در مهاباد را راه اندازی نموده و در سال ۱۳۳۵ (به دلیل انتشار اعلامیه به نام حزب دمکرات و کنار زدن فعالیت های توده ای) روز دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۳۵ در سر قرار ساواک دستگیر می شود. در واقع این دستگیری بهانه ای برای فشار به وی برای جلب همکاری بوده است. چراکه پس از صحبت های چند تن از مسئولین ساواک برای جلب همکاری وی، آن هم در حضور بختیار، پس از سه روز به صورت کاملاً سفید آزاد می شود، مشروط بر آنکه با ساواک در خصوص فعالیت های حزبی کردی، همکاری داشته باشد.  قاسملو که به نوعی نگران لو رفتن وجهه اش نزد احزاب کرد عراقی و جریانات کرد داخلی در آن زمان بود سعی می کند به بهانه تحصیل از کشور خارج شود. اما پس از انقلاب عراق، فضا را مهیا دیده و با بودجه سازمان امنیت عراق شروع به تشکیل جریانی موازی بر علیه کردهای آنجا می کند که در نهایت منجر به درگیری های او با اسحاقی می شود و در آنجاست که اسحاقی این جمله تاریخی را به قاسملو گفته و بخشی از واقعیات را آشکار می سازد :” تو تا به حال ما را دنباله روی حزب توده کرده بودی و با ساواک هم همکاری داشتی و کل سازمان ما را در ایران به دست پلیس دادی ! حالا هم در عراق با امنیتی ها زد و بند داری و… “ . م. ح در این زمینه می گوید” همان زمان هم یکی از روزنامه های ملی کردستان وابسته به خودمان مطلب می زند که قاسملو عضو سابق رهبری به دلیل ضعف و تسلیم شدن به پلیس و دادن قول همکاری و همچنین ربودن دو فقره پول از حزب، بنام خائن به نهضت خلق کردستان در کردستان ایران از صفوف حزب اخراج می شود و هیچیک از ماها حتی فکر آن را هم نمی کردیم که بعدها وی مجدداً دبیر کل حزب شود و این را در خواب هم  نمی دیدیم.. در سال ۱۳۴۳ هجری شمسی  در کنگره دوم حزب دمکرات، بنا برا پیشنهاد احمد توفیق (عبداله اسحاقی)، قاسملو به دلیل خیانت به حزب، همکاری با ساواک و لو دادن بسیاری از اعضای حزب، فساد مالی و ربودن دو فقره پول از گروه اخراج می شود!!!” به دنبال این قضایا حتی به دنبال توطئه ای که قاسملو با همکاری رژیم بعث تدوین می کنند، احمد توفیق را کشته و کنگره سوم حزب در سال ۱۳۵۲ را تشکیل می دهند!!! – آیا طرفداران احمد توفیق در صدد جبران این قتل برنیامده که مجدداً با همکاری رژیم بعث طرح کنار زدن قاسملو را بریزند؟- ضمن تدوین اساسنامه ای جدید، قاسملو به جای اسحاقی دبیرکل می شود! در فضای پس از انقلاب بیشترینسوء استفاده را قاسملو می کند،  یک آدم عیاش فاسد و عامل ساواک و عامل کشتن احمد توفیق و فروختن بسیاری از حزبی ها که تا قبل از انقلاب اصلاً نامی از وی نبود، به یک شبه در میتینگ مهاباد به رهبر جریان کردی مبدل می گردد! م.ح می افزاید:” تعجب بیشتر من آن است که حتی در سال ۱۳۵۸ در کنگره چهارم حزب که در مهاباد تشکیل شد، علی رغم آنکه غنی بلوریان بیشترین آراء را  آورده بود، مجدداً با حیله و نیرنگ، قاسملو رهبریت را در دست گرفت و جالب آن است که تمام حضرات حاضر در کنگره هم این را می دانند و حتی این زمینه ای شد برای جدایی بسیاری از افراد در حزب ولی برخی دیگر حافظه تاریخی خوبی ندارند. در پی این نیرنگ وی تمام مصوبه های کنگره چهارم را تغییر داد که چنین قانون شکنی در تاریخ هیچ یک از احزاب سابقه نداشته و لکه ننگی در تاریخ حزب دمکرات است. این حرکت  بنای بدعت و توطئه و نگاه بدبینی به جریانات کرد و جنگ های داخلی کردستان در آن زمان را گذاشت. و سرآغازی شد برای انحراف را حزب دمکرات و مزدوری این گروه!  قاسملو آن زمان فرصت را غنیمت شمرده و برای اینکه حزب را یکدست نماید، با دادن بیانیه ای، افرادی که انشعاب کرده بودند را به عنوان خیانت به جنبش کردستان، اخراج می کند.”

 قاسملو پس از آن سیاست نزدیکی به سازمان منافقین را پیگیری می کند. نزدیکی به سازمانی که در کشتار کردها با صدام نهایت بی رحمی خود را در قضیه انفال ثابت کرد و با پیوستن به شورای ملی مقاومت، لکه ننگی در کارنامه حزب ثبت می کند که حتی رهبران کنونی جرأت پرداختن به این قسمت از تاریخ زندگی قاسملو را ندارند. در فاصله کنگره  ۵ و ۶ با اخراج کلیه مخالفین، حزب را کاملاً یکدست نمود. م.ح می افزاید: “دیکتاتوری قاسملو آن قدر زیرکانه و گسترده بود که حتی خود آقایان و حضرات کنونی هم شاهد آن بودند که در کنگره ۶ نیز علی رغم آنکه حسن رستگار بیشترین آراء را آورد، مجدداً قاسملو رئیس شد. و مشی سوسیال دمکراسی را علی رغم مخالفت خیلی ها برگزید و تغییر جهت داد! … من نمی دانم چرا هر دفعه انتخابات می شد به کس دیگری رأی می دادند اما قاسملو دبیر کل می شد، اصلاً در کنگره های حزب حتی یکبار این آقا رأی نیاورد اما نمی دانم چه قدرتی داشت که هردفعه دبیر کل می شد. هر دفعه هم مخالفینی داشته که انشعاب می کردند اما باز ما درس نمی گرفت. حتی ملا حسن در کنگره ۸ که جدا شد، مجدداً درس نگرفتند. اصلاً بنای این انشعابات، نفاق ها ، دودستگی ها و خودراییها را قاسملو در حزب کاشت.  قاسملو خیلی هم خونسرد و تک رو بود.  مشکلات بزرگ را آسان جلوه می داد و با خونسردی کار خود را پیش می برد.شاید یکی از دلایل حادثه وین خونسردی بیش از حد وی و توجه نکردن به صحبت های اطرافیانش بود. عجیب است از این آقایان خصوصاً حسن شرفی که در مراسم تدفین قاسملو در فرانسه در نزد برنارد کوشنر و توماس هامربرگ آن سخنرانی را کرد…!! اما خوب این آقایان آن روز و امروز به برجسته سازی شخصیت قاسملو برای تداوم استیلای همه جانبه خود احتیاج داشتند.”

اگر بخواهند حادثه وین را وارونه جلوه دهند، انجاست که بی بی سی و صدای آمریکا و به تبع آنها تلویزیون های دمکرات و کومله تا کنون چندین فیلم بازسازی کرده و قاسملو را نماد مظلومیت جلوه می دهند. اگر بخواهند از ویژگیهای قاسملو قلم فرسایی کنند، آنجاست که کارول پرونهابر (Carol Prunhuber)، نویسنده ونزوئلایی، با هدایت های افراد حزب منحله دمکرات، یک شبه رفیق دیرین و سالیان سال قاسملو شده و یک کتاب قطور با نام : “آرزو و مرگ رحمان کرد، رؤیای کردستان ” به زبان اسپانیایی می نگارد و جالب اینجاست که کتاب به سرعت توسط  شرکت انگلیسی universe به چاپ رسیده و سایت این مؤسسه نیز کتاب را برای فروش در دسترس دانلود همگان قرار می دهد.

 و اما اگر باصطلاح پیروان راه قاسملو بخواهند سخنی از خدمت وی به کردها به میان  آورند، آنجاست که قلم و اسناد و تاریخ عاجز و دریغ از یک جمله نوشتار می ماند که ما برخی از آن را بازگو می کنیم تا نشان داده شود این مرد به چه اندازه نه به فکر منافع شخصی خود و رابطه اش با رژیم بعث و سازمان مجاهدین، بلکه مدافع راستین حقوق کردها بوده است؟! قاسملو در یکی از مصاحبه‌هایش با روزنامه آبزرواتور فرانسه (۲/۳/۸۱ ) می‌گوید: «عراق همچون سایر کشورها کمکش را به ما پیشنهاد کرد. اما ما فقط پیشنهادهای محدود را با احتیاط کامل می‌پذیریم, از آن جهت که به هیچ‌کس وابستگی نداشته باشیم.» در سال‌های بعد قاسملو برای نشان دادن وطن دوستی اش این طور ابراز می دارد: «صدام به ما وابسته است ما باعث شده‌ایم تا بیست هزار یا شاید هم دویست‌هزار سرباز ایرانی در جبهه کمتر علیه صدام وارد جنگ بشوند! چون آن سربازها در کردستان مستقر شده‌اند. عملاً توان نظامی جمهوری‌اسلامی پایین آمده و امروزه ما از تضاد میان دولت‌ها به نفع خودمان استفاده می‌کنیم.» البته به این رابطه و نزدیکی صدام و گروه قاسملو انتقاد می‌شود. در حالی که در همان زمانِ جنگ هم دولت عراق به کشتار کردهای عراق و بمباران کردستان ایران ادامه می‌دهد. خیلی همراهی نمی‌کند و اشاره نمی‌کند که چه تعداد از کردهای عراق و ایران در این کشتارها از بین می‌روند.

غم انگیز ترین حالت واقعه سال های آخر دهه ۱۹۸۰ میلادی است. زمان شروع جنگ ها و بمباران های شیمیایی صدام است. که پس از هیروشیما از آن به عنوان فاجعه آمیز ترین حادثه غیرانسانی و جنگ نابرابر قرن یاد کرده اند. وقتی که صدای هواپیماهای جنگی در شهرهای کردنشینی نظیر سردشت و حلبچه می پیچید، بمب هایی بی صدا فرود می آمد و همه می ماندند تا دود ناشی از آن را ببینند. ابتدا فکر می کردند که هیچ اتفاقی نیفتاده است. اما بعد، می دیدند که پرندگان یکی یکی دارند از روی درخت ها و در آسمان به روی زمین می افتند. هر جنبنده ای از حرکت باز می ماند. گلوها می سوخت و صدای سرفه می آمد. یواش یواش صدای ناله زن ها و کودکان بلند می شد و هر کس به یک جایی فرار می کرد. بیچاره مردم، چه می دانستند که چه بکنند؟ درحین فرار نیز مانند خوشه زاری از گندم که دچار حریق شده باشد، پر پر شده و بعضی زنها بچه در آغوش به زمین افتاده و دیگر برای همیشه از حرکت بازمی ماندند. بعضی ها که زنده ماندند نیز برای چند نسل ناتوان، علیل، ناقص الخلقه، ناتوان و هنوز میراث دار آن جنایات هستند.

راستی در مقابل این همه جنایت، آن مدافعین دروغین حقوق کرد کجا بودند؟!؟

درتاریخ ۱۷/۳/۱۹۸۸ حمله شیمیایی به حلبچه رخ داده، تعداد زیادی از مردم آنجا تلف شده‌اند و تقریباً هفت ماه از بحران گذشته اما هنوز قاسملو حاضر نیست بپذیرد که علیه کردها در عراق از بمب شیمیایی استفاده شده است. پس از آن از آقای قاسملو در مصاحبه با کل‌العرب، سؤال می‌شود رادیو بی.بی.سی از قول شما گفت که عراق از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده است. قاسملو می‌گوید: «بنده این خبر را تکذیب نموده‌ام. هنگامی که از من درباره کاربرد سلاح‌های شیمیایی سؤال شد، پاسخ دادم کاربرد سلاح‌های شیمیایی را به‌طور کامل مطالعه می‌نمایم و بعد از مطالعه گزارش‌های هیئت اعزامی سازمان ملل متحد به شمال عراق، هیچ‌گونه نشانه‌ای دال بر استفاده از سلاح‌های شیمیایی مشاهده نکردم و نظر به این‌که ما فاصله بسیار نزدیکی با منطقه درگیری‌ها داریم، اثری از این سلاح‌ها مشاهده ننموده‌ایم!!!.» آری درست است، قاسملو این فجایع را ندید چون به صلاحش بود که نبیند، جیره خوار و همدست جنایتکار هیچ گاه جنایات خود را نمی بیند.  این در حالی است که هفت‌ماه از آن فاجعه وحشتناک انسانی که ۵۰۰۰ نفر کرد در آن کشته شدند می ‌گذرد و ادامه می‌دهد: «من نمی‌توانم درباره چیزی که ندیده‌ام اظهارنظر کنم، ولی به رأی‌العین دیدم که رژیم ایران دو بار از سلاح‌های شیمیایی علیه کردها استفاده کرد!!!. بار اول در ۱۹۸۲ و بار دوم در ۱۹۸۷ روزی که حزب ما تأسیس شد، آنها با تمام قوا مقر اصلی ما را مورد هجوم قرار دادند و از سلاح‌های شیمیایی علیه ما استفاده کردند. شاید گزارش بی.بی.سی اشتباه باشد. سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا فقط بی.بی.سی گزارش را منتشر کرده؟» این روش، روش مذبوحانه‌ای بوده و قاسملو قصد فرافکنی دارد. اداکه می دهد:” ما با عراق روابط دوستانه‌ای داریم. آنها می‌خواهند روابط ما را خدشه‌دار کنند. من نمی‌خواهم کسی را متهم کنم، ولی برخی از گروه‌های کرد عراقی مفهوم و اهمیت جنگ بین ایران و عراق را درک نمی‌کنند، ما به آنها بیشتر نزدیک بودیم و می‌دانستیم اگر عراق در جنگ پیروز شود، به نفع کردها تمام خواهد شد و چنانچه ایران بر عراق پیروز شود، سلاح خود را به طرف کردها نشانه‌گیری خواهد کرد.» و اشاره هم می‌کند: «امروز وضع اقتصادی کردها بدتر از زمان شاه است و آن موقع وضع بهتری داشتند- راست هم می گوید چون ایشان زمان شاه با ساواک همکاری داشته و به واسطه این خوش خدمتی ها بورس تحصیل در چک را دریافت نمود بنابراین اوضاع وی زمان شاه بهتر بود. حتی آن قدر قدرت داشت که احمد توفیق را از صحنه به در کرد- ولی در شرایط کنونی رژیم فعلی در مسائل شخصی افراد دخالت می‌کند. به‌طور مثال اگر بخواهی گوشت بخری و نیاز روزمره خود را برآورده سازی، باید قبلاً از ملایان اجازه بگیری، چیزی که در دنیا سابقه ندارد.». این حرف‌های قاسملو برای فرار از بحث جنگ شیمیایی عراق است. در جایی دیگر هم قاسملو با «الدستور» مصاحبه می‌کند و می‌گوید: «وضع کردهای عراقی خیلی بهتر از کردهای ایرانی است. در حالی که مقامات ایرانی اجازه نمی‌دهند کردهای محلی کشور به زبان خود تکلم کنند، کردهای عراقی از زبان و فرهنگ خود بهره گرفته و از مطبوعات و رسانه‌های تبلیغاتی، مدارس و وسایل ابراز هویت قومی برخوردار می‌شوند.- قاسملو نمی گوید واقعه انفال را صدام و منافقین (مجاهدین خلق) برعلیه کردها پیاده کردند، ایشان نمی گوید سردشت و حلبچه تحت وحشیانه ترین حمله در تاریخ بشریت قرار گرفت، ایشان خوشحالند از اینکه کردها در عراق حداقل می توانند کردی صحبت کنند و نشریه کردی دارند. نمی دانستند که در همان زمان در ایران، استاندار کرد داشتیم!-اینها درست بعد از کشتار در حلبچه و نابودی هزاران روستای کرد در عراق است. – در همان مصاحبه (۳/۱۰/۱۹۸۸ ) می‌گوید: «اولین قانون در دنیا که موجودیت ملت کرد را با این صراحت به رسمیت می‌شناسد، قانون عراق است.-مستند این قوانین انفال، حلبچه و سردشت است و این از قانون جنگل هم بدتر است!- تفاوت‌های زیادی بین عراق و ایران وجود دارد. بر چه اساس می‌توانیم با رژیم ایران گفت‌وگو نماییم؛ رژیمی که موجودیت ملت کرد را به رسمیت نمی‌شناسد. تا آنجایی که من اطلاع دارم، رهبران عراق، مشکلات کردها را به خوبی درک می‌کنند- و پاسخ آن را با سلاح شیمیایی می دهند!- و این یک امر اساسی برای توافق بین طرفین است. عراق تنها کشوری است که زمینه مذاکره و تفاهم با کردها را فراهم ساخته است- مصداق آن حلبچه و انفال!!!-.»…..

البته تمام این وضعیت و نوشته ها برای سرکرده های فعلی حزب منحله دمکرات کردستان، امری روشن و مبرهن است. خود شاهد این فجایع بوده و در برابر آن سکوت کردند. هیچ موضعی نگرفتند. حتی محکوم نکردند! این مطالب برای روشنگری نسل جوانی است که اطلاع و استنادی از تاریخ فراز و نشیب های انقلاب اسلامی ایران ندارند. واقعیاتی که به دلیل برخی مصلحت ها گاه مهجور مانده و مرور نمی شود. غافل از آنکه بیم آن می رود که دشمن تاریخ را به شکل دیگری جلوه داده و روزی فرارسد که دیگر توان مقابله ای در برابر این حجم تاریخ سازی مجعول میسر نباشد.

منابع و مأخذ:

۱-     چپ در ایران به روایت اسناد ساواک : حزب دمکرات کردستان ایران (انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی)

۲-     احسان هوشمند، نشریه چشم انداز، ویژه نام کردستان، شماره ۱

۳-     مانس اشپرنر، جباریت

۴-     مصاحبه قاسملو با الدستور

۵-     مصاحبه قاسملو با کل العرب

۶-      مصاحبه با م.ح از اعضای جدا شده از کنگره ۴ حزب دمکرات کردستان

۷-     شبکه جهانی سحر، فیلم دیار و نادیار

۸-     سایت شرکت چاپ و انتشارات یونیورز

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.