مخالفین بلاتکلیف و گوش‌های جنبان برای جنگ

ابراهیم حسین‌بر

همزمان با تحولاتی که در برخی کشورهای عربی شاهد آن بودیم (انقلاب عربی)، بسیاری از افراد شاخص به اصطلاح اپوزیسیون، جو حاکم بر این تودۀ مخالف را شرایط یأس و انتظار توصیف می‌کنند. یأس از این دیدگاه که امید چندانی برای ایجاد تحول (سرنگونی حکومت از نگاه مخالفین) در ایران مانند جهان عرب وجود ندارد.

طی ماه‌های اخیر شاهد موضع‌گیری‌های زیادی از جانب مخالفین حکومت در این خصوص بوده‌ایم، چنانچه که یکی از نیروهای برجسته و مورد اعتمادشان در کنفرانس بروکسل اظهار داشت:

 “احتمال بسیار کمی هست که مردم به خیابان بیایند و نیز اینکه حکومت به خواستۀ ما تمکین کند؛ در واقع احتمال تجربۀ شرایط مصر و تونس در ایران و عقب نشینی حکومت و پایانی خوش (برای ما) خیلی کم است”.

وی در ادامه چنین گفت که: “من این سوال‌ها را مطرح می‌کنم و پاسخی نیز برای آن ندارم و امیدوارم دوستان بتوانند پاسخ‌هایی کارساز برای آن داشته باشند”.

در واقع بسیاری از آنان ماه‌ها پیش در صف طولانی که خود نام اپوزیسیون را بر آن برگزیده‌اند، چشم به تداوم تحرکات راه‌افتاده در کشورهای عرب دوخته و ادامه آن تحولات در ایران را امید داشتند و حتی جریانات قوم‌گرا به دخالت‌های ادامه‌دار ناتو در انقلاب‌های مردمی امید بسته بودند تا شاید تانک‌ها و جنگنده‌های ناتو به کمک آنها نیز بشتابند و کار به جایی رسید که گروهک‌های مسلح کُرد و بلوچ برای آمریکا و ناتو دعوتنامۀ جنگ فرستاند، اما بی‌اعتمادی غرب به این گروه‌ها آنها را از امید و آرزوهای خود مأیوس نمود.

رویگردانی غرب و آمریکا و بی‌اعتنایی به زیاده‌خواهی اپوزیسیون و گروه‌های قومیتی موجب بلاتکلیفی و سرخوردگی شدید این توده گردید و حتی از سرانجام سرنوشت خود نیز هراس داشتند.

اختلافات داخلی میان مخالفین حکومت

 در همین رابطه یکی از کارشناسان سیاسی مخالف که از چنددستگی و عدم تفاهم مخالفین در کنفرانس‌ها و همایش‌های متعدد به تنگ آمده بود گفت؛ “همه منتظر هستیم تا اتفاقی بیفتد، اما مشخص نیست چه خواهد شد!”.

بد نیست در اینجا به صورت بسیار خلاصه به برخی اختلافات میان این آقایان که با کنار گذاشتن اختلافات و ایجاد اتحادی ملی قصد سرنگونی حکومت را دارند اشاراتی داشته باشیم:

–          اختلافات میان اعضاء شبکه کولارهای سبز و افشاگری‌هایی که در آن مورد صورت گرفت (انتشار ایمیل‌های درونی شبکه در سایت آنان) و در نهایت استعفای برخی اعضاء

–          اختلافات میان جناح‌های حزب دمکرات کردستان و درگیری‌ها و رانت‌های داخلی هرکدام از جناح‌ها که حتی تحت فشارهای آمریکا ییها هم نتوانستند با هم تحت یک عنوان گذران عمر کنند.

–          پیگیری چند جریان مختلف در مسأله ایجاد اتحاد سراسری مخالفین و جالبتر از ان اینکه هرکدام ساز و سرنای خود را می‌زند. رضا پهلوی و رفقایش؛ شبکه سکولارهای سبز به رهبری نوری علاء و رفقایش و …

–          موضع‌گیری صورت گرفته بر مسأله امضاء تفاهمنامه کومله و دمکرات شاهدی دیگری بر وجود اختلافات شدید میان آقایان است. البته نقادین هم به نوعی حق دارند. این گروه‌های کُردی که خودشان بارها و بارها انشعاب کرده‌اند الان آمده‌اند که ائتلافی رنگین تشکیل دهند و …

–          استعفای برخی عناصر برجسته همچون یونس شاملی از گروه‌های خود. یادمان هست که ایشان بعد از استعفایشان هم به نمایندگی از یک قـــــــــــوم می‌خواهند در سطح کنگره ملیت‌ها تصمیم‌گیری می‌کردند!!!

–          منفعل شدن کنگره ملیت‌های ایران فدرال و کم شدن نقش گروه‌های باسابقه و رهبران آن طی سال اخیر. طی چندسال قبل نقش عناصر بلوچ در سطح کنگره بسیار کمرنگ و حتی بیرنگ بود اما اکنون آقایان بلیده‌ای و رفقایش پای ثابت کنگره و جلساتش شده‌اند و دیگر خبری از شاهو حسینی و امثال وی در کنگره نیست.

–          بی‌برنامگی در انتشار بیانیه پایانی مجمع عمومی کنگره ملیت‌ها که اگر فراموش نکرده باشم بعد از پایان مجمع عمومی سه‌بار بیانیه صادر نمودند و …

–          کم‌رنگ جلوه دادن گروه‌های قومیتی در جریان کنفرانس‌های بروکسل، واشینگتن و …! عبور از اصل فدرالیزم، سخن نگفتن از حقوق اقوام در جلسات، دعوت نشدن عناصر قومی و … در جلسات اپوزیسیون به اصطلاح فارس بسیار تأمل برانگیز است.

اهرم هسته ای- نظامی و نقش معنادار اپوزیسیون

بسیاری از نیروهای مخالف نظام معتقدند در چنین شرایطی که هیچ شانسی برای بر کرسی نشاندن نظر و دیدگاه آنان وجود ندارد، تنها چیزی که می‌تواند به کمک آنها بیاید و آنان را از انزوا خارج نماید همگامی با غرب در پروژۀ فشار هسته‌ای و تهدید نظامی ایران است. از همین رو اغلب جریان‌های ضدامنیتی و سیاسی خارج از ایران حساسیت ویژه‌ای بر پروندۀ هسته‌ای ایران از خود بروز می‌دهند و به روزهای سرابی دل بسته‌اند که نتیجۀ مذاکرات ۱+۵ با ایران بتواند شرایط را تغییر دهد، در واقع اینجاست که می‌تواند نقش اپوزیسیون را برجسته نشان دهد.

احزاب و جریان‌های خارج از کشور امروز با شرایطی مواجه شده که متاسفانه و به صورت حیرت آوری، توسل به جنگ را تنها راه چاره معرفی می‌کنند و صرحتاً بر طبل جنگ می‌کوبند. این نیروهای جنگ طلب که بخش عمده‌ای از مخالفین را دربر گرفته و پیوسته بر قطارشان افزوده می‌شود، اعتقاد دارند شرایط دشوار و ظالمانه‌ای که غرب از طریق اهرم هسته‌ای بر مردم ایران تحمیل نموده، می‌تواند فرصت بسیار مناسبی برای ایشان (مخالفین) باشد، چراکه به گفتۀ یکی از آنها “در ۳۳ سال اخیر هیچگاه منافع کشورهای غربی با منافع اپوزیسیون مانند امروز در یک راستا قرار نگرفته است” و بنابراین نیروهای انحلال‌طلب و جنگ افروز و فرزندان ناخلف ایران زمین دست از پا درازتر و با تمام توان تلاش می‌کنند از این فرصت حداکثر استفاده را ببرند و تفاهم و نقاط مشترک خود با آمریکا و غرب را تقویت نمایند.

بیاد می‌آورم چندی پیش یکی از فعالان کرد در یکی از سخنرانی‌های خود گفته بود: “یک باور عمومی در جامعۀ ایران اعتقاد به زمینه چینی سیاسی اپوزیسیون برای حملۀ نظامی به ایران و وابستگی آن به کشورهای غربی و همپینانی با آنها دارند، که این دو خصوصیت نفرت انگیز و زهرآگین در اپوزیسیون هستند و این به نقش مخرب بخشی از اپوزیسیون باز می‌گردد”.

البته صداهای منتقدی که هرازچندگاه از درون مخالفین شنیده می‌شوند، مجالی برای دامنه گیری پیدا نمی‌کنند و با سرکوفت و تحقیر و برچسب زنی خاموش می‌شوند، همچنانکه یکی دیگر از حاضرین در این جلسه با لحنی توهین‌آمیز به این فعال کرد پاسخ داد؛ “گرایشات مختلفی این اتهامات را تکرار می‌کنند، اما این صداها ریشه در عقاید ایدئولوژیک یا سیاسی یا فرهنگ قبیله گرایی در جامعۀ ایران دارد”.

و البته آن فعال کرد منتقد نیز جواب داد: “نقش ویرانگر این بخش از اپوزیسیون را نمی‌توان گرفت”. وی همچنین گفت؛ ما برای غلبه بر این اوضاع نباید به هیچ سلاحی جز گفتگو فکر بکنیم. البته و متاسفانه سخنان این فرد منتقد مورد توجه حاضرین قرار نگرفت.

در سال‌های گذشته مخالفین خارج از کشور، فعالیت و سرمایه‌گذاری زیادی برای تاثیرگذاری در انتخابات های مختلف می‌نمود و به ابزارها و شگردهای رسانه‌ای متعدد متوسل می‌شد تا شاید بتواند چندنفر مشتری را به ویترین خود جذب کند، اما امسال حتی دست از انتخابات نیز شسته است و تمام توان و هزینه را صرف پروندۀ هسته‌ای نموده.

همچنانکه یکی از فعالین ایشان به صراحت گفت؛ “به انتخابات پیش رو هیچ امیدی نیست، اما موضوع هسته‌ای می‌تواند بازی ما باشد”.

در شرایطی که فضای عمومی ایران تمایل چندانی به تعامل با غرب نشان نمی‌دهد، بسیاری از مخالفین سرشناس به این باور رسیده‌اند که انان نباید اینگونه عمل بکند و تحت تاثیر نگرش‌های عمومی جامعه قرار نگیرد.

هم اکنون باور کلی در میان لایه‌ها و نحله‌های رادیکال و جنگ‌طلب مخالف این است که اپوزیسیون نباید بیش از این روابط خود با غرب را پنهان نگاه بدارد و از حمایت و جانبداری آشکار، هراسی به خود راه دهد.

یکی از سیاست پیشگان اپوزیسیون! که همین نظریه را بارها مورد تاکید قرار داده و به غربگرایی خود افتخار می‌کند، در یکی از سمینارهای برگزار شده، به دوستان و حاضرین جلسه توصیه کرد “تجربه‌ها نشان می‌دهد که کشورها بعد از جنگ سرد به دموکراسی نرسیدند مگر اینکه از غرب کمک گرفتند، ما اگر خواهان استقرار دموکراسی با کمترین هزینه و سریعترین زمان هستیم، باید عامل اساسی هر اتحادی را در کنار غربگرایی قرار دهیم”.

وی همچنین اضافه کرد “غربگرا یعنی نیروهایی که از دوستی و یاری گرفتن از غرب ابایی ندارند و می‌خواهند از این رهگذر به خواسته‌های خود برسند”.

نتیجه را نیز بگذارید از زبان یک فعال لیبرال اپوزیسیون بازگو نماییم، آنچنان که وی نیز در پایان کنفرانس نتیجه گیری نمود که؛ آنها که گمان می‌کنند برخورد غرب خارج از نفوذ اپوزیسیون است اشتباه می کنند.

ابراهیم حسین‌بر

hosseinbor@live.com

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.