سناریوی خالد عزیزی و پشت پرده کنگره ۱۶ حزب

دیار و نادیار

در روز چهارم کنگره حدک ، خالد عزیزی با سوز و گداز برای برانگیختن عواطف و احساسات حاضرین به سخنرانی پرداخت. او ضمن تأکید مجدد بر عدم کاندیداتوری برای دبیر کلی، دلایل آن را سه موضوع عنوان نمود:
۱- انتقاد عده ای نسبت به مذاکره وی با جمهوری اسلامی ایران
۲- انتقاد از نحوه پیگیری روند اتحاد با جناح هجری
۳- مشکلات شخصی
البته او با این سخنرانی قصد داشت حمایت اعضای کنگره را محک زند تا در صورت ادامه روند حمایتی از وی، کاندیداتوری خود را برای دبیرکلی اعلام نماید که در این کار موفق هم بود.
متعاقب سخنرانی خالد جو متشج شد و حدود هفتاد نفر از حضار کنگره را ترک نمودند و خواستار تعیین تکلیف دبیرکل شدند. تلاش ملاعبداله حسن زاده و مصطفی شلماشی برای بازگرداندن آنها نتیجه نداشت و حتی عده ای به واسطه نقش نامبردگان و کادرهایی مانند کاوه آهنگری، گلاله شرفکندی، سعید بیگ زاده در اختلافات موجود، به آنها توهین نمودند.
بعد از تعطیلی جلسه، چهار نفر از کادرها نزد خالد عزیزی رفته و عنوان نمودند اگر وی کاندید نشود حاضر به حضور در کنگره نخواهند شد و کنگره از رسمیت خواهد افتاد.
با توجه به اینکه خالد (در ظاهر) راضی به کاندیداتوری نشده بود اما بسیاری از کادرهای حدک (موسی باباخانی، کارو رسولی،  و …) در فضای اینترنتی با درج عکس های خالد عزیزی به نفع او تبلیغ می نمودند فضای کنگره به گونه ای شد که مصطفی مولودی بهترین وضعیت را ابقاء خالد عزیزی و جانشینی خودش می داند و هیچ تحرکی برای کسب دبیرکلی ننمود. در واقع این یک سناریوی از پیش تعیین شده بود. خالد می دانست دبیرکلی قطعی است و همه او را خواهند پذیرفت. اما با ترفند عدم پذیرفتن دبیرکلی می خواست تا بتواند امتیاز بگیرد. از جمله تثبیت ترکیب کمیته مرکزی فعلی (مبادا مخالفین اپوزیسیونی در مرکزیت برای او بتراشند)، سه شرط فوق و بحث مذاکره، بستن راه هر گونه انتقاد از سیاست های تکروانه و…

البته این سناریو به قدری دقیق و ماهرانه اجرا شد که تازه پس از چند ماه کادرها و اعضا خواهند فهمید چه به سرشان آمده و چه رخ داده و علی الاصول کنگره ای نبوده و انتخابی رخ نداده فقط یک نشستی بوده برای تثبیت اعضای فعلی و گرفتن اختیارات بیشتر از جانب خالد عزیزی. این همه هوش و ذکاوت تحسین دارد و حتی افرادی نظیر ملاعبداله حسن زاده که خدای برنامه ریزی و هوش و ذکاوت در حزب بودند، این بار از خالد عزیزی رو دست خوردند. چه کسی باور می کرد جوانی که در کنگره ۱۴ از بردن نام دبیرکلی خود داری می کرد و خود را نفر اول و سخنگو می نامید و می ترسید بزرگانی چون رستگار و حسن زاده او را بازی دهند، اکنون دست تمام قدیمی ها و بزرگان حزب را از پشت بسته است.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.