باندبازی و منطقه گرایی در آستانه کنگره ۱۶

دیارو نادیار

به مانند کنگره های پیشین اما این بار کمی زودتر منطقه گرایی و یارگیری پیش از کنگره ۱۶ در حدکا آغاز شده است.  معضلی که سالهاست گریبانگیر حزب است و از کارکرد و کیفیت آن کاسته است. اسم دیگر منطقه گرایی جنگ قدرت و منفعت طلبی است. نام دیگر آن طایفه گرایی است. انگار نه انگار که برای کار حزبی دور هم جمع شده اند. حزب تبدیل شده به چند نفر مشخص. هر کس در هر منصبی که رأی می آورد یا برگزیده می شود یا با پول حزب به خارج می رود و… حتماً باید نسبتی با چند نفر مشخص (محمد نظیف قادری، کاوه بهرامی، هجری، شاهو حسینی و… ) داشته باشد. هر اتحادیه یا انتخاباتی که برگزار می شود افراد منصوب به این نفرات رأی می آروند. یادشان رفته برای کار دمکراتیک (باصطلاح دور هم جمع شده اند. نزدیک انتخابات کنگره ها که می شود این روباه های پیر گاهی ائتلاف سوری باهم دیگر دارند تا طرف مقابل را به زمین بزنند. محمد نظیف قادری و کاوه بهرامی علیرغم اختلافات زیاد، به هم نزدیک شده و به دنبال یارگیری و تقویت جناح هورامی ها می باشند و از بعضی اعضای مطرح خواسته اند به آنها بپیوندند. چکو بنابر ویژگی کارش با محافظه کاری خاص و با زیرکی و مخفیانه با این طیف در  تقابل با هجری همکاری می کند اما در عین حال مواظب است روابط با هجری مخدوش نشود تا در صورت پیروزی وی کماکان در مرکزیت ابقا شود. برای چکو خیلی سنگین تمام شد دور قبل افراد کم سابقه ای از قبیل کریم پرویزی به دفتر سیاسی راه یافتند اما او نتوانست راه بیابد. حسن شرفی نیز از حامیان این طیف است. بنابراین حمه نظیف و کاوه این بار نامی از هورامی نبرده اند تا طیف وسیع تری از افراد را جذب نمایند. میرو علیار بیچاره با فریب هجری از اروپا آمد و این بار از جانب همه طیف ها طرد شده چرا که به باندهای قدرت وصل نیست و گمان می کرد مناسبات دمکراتیک حزبی گرایی به مانند اروپا در عراق نیز حاکم است. رستم جهانگیری نگران عدم دستیابی به جایگاه فعلی خود در مرکزیت حزب است چراکه این روزها اصلاً به تنها کاری که نمی پردازد امورات حزبی است. هر چند هجری قول اروپا را به وی داده است کریم پرویزی بر این موضوع واقف شده و تحرکات آنها را نشانی بر ضعفشان قلمداد نموده است. حسن شرفی در این هیاهو اما بازنده این داستان است چرا که نه هجری و نه قادری تمایلی به ادامه جانشینی این فرد ندارند. باند اپوزیسیون هجری این بار سعی دارند یکی از خودشان را به عنوان جانشین معرفی نمایند. چرا که امیدی به دبیرکلی نداشته و معتقدند مجدداً با بازی با قوانین و اساسنامه هجری مجدداً دیکتاتوری و سیطره خود بر حزب را تثبیت خواهد کرد. شایان ذکر است حزب اعضای مطرح تر، باسوادتر و برجسته تری در اروپا (نظیر دکتر عبداله حجاب، دکتر خسرو بهرامی و …) دارد که می توانند جانشین هجری باشند اما وی اجازه قدرت گیری به کس دیگری را نخواهد داد

ادامه دارد تا کنگره ۱۶٫٫٫

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.