کتاب «حزب دمکرات کردستان ایران»- قسمت دوم

دیار و نادیار

فصل اول – در فصل اول کتاب به زمینه سیاسی، تاریخی و اندیشگی «مسأله کرد» می پردازد و علل نارضایتی اکراد و اعلام جدایی طلبی آنان را بررسی می نماید. قسمتی از فصل اول :
…بیشتر کسانی که به تاریخ معاصر کرد توجه کرده اند «ناسیونالیسم کرد» را نتیجه ستم رضاشاه دانسته اند. قاسملو نیز در این باره می نویسد: «این واقعیت دارد که ستم روزگار رضاخان به راستی تمام نشانه های موجودیت ملت کرد را در کردستان سرکوب نمود، اما همین سیاست خودش مردم کردستان را وادار کرد که احساسات ملی شان نیرومندتر گردد. هشدار دادن و آگاه کردن توده های مردم و تقویت احساسات ملی یکی از کارهای مهمی بود که در فاصله چند ماه حزب دمکرات انجام داد.» مسلماً رضا شاه درکی از زیبایی تنوع فرهنگی و مظاهر مختلف آن نداشت. او همه ایرانی ها را در یک قد و اندازه و گویش و پوشش می خواست. سیاست یکسان سازی و جابرانه رضا شاه نسبت به همه قوم های ایرانی از جمله فارس ها می توانست انگیزه ای باشد برای تکیه به هویت. هنگامی که هویت به صورت یکپارچه نفی می شود، اصرار برای حفظ هویت دوچندان می گردد….
فصل دوم – گام های آغازین
در فصل دوم به قدم های شروع و چگونگی شکل گیری سازمان کومله ژ.ک می پردازد. در این فصل دخالت کشورهای خارجی در امور ایران و تحریک اکراد برای جدایی طلبی را مشخص می کند.
اولین سازمان سیاسی کرد در ایران کومله ژیانی کردستان (جمعیت احیای کردستان) بود. غنی بلوریان تاریخ واقعی تأسیس کومله ژ.ک تا سال ۱۳۱۷ عقب می برد. او با اشاره به آزار و اذیت کردها توسط ژاندارم های رضاشاه و سرکوب هرگونه اعتراض و هر جنبش سیاسی در کردستان می نویسد:
در این شرایط تعدادی از روشنفکران مهاباد برای اینکه پلیس آنها را شناسایی نکند، گروهی ایجاد کرده بودند و هر شب در خانه ای جمع می شدند و جورابین بازی می کردند و ، شب چره می خوردند و به ترانه های سیدعلی اصغر کردستانی گوش می دادند. درباره کرد و مسأله صحبت می کردند. در میان این گروه و دسته های شبانه تعدادی از روشنفکران چست و چالاک و توانا، تأسیس «جامعه شکوفایی کرد=ژ.ک» را مطرح ساختند.
فصل سوم – تأسیس حزب دمکرات کردستان
در این فصل به چگونگی تأسیس حزب دمکرات آذربایجان می پردازد . تشکیل حزب دمکرات آذربایجان به تشکیل حزب دمکرات کردستان سرعت داد. قاضی محمد به همراه هیأتی برای گرفتن دستور و مشی حزب به باکو سفر کرد و در آنجا با باقراف دیدار نمود . گویا باقر اف مایل بود کردها متحد آذری ها باقی بمانند. بنابراین باقر اف خطاب به این هیأت گفت:
«شما برای آنکه موفق با اخذ استقلال آذربایجان و کردستان شوید باید با ترک های آذربایجان متحد گردید و از طرف شوروی هم عده ای افسر و سرباز با لباس غیررسمی به کمک شما خواهند آمد.»
قاضی محمد و هیأت همراه پس از بازگشت از این سفر گزارشی از ملاقات با باقراف به کمیته مرکزی کومله ژ.ک ارائه کردند و درخواست او و یا به عبارت دقیق تر فرمان او را دائر بر تغییر نام حزب به اطلاع اعضا رساندند. اعضای کمیته مرکزی کومله ژ.ک که برای دریافت کمک های وعده داده شده بی تاب بودند «عموماً درباره تغییر نام آن حزب به حزب دمکرات توافق نظر داشتند.»
عبدالرحمن قاسملو می نویسد: «حزب دمکرات کردستان در ۲۵ مرداد سال ۱۳۲۴ در شهر مهاباد تأسیس و برنامه خود را اعلام کرده.»
فصل چهارم – جمهوری مهاباد
به حمایت دولت شوروی حزب دمکرات مسلح می شود و به ریاست قاضی محمد اعضای حزب به دادگستری مهاباد حمله و آنجا را تصرف می کنند.
در روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ قاضی محمد «در حالی که به شیوه نظامیان شوروی لباس پوشیده اما دستار مخصوص روحانیان را همچنان نگه داشته بود» و ملامصطفی بارزانی هم پشت سر او ایستاده بود، در جاتماع مردم در میدان چهارچراغ شهر مهاباد تأسیس جمهوری کردستان را رسماً اعلام کرد و خود نیز بدون برگزاری اتخابات رییس جمهور شد.
جمهوری مهاباد بیش از یازده ماه نتوانست دوام بیاورد. ناکامی جمهوری مهاباد در عرصه اقتصادی و معیشتی خیلی زود خودنمایی کرد.
فصل پنجم – پایان کار
پس از جنگ جهانی دوم،ایران امتیاز نفت شمال را به آمریکایی ها داد و موقعیت شوروی در ایران به خطر افتاد. شوروی برای جلب نظر ایران ، سفیر برای تهران تعیین کرد. (تا آن موقع چون ایران برای شوروی اهمیتی نداشت؛ سفیری را در تهران نداشتند.)
براساس توافق قوام و دولت شوروی واگذاری نفت شمال به شوروی منوط به خروج کامل ارتش سرخ از ایران بود. در مذاکره بین قوام و دوت شوروی «جمهوری مهاباد» محلی از اعراب نداشت.
خروج ارتش سرخ جمهوری مهاباد را در معرض نابودی قطعی قرار داده بود. اتحاد شوروی در گفتگوها و قرار و مدارهایش با ایران، برقراری آرامش را در برابر رسیدن به منافعش در ایران پذیرفته بود. قاضی محمد هم چاره ای جز اطاعت نداشت.
ارتش ایران به آذربایجان و کردستان وارد شد و شهر را تصرف کرد. سقوط تبریز و فرار پیشه وری و اکثر رهبران فرقه دمکرات آذربایجان به آن سوی مرز، انگیزه و روحیه مقاومت را به کلی از رهبران حزب دمکرات کردستان سلب کرد.
فصل ششم – پایان جمهوری مهاباد
در ۲۶ آذر ماه ارتش وارد مهاباد شد و چند روز بعد تمام سران جمهوری بازداشت شدند. در دهم دی ماه محاکمه قاضی محمد و برادرش صدرقاضی و پسرعمویش سیف قاضی در یک دادگاه ویژه نظامی آغاز شد. دادگاه حکم به اعدام هر سه تن داد. قاضی محمد، قربانی بلندپروازی های خود، اعتماد مطلق به بیگانه و تبعیت محض از شخصی چون باقراف شد.
قاضی محمد در دهم فروردین ماه ۱۳۲۶ به دار آویخته شد.
قاسملو ضعف داخلی و «عقب افتادگی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی منطقه و حاکمیت روابط فئودالی و ترکیب اجتماعی روستایی – عشیره ای و بی سوادی نو ددرصد ساکنان» را از مهم ترین علل برافتادن جمهوری کردستان می داند. او ادامه می دهد:
بعد از متلاش شدن جمهوری کردستان این باور در تاریخ حزب ما قوت گرفت که علت اصلی سقوط این جمهوری سیاست غلط اتحاد جماهیر شوروی در مقابل اوضاع ایران بود. گویا اتحاد شوروی مردم کردستان را تهییج و تشویق به ایجاد جمهوری کردستان کرده، سپس آنها را تنها گذاشت.
فصل هفتم – تلاش برای بازسازی حزب
با فروپاشی جمهوری مهاباد، تعدادی از سران جمهوری اعدام و بیست و هشت نفر نیز محاکمه و به حبس محکوم و عده ای هم متواری شدند. بلوریان، قاسملو را طی سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۴ مسئول خود معرفی می کند. در طی این سالها حزب دمکرات به عنوان شعبه ایالتی حزب توده عمل می کرد.
مدت نسبتاً کوتاهی پس از کودتای ۲۸ مرداد سازمان نظامی حزب توده کشف و متلاشی شد. اکنون اعضای حزب دمک رات نگران بودند که در صورت ادامه ارتباط با حزب توده ضربات به حزب دمکرات هم گسترش بیابد. قاسملو که نقش رابط بین دو حزب را ایفاد می کرد ظاهرا پذیرفت که ارتباط خود را با حزب توده قطع کند. …. با خروج قاسملو از کشور و دستگیری عزیز یوسفی و غنی بلوریان در آبان ماه ۱۳۳۴ بار دیگر حزب دمکرات به اغما رفت.
در بیست و سوم تیرماه سال ۱۳۳۷ مصادف با ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ سرتیپ عبدالکریم قاسم با یک کودتا رژیم سلطنتی در عراق را برانداخت و مناسبات نوینی با اتحاد شوروی آغاز کرد. دولت جدید زندانیان سیاسی از جمله کردها را آزاد کرد. قاسم اجازه داد ملامصطفی بارزانی به عراق بازگردد.
این تحولات در میان کردهای ایران و عراق با استقبال روبرو شد.
ملامصطفی بارزانی که در بسیاری از میهمانی ها و جلسات همراه عبدالکریم قاسم دیده می شد تدریجاً فعالیت هایی را به نفع کردها آغاز کرد.
رفته رفته حزب دمکرات کردستان عراق با امکانات و آزادی عمل بیشتری شروع به فعالیت علنی کرد و در نتیجه فعالیت های حزب دمکرات کردستان ایران نیز به طور محسوس رو به افزایش گذاشت.
فصل هشتم – پرده عراق
در اواخر سال ۱۳۳۸ همزمان با اجرای طرح دستگیری و سرکوبی فعالیت بقایای فرقه دمکرات آذربایجان وابسته به حزب توده در تبریز و رضاییه دومین ضربه به حزب دمکرات کردستان نیز در تهران و مناطق کردنشین غرب وارد آمد و تعدادی از اعضای موثر آن دستگیر و تحت تعقیب قانونی قرار گرفتند. پیش از این دستگیری ها، برخی افراد موفق به فرار به خاک عراق شدند و فعالیت خود را در خاک عراق از سرگرفتند.
احمد توفیق در سال ۳۶ به تهران بازگشت و به همراه قاسملو، عزیز یوسفی و رحمت الله شریعتی کمیته رهبری حزب دمکرات کردستان را به وجود آورد.
… دستگیری و آزادی فوری عبدالرحمن قاسملو در سال ۳۶ از نکات مبهم زندگی سیاسی او می باشد. … وی را تهدید می کند اگر حاضر به همکاری با ساواک نشود به ده سال زندان محکوم خواهد شد. «رحمان برای اینکه خودش را برهاند، حاضر می شود نامه ای بنویسد که در آن تعهد بدهد با ساواک همکاری کند و بدین طریق پس از چند روز از زندان آزاد می شود.»
قاسملو از جمله کسانی بود که پیش از ضربه به ساواک به حزب دمکرات در سال ۳۸ توانست به خارج کشور برود. شماری دستگیر شدند و تعدادی که از ضربه ساواک در امان ماندند متواری شدند و به عراق رفتند.
فصل نهم – ظهور بارزانی
روابط عبدالکریم قاسم و بارزانی خیلی زود به هم خورد. کم کم خبرهایی از قیام بارزانی علیه قاسم می رسید. کمی بعد یورش ارتش عراق به مناطق تحت نفوذ بارزانی ها آغاز شد. دولت قاسم بر فشار خود به احزاب کرد افزود و تمامی دفاتر آنها را تعطیل کرد.
به هر حال این جنگ موجب نگرانی دولت ایران بود. روابط مصطفی بارزانی با آنها با شدت تیره بود. …

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.