اتحاد پیشکش؛ لطفاً همدیگر را قتل و عام نکنید

پیرامون پروسه ی اتحاد حزب دمکرات

حزب دمکرات یکی از حزب هایی است که مردم کردستان ایران باج زیادی پیرامون این حزب دادەاند.آوارگی و برادر کشی و کشت و کشتار و ده ها  جنایت دیگر از برکت وجود حزب دمکرات است که بر این مردم تحمیل شد.

  سران حزب همیشه دم از صداقت و پاکی حزب می زنند و مدعی هستند که حزب دمکرات حزبی مردمی است که در راستای تحقق اهداف مردم ستم دیده به وجود آمده است.انجمن ها،سایت ها و طرف هایی هم بوده اند که همیشه عکس این ادعا را مدعی بوده اند.همیشه ادعا داشته اند که واقعیت چیز دیگریست،گفته اند که در حزب دمکرات پشت پرده های زیادی وجود داشته است و برای این ادعای خود مدارک و شواهدی را ارائه داده اند.

  در واقع کسانی که در زمان حضور حزب در کردستان ایران حضور داشتند و از نزدیک ماهیت اصلی و واقعی حزب را دیدند درک و فهم بیشتری دارند در راستای قبول واقعیت و به دور از تعصب کور کورانه اصل ماجرا را می پذیرند.پذیرفتن ادعاهای این انجمن ها و سایت ها برای نسل جدید که حزب را ندیده اند و تنها با تبلیغات پر زرق و برق آن آشنا هستند،کمی سخت بوده و بیشتر دچار دوگانگی می شوند.

  آشکار شدن پشت پرده ها با کمی تاٌمل امکان پذیر است برای نمونه بحث اتحاد دو جناح حزب را تحلیل می کنیم:

  همانطور که همگان مستحضر هستید در حزب به علت جنگ قدرت و منفعت طلبی شخصی بارها انشعاب روی داده است و حزب را دو نصف کرده است،آخرین انشعاب سال ۱۳۸۵ روی داد که حزب به دو جناح تبدیل شد و جناح انشعابی مدعی بودند که در حزب اقلیت بوده اند و از طرف اکثریت مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و حق آنان ضایع شده است…..خلاصه طرف مقابل هم برای دفاع از خود مدارک و شواهدی را ارائه می دادند…این روند ادامه داشت تا دو سال پیش و با میانجیگری کنسول فرانسه و یکتی و پارتی جلسات مشترکی بین دو دبیر کل (خالد عزیزی و مصطفی هجری) صورت گرفت و از این مسئله سوءاستفاده تبلیغاتی زیادی کردند و کم نبودند کسانی که این بازی را باور کرده بودند و به دنبال تبلیغات حزبی و سازمانی دو جناح افتاده بودند.

  از همان ابتدا آشکار بود که این مسئله عملی نخواهد شد و دو جناح برای فرار از فشارهایی که از طرف اعضاء بر آن ها وارد بود،تن به این بازی داده اند.اسفند سال ۹۳ بود که دو جناح تبلیغات زیادی را راه انداختند که اعضای دفتر سیاسی دو طرف قرار است جلسه ایی مشترک بگیرند و در آن بحث های مربوط به اتحاد و راهکارهای آن را مورد بررسی قرار بدهند.جلسه را ترتیب دادند و نتایج آن را مثبت اعلام کردند و مدعی بودند که ایده های مشترک و نزدیک به هم نسبت به اتحاد دارند و با ادامه نشست ها و جلسات در آینده ی نزدیک به نتایج مطلوبی خواهند رسید.نا گفته نماند که جناح مصطفی هجری همیشه تاٌکید داشتند که نتایج نشست ها و جلسات فی مابین باید مخفی بماند و رسانه ایی نشود…علت آن نیز برای مردم روشن شد.

  اعضای حزب در هر دو طرف و هواداران و مردمی که این مسئله را دنبال می کردند منتظر بودند که برای سال نو از طرف رهبری حزب عیدی بگیرند و با مژده اتحاد،جشن نوروز را با شکوه تر سپری کنند؛این بود که عیدانه ایی از طرف مصطفی هجری به اعضاء و مردم کردستان اهدا شد،کتابی با عنوان “نسکۆ و دابڕان” که موضوع اصلی آن تاریخ نویسی انشعابات حزب بود و در آن دلایل و بانی های انشعابات روی داده در حزب را معرفی کرده بود و در تمام محتوی کتاب شخصیت ها و رهبری جناح مقابل را مورد نقد و توهین و بی حرمتی قرار داده است و حتی قاسملو و شرفکندی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

  چاپ و انتشار این کتاب از طرف مصطفی هجری،آتش برافروخته از تبلیغات دروغین اتحاد را به کلی خاموش کرد و نیت و هدف حدکا در خصوص اتحاد به کلی آشکار شد.جناح مقابل نیز که کاسه ی داغتر از آش بودند و خود را بیشتر خسته نشان می دادند در این خصوص،بیکار ننشستند و با شیوه های مختلف جواب قاطعی را به مصطفی هجری و حدکا دادند.خالد عزیزی در یک برنامه تلویزیونی در کورد کانال بخش بخش کتاب را مورد تحلیل قرار داد و ادعاهای هجری را غیر واقعی خواند و آشکار نمود که جناح حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا) این پروسه را به بن بست رسانده اند و علت سر نگرفتن اتحاد را جاه طلبی و منفعت خواهی رهبری حدکا دانست.این پایان کار نبود؛عبدالله حسن زاده دبیر کل سابق حزب که در کتاب هجری بازیگر اصلی انشعابات و بانی بیشتر مشکلات حزب معرفی شده است،در جواب کتاب هجری کتابی را به چاپ رساند با عنوان “روشن گری یا تحریف تاریخ؟” که او هم خط به خط ادعاهای هجری را کذب خوانده و او را به این متهم می کند که از زیر تقصیرات فرار می کند و کتاب او فقط با هدف به بن بست رساندن پروسه ی اتحاد در این موقع زمانی چاپ شده است.

  جناح حزب دمکرات کردستان (حدک) به این بسنده نکردند و این بار جلیل گادانی شخصیت قدیمی حزب و دبیر کل جناح انشعابی قبلی موسوم به “رهبری مبارز” در قالب مقاله ایی شدید اللحن،شخصیت و ماهیت مصطفی هجری را زیر سوال برده است.گادانی مدعی است که هجری آداب معاشرت نمیداند،نمی تواند سیاست بکند و توانایی حرف زدن ندارد،ایشان هجری را متهم به این می کند که در پروسه ی اتحاد قبلی بمب گذاری نموده است و با این شیوه خواهان به بن بست رساندن مسئله اتحاد بوده است و واقعیات زیادی را آشکار می کند و مسئولیت اجرای جنایات زیادی را بر گردن ایشان انداخته است.

   و این پروسه ی اتحادی بود که رهبری حزب با تبلیغات دروغین خود مدعی آن بودند و مدت زمان زیادی را از این طریق گذراندند.البته جنایات و پشت پرده های زیادی مانده که به برکت وجود “اتحاد” و این بار در جوابیه ی رهبری حدکا آشکار خواهد شد.این جنگ قدرت و متهم کردن یکدیگر و انداختن تقصیرات بر گردن هم همگی نشانگر وجود جنایات و پشت پرده های داخل حزب هستند که برای اثبات ادعاهای این نوع  انجمن ها و سایت ها کافی است.و این است مبارزه ی حزبی که به قول خودشان در راستای تحقق حقوق مردم مظلوم فعالیت دارند و جوانان مردم را قربانی سیاست ها و برنامه های شخصی خود می کنند.

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.