روایت تلخ لحظه بمباران شیمیایی سردشت

امروز هفتم تیر است. سالگرد بمباران شیمیایی سردشت. یکی از وحشیانه ترین و غیرانسانی ترین اقدامات نظامی عراق در ۸ سال دفاع مقدس علیه ایران استفاده از سلاح های کشتار جمعی به ویژه سلاح های شیمیایی بود. سلاح هایی که مواد اولیه آن را کشورهای غربی اعم از بلژیک، هلند، آلمان تامین می کردند. تحقیقات و آزمایشات بر روی سلاح های شیمیایی از سال ۱۳۵۳ در کشور عراق آغاز شد و به تدریج به توانائیهایی باورنکردنی دست یافتند. در سال ۱۳۶۲ تا اوایل ۶۳ عراق ابتدا از گازهای خردل و سپس از گاز تابون استفاده کرد. در آن زمان اختلالی در وسایل پخش گازشیمیایی و ساختمان بمب ها وجود داشت که در سال ۱۳۶۴ و ۶۵ عراق این نارسائی ها را اصلاح کرده و در سال ۱۳۶۶ علاوه بر گاز خردل از گاز عصبی سارین هم استفاده کرد که تلفات آن چندین برابر خردل بود.

ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه روز یکشنبه ۷ تیرماه ۱۳۶۶ چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت در غرب کشور را شکستند و ۷ بمب خردل در نقاط مختلف شهر پرتاب کردند که دو بمب در بازار شهر و دو بمب دیگر در ۲ منطقه مسکونی افتاد، ۳ بمب دیگر هم در باغهای مجاور شهر اصابت کرد.

به علت شرایط جوی مناسب از نظر درجه حرارت و جریان ملایم هوا، آلودگی به تدریج تا کیلومترها دورتر از کانونهای انفجار گسترش یافت و بوی نا مطبوع خردل که مشابه بوی سیر و گوگرد است از فاصله دور استشمام می شد.

متاسفانه بیمارستان و نقاهتگاه شهر در مسیر جریان هوای آلوده قرار گرفته و برخی پزشکان و پرستاران پس از چند ساعت به دلیل آلوده شدن مجبور به ترک آنجا شدند. برق و مخابرات قطع و کلیه فعالیتهای خدماتی شهر فلج شده بود زیرا اکثر کارکنان محلی مصدوم شده بودند.

کادر پزشکی بهداری سپاه با کمک نیروهای محلی توانستند از دو حمام شهر به عنوان دو ایستگاه رفع آلودگی برای زنها و مردها استفاده کنند. ماشینهای آتش نشانی نیز مسوولیت تدارک آب حمام های شهر را عهده دار شدند. سالن ورزشی شهر به عنوان نقاهتگاه ۱۵۰ تخته مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به ماهیت اثر گاز خردل بر خلاف گاز اعصاب ساعت به ساعت بر تعداد مصدومین افزوده می شد. در نقاهتگاه درمان های اولیه انجام می گرفت و مصدومین پس از پایدار شدن علائم حیاتی به شهرهای دیگر اعزام می شدند.

آلودگی مواد غذایی، میوه جات، سبزیجات، مزارع و آب ها و حتی حیوانات باعث برخی مصمومیت های گوارشی شده بود. گله های گاو و گوسفند که تنها سرمایه برخی از خانواده ها بود از بین رفته بودند و محصول برخی مزارع، آلوده و غیر قابل استفاده بود. یک روز پس از حادثه مصدومین بد حال با چندین پرواز از ارومیه و تبریز به تهران منتقل شدند. صحنه های بسیار ناراحت کننده ای بود که تحمل آن برای خلبانان و خدمه هواپیماهای نظامی بسیار دشوار بود. کودکانی که در سنین مختلف با چشمان ورم کرده به سختی ناله می کردند و سعی داشتند از مادران خود دور نیفتند. تعداد زیاد مصدومین بدحال به بیمارستان بقیه ا … تهران منتقل شدند.

برخی از این کودکان در حال اغما بودند و ضربان قلب در حدود ۱۶۰ در دقیقه یا بالاتر داشتند. اگر چه هنوز علائم پوستی مهمی از مصدومیت را نشان نمی دادند. یکی از بچه ها پسری ۴ ساله بود و در حالی که مشغول مرتب نمودن تختش بودند و هنوز دقایقی از بستری شدنش نگذشته بود ناگهان دچار ایست قلبی شد و متاسفانه در عملیات احیاء جواب نداد. چگونگی این حادثه و مصدومین شهدا طی گزارشهای متعددی به اطلاع شورای امنیت سازمان ملل رسید. اما متاسفانه هیچ هیئت کارشناسی برای بررسی حادثه اعزام نشد. حتی در یکی از گزارش ها تصاویر متعددی از مصدومین شیمیایی سردشت نیز ضمیمه شد.

از شهر ۱۲ هزار نفری سردشت طبق آمار رسمی ۸۰۲۵ نفر مصدوم شدند که این آمار شامل مصدومین خفیف هم می شد. حداقل ۴۵۰۰ نفر از مصدومین نیاز به درمان داشتند. ۳۰۰۰ نفر از آنها در خود شهر به طور سرپایی درمان شده و سپس در روستاهای مجاور مدتی را سپری کردند. تا آلودگی شهر کاملا مرتفع شد. مابقی مصدومین که ۱۵۰۰ نفر بودند و حال وخیم تری داشته و نیاز به بیمارستان داشتند به خارج از سردشت اعزام شدند. ۶۰۰ نفر از آنها به تهران و مابقی به چند شهر شمال غربی کشور اعزام شدند. از بیمارانی که به تهران آمدند ۴۲۰ نفر طی ۷ تا ۱۰ روز اول از بیمارستانها مرخص شدند و تعداد ۱۸۰ نفر باقیمانده افراد بدحال تر بودند که گروهی شهید شدند و گروهی نیز هفته های زیادی را در بیمارستان گذراندند که اکنون نیز از عوارض شدید ریوی رنج می برند.

کل آمار شهدا در فاجعه غیر انسانی سردشت ۱۳۰ نفر که ۲۰ نفر آنها در سردشت همان دقایق نخستین شهید شدند و الباقی ظرف مدت ۷ تا ۳۰ روز به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ضایعاتی به صورت تورم شدید در پلکها و پوست صورت و طاول باعث می شد تا در برخورد بستگان و آشنایان با وی همه از قیافه مصدومین شدیدا متاثر و وحشت زده شوند. پس از حادثه سردشت حملات شیمیایی مهم دیگری در اسفند ۶۶ در مناطق کرد نشین ایران و عراق رخ داد. امروز بسیاری از مصدومین شیمیایی سردشت و عملیاتهای جنگ تحمیلی که در آن دوران از مصدومیت خفیفی برخوردار بودند دچار مصدومیت شدید و عوارض آن پس از ۲۰ سال پدیدار شده است.

عراق از حمله شیمیایی به سردشت ۲ هدف را دنبال می کرد. اول اینکه مشاهده زنان، مردان و کودکانی که سراسیمه در کوچه و بازار پراکنده می شوند و از هوش می روند بر روحیه و استقامت رزمندگان ایرانی تاثیر مخرب و وحشت آوری خواهد گذاشت و دوم آنکه هجم بالای مصدومان شیمیایی باعث اشباح بیمارستانها شده و وضعیت درمانی جبهه ایران را با بحران واجه می کند. ولی بازهم عراق ایمان و اعتقادات رزمندگان ایرانی را دست کم گرفت و نتوانست با وجود مشکلات به وجود آمده بر ایرانیان فائق آید و امروز بعد از گذشت ۲۲ سال از آن فاجعه انسانی، سردشت زنده است و زندگی می کند ولی مسوولین باید بیشتر به فکر مصدومانی باشند که در شرایط بسیار دشواری روزگار می گذرانند و خم به ابرو نمی آورند. مصدومانی از جنس زن و مرد که سالهاست سرفه و لوله های اکسیژن انیس و مونس آنها شده است و متاسفانه باید بگویم هنوز هم سردشت قهرمان نیاز به توجه جدی مسوولان دارد.

اما یک سؤال همیشه در ذهن تاریخ باقی ماند: 

احزاب سنتی مدعی مدافع کورد، چرا در زمان بمباران شیمیایی سردشت و حلبچه سکوت اختیار کردند؟ احزابی که شاید بیش از صد خبر در خصوص کودکان مظلوم و دانش آموزان دچار حریق سوختگی پیرانشهر منتشر کردند چرا آن زمان یک بیانیه محکومیت ساده با دیدن هزاران زن و کودک سوخته ندادند؟

قاسملو که اصلاً اساس کار را منکر شد که چنین بمبارانی صورت نگرفته و کومله نیز هیچ واکنشی نداشت. 

پاسخ واضح است. منفعت طلبی سران و خودفروختگی آنها در آن زمان به داعش زمان (صدام حسین) منجر شد نه تنها دم برنیاورند، بلکه کلاً قضیه را منکر شوند و حافظه تاریخی مردم مظلوم کُرد هیچ گاه این خیانت مدعیان دروغین را فراموش نخواهد کرد. 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.