پشت بارزانی به چه کسی گرم بود که رفراندوم را برگزار کرد؟

تکرار تجربه جمهوری شکست خورده و سرسپرده مهاباد این بار در کردستان عراق؟

ن کیانی – در چند ماه اخیر مسعود بارزانی رئیس مادام العمر منطقه اقلیم کردستان عراق،با همدستی تعدادی از رژیم های منحوس جهان بخصوص رژیم صهیونیستی و آل سعود،فراخوان برگزاری رفراندمی که روز گذشته بالاخره برگزار شد را داد و با وجود مخالفت اکثر کشورهای جهان ،همچنان اصرار بر برگزاری رفراندوم استقلال کردستان داشت و این کار را هم کرد!

شمارش معکوس برای برگزاری رفراندوم در ٢۵ سپتامبر در کردستان عراق در حالی به پایان رسید که ایران،دولت ترکیه،عراق و دیگر دولتمردان نگران از دست دادن “تمامیت ارضی” عراق و مخالف رفراندوم و جدایی طلبی،هستند 

در این میان اما،نتانیاهو نخست وزیر رژیم جعلی صهیونیستی در قطب مخالف کشورهای خیرخواه کردهای عراق قرار گرفته و طرفدار رفراندوم و جدایی طلبی کردستان از عراق شده است. 

بقول یک روزنامه نگار آلمانی،ذات نتانیاهو با “نیرنگ و فریب و ماجراجویی در منطقه” عجین شده است و از چنین فرصت هایی نمی گذرد،فرصت هایی که بعضی رهبران ساده لوح شاید هم زرنگ!(مثل مسعود بارزانی) برایش خلق می کنند 

اما از دید افرادی که بنیامین نتانیاهوی روباه صفت را به خوبی می شناسند و از پرونده جنایات او علیه مردم بی دفاع فلسطین و کشتار آنها مطلع اند،نتانیاهو فقط یک “ماجراجوی مطلق” نیست،بلکه او دشمن درجه ۱ مردم فلسطین و دشمن درجه۱ تشکیل کشورهای مستقلی همچون فلسطین و حل مساله فلسطین است.

حال چنین شخصی و چنین رژیمی چه شده به یکباره طرفدار رفراندوم و همه پرسی و تشکیل کشور جدا از یک کشور مرکزی شده است؟؟ !!!

بر کسی حتی شخص بارزانی پوشیده نیست که نتانیاهو می خواهد در این بازی سیاسی و زورآزمایی وجه ای سیاسی برای خود در منطقه و جهان درست کند.

او با توجه به دوستی قدیمی با خانواده بارزانی ها و رابطه آنها با دولت های اسرائیل- که بسیار طولانی است- با ابراز همبستگی با برگزاری رفراندم و استقلال کردستان،سهم خواهی در منطقه را دنبال می کند.هم سهم خواهی و هم اینکه به ایران نزدیک تر شود و راحت تر از مرزها عبور کند و مردم و دانشمندان ایرانی را ترور کند و این فرصت خوب را چرا از دست بدهد؟ 

فرصتی که بارزانی به کومله و دمکرات و گروهکهای دیگر تروریست ایرانی داده و این بار باید این فرصت خوب را به رئیس کومله و دمکراتی ها،رژیم صهیونیستی هم بدهد !

طرفداری نتانیاهو از رفراندوم را باید در بطن سهم خواهی رژیم نامشروعش در شرایط کنونی و آینده بررسی کرد 

سرسپردگی حزب حاکم اقلیم کردستان(حزب دمکرات کردستان عراق-پارتی) به این بازیگر منطقه ای و جهانی،فرصت را برای ابراز وجود نتانیاهو فراهم کرده است.

اینها اجزاء مختلف موزائیک خونین سیاست و دیپلماسی عشیره بارزانی در کردستان هستند .

حزب حاکم(حزب مسعود بارزانی) پرونده سیاه و خونینی از دیپلماسی و رابطه با دولتهای متخاصم دارند 

بارزانی متحد ترکیه(که دشمن آشکار کردها است و دستش به خون کردهای زیادی در کشور خودش آلوده است) و متحد و هم پیمان رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی است 

عربستان سعودی که دستش در دست جریانهای سلفی و داعشی در منطقه است 

چندین میلیون شهروند ساکن کردستان عراق سالهای سال است یا گرفتار رژیم بعث عراق بودند و یا امروز گرفتار این عشیره بارزانی نوکر و سرسپرده شده اند.

بارزانی امروز دقیقا در حال تکرار همان اشتباه بزرگ قاضی محمد سرکرده جمهوری نوکر و سرسپرده کوتاه مدت مهاباد است
او نیز در حال تکرار همان سناریویی است که رژیم شوروی سابق نقش مهمی در آن داشت و امروز هم اسرائیل همان نقش را برای بارزانی ایفا می کند تا دوباره شاهد تشکیل جمهوری شکست خورده دیگری باشیم که مورد قبول هیچ کشور همسایه و جهانی نیست 

رای به جدایی توسط مسعود بارزانی،شروع دوره تازه ای برای چلنچ کردن حاکمیت اقلیتی مفت خور و غارتگر در اقلیم کردستان عراق است .

سرنوشت کردها،همیشه توسط رهبرانشان و بخاطر خودکامگی و سرسپردگی آنها به بیگانگان؛فاجعه‌بار رقم خورده است 
در طول یکصد سال گذشته دو بار در پایان جنگ‌های جهانی اول و دوم،آنها به کسب استقلال نزدیک بودند، اما هر دو بار در نتیجه مداخله نیروهای خارجی این امید آنها بر باد شد اجازه این مداخله را نیز رهبران کردها به بیگانگان دادند .

ابتدا انگلیسی‌ها بمنظور تأمین منافع استعماری خود از قبایل کرد در مبارزه علیه امپراطوری‌های متحد آلمان و ترک استفاده کردند و بعد با قدرت اسلحه تلاش‌های استقلال‌طلبانه آنها را ناکام گذاشتند 

بار دوم،همان انگلیسی‌ها همراه با آمریکایی‌ها کردها را به مبارزه با نفوذ هیتلری به ایران و عراق تحریک نمودند، اما پس از شکست رایش سوم به دولت‌های این کشورها در سرکوب دولت اولیّه کردها (مثلا،جمهوری شکست خورده مهاباد) کمک نمودند 

به این ترتیب تاریخ باز هم در حال تکرار شدن است 

باز هم آنگلوساکسون‌ها (این بار، قبل از همه،آمریکایی‌ها و رژیم منحوس صهیونیستی) از کردها به مثابه ابزاری برای تأمین منافع ژئوپلیتیک خود در خاورمیانه استفاده می‌کنند 

و هیچ تضمینی وجود ندارد که کردهای نگون بخت عراقی به رغم تجارب تاریخی غم‌انگیز خود،با میل و خواست عشیره بارزانی ها،بار دیگر به تله نیافتند .

شاید بارزانی بخاطر داشته باشد آنگلوساکسون‌ها در گذشته چگونه با کردها مقابله کردند،اما اکنون آنها تصور می‌کنند، که این بار شرایط طور دیگری رقم می خورد!تصوری اشتباه شاید،الگوی تشکیل دولت مستقل آلبانی‌تباران کوزوو در ویرانه‌های یوگسلاوی با کمک غرب توجه آنها را جلب کرده است 

اما با این حال،شباهت‌ها بسیار کمتر هستند و تفاوت‌ها بسیار بسیار چشمگیر از حد تصور بارزانی .

بارزانی نباید فراموش کند اگر در کوزوو تنها صربستان بخاطر تحریم های کشورهای مخالفش تضعیف شد،در اینجا کردستان عراق با مقاومت و مخالفت بسیار جدی حداقل چهار کشور ابرقدرت منطقه ایران، تکیه، سوریه و عراق مواجه هستند .

نمی‌توان سه بار پشت سر هم روی همان یک چنگک پا گذاشت 

نه واشنگتن،نه لندن هیچ تضمینی برای ایجاد کردستان خودمختار در سوریه و دولت مستقل کرد در عراق نداده‌اند و نخواهند داد 

حتی توافق پر طمطراق همکاری ده‌ها ساله بین پنتاگون و «پیشمرگه» فاقد چنین تعهدی است 

تاریخ دهه‌های اخیر نشان داده،که ایالات متحده آمریکا هیچگاه به تعهدات پذیرفته خود در قرارداد‌های حقوقی پای‌بند نبوده تا چه رسد به این مورد که شاید «یک کسی،در جایی» بطور شفاهی وعده ای هم در مورد استقلال کردها داده باشد !.

طبق اظهارنظر مقامات منطقه اقلیم کردستان و عشیره دیکتاتور بارزانی،رفراندم مورد نظر الزام آورنیست و آنها ملزم به اجرای نتیجۀ آرای مردم نیستند .!

لذا مردم کردستان عراق از هدف واقعی و پشت پرده ای که بارزانی با طرح رفراندوم بدنبال آن است واقعا،بی اطلاع هستند و این خود به بحث هائی حول قصد بارزانی و عشیره اش ازبرگزاری این رفراندم دامن زده است .

همچنین نباید از مسئله بی اعتمادی بخش چشمگیری از تودۀ مردم به “عشیره بارزانی و حکومت اقلیم کردستان عراق” بسادگی عبور کرد .

اگر واقعا رفراندوم به نفع مردم کردستان عراق است و اگر واقعا مردم این منطقه،از قصد به فرض محال”خیرخواهی بارزانی ها”باخبر هستند،چرا بایداکنون توده عظیمی از کردستانی ها از رفراندومی که درمورد استقلال کردستان برگزار می شود،تردید داشته و با شک و بدبینی به آن می نگرند؟ !

این رفراندوم از نظر بخش زیادی از مردم کردستان عراق چون نمایشی ظاهری است که داستان واقعی اش پشت پردۀ ابهام مانده است،مورد اقبال مردمی قرار نگرفته و نخواهد گرفت .

حزب مردمی و بزرگ ترین جنبش معترض به حکومت اقلیم کردستان(جنبش گوران)،بارها و بارها با سیستم حکمرانی کنونی بارزانی مخالفت کرده و از رفراندوم هم استقبال چندانی نکرده است .

این جنبش به بارزانی دیکتاتور یادآور می کند که آیا کسی که در سالهای اخیر صدها شهروند کرد عراقی را بخاطر اعتراض به فساد دولتمردان کنونی و بیکاری و تورم و نقض حقوق بشر و سرکوب آزادی بیان و ترور روزنامه نگاران مخالف و تجارت بعضی سران پارتی با داعش در زمینه فروش نفت موصل،به رگبار بسته و دهها تن را نیز به همین اتهام زندانی کرده و سالها بدون محاکمه در زندان ها حبس کرده است می تواند دلسوز و خیرخواه مردم کرد باشد و داعیه رهبری کشور کردستان را هم داشته باشد؟؟ !!!

به فرض اینکه رفراندوم هم رای بیاورد،اما آیا احراز نظر موافق مردم کردستان عراق به تنهائی،تدام استقلالی که کردهای عراق تا کنون عملأ از آن برخوردار هم بوده اند،را تضمین خواهد کرد.؟مسلما خیر 

بلکه تداوم استقلال عملی کردستان علاوه برنظرموافق مردم،مستلزم وجودشرایط وزمینه های مساعدو مشخصی،است که فراهم آوردن بخش عمده ای از آنها صرفأ در داخل کردستان و توسط حکومت امکان پذیر است و بخش دیگر آن که مربوط به رسمیت یافتن استقلال کردستان است،در خارج از کردستان و از جانب دولت مرکزی در عراق،دولتهای قدرتمند همسایه و جهان،سازمان ملل متحد و کشورهای همسایه،عملی است 

اما هیچ کدام از این کشورهای مورد اشاره موافق استقلال کردستان نبوده اند .

از طرفی زمینه ها و شرایط مساعد داخلی مورد نظر هم،بجز از طریق انجام اقدامات آگاهانه و نقشه مند حاکمان کردستان،از هیچ راه دیگری بوجود نمی آید 

لذا درشرایط کنونی که قراراست رفراندمی در کردستان برگزار شود،مردم حق دارند عشیره بارزانی ها را در مورد کوتاهی های سالهای سال شان در حق مردم،تورم،بیکاری،نقض حقوق بشر،نژادپرستی،دیکتاتوری،سیاست در قدرت ماندن به هر قیمتی،بازخواست نمایند 

البته ناگفته نماند اکنون و درآستانۀ برگزاری رفراندم مورد نظر به هیچ وجه شرایط و زمینه های مساعدی وجود ندارد و عشیره بارزانی در کردستان در طی بیست و پنج سال گذشته هیچوقت به فکر فراهم آوردن زمینه های این کار نبوده اند،پس بدون شک آنها نمی توانند در طی چند مدت باقیمانده به رفراندم ،کاری از پیش ببرند و گره ای از مشکلات عدیده مردم کردستان باز کنند .

برای همین است که این مسائل مبنای تردید تودۀ عظیم مردم کردستان عراق نسبت به نیت رهبران از برگذاری رفراندم شده است 

مردم کردستان از بارزانی ها سوال می کنند؛

آیا حاکمان کردستان که سالهاست در راس مطلق قدرت هستند،تا کنون به وظایف خود در قبال مردم رنجدیده این منطقه عمل کرده اند؟ !

آیا مسعود بارزانی که هر جا بادی به نفعش بوزد با کله روی آن می پرد می تواند،داعیه رهبری کشور کردستان را داشته باشد؟

آیا بارزانی که بخاطر قدرت حاضر شد با شخصی همچون اردوغان که دشمن درجه ۱ کرذهاست،هم پیمان شود،می تواند در کشور کردستان به نفع مردم کاری بکند؟ !

آیا بارزانی که متحد نزدیک رژیم صهیونیستی شده می تواند دم از دفاع از حقوق مردم ستمدیده را بزند؟! رژیمی که کودک کش است و ضد دین و مذهب و منفور در بین جهانیان است و این رژیم حال متحد درجه ۱ بارزانی در رفراندوم هم شده است !

آیا بارزانی که بخاطر قدرت باز هم به کردها خیانت کرده و روزگاری می گفت:صدام حسین در حکم پدر ماست!! می تواند مدافع حقوق مردم کردستان در کشور مورد نظرش باشد؟ !

اشاره شد به جمله مسعود بارزانی در خصوص صدام حسین 

گوشه ای از ارتباطات نزدیک صدام حسین و مسعود بارزانی در خاطرات رئیس استخبارات صدام را به شما خوانندگان عزیز روزنامه وطن امروز یادآور می کنم .

“بله مسعود بارزانی گفته بود؛صدام در حکم پدر ماست !”

آخرین رئیس سازمان استخبارات صدام در خاطرات خود از روابط نزدیک و مزدوری مسعود بارزانی و خانواده‌اش برای رژیم صدام خاطرات زیادی را نقل می‌کند .

طبق این خاطرات،رابطه مزدوری میان رژیم صدام و مسعود بارزانی تا زمان سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ادامه داشت و حتی زمانی که برای حمله به عراق فضاسازی می‌شد،بارزانی روابط خود با صدام را قطع نکرد؛ بلکه ترجیح داد با زدن دکان دو نبش،همزمان هم با صدام هم با آمریکا معامله کند !

طاهر جلیل الحبوش در خاطرات خود،نمونه‌های مکرری از روابط نزدیک و مزدوری ملا مسعود بارزانی مثال می‌زند و حتی در یک مورد می‌نویسد نیجرفان بارزانی، صدام را پدر خود می‌خواند !

در ادامه این گزارش،بخش‌هایی از خاطرات الحبوش را بدون هیچ گونه دخل و تصرفی خدمت شما خوانندگان عزیز و مردم عزیز کردستان عراق نقل می کنم :

۱-در سال ۱۹۹۶ بار دیگر میان دو حزب بزرگ کردی نزاع مسلحانه بر سر دستیابی به منابع مالی صورت گرفت 

جلال طالبانی،رهبر اتحادیه میهنی رسما از ترکیه خواست تا از وی در نبرد با بارزانی حمایت کنند 

او مشابه همین درخواست را به صورت سری برای تهران مطرح کرد و با کمک این دو کشور توانست شهر اربیل،مرکز اصلی تشکیلات بارزانی را فتح کند .

با فتح اربیل توسط اتحادیه میهنی،بارزانی به کوه‌ها فرار کرد و تشکیلاتش در خطر سقوط و انحلال کامل قرار داشت 
به همین جهت از بغداد و شخص صدام حسین درخواست استعانت و یاری کرد .

او در تاریخ ۳۱-۸-۱۹۹۶ با کمک رسمی یک یگان ویژه زرهی ارتش صدام توانست اربیل را بار دیگر فتح کند

از آن تاریخ،ملا مسعود بارزانی خود را وامدار و مدیون صدام حسین می‌دانست و به بهانه‌های مختلف از ارتش صدام تمجید می‌کرد .

او در این مسیر تا آن جا پیش رفت که امیدوار بود به پشتوانه ارتش صدام در برابر ارتش ترکیه هم بایستد و به ازای آن حاضر بود هر آن‌چه صدام از وی درخواست کرد را تمام و کمال تقدیم کند .

۲-رابطه مستقیم من با مسعود بارزانی از سال ۲۰۰۰ آغاز شد. در آن زمان ریاست سازمان اطلاعات و امنیت را بر عهده داشتم و به اقتضاء این موقعیت، باید با هر دو حزب کردی کانال ارتباطی مؤثری را فعال می‌کردم .

دیدارهای مکرر ما هیچ‌گاه قطع نشد و در همه امور سیاسی، اقتصادی و امنیتی مذاکره می‌کردیم. روابط میان ما محترمانه بود و هیچ‌گونه رویکرد خصمانه‌ای را در آن احساس نمی‌کردم .

مسعود بارزانی و برادرزاده‌اش نیجرفان بارزانی بارها با شخص صدام دیدار کردند و نسبت به دیدارهای بیش‌تر و تعمیق روباط بسیار مشتاق نشان می‌دادند .

اما جلال طالبانی دقیقا عکس این‌ها بود 

تنها یک بار در سلیمانیه با شخص وی دیدار کرد و فضای دیدارمان نیز بسیار خشک بود .

حتی همین دیدار را نیجرفان بارزانی تاب نیاورد و خطاب به من گفت: «او (طالبانی) فردی دروغگو و فرومایه است و در شأن شما نیست که با وی دیدار کنید 

۳-مسعود بارزانی بارها در موقعیت‌های مختلف مراتب تبعیت کامل و احساس دین خود نسبت به صدام حسین را ابراز می‌کرد و همواره خواهان ملاقات با شخص صدام بود .

او در دیدارهایش با صدام از محبوبیت بالای ارتش عراق و رئیس وقت (صدام) در میان کردها صحبت می‌کرد.

در آخرین دیدار ما که اندکی قبل از حمله آمریکا به عراق بود، مسعود [بارزانی] به من اطمینان داد که در صورت ورود ارتش ترکیه از شمال،پیشمرگه‌ها از خاک عراق حفاظت کرده و علیه ترکیه می‌جنگند !

او حتی از من خواست تا پیام وی به صدام را شخصا منتقل کنم. او در پیامش با تأکید بر هویت عراقی و وطن‌دوستی نیروهای تحت فرمانش (پیشمرگه)، خواهان انتقال نیروهای ارتش عراق (صدام) از شمال عراق به دیگر مناطق شد «زیرا پیشمرگه مانند سربازان ارتش به خوبی می‌تواند از مرزهای شمالی حراست کند و در این شرایط، ارتش باید نیروهای خود را به دیگر مرزهای عراق – که در خطر حمله قرار دارند – ارسال کند …»

او حتی در مورد حمله آمریکا گفت: «در صورت حمله آمریکا از مرزهای شمالی، ما برای حراست از سرزمین عراق نیازمند کمک ارتش عراق هستیم. به هر حال ما در هر شرایطی عراقی بوده و با کشورهای مهاجم می‌جنگیم .» 

۴-مسعود بارزانی یک بار در یکی از جلسات گفت: «در زمان کودکی، پدرم به من گفت صدام حسین مرد بزرگی است. اگر او نبود، کردها به مطالبات خود دست نمی‌یافتند!! من از همان زمان علاقه وافری به رئیس صدام حسین پیدا کردم. حمایت او از ما را می‌بینی؟ خداوند بر طول عمر وی بیفزاید 

۵-در آخرین سفرش به بغداد برای دیدار با صدام، در راه کاخ ریاست جمهوری خطاب به من گفت: «ای سردار بزرگ، به رئیس (صدام) خواهم گفت این مطالبه فدرالیسم که ما مطرح کرده‌ایم خواسته بسیار آرمانی و دور از دسترس است و ما به افزایش اختیارات دولت محلی نیمه‌خودمختار در شمال قانع هستیم. کردها این حکومت نیمه‌خودمختار را از سر لطف جناب سید الرئیس (صدام) دارند و ما هرگز این لطف بزرگ را فراموش نخواهیم کرد 

ما بعد از جلسه،همان شب به صورت ناشناس در سطح خیابان‌های بغداد گردش کردیم. من رانندگی می‌کردم و او در کنار من نشسته بود و از علاقه وافرش به بغداد و خاطراتش از دوران مدرسه و اقامت در محله عظیمیه (پایگاه اصلی حزب بعث) صحبت می‌کرد 

۶-بارزانی بارها در جلسات مختلف و گپ‌های خارج از حلسات، این جمله را تکرار می‌کرد: «من به خوبی می‌دانم که مهم‌ترین رکن هویتی‌ام، عراقی بودن است 

نخستین بار که اربیل را به وی تحویل دادیم و با کمک ما توانست جلال طالبانی را از آن‌جا بیرون کند، این حرف را بیان کرد. دومین بار زمانی بود که منطقه «باعذره» در شهرستان «شیخان» را شخصا به وی تحویل دادم 

۷-یک بار در جلسه‌ای در اربیل، ملا مسعود در حضور نیجرفان با تمجید غلوآمیز از صدام گفت: «به سید الرئیس بفرمایید که هر گاه ایشان به ارتش یا سپاهی در دهوک (زادگاه بارزانی و شمالی‌ترین استان کردستان عراق) نیاز داشتند،در خدمت شان خواهم بود .

حتی اگر دستور دهند که عراق را ترک کنم،بدون فوت وقت تبعیت خواهم کرد 

ایشان در حکم پدر ما هستند و ما باید مراتب احترام و تبعیت را بجا آوریم .»!!

بله این خصلت های شخصی است که مدعی است بخاطر مردم کردستان قصد تاسیس کشور کردستان را دارد !!

اما قضاوت در این ارتباط بر عهده خود مردم کردستان !

البته فراموش نکنیم که استقلال کردستان عراق مسئله ای نیست که صرفأ به کردهای آن دیار و دولت مرکزی عراق مربوط بوده باشد،گرچه بغداد و اربیل در تعیین تکلیف نهائی استقلال کردستان عراق،نقش عمده ای ایفاء خواهند کرد،اما در این رابطه نمی توان مواضع مخالف کشورهای ایران،ترکیه و سوریه را از خاطر دور داشت 

چرا که اگر کشوری جدید در منطقه تاسیس شود و هیچ کشور پرقدرت همسایه،آن را به رسمیت نشناسند،مسلما هیچ کمکی هم به این کشور موهوم نخواهند کرد و مردم کردستان عراق بیشتر و بیشتر از حال در فقر مطلق و بیکاری و تورم فرو خواهند رفت و مسبب این مشکلات نیز کسی نیست جز رئیس قبلیه عشق قدرت،مسعود بارزانی .
بارزانی که عشق و علاقه وافر او به قدرت،بر کسی پوشیده نیست،اخیرا و با اینکه هنوز کشور مورد نظرش را تاسیس نکرده خوی جنگ طلبی و یاغی گری خود را به نمایش گذاشته و پس لرزه های در قدرت ماندن بارزانی را با این جمله هفته گذشته او بخوبی می تواند،حس کرد؛

مسعود بارزانی،رئیس اقلیم کردستان عراق هفته پیش در خصوص مناقشه کرکوک پس از رفراندوم در اظهاراتی جنگ طلبانه گفت؛با کسانی که بخواهند بر سر کرکوک با ما کنار نیایند،وارد جنگ خواهیم شد !!

بارزانی درباره احتمال درگیری نظامی در مناطق مورد مناقشه مانند کرکوک و طوزخورماتو می گوید؛می‌خواهیم کرکوک سمبل همزیستی اقوام و ادیان باشد،ولی هر نیرویی اگر در فکر این باشد که با واقعیت کرکوک را عوض کند و آن را از کردستان جدا کند باید توقع این را داشته باشد که همه کردها خود را آماده جنگ برای این شهر کنند !!!

دولت مرکزی عراق،کشورهای همسایه مانند ایران و ترکیه و همچنین آمریکا،از برگزاری این همه‌پرسی انتقاد کرده و بطور شفاف و علنی اعلام کردند که این همه پرسی و نتیجه آن را به هیچ عنوان به رسمیت نمی شناسند .

اما بارزانی با توصیه رژیم های متخاصم همچون رژیم ضد بشری اسرائیل و نتانیاهو همچنان تاکید کرد که همه‌پرسی سر موعد انجام خواهد شد و این کار را هم کرد!

اخیرا نیز یکی از رهبران پارتی،در فیسبوک خود از حمایت بدون چون و چرا و کامل رژیم صهیونیستی از بارزانی در این ارتباط تقدیر و تشکر کرده و اسرائیل را دوست واقعی کردها نامیده بود !!

قضاوت در خصوص نیت واقعی بارزانی در خصوص برگزاری همه پرسی را به مردم عزیز کردستان عراق واگذار می کنم که خود بهترین قاضی و قضاوت کننده هستند.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.