حزب دمکرات؛پایانی غم انگیز…!!!

دیار و نادیار

 (ترجمه نامه ارسالی: یکی از مخاطبان وب نوشت تریفه ی مانگ مطلبی را مبنی بر وضعیت موجود داخل کمپ و مقرهای حزب،برای این وبلاگ ارسال کرده که گویای اوضاع و شرایط کنونی حزب است و مطالعه آن خالی از لطف نیست در مطلب پیشین اصل نامه و در این قسمت ترجمه آن ارائه گردیده است:)

  بحران های مالی شدیدی که گریبان گیر حکومت اقلیم کردستان شد،تاثیر مستقیمی نیز بر وضعیت مالی احزاب ایرانی خصوصا حزب دمکرات گذاشت.حقوق ماهیانه‌ایی که از طرف حکومت اقلیم برای حزب مشخص شده بود،قطع شد و این وضعیت حزب را با مشکلات زیادی روبه رو کرد از جمله تعطیلی تلویزیون و نداشتن حقوق پیشمرگ ها و… با وجود این مشکلات،اختلاس ها و فسادهای مالی و اخلاقی که در حزب رواج داشت،به اوج خود رسید.این وضعیت باعث شد که حزب به ناچار دوباره نیروهایش را به مرزها ببرد و در آنجا برای گرفتن گمرک از قاچاقچیان،مقر ایجاد کنند که این گزینه نیز بدون هزینه برای حزب نبود.

  وضعیت به وجود آمده تاثیرات روحی و روانی سوءی میان پیشمرگ ها ایجاد کرده است.فاصله ی زیاد طبقاتی میان رهبری حزب و بدنه نیز بر این مشکلات افزوده است.در ابن میان مسئله ی کوچ کردن پیشمرگ ها به وجود آمد به گونه‌ایی که طی سه ماه گذشته ریزش نیرو در حزب دمکرات در طول حیات حزب بی سابقه بوده است و اکثر مقرها خالی شده است و حزب با کمبود نیرو روبه‌رو شده است،حتی برای فرستادن نیرو به مقرهای مرزی (کیله شین) با مشکلات زیادی مواجه شده‌اند چون در این وضعیت کمتر کسی حاضر است که شرایط سخت کوهستان را متقبل شود و همزمان افرادی در کمپ با امکانات و رفاه زندگی کنند.(رهبری حزب)

  در چنین حالتی که حزب دمکرات در آن قرار دارد رهبری حزب هیچگونه جایگزینی ندارند که با آن بتوانند پیشمرگ ها و نیروهایشان را متقاعد کنند.طبق قوانین حزبی باید هر چهار سال یک بار کنگره بگیرند که در چنین شرایطی توانایی انجام دادن این کار را نیز ندارند.رهبری حزب هر کدام به گونه‌ایی مشغول تثبیت و محکم کردن جایگاه و وضعیت خود هستند یا اینکه تعدادی از آنان به جمع کوچ کنندگان پیوسته اند.بچه‌هایشان را در بهترین مدارس خارجی ثبت نام کرده اند یا اینکه به کشورهای اروپایی فرستاده‌اند و روزانه بیشتر وقت خود را به انجام کارهای شخصی اختصاص می دهند و مشغول تجارت و معامله هستند.

  وضعیت پیش آمده فقط به ضرر پیشمرگ ها تمام می شود.کسانی که توانایی مالی ندارند به خارج از کشور بروند و فسادها و دزدی های داخل حزب نیز آنان را به ستوه آورده است و متاسفانه هیچگونه امیدی به بهبود وضعیت حزب نیز ندارند.(در این مقاله منظور از حزب هر دو جناح می باشد،حدک و حدکا).

ولی یک راه جایگزین نیز هست.در چنین شرایطی که رهبری حزب به وجود آورده است بازگشت آنان به ایران و برگشتن به داخل خانواده تنها راه جایگزین است و شانسی که دارند این است جمهوری اسلامی در هر وضعیتی آنان را عفو خواهد کرد و دیگر به جای اینکه نگهبانی افرادی را بدهند که مشغول تجارت و معامله هستند به زندگی شخصی خود برسند.چون آشکار است که ماندن در کمپ ها عاقبتی ندارد جز تباهی….

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.