ناسیونالیسم کرد و رهبران کمپ نشینش

دیار و نادیار

در کنار حزب دمکرات کردستان ایران به مثابه شناخته شده ترین حزب ناسیونالیستی کردستان ایران و یک جریان کاملا ارتجاعی و ضد انسانی،گرایش ناسیونالیستی درون کومه له نیز سالها قبل در قامت حزب کومله کردستان ابراز وجود کرد که خود این جریان هم بعد از ناکامی هایی چند،در براَورده نشدن مقاصد و اهدافشان،دچار اختلاف نظرهایی در زمینۀ تشکیلات شدند و عاقبت به دو بخش تقسیم گردیدند.

با نام های کومله زحمتکشان کردستان و حزب کومه له کردستان ایران؛

دو جریان مشابه و هم جهت،هردو ناسیونالیستی و مدافع هر نوع خشونتی به قیمت بدست آوردن قدرت و با شعار “من کومله ام،کومله منم و فواد از آن من است و من دکتر زحمتکشانم همچون جعفر شفیعی ” پا به عرصه مبارزه در کردستان گذاشتند و روی سیاه استالین را در کردستان انقلابی سفید کردند ….

گرایش ناسیونالیستی درون کومه له که در روند مبارزات سالهای بعد از تشکیل حزب کمونیست ایران خود را به مرور زمان نشان می داد،در سالهای بعد و همزمان با تغییر و تحولات سیاسی در کردستان عراق چهرۀ اَشکارتری به خود گرفت و بی شک در بدنه و مرکزیت کومه له نمایندگان این تفکر شناخته شده بودند.

کومله زحمتکشان کردستان و حزب کومه له کردستان ایران هر دو در واقع از نظر دیدگاه های سیاسی یکی بوده و هستند،اختلاف نظرهای تشکیلاتی و شخصی اَنها را از هم جدا کرد.

ناسیونالیسم راهنمای عمل هر دوی اَنهاست .

در نتیجه،نقد و بررسی یکی به معنای نقد و بررسی اَن دیگری هم است..

سیاست های اتخاذ شده از طرف عبدالله مهتدی بعد ازتشکیل حزب کمونیست ایران و امروز و فردا و آینده را باید سیاست ِبه نرخ روز نامید.:

درجریان اختلافات درون حزب کمونیست ایران،عبدالله مهتدی جانب جریان چپ در مقابل راست(گرایش ناسیونالیستی درون حزب) را گرفت.

همزمان با اَن مسائل،مبارزاتی کردستان عراق در برابر رژیم صدام شدت گرفت و بدلیل دست بالا بودن احزاب عشیرتی و ناسیونالیستی و نفوذ سنت های اَن در میان مردم اَن دیار،ناسیونالیسم در نزد طرفدارانش ارج وقربتی بیشتری گرفت و گرایش ناسیونالیستی درون حزب کمونیست ایران را هم که تا زمان ساکت بود،به جنب و جوش انداخت و قوت قلبی برای این گرایش شد که سالها و تحت تاثیر کمونیسم و مبارزات کمونیستی قرارداشت،این لایۀ اضافی را از خود زدود و اَن روزها روز موعدش شد و پرچمش را یافت.

عبدالله مهتدی هم در این رویداد کمونیسم و چپ بودنش را بیشتر فراموش کرد و گرایشش به راست شدت گرفت.

عبدالله مهتدى و سران دیگر کومله یک پدیده ناشناخته ای هستند که آرزوى ایفاى نقشى تاریخى در حیات ملت کرد را در سر دارند.

و اما کدام راه کارآکتر سیاسى واقعى این پدیده های ناشناخته را هموار می سازد هنوز بی جواب مانده است .

واقعیت این است که خود آنها نیز هنوز انتخابش را نکرده اند و کاملا با همدیگر در تناقض و در گیر یک دعوای سازمانی هستند .

البته شاید در کمونیسم سنتى آنها یا در شخصیت های کاذبشان این تناقض چندان برجسته نباشد.

استالین،مائو،خوجه،حبش،جلال طالبانى در دوره‌اى،و یا حتى سیهانوک نمونه‌هایى از کسانى هستند که خود را سوسیالیست نامیده‌اند و در عمل به رهبران جنبشهاى ملى و ملت ساز تبدیل شده‌اند.

اما هر مطالعه دقیق‌تر این موارد نشان می دهد که عنصر سوسیالیستى در این شخصیت‌ها تزئینى و عنصر ملى واقعى و مادى بوده است.

در طول این سالها رهبران کومله از حل این تناقض ناتوان مانده اند.

خود را صادق و مدافع کارگران و زحمتکشان نامیده اما محتاطانه از هر اظهار نظر و ابراز وجود سیاسى در درون حزب و بیرون آن که مایه دل کندن و قطع امید نیروها و شخصیتهاى ملى کرد از آنها باشد اجتناب کرده اند.

تعقیب دو آینده سیاسى متناقض بدون آنکه لااقل یکى تابع دیگرى شود غیر ممکن است.

این رهبران براى دوره‌اى چند ساله اصل را بر صادق بودن خود قرار دادند و دنبال کردن افق رهبرى ملى را به وقت آزاد خود و مناسبات غیر رسمى خود با محافل کرد حواله می کنند و در نهایت آماده هر نشستی با دشمنان ایران هستند و بر خود می بالند که افتخار این را داشته اند که مثلا در نشستی با مقامات فلان کشور حضور داشته اند.

 اما بی خبر از اینکه مقاماتی که با آنها نشست و برخواست داشته اند جزء کسانی از رده های پایین مقامات دولتی هستند و آنها جدا از یک مزدور و مامور بیشتر نمی توانند نقش آفرینی کنند و دست به سینه به پیش می تازند . .

شکی نیست که این رویاهای فرعى بهرحال مهر خود را با التقاطى کردن و نیمبند کردن هویت آنها به زندگى و کار سیاسى شان می زند.

امروز قلم رهبران کومله منجمله مهتدى و ابراهیم علیزاده ،تا آنجا که چرخیده است،زیاد از موضوع کردستان و بیرون از سیم خاردارهای کمپ پناهندگی شان،که ندامتگاهی بیش نیست فراتر نرفته است.

اینها در هیچ مقطعى آب پاکى بر دست ناسیونالیسم کرد در درون و بیرون حزب فاصدشان نمی ریزند ..

«تلاش عبدالله مهتدی و رقیب دیگرش آقای ابراهیم علیزاده در سالهای اخیر برای گسترش و تقویت ناسیونالیسم در عمل و شرکتشان در کنفرانس آمریکا و تبلیغ شان برای اشغال ایران از طرف آمریکا،و خود و جریانشان را کاندیدای استقبال از ارتش امریکا در منطقۀ کردستان ایران کردند و سیاست به نرخ روزشان در اَن ایام و در اَرزوی جلال طالبانی دیگر شدن و به دیپلماسی های روز رو اَوردن بوده است و اکنون با ناسیونالیست های دیگر،هم اَوازی کردن،همه برای رسیدن به قدرت و بر اَورده شدن رویای همیشگی رهبر ملت کرد بودنشان است.

1 Comment

  1. در ایران دهها حزب کردی وجود دارد برای دو میلیون کرد سنی مذهب و به هر شهری یک حزب میرسد

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.