پروژه فاش شدن سند محرمانه “طرح جامع امنیتی خوزستان ساخته و پرداخته کیست؟”

دیار و نادیار

مدتی است بحثی با عنوان فاش شدن سند محرمانه «طرح جامع امنیتی خوزستان» توسط فعالان عرب اهوازی و ارسال سندی با طبقه بندی «خیلی محرمانه» تحت عنوان «طرح جامع امنیتی استان خوزستان»، مطرح است. گویا نسخه ای از این سند در اختیار العربیه.نت گذاشته شده که خلاصه ای گزینشی از آن منتشر شده است.
این سند به نوعی سعی دارد نشان دهد ایران از تبعیض قومی رنج می برد، مردم خوزستان اوضاع نامناسب معیشتی دارند و حکومت مرکزی درصدد تغییر دموگرافی جغرافیایی و یا تصفیه قومی در منطقه است.
فارغ از اینکه آیا این سند صحت دارد یا نه، اولین نکته ای که به ذهن هر مخاطب خطور می کند پیگیری این پروژه دیر آشناست:
چند سالی است که چند وقت یک بار شاهد افشای سند واقعی یا غیرواقعی، عکس، کاریکاتور و … توسط افرادی هستیم که بلافاصله سایت های مشخص و شبکه های ماهواره ای خارج کشور با این دسیسه مردم و اقوام ایران را مقابل حاکمیت قرار می دهد.
– نامه ابطحی رئیس دفتر رئیس جمهور در سال ۱۳۸۴ و حوادث پس از آن
– کاریکاتور روزنامه ایران و تجمعات آذری ها
– برنامه طنز فیتیله و تجمعات آذری ها
– و آخرین مورد طرح جامع امنیتی خوزستان آن هم درست دو هفته مانده به سالگرد اغتشاشات و تجمعات و بحران خوزستان در سال ۱۳۸۴ به بهانه نامه ابطحی.
اصلاً بر فرض که اصالت این سند نیز درست باشد مخاطب آگاه از این قرابت زمانی و پروژه سازی چه نتیجه ای می گیرد؟ جز آنکه دست هایی در پشت پرده از ایجاد اختلاف قومی به هر بهانه ای سود می برد و مترصد زمان برای سند سازی یا افشای سند است؟
گروه هایی که حیات، اخذ بودجه از بیگانگان، اقامت و رفاه شخصی خود در اروپا، آمریکا و عربستان را در به هم ریختن وطن، ایجاد اختلاف در جامعه و وطن فروشی دیده اند. گاهی با شوراندن آذری ها سود می برند گاهی اعراب و گاهی اکراد.
هنوز مدت کوتاهی است که از بحران مهاباد گذشته و روسیاهی آن بر ذغال به جای مانده و اتهاماتی که احزاب بر نهادهای حاکمیتی ایران وارده کرده اند.
جالب اینجاست که این افراد سودجو در وهله اول بزرگترین توهین را به جامعه قومی ایران کرده و آن را بی سواد و فاقدی تفکر فرض کرده اند که بدون هیچ مطالعه و موشکافی صرفاً با تحریک احساسات وارد میدان شده و به مخالفت با نظام حاکم می پردازند!
حداقل تجربه بحران مهاباد باید این آگاهی را به این سودجویان می داد که با روشن شدن قضیه حتی یک نفر پای کار نماند اما ماحصل چه شد؟! عقب ماند مهاباد از سرعت رشد اقتصادی که در پیش داشت و تخریب هتل گردشگری.
در این خصوص نیز اصل ناآگاه فرض کردن جامعه قومی هدف، نشان حریف بوده است.
اولاً منابع محدودی اصل سند را منتشر کرده اند تا همگان بخوانند و قضاوت کنند.
درثاتی اغلب منابع خبری فقط برداشت دیکته شده و یکسان یک صفحه از این سند منتشر کرده اند بدون در اختیار دادن اصل سند در اختیار مخاطب.
این یعنی حرف ما را بپذیرید بدون تعقل و تدبر
جالب اینجاست که در همین نیم بند مطلب و برداشت سوء منتشره و در اواخر آن به بحث تلاش ایران برای رشد و توسعه مناطق خوزستان اشاه داشته اند.
به هر حال فارغ از اینکه این سند واقعی یا جعلی با تحریف شده است که باید در این خصوص منتظر واکنش های مقامات استانی باشیم، این پروژه برای هر مخاطبی دیر اشناست.
انتشار نامه، سند، عکس، کاریکاتور و هر چیزی که مردم و اقوام ایران یکپارچه را بر علیه حاکمیت بشوراند. خواسته ای که این روزها در خارج از کشور مشتریان زیادی دارد. ولی فراموش کرده اند که این طناب آنها پوسیده شده و نیاز به شگردهای نوینی دارند. علی الاصول کسی دیگر با این طناب پوسیده ته چاه نمی رود.
به زعم نگارنده هم زمانی این پروژه با نامه منتسب به آقای ابطحی مسئول وقت دفتر رئیس جمهور در سال ۱۳۹۴ بیانگر آن است این پروژه از همان جنس است که اتفاقاً به لطف خدا این مهم برای نخبگان قومی صاحب تفکر روشن تر شد. به ویژه در دوره ای که کشورهای عربی و عربستان بیشترین خصومت با ایران را در دستور کار دارند.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.