پاسخ درخور تأمل آسو حسن زاده به منتقدین

درپی طرح برخی از ادعاها که بیشتر توسط منتقدین ملاعبداله حسن زاده در حدک مطرح می شد، دامن آسو حسن زاده را نیز گرفتار به این قضیه کرد، در نهایت آسو را وادار به پاسخگویی در شبکه هاب مجازی کرد. در اینجا اصل مطلب منتشره در فیس بوک (ترجمه) را برای آگاهی خوانندگان می گذاریم:

سلامی گرم و با احترام بسیار برای تمام دوستان. بسیار عذرخواهی می کنم که به دلیل گرفتاری و مشکلات نوشته ام با تأخیر مواجه شد. می دانم که در سایه حکمت و توجه کاک سعید بیگزاده و زحمت و تلاشهای مدیران محترم این دفتر، دفتر کم کم سر و سامان می گیرد. من نه تنها با بدنه حزب بلکه بر سر میز پلنومهای کمیته مرکزی هم همیشه تلاش می کنم بحث و نظر خود را شمرده بگویم و صحبتهای خود را با فیلتر سرافرازی حزب (به نظر خودم) ارائه دهم.
در واقع دو هفته از آن بحثی که نیاز به روشنگری از سو یمن داشت می گذرد و در این مدت به قول فرانسوی ها : آب زیادی از زیر پل عبور کرده- اما موضوعی که مجبورم می کند این مطالب را بنویسم این است که متأسفانه در مسیر انتقاد از صحبت من در این مدت قضاوتهایی شده است که واقعا آزارم می دهد و راضی نیستم آینده خودم در حزب را با چنین قضاوتها و برچسبهایی بنیان نهم. مخالفت تعدادی از دوستان با صحبت من ناخودآگاه من را به یاد کله زیدان در فینال جام جهانی ۲۰۰۶ برلین انداخت که به ما ته راتزی زد که بخاطر آن هم زیدان در آخرین بازی حرفه ای خود و هم تیم فرانسه که کاپیتانش را از دست با مشکل مواجه شدند. پس از آن زیدان ضمن عذرخواهی و توضیح دلیل این کارش گفت من هم انسان هستم.
من زیدان نیستم و امیداورم ما بعنوان حدک درحال حاضر به دنبال قمار و شوخی نباشیم. با این سرمایه بزرگ انسانی که در اختیار داریم دلیل نمی بینم که از آن فاصله بگیرم. صحبت من ۲ چیز است. نخست اینکه منتظر این نیستم که جایگاه مهمی داشته باشم، من فقط بخاطر برخی ذهنیات و فرضیات که حمله و قضاوت از سوی تعدادی از دوستان خودمان شده است ناراحت هستم. دوم، به فرض که حق به کسانی داده شود که من را آماج حملات خود قرار دادند. آیا اصولاً ما فرهنگ برخوردمان با چنین مباحثی باید اینگونه باشد؟ بهتر نیست کمی هم در مورد دلائیل از خودمان سوال کنیم. ببخشید که شما را خسته می کنم اما ناچارم آن دو موضوع را به طور کامل توضیح دهم. در مورد اینکه متأسفانه این صحبت از طرف چه کسی بوده همه نوع تعبیر و تفسیر شد. تعدادی آنرا به رهبران جنبش کرد گرفته بودند. یکی از دوستانم در حکومت صریح می گفت: می دانم در مورد هیروخان و ملابختیار است!! (روز قبل از آن در مورد مخالفت تعدادی با رفراندوم استقلال کردستان صحبت کرده بودیم) تعدادی فکر کرده بودند منظورم مصطفی هجری است؛ اعضا خودمان هم بیشتر فکر کرده بودند منظورم دبیرکل خودمان است! دلیلش هم این بود که تنها چند روز جلوتر کاک خالد در پاریس صحبتی کرده بود که نباید می کرد.
همزمان تعدادی از دوستان مطالبی نوشته بودند و تعدادی به سمت کاک خالد نشانه رفته بودند. من قبول می کنم که من بایست در نوشتن آن جمله در فضای مجازی دقت می کردم اما باور کنید به هیچوجه پیش بینی نمی کردم که مطالب من با صدها نوع در فضای مجازی شود و به زیر ذره بین دوست و دشمن بیافتد. در فضای مجازی به ویژه توییتر هیچ روزی نیست که سیاستهای دنیا به شیوه مستقیم و غیرمستقیم با نگاه خودشان مطرح نشود. شما بروید فیس بوک کاک عبداله حجاب را ببنید، مطالبی در آن است که نگاه و نظر حجاب است و اگر با فرضیات و ذهنیات به آن نگاه کنی باید هر روز حجاب را از حدکا اخراج کنند. مطمئناً اگر می دانستم این صحبت من این مشکلات را درست می کند و دوستان خودمان را دچار نگرانی می کند قطعاً چیزی در این خصوص نمی نوشتم و در این خصوص از همه شما معذرت خواهی می کنم. حالا آیا آن صحبت من می بایست چنین حمله و قضاوتی را که بخشی از دوستان داشتند به همراه می آورد؟ اینکه کسانی می گویند منظور کاک خالد بوده، سندی محکمه پسند نیست. حکم دادن در مورد کسی تنها در صورتی است که مطمئن باشیم او در دلش چنین چیزی بوده. باید بگوییم این طور نیست که حدکا از صحبت شما خوشش بیاید و بر علیه کاک خالد بکار برده باشد این درست است اما من در این خصوص پاسخگو نیستم.
و قبول هم ندارم که تمام کارهایمان را با حدکا تنظیم کنیم. مگر دکتر قاسملو نمی گفت اگر صحبتی دارید به این کار نداشته باشید که دشمن (حدکا) چگونه به آن فکر می کند. (البته من حدکا را دشمن نمی دانم آنها دوست و برادر ما هستند) پس از آن دوستان حدکا از صحبتهای کاک خالد خوششان آمده و برای ایجاد فتنه در بین ما بهره برداری می کنند؟ از سوی دیگر اینکه ما نباید مسائل داخلی را در خارج حزب مطرح کنیم، اصلی است که می بایست همه ما و پیش از همه ما دبیرکل حزب آنرا رعایت کند صحبتی که در پاریس شد و بسیاری از صحبتهای دیگر که در سالهای گذشته باعث شده حزب در افکار عمومی مورد بی احترامی قرار گیرد و بازجوییهای مداوم او تکرار شود. به عنوان مثال اینکه بگوییم در بین نیروهای ما افرادی مخالف اتحاد هستند، به فرض اینکه درست هم باشد (هر چند لازم است از قبل بدانیم مخالف اتحاد یعنی چه؟و مخالفان اتحاد را هم مشخص کنیم) اما آیا خود این صحبت و تکرار ن در صحبتهای دبیرکل حزب، خروج مباحث داخلی به خارج نیست؟ آیا یک نفر در خاج حزب ادعای طرفداری از اتحاد کند و دوستان خود را به مخالفت با اتحاد متهم کند کار مسئولانه ای است؟ آیا این راه به دشمنان ما نمی دهد که به اتحاد ضربه بزنند؟ با این حال با وجدانی راحت و سری بلند اعلام می کنم مطلبی را که نوشتم،همیشه در باور من بوده و و صحبت های تازه ای نیست. تنها به عنوان نمونه ۳ لینک را برایتان می گذارم. اولی سخنانی است که چهار سال پیش در مورد انقلاب مصر نوشتم. (منظورم در اینجا تنها شعر الوالقاسم الشابی است) دوم سخنرانی ۳ سال پیش در مراسم پایان دوره پیشمرگها داشتم و سوم سمیناری که یک سال پیش تحت عنوان اراده قاسملو در فصل مبارزه تقدیم کردم. لینک سوم کاملاً پویا است. (لینک در متن اصلی موجود است در صورت نیاز ارائه خواهد شد) متأسفانه باید بگویم ما مثل همیشه استعداد اخراج از حزب را به معنی کلی داریم. از بود و نبود کسانی که می شود برای تقویت و نفوذ حزب مفید باشند بی بهره ایم. اگر یکی از دوستانمان به هر دلیلی در جمع نمی بینیم، خیلی راحت مبارزه و تلاشهای او را ضرب در صفر کرده و تمام مخالفتها را به او روا می کنیم. دوستان از هم می خواهند که با برادران حدکا دم خور نشوید و در عین حال برخوردهایی با برخی دوستان می کنند که شایسه نیست.
لازم نیست از کنگره در اینجا صحبت کن. پس از کنگره تا به الان بسیاری بدون پرده انتقاد شدید به کنگره می کنند. ما به عنوان اعضا رهبری سابق در این کنگره به رهبر حزب پاسخ مثبت دادیم که بماند. من خودم خواستم که نتایج این کنگره را درک کنند و چون گذشته همکار و حامی رهبری حزب و دبیرکل باشند. پس چرا باید با کنگره تسویه حساب کنم که در بخش سیاسی بیشترین نقش را داشتم. ۸۰ درصد توافقات کنگره توسط من نوشته شدند و در کنگره من نقش گزارشگر و پاسخگو را بازی می کردم. من در کمیته مرکزی اعلام کردم: ۱- اولویت من هم ماندن کاک خالد است. ۲- اگر کاک خالد توافق نکرد به نظر من این جایگاه حق کسانی دیگر است(اشاره به کاک مصطفی شلماشی)
این ناراحتی بود که ما کنگره برگزار کردیم. در واقع امنیت حقوقی و تشکیلاتی را که کاک خالد ۸ سال از آن صحبت می کرد و به طور کل فهرنگ حزبی ما به طور کامل به زیر سوال رفته و به ناحق کسانی که بیشترین کمک را برای رسیدن کاک خالد به موقعیت امروز را فراهم کردند،متهم شدند که نمی گذارند کاک خالد دبیر کل شود( در واقع اگر کسی آمده و بگویند من مخالف دبیرکل کاک خالد هستم این ابتدایی ترین حق حزبی این فرد می باشد) پس از کنگره درجلسه ای رسمی گفته شد: سایه به خاطر رساندن فرد نزدیک به خودشان به قدرت نمی گذارند کاک خالد به دبیرکل برسد! زمانی که از کاک خالد درخواست کردم مرزی برای این صحبتها و ناسپاسی بگذارد و کاری کندکه یک دلی و صلح قدرتمند در حزب درست شود،متاسفانه کاک خالد سکوت را انتخاب کرد.
حمایت از کسی بدین معنا نیست که نباید از او انتقاد کنیم، همچینن انتقاد از کسی نباید به معنای مخالفت با او و آزار او تلقی شود. در بین ما تعدادی معتقدند هر چه کاک خالد بگوید یا بخواهد، باید بدون مناقشه قبول شود حتی اگر آن موضوع خاص باشد. در سنت حزبی ما دبیرکل بودن به معنای اعمال اراده یک نفر بر جمع نیست بلکه دبیرکل می بایست خلاقیت خود را بروز دهد و در چارچوب اصول حزبی برنامه های خود رابه پیش ببرد. در این چند روز ا عضاء حزب و اعضای رهبری و حتی دفتر سیاسی نارضایتی خود را از برخی سیاستهای خودمان اعلام و گفتند نمی توانیم از آن دفاع کنیم.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.