کتاب «حزب دمکرات کردستان ایران»- قسمت سوم

دیار و نادیار

فصل دهم – دوران احمد توفیق
کنگره حزب دمکرات ایران در آذرماه ۱۳۴۳ و در چادری که ملامصطفی بارزانی برای آنان تدارک دیده بود برگزار شد. در اول کنگره احمد توفیق رشته سخن را به عهده گرفت و از مأموریت های خود در اروپا و فعالیت های خود در عراق سخن به میان آورد. احمد توفیق خود را مسئول حزب دمکرات کردستان معرفی کرد از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۴۲ و گفت من در این مدت د راین حزب مسئول بوده ام و حالا هم کنگره هر کسی را انتخاب کند همان کس مسئول خواهد بود. کنگره باز احمد توفیق را مسئول معرفی کرد و بعداً احمد توفیق ملا مصطفی را پیشوای حزب دمکرات کردستان نامید .
تمایل توفیق را برای بازگشت به ایران همه می دانستند. در سال ۱۳۴۰ وی به توسط یک فرد،از ساواک کردستان تقاضای تأمین نمود تا به همراه رفقایش به ایران مراجعت نماید و در قبال آن تمام اسرار حزب دمکرات را در اختیار بگذارد. اما ادارات دوم و سوم ساواک بر این اعتقاد بودند که «دادن تأمین به او نبایستی مشروط باشد زیرا این شخص از اعضای موثر حزب بوده و چشم پوشی از تعقیب و مجازات او اثرات ناگواری در روحیه اکراد آن منطقه خواهد گذاشت.
اخبار منابع ساواک در سال ۴۴ همگی از اختلافات درونی حکایت می کرد و ضمنا نشان می داد که ملامصطفی بارزانی هم دیگر اعتنایی به احمد توفیق ندارد.
نیاز مالی بارزانی علت برقراری رابطه بین او و ساواک شد. ساواک انتظار داشت در قبال آن کمک ها ، ملامصطفی برای دستگیری و تحویل احمد توفیق اقدام کند.
… مصطفی بارزانی حاضر به تحویل احمد توفیق نمی باشد. بنابراین تصور نمی رود بتوان آنان را وادار به تحویل نامبرده نمود.
احمدتوفیق بنا به توصیه ملامصطفی راهی بارزان شد. مسلماً بارزانی نمی خواست حزبی ها را آزرده ساخته و روابط خود را با کردهای ایرانی یک سره تیره کند، چون ممکن بود زمانی به آنان احتایج بیشتری پیدا کند. از این رو راه مماشات با هر دو طف را در پیش گرفت.
در بیست و یکم تیرماه سال ۱۳۴۵ جلسه ای در روستای دوله رقه عراق با شرکت سلیمان معینی، اسماعیل شریف زاده و دیگر کادرها و مسئولان حزب تشکیل و مصوب گردید که کمیته مرکزی منحل و چهار نفر برای تعیین خط مشی حزب و تدارک تشکیل کنگره انتخاب گردند.
در حالی که همه اعضای حزب به دشمنی با یکدیگر برخاسته بودند، ملامصطفی بارزانی نیز به واسطه ارتباطی که با دولت ایران برقرار کرده بود، اعضای حزب را تحت فشار قرار داده بود مانع هرگونه تحرک آنان می شد. حتی گفته می شد که احمد توفیق به وسیله ملامصطفی به منطقه بادینان تبعید شده.
اکنون در غیاب احمد توفیق، برخی اعضا در تلاش بودند کنگره ای برگزار کنند تا اوضاع نابسامان حزب را سامان بخشد. کم کم دامنه اختلافات گسترش یافت.
فصل یازدهم – اوضاع حزب در سالهای ۴۶ و ۴۷
گفتیم که در شهریورماه سال ۴۵ «کمیته انقلابی حزب دمکرات کردستان ایران» تشکیل شد. آنها جنبش مسلحانه سال های ۴۷-۴۶ در کردستان را رهبری کردند. در آن سالها امکان وقوع یک جنبش مسلحانه در کردستان وجود نداشت زیرا اولا شبکه ساواک چنان گسترده بود که کوچکترین تحرک حزبی ها را زیر نظر داشت و از همین رو مبارزه مسلحانه گسترده امکان پذیر نبود؛ و ثانیاً بارزانی چون درگیر جنگ با دولت عراق و نیازمند به حمایت دولت ایران بود، هرگز اجازه نمی داد از «منطقه شورش» تعرضی علیه دولت ایران صورت بگیرد.
مبارزه مسلحانه کمیته انقلابی حزب دمکرات هر چه بود، رهبران آن بسیار زود کشته شدند. در دوازدهم اردیبهشت سال ۴۷ اسماعیل شریف زاده، که از او به عنوان معاون سلیمان معینی و نظریه پرداز حزب یاد می شد، توسط عوامل نفوذی ساواک به قتل رسید. با کشته شدن سلیمان معینی، هاشم اقل الطلاب جایگزین وی شد.
در سال ۴۷ بار دیگر اخبار حکایت داشت که حزب دمکرات خود را برای عملیات نظامی آماده می کند.
… اساساً طالبانی گویا به اعضای حزب دمکرات کردستان ایران با چشم تحقیر می نگریست؛ چون در خاطرات خود از آنان اندک یاد کرد هاست. شاید همین نشانی باشد که برغم قیل و قال حزب دمکرات درباره مبارزات خود، هیچگاه موقعیت ممتازی در مبارزه نداشته است.
اوضاع حزب چنان نابسامان بود که برخی افراد ترجیح می دادند از آن جدا شوند.
عبدالله حسن زاده می گوید در کنفرانس دوم حزب که در غیاب احمد توفیق و در خرداد سال ۱۳۴۸ برگزار شد و «بیچارگی و بدبختی از آن مشاهده می شد» استعفای احمد توفیق مطرح شد ولی کنفرانس آن را نپذیرفت و قبول آن را به کمیته مرکزی سپرد. با اتمام کنفرانس کمیته مرکزی نامه ای برای توفیق نوشت و ملاسیدرشید مأمور شد تا نامه را به توفیق برساند و ضمناً او را راضی کند تا استعفایش را پس بگیرد. «مدتی از ملاسیدرشید گذشت، هیچ خبری نشد، ناگهان مطلع شدیم که احمد توفیق او را نیز با خود برده و به ارتش عراق پیوسته اند.»
فرار از منطقه تحت کنترل ملامصطفی بارزانی و ورود به منطقه تحت نفوذ جلال طالبانی، اگر با هماهنگی بارزانی صورت نگرفته باشد می توانست به معنای پایان وفاداری توفیق به بارزانی تحلیل شود.
احمد توفیق پس از خروج از منطقه تحت نفوذ بارزانی به تیمور بختیار نزدیک شد. این کار مخالفت هایی را در درون حزب برانگیخت.
در روز ۱۱ مارس ۱۹۷۰ برابر با ۲۰ اسفند ۱۳۴۹، پس از سالها جنگ و مذاکره، موافقت نامه ای ۱۵ ماده ای بین دولت بعثی عراق و بارزانی ها امضا شد که به موجب آن به کردهای آن کشور خودمختاری داده شد.
مدتی بعد عبدالرحمان قاسملو ، محمد امین سراجی، احمد توفیق، عبدالله حسن زاده و کریم حسامی در بغداد با مقامات بعثی دیدار و گفتگو می کنند. بعثی ها به اعضای حزب اظهار می دارند در صورتی که دولت عراق با ملامصطفی به توافق نرسد اسلحه در اختیار حزب دمکرات خواهند گذاشت تا بر ضدملامصطفی و دولت ایران وارد جنگ شوند.
بازگشت رحمان قاسملو به منطقه نشان می داد که تحولاتی درون حزب در شرف وقوع است. در خرداد سال ۵۰ کنفرانس سوم حزب در کوی سنجق تشکیل شد و برنامه و اساسنامه حزب را تصویب کرد.
کمیته مرکزی استعفای احمد توفیق را پذیرفت.
در این ایام حزب به سه جناح تقسیم می شد. عده ای تحت رهبری احمد توفیق که در بغداد مستقر بود؛ و عده ای تحت رهبری رحمان قاسملو و محمد امین سراجی اقدم و کریم حسامی که این دسته به ناکمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران فعالیت می کردند و عده ای دیگر که «با رویه دو دسته فوق مخالف بوده ودر شمال عراق بودند که به کمیته رهبری مشهور بودند.
در شرایطی که این سه جناح در حال رقابت برای تسلط بر حزب بودند ناگهان احمد توفیق ناپدید شد.
عبدالله حسن زاده می نویسد که «بعدها اطلاعاتی به دست آمد که متأسفانه در زندان مرده»
در صورت قتل احمد توفیق توسط رژیم بعث عراق آیا می توان ارتباطی بین مرگ او و برکشیده شدن عبدالرحمان قاسملو یافت؟ احمد توفیق رابطه خصمانه ای با عبدالرحمان قاسملو و رابطه حسنه ای با دولت بعثی عراق داشت اما اندکی پس از ورود قاسملو به عراق، احمد توفیق مغضوب دولت عراق واقع و ناگهان مفقود شد. می دانیم که احمد توفیق، که سالها رهبری حزب دمکرات کردستان ایران را به عهده داشت، در قتل گشاددست بود. عبدالله حسن زاده می نویسد وی به بیماری سادیسم دچار شده بود.

فصل دوازدهم – قاسملو دبیرکل می شود
ناپدید شدن احمد توفیق، راه صعود قاسملو به دبیرکلی را هموار کرد. برخی از اعضای حزب، قاسملو را در ناپدید شدن احمد توفیق بی نقش نمی دانستند. مسلما اگر احمد توفیق مفقود نمی شد قاسملو نمی توانست کنگره سوم حزب را برگزار کند و خود به دبیرکلی آن انتخاب شود.
کنگره سوم حزب در مهرماه سال ۵۲ و در شرایطی که هیچ ردی از احمد توفیق در دست نبود با شرکت ۴۹ عضو در بغداد برگزار شد.
در دیداری که هیأت حزبی پس از انتشار بیانیه ۱۱ مارس با بارزانی داشت، حزب به این نتیجه رسید که ننمی تواند به بارزانی امیدی داشته باشد. در نتیجه حزب دمکرات به دولت بعثی امید بست و این امید هر روز قوی تر و عمیق تر می شد.
قاسملو به سرعت توانست دوستان زیادی در حزب بعث، سازمانها و شخصیت های عراقی بیابد. عبدالله حسن زاده از همان بدو رود قاسملو ببه بغداد در کنار او بود.
رژیم بعثی که کردهای عراق را رهبری ملامصطفی بارزانی دشمن خود می دانست برای ایجاد شکاف و اختلاف بین کردها و تضعیف بارزانی دست های را باز کرده بود تا حزب دمکرات را با تمامی اعضا در آغوش بگیرد. حزب، خود را برای دوران جنگ دوباره بین دولت عراق و بارزانی های آماده می کرد.
حزب دمکرات در این سالها به علت فراهم نبودن شرایط هیچ اقدام مسلحانه ای صورت نداد.
حزب دمکرات برای جلب محبت رژیم عراق به هر کار ممکن دست زد.
از سال ۵۶ جنبش اجتماعی مردم ایران دوباره اوج گرفت. در این سو و آن سوی کشور هر روز تظاهراتی بر ضد رژیم رخ می داد. در شهرهای آذربایجان غربی و کردستان نیز مردم در غیاب حزب دمکرات کردستان ایران به امواج انقلاب تن سپردند.

حزب دمکرات کردستان ایران در تحولات و رخدادهای منتهی به انقلاب بهمن ماه ۵۷ کاملاٌ غایب بود.
اعضای حزب دمکرات کردستان ایران گویا اصلا مشتاق نبودند فروریختن سلطنت پهلوی را از نزدیک و در کنار مردم مشاهده کنند. به تعبیر عبدالله حسن زاده «کمیته مرکزی حزب دمکرات که می بایستی در جرگه قیام و مبارزه می بود در گوش گاو خفته بود.»
قاسملو در اواخر پاییز ۵۷ به ایران آمد و مدتی بعد و با مشاهده اوضاع کشور بار دیگر به بغداد بازگشت تا شاید اعضای کمیته مرکزی را متقاعد کند که به ایران بازگردند و به «به صراحت می گفت قیام این بار چیز دیگری است، شاه حتماً رفتنی است و اگر ما به موقع نتوانیم به داخل کشور میان مردم خود بازگردیم سرمان بی کلاه می ماند.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.