نفر هشتم، کاوه جوانمرد به کشته های حزب اضافه شد

بنابر اعلام فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همان طور که دیار و نادیار در اطلاعیه اولیه صادره اعلام کرده بود و در حال حاضر بسیاری از سایت های خارج کشور از جمله منافقین نیز تأیید کرده و پذیرفته اند (هر چند حزب دمکرات هنوز موضع سکوت اختیار کرده) کاوه جوانمرد  نیز به خیل کشته شده های درگیری حزب پیوست. کاوه عضو منتخب کمیته مرکزی کنگره ۱۵ و از کادرهای مرکزیت و رهبری گروه بود و این ضربه بزرگی به پیکره حزب دمکرات جناح هجری است.

خبر کشته شدن کاوه جوانمرد را سردار پاک پور، فرمانده نیروی زمینی سپاه اعلام و تأیید کرده است.
اما ماجرا آنجایی جالب‌تر می‌شود که پایگاه اطلاع‌رسانی گروهک تروریستی منافقین از کاوه جوانمرد به نام شهید راه وطن یاد کرده است. منافقینی که در ۸ سال جنگ تحمیلی علیه نظام نو پای جمهوری اسلامی ایران شدیدترین جنایات را مرتکب شد، جنایاتی که شاید صدام حسین نیز از انجام آنها واهمه داشت. در حق کُردها نیز همین طور، منافقینی که در انفال دستشان به خون کردها و نسل کشی کردها آلوده است.

متأسفانه در درگیری سروآباد سه نفر از نیروهای سپاه نیز به درجه رفیع شهادت رسیده اند.

اما کاوه جوانمرد که بود؟

کاوه جوانمرد که در آبان ماه سال ۸۵ توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در سنندج بازداشت و توسط دادگاه انقلاب این شهر در دو پرونده جداگانه به اتهام محاربه به تحمل دو سال حبس در تبعید در زندان مراغه و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به یک سال زندان محکوم شده بود ، روز سی‌ام آبانماه سال ۸۹ پس از اتمام دوران محکومیت خود از زندان آزاد شد. او در پوشش روزنامه‌نگار به حزب دمکرات پیوست

شایان ذکر است کاوه جوانمرد همکاری با هفته نامه توقیف شده کرفتو که مطالب کذب علیه جمهوری اسلامی ایران منتشر می‌کرد را در کارنامه خود دارد. وی دوران محکومیت سه ساله‌اش را در زندان شهرهای سنندج ، مراغه و همدان سپری نمود.

کاوه جوانمرد که بود + تصاویر

جوانمرد قبل از اینکه به حزب بپیوندد در قالب تشکیلات مخفی مرتبط و دستوربگیر تیمور مصطفائی و کاوه بهرامی بود. شاید علت رشد سریع او نیز همین ارتباط اولیه با هوارمی‌ها بوده است. به گفته نزدیکان وی؛ جوانمرد به لحاظ شخصیتی به مانند کریم پرویزی، بیش از آنکه فردی چریک یا جنگاور باشد، فردی ترسو، احساساتی، بدون اراده و قدرت تصمیم‌گیری، فانتزی و به شدت تحت تأثیر نظرات دیگران و جوگیر بود و همین باعث کشته شدن او شد.

همسر سابقش (آوات) به خاطر همین خصوصیات شخصیتی از وی جدا شد و به ایران بازگشت. آوات معتقد بود نمی‌تواند با فردی دمدمی مزاج که هر لحظه تحت تأثیر یک نفر است و کل زندگی خود را بر این مبنا به بیراهه کشانده است زندگی کند. همسرش معتقد بود وی نه از روی ایدئولوژی، شناخت و عقیده، بلکه از روی نا آگاهی، تحت تأثیر افکار دیگران و جوزدگی به اشرار پیوسته و به لحاظ شخصیتی هیچ سنخیتی با این قبیل کارها نداشته است. وی می‌گفت نمی‌تواند با مردی که قدرت تصمیم‌گیری و نه گفتن به خواسته‌های نامشروع دیگران را ندارد زندگی کند. آوات معتقد بود کاوه باید رمان‌نویس می‌شد تا یک حزبی !

کاوه ۳

البته خود جوانمرد هم به این ویژگی خود پی برده است. می‌دانست که اهل کار مسلحانه نیست. چندین بار نیز خواست که با حزب تسویه حساب نموده و از آنها جدا شود، اما بزرگترین مانع او همین خصوصیات شخصیتی و عدم توان نه گفتن بود. به محض آنکه تصمیم به جدایی می‌گرفت، عده‌ای از حزب به وی فشار آورده و مجدد تسلیم می‌شد.

حتی همسر دومش (آژین رزابی) نیز نتوانست او را از حزب بیرون بکشد؛ آژین فرزند تحسین کسی که پناهنده سوئد است و سعی داشت کاوه را نیز به آنجا بکشاند. اما کاوه قدرت نه گفتن به دیگران را نداشت و سرانجام تاوان خسران و عدم تصمیم عاقلانه خود را داد!

کاوه ۷

و سرانجام  :

مادرش

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.