کریم پرویزی: رژیم لرزید!؟

دیار و نادیار

پس از ورود تیم نظامی از حزب دمکرات(جناح هجری) به خاک ایران در تیرماه ۱۳۹۵ و درگیری با سپاه پاسداران ، ۱۷ نفر از پیشمرگان این حزب جان باختند. این اقدام نسنجیده، اعتراض سایر احزاب کرد را به دنبال داشت و در داخل حزب نیز موجب بدبینی و بی اعتمادی گردید. تا جایی که حتی حزب حاضر نشد نام برخی از آنها را اعلام کند. هنگامی که خانواده های بعضی از این کشته ها برای اعتراض و شکایت نزد هجری رفتند و گفتند پدر ما هم کشته شده و چرا اسم او را جزء شهدا اعلام نکردید؟ هجری ابراز داشته آنها جزء لاینگران در سلیمانیه بوده و به اختیار خود رفته اند و جزء حزب نیستند!!! مراد قریلان این حرکت را ناشایست خواند و جدا از مبارزات کردستانی دانست. حدک آن را نادرست برشمرد، کومله (سروه ناصری) آن را نادرست خواند. تمای اینها را در نظر بگیرید. فردی مثل کریم پرویزی که تا کنون یک گلوله از تفنگ شلیک نکرده و در هیچ جای مبارزات کردستان نبوده است، یکهو طی مقاله ای ابراز می کند رژیم لرزید؟ رژیم لرزید یا شما که جرأت نکردید حتی مراسم ۲۵ گلاویژه را برگزار کنید؟ رژیم لرزید یا شما که تا مدتها در امیریه و آزادی پیدایتان نبود و به همراه هجری و دیگر رهبران یا در مال های اربیل به سر می بردید یا سفر اروپا را پیش گرفتید.؟

کریم پرویزی از اعضای هیأت مرکزی حزب دمکرات برای ایجاد تشویش در اذهان عمومی و دفاع از این اقدام، مقاله ای تحت عنوان «رژیم لرزید» را در فضای مجازی منتشر نمود.
متن مقاله منتشره بدین شرح می باشد: «در روزها و هفته های اخیر، رژیم تروریستی جمهوری اسلامی تلاش مذبوحانه ای به خرج داد تا یک بار دیگر به مردم و اذهان عمومی تلقین نماید که مسأله ای به نام مسأله کرد در ایران وجود ندارد و اقدامات حزب دمکرات جار، جنجال و هیاهویی بیش نیست که صرفاً جنبه صوری داشته و فاقد پشتیبانی مردمی است و با شلیک چند توپ و تهدید و ارعاب، مختومه خواهد شد.»
این مسأله کُردی را که شما می فرمائید قصد داشتید با به کشته دادن ۱۷ نفر با دیگر آن را زنده کنید حتی هم کیشانتان نیز قبول ندارند. آیا مسأله کُرد قبل از دلارهای سعودی ها وجود نداشت که شما برای آن کشته بدهید؟  اکراد یکی از قومیت های رسمی کشور ایران به حساب می آیند. این گونه که در مقاله کریم پرویزی آمده است ؛ کردها فقط احزاب کمپ نشین خارج کشور از جمله دمکرات هستند . از این سخنان اینگونه بر می آید که حزب دمکرات، مسأله کرد را در ایران به رسمیت نمی شناسد و قومیت های کرد شرق ایران را به عنوان اکراد نمی شناسد.
آیا ورود یک تیم کوچک از افرادی که معلول و یا مصدوم ساکن اروپا و یا لاینگرانی که حتی شرمتان می آید اسم برخی از آنها را جزء شهدا ببرید و قرار به حذف آنها در حزب بوده است؛ جار و جنجال و هیاهو نیست؟ جنبه صوری نداشته است؟ آیا خود حزب قصد کشته شدن آنها را نداشته است؟
چه پشتیبانی مردمی. اگر پشتیبانی مردمی بود چرا دو نفر از اعضای تیم دو هفته در کوه و جنگل متواری بودند و هیچ یک از مردم حاضر نشدند که به آنها پناه و مأمنی دهند؟ این مسأله کورد چرا باعث نشد در کردستان ایران در ۲۲ تیر یا ۲۵ گلاویژ حتی یک نفر یک شمعی برای شما روش کند؟ 

برای آنکه همگان انگیزه شما را می دانستند و همانطور که مرادکارایلان به خوبی اشاره کرده هدف شما کورد و کوردستان نبوده و گویا دلارهای سعودی را این بار نشانه گرفتید! سعودی هایی که اصلی ترین حامی داعش هستند. آن گاه شرمتان نمی آید بگویید با داعش نیز قصد جنگ داشتید؟
در ادامه مقاله فوق آمده است: «رژیم در این رابطه دست به تبلیغات گسترده زده و همچون همیشه دروغ ها و اتهامات فراوانی مطرح نمود، لیکن از دو جنبه خود جمهوری اسلامی بهتر از هر کسی می داند که شکست بزرگی را متحمل شده است:
الف) نخست جنبه مبارزات کوهستان:
رژیم وانمود می کرد که مسأله کرد برای همیشه به خاموشی گراییده و احزاب و به ویژه حزب دمکرات کردستان ایران، به سوی اضمحلال نهایی گام بر می دارند و اثری از آن باقی نمانده است. لیکن اینک کار به جایی رسیده است که از شدت ترس و وحشت از احزاب کردستان و حزب دمکرات، هر روز یکی از آنها اقدام به تهدید و عربده کشی می نماید.
در اشنویه و کوسالان خود رژیم و سپاه تروریستی آن به خوبی از میزان تلفات خود آگاه بودند و می دانستند چه شکست مفتضحانه ایی را متحمل شده اند.»
کشته شدن ۱۷ نفر ، بیشتر است یا ۳ نفر. اگر شهید شدن ۳ نفر تلفات سنگینی است پس کشته شدن ۱۷ نفر چه تلفاتی به حساب می آید؟
بیایید منطق فکر کنید. چگونه یک گروه کوچک می تواند خطری برای یک کشور بزرگ به حساب آید و توان حمله به ارتش یک کشور را دارد. صدام با آن ارتش و حمایت و پشتیبانی نیمی از جهان + شما + مجاهدین و…  نتوانست حتی یک قدم از خاک ایران را به دست آورد. آن هم در آغاز یک انقلاب نوپا. چگونه یک گروه ضعیف و قلیل می تواند به نظامی که ۳۷ سال است با بزرگترین ابرقدرتها مقابله کرده است؛ مواجه شود. بهتر است کمی بیندیشید و با تحریک و حمایت مزدورانی مانند امریکا و عربستان ؛ خودتان را به ورطه سقوط و نابودی نکشانید.
دولت های عربی و غربی به دنبال ایجاد انشقاق و درگیری قومی و قبیله ای در ایران می باشند . آنها حاضرند ثروت زیادی را هزینه کنند تا ناآرامی در منطقه و ایران ایجاد نمایند و برای رسیدن به این هدف ، هر که را که بتوانند مهره بازی خود می کنند. حتی حاضرند کُرد کشی راه بیندازند. دامی که شما در آن گرفتار آمدید. 

«ب) جنبه مبارزه در شهر:
همچون همیشه و موارد متعدد دیگر، رژیم وانمود می کرد که ملت کرد، در کردستان ایران کاملاً تسلیم جمهوری اسلامی شده و همچنان که فرمانده  سپاه در تلویزیون رژیم در سنندج ادعا می کرد که فرمانده پیشمرگه های دمکرات نوشته است مردم با ما نیستند و با رژیم هستند، لیکن خود رژیم به خوبی می داند چه تعدادی از زنان و کودکان و مردم عادی به یاری پیشمرگه ها شتافتند و چه میزان از خودگذشتگی و فداکاری به خرج دادند که اینگونه رژیم را به خشم آورده و به بازداشت های کورکورانه واداشته است. »
اگر مردم با شما هستند پس چرا از تیم های شما که خانه باغشان را تصرف کردید؛ شکایت کردند؟ چرا یک پرورش ماهی خواهان رسیدگی به دزدی تیم حزب دمکرات از اموالش شد؟ و محل اختفای تیم را اطلاع دادند.  اگر این مردم به حمایت شما می شتافتند کاوه جوانمرد و سرکوت صمدی دو هفته در کوه ها بی پناه نمی ماندند تا آخر دفعه هم همین مردمی که شما ادعا می کنید مخفیگاه آنها را به نیروهای سپاهی معرفی کردند! 
«رژیم چنین می پنداشت که کردستان و ملت کرد با چند توپ و کاتیوشا و خمپاره مرعوب خواهند شد، لیکن تحت حاکمیت شوم رژیم و در زیر فشار چکمه پوشان حکومت، شهرها و روستاهای کردستان به طرز چشمگیری به اعتصاب پیوستند یا رژیم مجبور شد که با تهدید و ارعاب آنان را وادار به گشودن مغازه هایشان نماید. »
مردم اعتصاب که نکردند هیچ ، حتی روز ۲۲ تیر را نیز تعطیل نکردند و مغازه هایشان را بازگذاشتند. ضمناً اگر بحث ارعاب بود چند هفته پیش به بهانه بسته شدن مرز مغازه هایشان را نمی بستند اما به خاطر اعلام شما حتی حاضر نشدند یک دکه روزنامه فروشی را ببندند.

و البته رژیم لرزید وقتی دید حزبی با قدمت ۷۰ سال مبارزه برای دمکراسی خود را بازیچه دست اعرابی کرده که هنوز حق رانندگی را  به خانم ها اعطا نکرده اند و تا سال گذشته خانم هایشان حتی حق رأی نداشتند. راستی یاد قاسملو به خیر. رهبران فعلی روی او را سفید کرده اند.

1 Comment

  1. پرویزی گوه خورد بی عرضه در تهران که دستگیر شد
    در مجمع کوی دانشگاه ۸۸ تو زندان برادران پاسدار
    حسابی ترتیبش دادن این اون گشاه.

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.