نامه یک کرد ایرانی خطاب به سران دمکرات

آکام نیوز:من به عنوان یک جوان کرد ایرانی با حمله ی مسلحانه احزاب به اصطلاح کرد ایرانی به ایران مخالفم، اما ذکر این نکته را نیز الزامی می دانم که رهبران این احزاب کردی و همفکرانشان حق ندارند به هر بهانه ای از دیوار کوتاه ملت کرد بالا بروند و به افکار عمومی جامعه ی ایران چنین القا نمایید که مردم کرد خواستار تجزیه و ویرانی ایران هستند …
اخیرا حزب دمکرات کردستان ایران آغاز فعالیتهای مسلحانه را اعلام کرده است.
به همین سبب لازم دانستم که در این نوشتار در این مورد مطالبی بیان کنم.
“اهمیت آزادی انسان ها در تعیین مقدورات خود، ارزشی است که از اواخر قرن هجده و به دنبال جنگ های استقلال آمریکا و انقلاب فرانسه بیشتر مورد توجه بشریت و جوامع سیاسی قرار گرفته است؛ ولی نهادینگی حقوقی و تقنین بین المللی این ارزش پس از جنگ جهانی اول و در قرارداد ورسای متظاهر شد. تحول مفهومی حق تعیین سرنوشت در حقوق‌ بین‌الملل‌ در سه بستر تاریخی قابل طرح است. در ابتدا، هدف این ایده مشروعیت دادن به تجزیه امپراتوری های شکست خورده در جنگ جهانی اول و اعطای استقلال تدریجی به برخی از مناطق تحت قیمومیت بود.
ولی بعد از جنگ جهانی دوم، حق تعیین سرنوشت به مثابه ی امری انکار ناشدنی،به معنی استقلال سرزمین های تحت استعمار و انقیاد بیگانگان بسط مفهومی یافت. از دهه ۱۹۷۰، حق تعیین سرنوشت به مفهوم حاکمیت دمکراسی، رعایت حقوق بشر و تضمین حقوق اقلیت ها جهت گیری داشته است و در این بین استقلال ملت ها نیز همچون گذشته بخشی لاینفک از این اصل بوده است،همانگونه که نمونه ی مبرهن آن را در طول سالیان اخیر در تیمورشرقی،کوزوو،جنوب سودان و … مشاهده کردیم.
همچنین باید این نکته را نیز متذکر شد که یکی از اساسی‌ترین موازین حقوق بشر، حق مردم برای تعیین سرنوشت خودشان است. اهمیت این حق تا بدانجا است که آن را پایه و اساس همگی حقوق بشری می‌دانند. در حقیقت برای نیل به سایر حقوق بشری تحقق اصل حق تعیین سرنوشت اهمیت به سزایی دارد و در صورتی که این اصل اجراء نگردد نمی‌توان از دولتی غیر مننتخب انتظار چندانی داشت تا نسبت به اصول حقوق بشری متعهد باشد”. با مد نظرقرار دادن این مهم و با توجه به فاکتورهایی که در تعاریف نوین از ملت ارائه گشته اند و با گذر از فاکتورهای استالینیستی در تعریف ملت و با مد نظر قراردادن تعاریف فرانسوی وآلمانی از ناسیونالیسم و ملت که فاکتورهای زبان، فرهنگ و احساس مشترک را بنیان ملیت قرار می دهند و به قول ارنست رنان “ملت را محصول رفراندومی روزانه” می دانند، عملا با واژه هایی نظیر ملت ایران و اتحاد ایران متکثر ملی-مذهبی در برابر علامت سوالی بزرگ قرار می گیرد.
علیرغم آنکه “ملت بودن” کردها با توجه به فاکتورهای زبانی،فرهنگی و جغرافیایی امریست غیر قابل انکار و سازش ناپذیر باز هم نمیتوان در تمام اسناد و مدارک رسمی و غیر رسمی به جا مانده از قریب به ۷دهه تحزب کردی حتی یک خط از یک نوشته و مکتوب پیدا کرد که در آن ملت کرد و احزاب سیاسی نماینده ی خواست های این ملت در عرصه ی سیاسی کردستان خواهان تجزیه و جدایی از ایران بوده باشند.
اما با تمام این اوصاف ملت کرد و رهبران سیاسی و سران احزاب کردستانی واقعی با ابرام بر این مهم که مساله ی کرد، مساله ای سیاسی است و باید از طرق مسالمت آمیز حل شود، راهکار فدرالیسم و اتحاد داوطلبانه را برای آینده ی ایران پیشنهاد کرده و آن را به عنوان شعار استراتژیک احزاب کردی مطرح نموده اند.
آنچه که در بیانیه ی اعلام فعالیت مسلحانه حزب دمکرات کردستان مطرح شده، امری تازه نیست و آنچه که در لیبی نیز بر اساس قطعنامه ی۱۷۹٣شورای امنیت سازمان ملل متحد و بر اساس اصل موسوم به حمایت رخ داد،پدیده ای بدیع نبود.
یکی از تجارب موفق اصل مسئولیت حمایت و ایجاد چتر حفاظتی و منطقه ی پرواز ممنوع، در همین کردستان عراق رخ داد و به تشکیل حکومت اقلیم کردستان (Kurdistan Regional Government ) منجر شد. حکومتی که با گذر بیست سال از ان دوران و علیرغم دارا بودن منابع سرشار زیرزمینی نظیر نفت و گاز و وجود نیروی نظامی سازماندهی شده ی پیشمرگ- که شمارشان به دویست هزار تن می رسد- اما بازهم به شیوه ای داوطلبانه اتحادش با عراق را حفظ کرده است و بر اساس احترام و تعاملی متقابل در میان حکومت مرکزی(بغداد) و حکومت اقلیم کردستان(اربیل) در سال جاری به بحران موجود در بغداد بر سر تشکیل حکومت پایان داد و رهبران سیاسی کردستان عراق در نقش سفیران صلح این کشور با گردهم آوردن تمام رهبران و جریانات سیاسی عراق بر سر میز گفتگو درشهر اربیل به بحران هشت ماهه ی عدم تشکیل کابینه پایان دادند و مانع از آن شدند که هرج و مرج و بی ثباتی بار دیگر بر این کشور سایه گستر گردد و دولت جدید عراق و کابینه ی منتخب آن با میانجیگری کردها و رهبران کرد تشکیل شد.
من هم به عنوان یک جوان کرد ایرانی با حمله ی مسلحانه به کردستان ایران مخالفم، اما ذکر ایننکته را نیز الزامی می دانم که شما و همفکرانتان(رهبران حزب دمکرات) حق ندارید به هر بهانه ای از دیوار کوتاه ملت کرد بالا بروید و به افکار عمومی جامعه ی ایران چنین القا نمایید که ملت کرد خواستار تجزیه و ویرانی ایران است.
ناگفته نماند که من چنین می اندیشم که گفتار و نوشتار و کردار هجری و هجری ها در آینده و با دسیسه بیگانگان و دشمنان ایران ممکن است زمینه و عاملی برای تهدید جغرافیایی ایران باشد اما انها این را بدانند که هیچ پایگاه و جایگاهی در میان مردم کردستان و ایران ندارند و جوانان کرد با تمام وجود و تا آخرین قطره خون خود از تمامیت این مرز و بوم در مقابل بیگانگان و مزدوران آنها مبارزه خواهند کرد.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.