حمله به قاسملو

دیار و نادیار

چندی است کتاب نویسی، تاریخ نگاری و وقایع نگاری به یکی از مدهای رهبران، اشخاص برجسته و مشاهیر کُرد تبدیل شده است. از کتاب ملاعبداله حسن زاده به بعد این سیر روند فزونی گرفت و با چاپ کتاب های جلال طالبانی توسط قانعی فرد این روند به یک فریضه در میان رهبران کُرد تبدیل شد.

البته در حال حاضر برخی از این دست نوشتارها بیش از آنکه کمکی به فهم تاریخ وقایع کوردی بکند، مبدل به ابزاری به منظور اشتهار، مصادره تاریخ به نفع خود و برخی تسویه حساب های شخصی شده است. صرف نظر از اینکه نگارنده خود دست به قلم باشد نظیر ملاعبداله حسن زاده، یا غنی بلوریان یا اینکه نگارش کتاب را به فرد دیگری واگذار کرده باشد ماتند جلال طالبانی برخی از نخبگان اخیر علی رغم سواد پایین نگارش و واگذار کردن مسئولیت نوشتن به فرد دیگر سعی نکرده اند که امانت در نوشتار را رعایت کرده و این مسئولیت را به نام فرد دیگری منتشر نمایند. مهم برای این افراد درج نامشان روی جلد کتاب بوده تا کیفی بودن محتویات

کتاب نسکو و دابران از جمله آثار اخیر دراین مقال است. با وجود آنکه قلم فرسایی آن توسط مصطفی هجری صورت نپذیرفته اما به هرحال مسئولیت این کتاب متوجه ایشان است. چقدر خوب می بود که به مانند برخی دیگر از مشاهیر کُرد وظیفه نوشتن این کتاب را به یک مورخ و یا نویسنده متبحر واگذار می نمود شاید بر غنا و محتویات درونی آن می افزود.

به هر حال فارغ از آنکه این کتاب را هجری نوشته باشد یا هر فرد دیگر، به هیچ وجه قابل قیاس با آثار پیشین حوزه کُردی نمی باشد. نمی توان شأن و کلاس یک کتاب را برای آن قائل شد و کاش در حد یک مقاله تلخیص می شد. حتی اگر در رده خودش با آثار قبلی همطراز نظیر کتاب های ملاعبداله حسن زاده یا غنی بلوریان و… مقایسه کنیم باز هم کم می آورد.

 اینکه این کتاب سعی نموده هجمه بی سابقه ای را متوجه منشعبین و رهبران قدیمی حزب نماید برکسی پوشیده نیست. افرادی که تا چندی پیش هجری آنها را جماعت ملاحسن یا لادرها خطاب می نمود. اما فارغ از این موضع گیری آشکار کتاب مباحث و محتوری آن نیز سرشار از ایرادات متعدد است.

کتاب با تقلیل نقش افراد کلیدی نظیر غنی بلوریان، شرفکندی و قاضی محمد بیشتر سعی در برجسته سازی قاسملو داشته است. فارغ از نقش این نفرات، در تاریخ حزب و وقایع بسیار مهمتر اتفاق افتاده از کنگره چهار تا کنگره ۱۵ ، اما نوک پیکان کتاب مشتمل بر حملات تیزی است که به چند شخص خاص صورت پذیرفته است. بنابراین بیش از آنکه بتوانیم آن را کتابی علمی و تاریخی و یا سیاسی بدانیم، به نوعی تسویه حساب حزبی است. و همین جهت گیری و گرایش خاص از صداقت مطالب آن می کاهد و اینکه چرا پیش از کنگره ۱۶ این کتاب منتشر شده آن هم در اوج مذاکرات حدک و حدکا جای پرسش دارد.

با اینکه هجری گاهی ملاحسن را متهم می کرد که چرا در مورد قاسملو بدگویی یا نقد کرده است، اینبار خودش پارا فراتر نهاده و از هیچ تهمت و اهانتی به قاسملو دریغ نکرده است:

دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیرکل ترور شده ی حزب دمکرات کردستان ایران از طرف مصطفی هجری به این متهم شد که دستورات و قوانین دفتر سیاسی را زیر پا نهاده است و مهمترین هدف قاسملو از این سرپیچی را قهرمان سازی شخص قاسملو می داند.

هجری نخست می گوید که حزب دمکرات بارها خود را مورد نقد قرار داده است که چرا نتوانسته اند جانش را حفظ کنند؟ ولی بر این باور است که بعد ۲۵ سال از واقعه ی ترور(تروری که شاید تسویه حساب سازمانی باشد…) الان زمان مناسبی است برای اینکه آشکار کند که قاسملو قوانین و مصوبات حزبی را نقض کرده است و به آن گفتگو رفته است و گویا کسی از آن خبر نداشته است.

  همچنین اعتقاد دارد که مهمترین دلیل اینکه قانون شکنی کرده این بوده که نخواسته است فرصت را از دست بدهد و به عنوان قهرمان داستان،مسئله ی کرد را حل کند.هر چند مشخص نکرده است که قاسملو در آن زمان چه نیازی به قهرمان بودن داشت؟ وی بدون مذاکره هم در آن زمان یک سرو گردن بالاتر از تمامی رهبران وقت احزاب کوردی از بارزانی گرفته تا طالبانی بود. یا اینکه افشای این مسائل چه سودی برای خود یا حزبش دارد؟

  تناقض اصلی اینجاست که رهبری حزب از زمان ترور تا الان،همیشه تاٌکید داشته اند که این گفتگو با هماهنگی اعضای رهبری و بنا بر سیاست و مواضع حزب بوده است..! از طرفی از این هم بگذریم آقای هجری مگر دفتر سیاسی در آن زمان از مذاکره خبر نداشت؟ مگر شرفکندی برای مذاکره در آن زمان خارج کشور نبود؟ اصلاً علت حضور قاسملو این بود که طرف مقابل – ایران- قبول نکردند با افراد دیگر غیر از رئیس اصلی مذاکره کنند و الا در ابتدا اعضای دیگر دفتر سیاسی از جمله شرفکندی برای مذاکره به وین رفته بودند. اگر شما این ابهام را در کتابتان روشن می کردید یا حداقل هدفمند در مورد آن سکوت نمی کردید متوجه می شدید که چنین اتهامی به قاسملو نمی چسبد و مذاکرات با هماهنگی بوده است. اگر هم از این قضیه بی اطلاعید از با سابقه تر های حزبی کمک بگیرید.  این برای بار دوم است که مصطفی هجری،دکتر قاسملو را به نقض قوانین حزبی و اهمیت ندادن به اصول و برنامه ی حزبی متهم می کند؛قبلاٌ در گفتگویی با روزنامه ی “ئاوینه” در بحث چگونگی ملحق شدن خود به حزب دمکرات گفته بود در حالی که من عضو حزب نبودم و به عنوان مهمان از طرف دکتر قاسملو برای کنگره ۴ دعوت شده بودم،بر خلاف قوانین موجود در اساسنامه،از روی اجبار و بنا بر درخواست دکتر قاسملو خود را کاندید کردم و به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب انتخاب شدم.

  گفته های مصطفی هجری،خلاف آن چیزی است که تا الان حزب دمکرات در مورد شخصیت دکتر قاسملو گفته است.هر چند به هر حال انتظار می رود که متهم کردن قاسملو از طرف دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در کتاب “نسکو و دابران”،سرآغازی باشد برای شکسته شدن تقدس و تابو بودن قاسملو میان اعضای حزب و افشای بیشتر واقعیاتی که در زمان حیات آن رهبر رخ داده است…

برخی ایرادات علمی و اشتباهات نیز به این کتاب وارد است نظیر آنچه که هجری در خصوص کارل شرامیک انجام داده و وی را مسئول انترناسیونال سوسیالیست خوانده که بابررسی اسناد انترناسیونال متوجه خواهیم شد چنین کسی در آن زمان مسئول انترناسیونال نبوده است. خالی بودن کتاب از مرجع، مستند و آدرس های مطالب تدوین شده باعث بروز اینگونه خطاها می شود که البته کم هم نیست.

کتاب بیش از آنکه تاریخ کوردی و مبارزات را برجسته کند پر است از افشا گری و اختلافات درون حزبی. اگر یک فرد بیرونی و یا هوادار بخواهد با خواندن این کتاب در مورد تاریخ دمکرات اطلاعات کسب کند، به کلی از این گروه سلب امید کرده و به احزاب دیگر می پیوندد.

امید است لقمان مه فر یا هر فرد دیگر بتواند بدون ترس و دغدغه از نحوه برخورد و رفتار هجری آثاری غنی تری در مورد نقش این فرد خاص در تاریخ مبارزات کوردی در آینده منتشر نماید.

انتظار داریم نگارنده آتی خاطرات رهبران حزبی هر کسی که باشد به این چند پرسش اساسی و ابهامات تاریخ حزب پاسخ دهد:

۱-         پیوستن حزب به شورای ملی مقاومت و چگونگی آن؟

۲-         سکوت قاسملو در بحث انفال؟

۳-         سکوت قاسملو در بحث بمباران شیمیای حلبچه و مصاحبه جنجالی وی در آن زمان؟

۴-         راز قتل احمد توفیق و اتهاماتی که در این خصوص متوجه قاسملو است؟

۵-         نقش دکتر شرفکندی و ابهاماتی که در خصوص همکاری وی در مورد قتل قاسملو وجود دارد؟

۶-         وعده دکتر قاسملو به غنی بلوریان برای رهبری پس از کنگره چهار؟

۷-         همکاری قاسملو با سران رژیم بعث و صدام بر اساس اسناد منتشره ویکی لیکس و سکوت حزب در این خصوص؟

۸-     تکرار سومین دوره دبیرکلی حزب توسط یک فرد خاص –هجری- خارج از ضوابط و اساسنامه های گروه. بحثی که در تاریخ حزب کم سابقه است؟

۹-     اینکه رهبران فعلی احزاب کوردی به هر بهانه و توجیهی حتی با دستکار یو تغییر اساسنامه تمایلی به کنار رفتن از قدرت ندارند نظیر عبداله مهتدی و مصطفی هجری و… هزاران سوال دیگر؟

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.