پیوستن موسی باباخانی به حدک

همانطور که از شایعات اخیر پخش شده در حزب در خصوص پیوستن موسی باباخانی و چند تن دیگر به حدک بر می آمد با روشن تر شدن این امر، گمانه زنی ها در این خصوص نیز بسیار قوت گرفت.

با تعطیل شدن تیشک تی وی انتظار می رفت حدکا روی خوش به موسی نشان ندهد. موسایی که تا حدود بسیار زیادی کارهایش و برد تبلیغاتی اش وابسته به تیشک تی وی بود. به رسم حزب وقتی کارتان با یک فرد تمام می شود باید او را دور انداخت. حدکا نیز شرایط اینچنینی برای موسی فراهم آورد. زمانی که مشاهده کردند دیگر نیازی به او نیست ابتدا او را به حاشیه رانده و منزوی کردند، سپس انگ های مختلف از اتهام جاسوسی تا…. به او زدند و سپس موسی را به جایی رساندند که یا خودش کنار بکشد و یا استعفا داده و به جریان دیگر بپیوندد.

البته به زعم دیار و نادیار حدکا اشتباه کرد. تنها عیب موسی این بود که یک قوم و خویش و یا فامیل برش دار در ترکیب مرکزیت و تصمیم گیران گروه نداشت. به قول ما موسی پارتی نداشت. والا به جرأت می توان گفت طی چند سال اخیر هیچ کس مانند موسی باباخانی برای حزب دمکرات کردستان ایران هسته داخلی جذب نکرده بود. چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت. هر چند کار تشکیلاتی در حزب به اندازه روابط و منطقه گرایی ارزش ندارد.

به هرحال این یک سوی سکه است. و دو گمانه زنی مهم تر نیز در این خصوص وجود دارد.

مسئولین حدکا معتقند نخستین انگیزه موسی برای بروز این رفتارهای نابهنجار دختری به نام شبنم – فرزند یکی از کادرهای حدک- می باشد که گویا پیوند عشق و عاشقی موسی با او و ازدواج با شبنم انگیزه اصلی اش برای پیوستن به حدک بوده است. آنها معتقدند حدکا بی احترامی به موسی نکرده و موسی با این رفتارها و مظلوم نمایی در پی بهانه ای برای پیوستن به حدک و ازدواج با شبنم بوده است.

گمانه زنی سوم، تز رامبد لطف پوریسم می باشد. هم حدک و هم موسی از این تز بدشان نمی آید. حدک در صدد تلافی مدل رامبد لطف پوری و شوء تلویزیونی بود که حدکا پیش از کنگره ۱۵ با استفاده از رامبد علیه منشعبین به راه انداخت. در این میان موسی نیز بدش نمی آید. چرا که موقعیت خود در حدکا را از دست رفته می دید و با این عمل هم محبوب حدک می شد، هم بر سر زبان ها می افتاد و هم به احتمال زیاد در ترکیب مرکزیت حدک رأی می آورد. پستی که در حدکا و درکنگره ۱۶ از دست رفته می دید.

از منظر ما حدک معقول تر از حدکاست که بخواهد در این شرایط مانور رسانه ای و تلویزیونی به راه اندازد. معمولاً حدکا هر بار در آستانه کنگره ها یک مانور و هجمه تلویزیونی- خبری و رسانه ای علیه منشعبین راه می اندازد تا طرح اتحاد دوباره کلا از سرزبان ها بیفتد. چند سال پیش با پروژه رامبد لطف پوری و این بار با پروژه نسکو و دابران.

اما تصمیم گیران حدک اندکی عاقل تر بوده و نیازی به این نمایشنامه های تلویزیونی و یا تبلیغاتی علیه طرف مقابل ندارند.

 از طرفی موسی تا کنون رابطه عشق و عاشقی با دختران زیادی داشته که هیچ یک منجر به ازدواج نشده که جدی ترین آنها نیز بیان بود…

بنابراین به خاطر یک دختر هیچ گاه آینده سیاسی و تشکیلاتی خود را به چالش نمی کشد. هر چند ممکن است این یک انگیزه بسیار قوی باشد و اگر ختم به ازدواج شود آن گاه معلوم می شود که انگیزه اصلی همین بوده است.

اما اینکه چرا حدکا از چنین نیروی فعالی – هرچند کم سواد و بی ملاحظه – دست کشید هزار سؤال در مورد آن مطرح است که اولین پاسخ آن تز دورانداختن فردی است که تاریخ مصرف آن گذشته و دیگر نیازی به او نیست و دومین پاسخ منطقه گرایی و نداشتن یک حامی قوی در مورد موسی می باشد.

به هر حال موسی باید منتظر روزهایی باشد که هم در کوردکانال حضور یابد و هم کوله پشتی خود را بردوش انداخته و به همراه نیروهای جنوب در منطقه کرمانشاه و ایلام حضور پیدا کند. که البته امیدواریم که اینچنین نشود و فریب هسته های داخلی اش را نخورد و هنوز زود است برای این جوان خام و ناپخته – به لحاظ رزمی- گرفتار شدن در دام نیروهای هنگ مرزی.

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.