بارزانی مخالف یا موافق اتحاد حدک و حدکا؟

دابراو

پس از انشعاب سال ۱۳۸۵ در حزب دمکرات، مسعود بارزانی تلاش های بسیار زیادی انجام داد تا بلکه این انشعاب صورت نپذیرفته و حدک و حدکا دوباره متحد شوند. حتی چندین جلسه مشترک تشکیل داده و آنها را دعوت به آرامش نمود.با نگاهی به تاریخ فعالیت حزبی مسعود بارزانی به نکاتی قابل تامل میرسیم. اینکه بارزانی بخت و اقبال خود را درهمین عدم اتحاد و وجود دو دستگی(یا بهتربگوئیم چنددستگی)در میان احزاب دیگر کوردی می بیند.یادمان هست که بارزانی پس از مرگ قاسملو هم شاد و خوشحال بود که رقیب منتقد جدی اش را از دست داده و در سال۱۹۹۲ هم که اقلیم کردستان با نظر مساعد ایران و امریکا شکل گرفت خود را رهبر بلامنازع کردستان میدانست و اکنون هم که از طرفی جلال طالبانی چند سالیست در اثر بیماری زمین گیر شده و عملاً از صحنه سیاست کناررفته است واز طرف دیگر عبدالله اوجالان کماکان در زندان می باشد موقعیت برای مسعود بارزانی موقعیتی بسیار طلایی و حتی رویایی می باشد تا “از آب گل آلود ماهی بگیر”غافل ازاینکه “قبری که برسر آن گریه میکند مرده ندارد!”

 طی چند سال اخیر معادلات منطقه ای روی مواضع حکومت اقلیم تأثیرگذار بوده و باعث چرخش استراتژیک آنها شده است.درواقع بارزانی پس از آنکه با ان همه ارتباط با کشورهایی نظیر قطر،امارات و عربستان نتوانست نظر انان را به سمت خود جلب نماید و به نوعی حامی سیاست تجزیه طلبانه وی شوند تنها امیدش به ترکیه و اسرائیل بود به طوریکه پس از طرح کنگره ملی کُرد و توافق ترکیه با بارزانی ها به قیمت سرکوب پ.ک.ک و پذیرش ضمنی اینکه مشکلات کُردی و استقلال خواهی و… همه و همه در خاک کردستان عراق باشد والبته به ریاست بارزانی ؛موضع اقلیم تغییر اساسی یافت.البته بارزانی به جای تعقل،فریب حزف ها و وعده های سران رژیم اسرائیل را خورده که ظاهراً از اقدام استقلال طلبی کردها به رهبری بارزانی دفاع کرده است و ای کاش بارزانی اندکی حافظه تاریخی اش را در مورد اقدامات جاسوسی موساد در عراق و خصوصاً شهر موصل در آن زمان که پاراستن را برای بارزانی تاسیس کرد به خاطر می آورد چرا که به قول گفتنی”هیچ گربه ای بخاطر رضای خدا موش نمیگیرد”!

اکنون ظاهراً بارزانی ها توافق با یک کشور را دارند و سودای اولین کشور کُردی را در سر می پرورانندومسعودبارزانی میخواهد با این تز خود را در تاریخ ماندگار کند(حال به هر قیمتی که باشد!).واضح است که در چنین شرایطی آنها به هیچ وجه نمی خواهند یک حزب فراگیر و قدرت مند ایرانی هم در این معادلات نقش آفرینی کند. آنها به هیچ وجه حزب دمکرات زمان قاسملو و حتی پیش از آن را نمی خواهند. در حال حاضر بارزانی در کنگره ملی کُرد اصلاً جایگاهی برای احزاب ایرانی قائل نیست چرا که هیچ یک به زعم آنها در برابر احزاب کُرد عراقی و پ.ک.ک موقعیت و جایگاهی ندارند. این درحالی است که اگر ۱ درصد هم فکر کنند با اتحاد دوباره قدرت حزب دوچندان می شود، حتی الامکان در مقطع فعلی از این پدیده ممانعت به عمل می آورند. لذا اینکه بارزانی ها در حال حاضر نه تنها عملاً تلاشی برای اتحاد دوباره نمی کنند بلکه در پنهان و خفا علیه آن سنگ اندازی هم می کنند مهر تأییدی بر همین طرز تفکر آنهاست. آنها دمکرات قوی و یک پارچه را نمی خواهند در واقع هیچ حزب رقیب قوی نمی خواهند نه اتحادیه میهنی، نه پ.ک.ک، نه پژاک و بدتر از آن نه هیچ حزب ایرانی. آنها به تازگی ریاست فرضی کُردهای دنیا را به زعم خودشان برعهده گرفته اند و حاضر به از دست دادن این جایگاه نیستند. متأسفانه بعضی از احزاب کُرد ایرانی نظیر حدکا نیز آنها را در نیل به این مهم همراهی می کنند چرا که حیات و ممات خود را به این تأمین مادی از جانب بارزانی ها گره زده اند.و نمونه اخیرش هم تحریک مصطفی هجری برای انتشار کتاب “نسکو و دابران” در این موقعیت زمانی که اتحاد مجدد هردو جناح دمکرات در حال شدت گرفتن بود میباشد.

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.