کنگره‌ی حدکا و چهار یار مصطفی هجری

هر کسی که می خواهد دبیرکل حزبی شود باید ۴ خصوصیت جامع داشته باشد:

۱٫سخنران و سخنور باشد

۲٫سیاسی باشد

۳٫مدیر باشد

۴٫نویسنده باشد

 حداقل در ۲ یا ۳ مورد هم توانایی داشته باشد می تواند به مانند رهبری موفق نقش خود را ایفا کند و تغییر ایجاد کند.بعد از دکتر شرفکندی در حزب دمکرات هیچ کسی نبوده که دارای این ۴ ویژگی باشد و به دلیل جناح و جناح بازی در حزب به کسی اجازه داده نشده است خود را نشان بدهد که مشخص شود چه ویژگی های برای رهبر شدن دارد.

  مصطفی هجری سخنران توانایی نبوده و نیست،وقتی به سخنانش گوش می دهم بعد از آن آنقدر احساس خستگی می کنم انگار ۶ کیلومتر دوندگی کرده ام و همچنین نویسنده ی مناسبی هم نیست که اگر کسی کتابش را بخواند به خوبی به این نتیجه خواهد رسید.

  مدیریت هجری؛در کنگره ۱۳ وقتی مصطفی هجری دبیرکل حزب شد،چهار نفر در سطح رهبری بودند که هوادار سر سخت ایشان و خود را در جناح هجری می دیدند تمامی طرح ها و برنامه های حدکا از طرف این چهار نفر برنامه ریزی می شد.این چهار نفر عبارت بودند از شاهو حسینی که نقش بسزایی داشت و جناح باز ماهری هم بود؛”محمد نظیف قادری”،”تیمور مصطفایی” و “کاوه بهرامی” این افراد در طول دوران حضورشان در حزب دمکرات مشغول باند بازی و یارگیری بودند و در فکر مستحکم نمودن پایگاه شخصی خود بودند و هستند.

  مصطفی هجری در طول بیشتر از یک دهه که دبیرکل حزب بوده است،نتوانسته جایگاه و محل فعالیت هیچ کدام از این چهار نفر را عوض کند و افراد دیگری را برای جایگزینی آن پست ها پرورش بدهند.به همین دلیل کارنامه ی کاری این ۴ نفر برابر است با کارنامه کاری مصطفی هجری،در طول این چند سال نتوانسته است دبیرکل موفقی باشد،بهتر است جای خود را به کسی دیگر بدهد تا شاید حرف جدیدی از حزب دمکرات شنیده شود.

  وقتی کنگره ۱۳ تمام شد،شاهو حسینی که در آلمان مشغول زندگی شخصی  خود بود تمام امورات خارج از کشور حزب را به دست گرفت و در پاریس ماندگار شد.شاهو حسینی این مدتی که در پاریس بود کارها و فعالیت هایی را انجام داد که ضربه ی فراوانی به پایگاه و آوازه ی حزب دمکرات وارد آورد.برای مثال دیدار مصطفی هجری با پان ایرانیست ها که یکی از احزاب شونیست فارس هستند و هیچ حقوق کردها را به رسمیت نمی شناسند چه برسد به اینکه به مانند یک ملت به کردها بنگرند،دیدار با رضا پهلوی پسر شاه ایران که او هم از پان ایرانیست ها بهتر نیست.همچنین ملاقات و نامه نگاری به “علیرضا نظمی افشار” که یک ترک فاشیست است و معتقد است که مهاباد بخشی از خاک ترک هاست.شاهو حسینی در طول سالهایی که در نمایندگی حزب بوده است حتی یک مطلب یا مقاله ایی در روزنامه های اروپایی ننوشته است،روزنامه “لوموند” که یکی  از مشهورترین روزنامه ها در اروپا است،دیده نشد یک مطلب از ایشان به چاپ برساند در خصوص سیاست های ایران در قبال جوامع اروپایی،در اروپا نماینده باید،زبان آن کشور را کاملا یاد گرفته باشد و سخنور ماهری باشد که بتواند به آسانی با طرف مقابل ارتباط برقرار کند.

  زمانی که در کردستان بودم همیشه از حزب انتقاد می کردم و می گفتم فساد زیاد است و هیچ فعالیتی هم نداریم ولی وقتی به اروپا آمدم پی بردم که واقعا سطح روابط در اروپا در حد صفر است و در این رابطه هیچ تلاشی نشده است.نمایندگان حزب در اروپا وقتی با یک پارلمانتار قهوه ایی می خورند عکسی از آن می گیرند و به عراق می فرستند که بحث سیاسی در خصوص خاورمیانه و ایران و کردستان کرده ایم و…. در اروپا تنها مسئله ایی که خیلی آسان است و هیچ هزینه ایی ندارد،دیدار و ملاقات با اعضای پارلمان است،هر کسی می تواند درخواست دیدار با آن ها را داشته باشد.حدک از حدکا جدا شد،به نسبت موفق تر عمل کرده است.برای نمونه “انترناسیونال سوسیالیست” که اگر حدکا می توانست هیچ وقت نمی گذاشت حدک به عضویت آن در بیایید.

  وقتی تلویزیون تیشک آغاز به کار کرد افراد زیادی که حتی عضو حدکا هم نبودند به این مسئله واکنش مثبت نشان دادند ولی به دلیل نبود مدیری کارآمد هزینه ایی قابل توجه در آن خرج شد که دیگر پولی برای حدکا باقی نگذاشت.هیچ انسان سیاسی و عاقلی برای هر دقیقه پخش صوت و تصویر،۳ دلار پرداخت نمی کند،جمعی آن جا کار می کردند که هیچ تجربه ایی در کار رسانه ایی نداشتند.

 محمد نظیف قادری مسئول ارتباطات حزب دمکرات است،این فرد همیشه موبایل در دست دارد و مشغول فعالیت های بازرگانی خویش است؛در سطح کاری خود آنقدر ضعیف عمل کرده است که به جایی رسیده اند نیروی آسایش کویه به زنان و خانواده های حزبی حمله می کند و آنان را در مقر آزادی کتک کاری می کنند.

  محمد نظیف قادری اگر یک کار مثبت انجام داده است آن هم کنار هجری ایستاده است که اگر کسی از اعضای حدکا بخواهد با باند چهار نفری ایشان مخالفتی داشته باشد،نتواند هجری را ببیند و صدایش را نشوند.هر چند این خواسته ی شخص هجری بود.برای همگان جای سوال بود که چگونه و از چه طریقی آن همه سرمایه جمع کرده است،یک نفر که خود شاهد عینی ماجرا بوده است فاش کرد که وقتی مسئول ارتباطات حزب در بغداد بوده است برای فرستادن خانواده هایی که در کمپ الرمادی بودند و می خواستند از طریق un به اروپا بروند،از هر خانواده ۵۰۰ دلار برای شخص خودش دریافت کرده است.

  تشکیلات حدکا وضعیت اسفناکی دارد،چندین سال “تیمور مصطفایی” در کمیسیون تشکیلات مخفی مسئولیت دارد ولی هنوز نتوانسته است که تشکیلاتی منظم ایجاد کند به عنوان سرمایه ی حزب به آن پشت بست.چندین سال است در سالروز شهادت دکتر قاسملو اعلام می کنند که مردم کردستان اعتصاب کنند و آن روز را تعطیل اعلام می کنند ولی خیلی کم از آن استقبال می کنند.قبلا که دسترسی به اینترنت کم بود اگر کسی می گفت که مردم از فراخوان حزب استقبال نکرده اند،از طرف حزب به جرم ارتباط با جمهوری اسلامی اخراج می شد.

  همیشه چند نفر از آشنایان خود را ساعت ۲ بعدازظهر که در گرمای تابستان همه جا تعطیل است،می فرستاد و از مغازه های تعطیل شهر عکس می گرفتند و آن را پخش می کردند و ادعا داشتند که مردم به استقبال فراخوان حزب آمده اند ولی جز دروغی شاخدار هیچی دیگر نبود.

  چند پیشمرگ اهل سقز که به داخل کشور رفته بودند به کمین افتاده بودند و هر چهار نفر کشته شده بودند،بعد از دو روز حتی نمی توانست یک اخبار موثق از وضعیت این چند نفر به دست بیاورد با توجه به آن تشکیلات بزرگی که خودش ادعا دارد.سال گذشته در جریان درگیری سروآباد،کاوه جوانمرد و سرکوت صمدی ده روز در آن کوهها سرگردان بودند ولی نمی توانست تشکیلاتی را که به قول خودش پرورش داده است بفرستد و آن دو را نجات بدهد.

  بعد از کنگره ۱۳ حزب دمکرات،وظیفه کاوه بهرامی فقط یک چیز بوده است و آن هم نقل و انتقال اجباری ، راندن و اخراج کسانی که مخالفت خود را با تیم چهار نفری ابراز داشته اند.یک بار نزد یکی از اعضای رهبری حزب رفتم و درخواست کردم که به ارگان او بروم،روز بعد کاوه بهرامی مرا فراخواند و گفت تو مخالف حزب هستی و مشغول جناح بازی و منفی بافی هستی،در تمام مدتی که پیشمرگ بودم،من و کاوه بهرامی فقط آن یک بار از نزدیک همدیگر را دیده بودیم و آن هم نیم ساعت طول نکشید.میزان سواد و آگاهی این فرد در سطحی نیست که عضو رهبری حزب باشد او فقط در حد یک فرمانده یا کادر نظامی توانایی دارد.

  دوستی تعریف می کرد که روزی کاوه بهرامی آمد و کتابی در دست داشت و گفت:دوستان می خواهم انگلیسی یاد بگیرم و این کتاب را خریده ام ولی هیچی از آن نمی فهمم و… آن دوست گفت زمانی که به کتاب نگاه کردیم،دیدیم کتاب روسیه ایی است و با زبان روسی نوشته شده است.

  مصطفی هجری در مدت این چند سال که دبیرکل بوده است نتوانسته که این چهار نفر را شکست دهد و افراد دیگری را آماده کند که جای اینان را بگیرند.بعد از انشعاب که کنگره برگزار شد در برابر آن همه تبلیغات که حدک بر ضد حدکا می کرد،کریم پرویزی را عضو دفتر سیاسی حزب کردند و کمیسیون (نظارت) را برایش درست کردند برای اینکه به بدنه ی حزب زیاد نزدیک نشود و در آینده خطری برای جایگاه آقایان محسوب نشود.کریم پرویزی فردی تحصیل کرده و آگاه به مسائل است ولی نگذاشته اند زیاد رشد کند وگرنه جانشین مناسبی برای این افراد بود.

  مسئله ایی که حدکا را از حدک جدا می کند،سیاست تند در مقابل جمهوری اسلامی است.حدک این مسئله را زود درک کردند و کاری کردند که خالد عزیزی بدون سر و صدا استعفا بدهد.مصطفی هجری می تواند استعفا بدهد از پست دبیرکلی برای اینکه صدای متفاوتی را از حزب بشنویم.او می تواند از پشت پرده راهنمای خوبی باشد،تا زمانی که هجری دبیرکل باشد حزب دمکرات اتحاد نخواهد کرد چون عبدالله حسن زاده به خاطر او و چهار یارش انشعاب کرد.۵۰% انشعاب از طرف ستون چهار نفره ی هجری بود و ۵۰% دیگر از طرف حدک.

سرکوت بهرامی

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.