پیام نوروزی هجری و چند سخن…

 مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات در پیام نوروزی خود ادعا دارد که از سال گذشته فصل نوینی از مبارزات را آغاز نموده اند و مردم کردستان و پیشمرگ های هجری دست در دست هم مشغول مبارزه هستند؛ولی «آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است» ،سال گذشته بعد از اینکه حزب دمکرات منابع مالی کثیری را از سعودیه دریافت کرده بودند مجبور بودند در مقابل آن،وعده و وعیدهایی مبنی بر ناامن کردن ایران و بر پا کردن جنگ داخلی در ایران و… که داده بودند را عملی سازند.

  ولی آنچه به عمل آمد با سخنان و ادعاهای سران حدکا تفاوت فراوانی داشت،منهدم شدن تیم های نظامی حدکا و کشته شدن بیش از بیست پیشمرگ این حزب در مناطق اشنویه و سروآباد از دستاوردهای به اصطلاح “راسان” در داخل ایران بود و پس از آن همان “راسان” و فصل نوین مبارزه ی هجری تا به امروز تعطیل شده است و مردم به قول هجری “شهر” هم طبق معمول زندگی خود را می کنند و در جریان پروسه ی انتخابات ریاست جمهوری با مشارکت بی سابقه خود در پای صندوق های رای بار دیگر به همگان نشان دادند که پشتیبانان اصلی این نظام و حکومت هستند.

  در بخش دیگری از سخنانش مصطفی هجری مدعی است که مبارزه شاخ و شار ( شهر و کوهستان) را به هم گره داده است، ولی سوالی که برای هر فردی که در کردستان ایران زندگی می کند پیش می آید،این است که کدام مبارزه؟؟مردم کردستان مشغول زندگی روزمره خود هستند بدون اینکه احساس نا امنی یا مشکلی بکنند و هیچ اهمیتی به چنین ادعاهایی نمی دهند.

  در بخش دیگری می گوید که از خودگذشتگی پیشمرگ ها موضوعاتی را روشن کرده است:

  اینکه پیشمرگ ثابت کرده است که هیمنه ی جمهوری اسلامی پنداری نادرست و کذب است؛فرزندان کردستان هم اینک نیز حاضرند بهای رهایی خود را بپردازند.

غافل از اینکه چند وقت پیش بود که پیشمرگ های حدکا تحصن کردند تا افراد رهبری و کمیته مرکزی همراه تیم ها به داخل نرود هیچ پیشمرگی حاضر نخواهد بود به داخل کشور برگردد.رهبری حزب در جریان فرستادن پیشمرگ به داخل کشور تبعیض قائل می شدند و بیشتر افراد کم نفوذ و فقیر را به داخل کشور می فرستادند.حتی سال گذشته به خاطر تبلیغات حزبی و مسائل سیاسی حاضر نبودند به عنوان اعضای کشته شده ی حدکا نامی از آن ها ببرند.

 سال گذشته دو تیم به داخل فرستادند که هر دو تیم به کلی منهدم شدند و حتی یک نفر از آن ها نتوانست به کمپ هایشان بازگردد.اینکه این پیشمرگ ها از دیدگاه مصطفی هجری چگونه هیمنه ی جمهوری اسلامی را شکستند فقط خودش می تواند جواب بدهد!!!! اگر هجری شهر و کوهستان را به هم گره زده است چگونه کاوه جوانمرد عضو کمیته مرکزی و سرکوت صمدی کادر نظامی حزب به مدت ۱۰ روز در کوهستان های اطراف مریوان سرگردان بودند ولی کسی کوچکترین کمکی به آن ها نکرد؟؟ اگر مردم می خواستند راحت می توانستند که آن ها را نجات بدهند ولی بالعکس همین که محلشان برای مردم آشکار شد به نیروهای نظامی گزارش دادند و آن ها هم کشته شدند.

  هجری در خصوص مبارزات شهری می گوید که باید دست در دست هم فعالیت مشترک داشته باشیم،انگار همین حدکا نیست که هیچ اعتقادی به NGO و فعالین سیاسی داخل کشور ندارند و هر نوع فعالیت آنان را نوعی خود فروختگی می دانند و همیشه برچسب خائن به آن ها زده اند،حال چه بر سر معادلات سیاسی و منافع حزبی آمده که هجری دست در دست این افراد می گذارد؟؟؟

هاوری

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.