کمپین نجات جان و آزادی شیما شریفی، فاطمه فلکی، منیره ویسی

  حزب حسین یزدان پناه که مافیایی بیش نیست به زندان فریب خورده هایی تبدیل شده است که صدایشان به هیچ کجا نمی رسد.سه دختر به اسامی “شیما شریفی” ؛ “فاطمه فلکی” و “منیره ویسی” سال گذشته به منظور پیوستن به پارت آزادی کردستان به اقلیم کردستان عراق می روند و به عضویت این حزب درمی آیند ولی با گذشت مدت کمی از حضورشان در اردوگاه و مشاهده رفتار غیر انسانی آن ها و پی بردن به واقعیت ماهیت این حزب، قصد جدایی از این حزب را دارند اما تاکنون حسین یزدان پناه اجازه نداده است که از کمپ های این حزب بیرون بروند.

  علی رغم تماس های مکرر خانواده های این قربانیان و التماس آن ها از یزدان پناه،اعلام داشته است که در ازای آزادی هر کدام از آن ها باید ۳ نفر از ایران بیاورند و به جای آنان تحویل این حزب بدهند.حتی اخاذی و ارسال پول از طرف این خانواده ها باعث آزادی این افراد نشده است و به این بهانه بارها خانواده آن ها را سر کیسه کرده اند.

  این افراد و خانواده هایشان دست به دامان تمامی ادارات و ارگان های محلی اقلیم شدند ولی هیچ جوابی از هیچ کجا نگرفتند و با بی محلی مقامات اقلیم روبرو شدند،ولی اکنون با توجه به نفوذ و تاثیرات انجمن دیار و نادیار در جامعه و نهادهای حقوق بشری،دست به دامان این انجمن شده اند تا با پا درمیانی و تشکیل کمپین و فشار بر نهادهای حقوق بشری زمینه آزادی شان فراهم شود.

پس آغاز می کنیم کمپین نجات جان و آزادی افراد در بند حزب حسین یزدان پناه

2 Comments

  1. اوه ژنه که یان کاتی خوی اوا به گروگان گرتبوو جا بویشیان فساد کردبوو او داخه ی له دلدایه گه واد سمیلی بو کاسه مستراح پاک کردنه وه دنالینیت.

  2. بنده یکی از اعضای خانواده فاطمه فلکی هستم فاطمه دختر متدین و پایبند به مسائل دینی بوده ومیباشد ولی اینکه چرا و چگونه سر از چنین جایی درآورده است قضیه چیز دیگریست!! فاطمه قبل از رفتن در خانه دومین شوهرش که مردی کاملا بی اخلاق و فاقد ادب و شخصیت است زندگی میکرد حتی باتوجه به اینکه در موارد قبلی مشاجره به خانواده فاطمه تعهدنامه کتبی داده بود که شؤنات اخلاقی و اسلامی را رعایت کند ولی بازهم به بی اخلاقی های خودش ادامه میداد، فاطمه نیز مانند هر انسان دیگری از یک طرف خسته و زده از شرایط دو ازدواج ناموفق و زندگی نابسامان و از طرف دیگر فریب خورده وسوسه های شیاطین انس و جن شد و از راهی که ما یعنی خانواده اش نیز از آن بی خبریم جذب یکی از حزب های ملی گرا و البته بی دین و فاقد هرگونه انسانیت و عدالت شد اکنون بعد از چند بار مسافرت خانواده به عراق و مراجعه به مقر حزب و حتی ارگانهای دولتی زیربط و باوجود اظهار ندامت و پشیمانی شدید از طرف خود این دختران و شرایط سخت و طاقت فرسای آنها، متاسفانه موفق به برگرداندن آنها نشده ایم، اکنون این درخواست از طرف پدر و مادر پیر و ناتوان و دلشکسته از فراق فرزند دلبند را اول به درگاه الله متعال و دوم به خدمت ارگانهای دولتی زیربط اعم از وزارت محترم خارجه و…. میبریم تا شاید سبب آزادی این دختران فریب خورده و خوشحالی و شادمانی خانواده های آنان شود….

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.