بارزانی، کناره گیری از قدرت یا ایجاد فتنه ای دیگر

رفراندوم برگزار شد. کرکوک از تصرف اقلیم کردستان درآمد و سرانجام بارزانی رئیس اقلیم کردستان که از سال ٢٠٠۵ عهده دار این پست بود  روز ٧ آبان ١٣٩۶ در نامەای که برای پارلمان اقلیم کردستان فرستاد کناره گیری خود را از پست ریاست اقلیم کردستان اعلام کرد. اتفاقی که کمتر در باصطلاح احزاب کُرد مرسوم است و از آنجا که هنوز این احزاب طایفه ای یا فرقه ای هستند معمولاً فقط برای اولین ریاستشان انتخابات واقعی یا سوری برگزار می کنند و پس ازآن آن قدر برای این رئیس قداست ایجاد می کنند که این ریاست مادام العمر می شود. (اتفاقی که در کومله و دمکرات، پاک و… نیز دیده می شود).

این اتفاق در حالی روی داد که دولت عراق اصرار دارد علاوه بر کنترل دوباره بر مناطق مورد مناقشه و درخواست لغو نتیجه رفراندم، خواستار تسلط بر گذرگاەهای مرزی عراق با کشورهای همسایه نیز شود

اما آیا واقعاً بارزانی کناره گیری کرد؟

نزدیک به چندین سال تبلیغ و بر طبل استقلال کوبیدن، ۴ ماه تمام تبلیغ تمام عیار رفراندوم و ایجاد پتانسیل و نیروی مردمی با هدف ثبت نامی جاودانه از خود در تاریخ، به یکباره با تصرف کرکوک مبدل به سرخوردگی بزرگ و موضع ضعف بارزانی شد. حتی دستاور این ۱۵ سال را نیز در آستانه برباد رفتن می دید. این شکست بزرگ نیاز به ترمیم و مرحمی داشت که بلافاصله با عملیات روانی خاصی سریعاً پروژه کناره گیری پرهیاهو با تحریک احساسات هواداران کلید خورد.

یعنی بارزانی سعی داشت خود را از یک تکرو، لجباز، سرخورده که با سیاست های یکسویه و متکی به برخی کشورهای خارج (و نه اتحاد و انسجام داخلی) که با تصمیم غلط صحنه کردستان و دستاوردهای آن را به این روز رسانده تبرئه کند.

با این رویکرد تاکتیک استعفا را تنها دو روز مانده به پایان دوره غیرقانونی اش مطرح کرد!

طی سخنانی احساساتی نفت را بر آتش زیرخاکستر پاشید و بذر تفرقه را کاشت تا بار دیگر شاید در اثر آشوبی دیگر بتواند آبرویی بخرد و خود را قهرمان کُرد جلوه دهد آن هم به قیمت به هم ریختن کردستان و ایجاد فتنه ای دیگر.

با فرافکنی از تمامی تصمیمات نادرست، نسنجیده و عجولانه خود، اتحادیه میهنی را عامل شکست جلوه داد، به حشدالشعبی حمله کرد، آمریکا را خائن خطاب کرد و خلاصه زمین و زمان را متهم و هوادارانش را تحریک کرد و ضمن تبرئه خود و عدم مسئولیت پذیری، خود را پیشمرگه معرفی کرد؟! کسی که خود را دلسوز کردستان معرفی می کرد اکنون راضی شده کردستان به هم بریزد یعنی دیگی که برای من نجوشد، بهتر است سر سگ در آن بجوشد!

کردستان به خاطر ندارد پیشمرگه ای با انباشت میلیاردها دلار ثروت به هیچ وجه حاضر نباشد از قدرت کناره گیری کند ولو به قیمت انحلال پارلمان.

ضمن آنکه نباید فراموش کرد کسی که حاضر شده بود داعش به کُردها حمله کند تا موقعیت و بازی سیاسی اش تکمیل شود، اکنون دیگر برای اسرائیل، عربستان و آمریکا مهره ای سوخته است و باید کنار رود و تعویض شود.

صدام برای بارزانی درس نشد. بار دیگر تاریخ تکرار شد. و امید است که این برای رهبران بعدی کُرد و رهبران فعلی کشورهای خاورمیانه درس شود که بیگانه تا زمانی هوادارتوست که منافعش تأمین شود. پس از آن نه به فکر اوست و نه ریاستش و یا آن را مچاله می کند و در محترمانه ترین حالت کنار می زند. پس چه بهتر است اتکا به مردم و همبستگی داخل کشور تا مطابق میل اربابان رفتار کردن

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.