راسان و دستاوردهای آن برای حدکا

  راسان در فرهنگ لغت ماموستا هژار موکریانی بە معنی دست بلند کردن بە قصد تهدید یا ژست هجوم بە خود گرفتن آمدە است.کلمە “راسان” از طرف دبیر کل حدکا در مراسم نوروزی بە کار بردە شد،راسان نزد حزب دمکرات تفسیری نداشت جز جابجایی بخشی از مقرهایشان بە مناطق مرزی،در ابتدا تعریف و تمجید زیادی از راسان کردند و ادعا داشتند کە پیشمرگ و راسان حافظ کرامت ملی هستند،راسان کلید و نقشەی راه آزادی است،راسان وصل کردن مبارزە شهر و کوهستان است،راسان را مرحلەی نوین فعالیت پیشمرگ نام می بردند.
ولی راسان چە بود؟ چە تعاریفی داشت؟برای چە آمد؟اهداف واقعی آن چە بود؟تا چە حد بە اهدافش رسید؟از نظر نگارندە راسان بە بیشتر اهدافش رسید،شاید بپرسید چگونە؟؟!!
  راسان در ابتدا همانگونە کە اشارە شد عبارت بود از جابجایی بخشی از مقرهای حزب دمکرات “جناح هجری” و رفتن بە مناطق مرزی وآن هم در شرایطی کە بیشتر اعضای حزب بە همراه موج کوچ کردن بە اروپا دستە جمعی و همراه با خانوادەهایشان یا بە تنهایی از حزب تصفیە کردند و راهی اروپا شدند.حزب هم کە رفتن اعضایش را برابر با ضعف خود می دید بە مقابلە با کوچ کردن پرداختند و آنهایی کە می خواستند از حزب تصفیە کنند مورد انتقاد شدید قرار می گرفتند و تهدید می شدند کە در اروپا حزب بە آن ها تاییدیە نخواهد داد.ولی اعضای حزب از سیاست یک بام و دو هوا در تعجب بودند،همەی خانوادە رهبری حزب در اروپا و آمریکا بودند ولی پیشمرگ های سادە باید داخل جهنمی تحت عنوان کمپ زندگی میکردند،بە همین دلیل تهدید و التماس نتوانست جلودار کوچ اعضای حزب باشد.
  نهایتا کار بە جایی رسید کە حداقل اعضای قدیمی و تا حدودی بی سواد و پیر کە توان رفتن بە اروپا را نداشتند در حزب باقی ماندند ولی رهبری حزب بە خوبی می داند کە آب راکد گندیدە می شود همچنان کە عدم توانایی کادرها و پیشمرگ هایشان مانع ورود بە داخل کشور بود و بە کلی راکد شدە بودند،هر چند ملا ابراهیم مجید پور می گوید:ماندنمان در کمپ بە دلیل حفظ منافع اقلیم کردستان بودە است و در این مدت بخش اعظمی از اعضایمان حزب را ترک کردند.
  بخشی از اعضای حزب بە مناطق مرزی فرستادە شدند کە شرایط خاصی داشتند،جوانان تجربە جنگ کردن را نداشتند و فرماندەهان نیز بە مدت ٢٠ سال در هیچ درگیری حضور نداشتەاند و از زادگاه و مناطق خود دور بودەاند و این چنین بود کە راسان مردە متولد شد.هر چند کە فرماندهان بلند پایە حزب آشکار کردەاند کە برای جنگ با جمهوری اسلامی بە مناطق مرزی نیامدەاند و بە قول خالد عزیزی: سرنگونی جمهوری اسلامی نە در توان ماست و نە کار ماست.
  دستاوردهای راسان خیلی منفی و نگاتیو بودند و در همان ابتدا راسان مورد نقد اعضای حزبی قرار گرفت و در خصوص نتایج آن مطالب های منتقدانه ایی به رشته تحریر درآمدند ولی از طرف حزب به تندی جواب داده شدند.برای مثال دو مطلب “نقدهای دکتر عباس ولی” و مطلب “راسان و درسهای آن” از هلمت معروفی از آن دستە بودند.کە در خصوص نقدهای دکتر ولی ، “عرفان رهنمون” می گوید: در رابطە با راسان تا الان یک نقد علمی ندیدەام و مطلب دکتر ولی را غیر علمی تفسیر می کند و در خصوص هلمت معروفی باید اشارە کرد کە بعد از فشار فراوان مجبور شد حزب را ترک کند.
  ولی دستاوردهای راسان برای رهبری حزب زیاد بودند:
 ١.تعدادی از اعضا را بە اسم مبارزە در کمپ ها اسیر کردند.
٢.توانستند بە دشمنان جمهوری اسلامی بگویند کە ما هستیم و در همین راستا بود کە کنسول آمریکا در عراق با آنها دیدار کرد و عربستان سعودی کمک های مالی و تسلیحاتی در اختیارشان گذاشت.هر چند بعدا به دلیل عدم نفوذ در داخل کشور از پشتیبانی کردنشان پشیمان شدند.
۳.راضی کردن و برگرداندن آن دسته از اعضا که طرفدار جنگ و فعالیت نظامی بودند.
۴.پنهان کردن بحران ها و مشکلات داخلی حزب
۵.از بین بردن برخی مهره های داخلی که افکار و ایده های متفاوتی داشتند،این افراد در درگیری ها بە عمد بە کشت دادە شدند یا بە اسم جنگ بە دست خودشان کشتە می شدند،مانند هژار رحیمی. معضلاتی کە راسان برای حزب درست کرد:
١.بعد از مدت کوتاهی عدم توانایی و ضعف نیروهای حزب آشکار شد و این مسئلە باعث پشیمانی آمریکا و سعودیه شد.
٢.ضعف حزب در زمینەی لجستیکی و پشتیبانی داخلی آشکار شد.
٣.بخش زیادی از اعضای خود را در درگیری ها از دست داد کە این مسئلە باعث توقف فعالیتهایشان شد.
۴.انتظارهایی که از مردم داشتند برای پشتیبانی کردن و کمک گرفتن از آن ها،کاملا برعکس از آب درآمد و بزرگترین مانعی کە داشتند و همین باعث نابودیشان شد،گزارش های مردمی بود.
۵.تقسیم کردار حزب بر دو جبهه،جبهەی راسان و جبهەی هراسان.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.