تحلیلی بر شورای دموکراسی خواهان ایران

باز هم همان آش و همان کاسه چند نفری که هرکدام چند نفری نیز بدور خود دارند دور هم گرد آمدند و گفتند و خوردند و بیانیه دادند و با صدای رسا اعلام کردند که ما دیوانه ایم ـ حداقل مردم را مجبور کردند به این باور برسند ـ

اعضای محترمی که در این نشست رمانتیک حظور یافتند همان دوستانی بودند که کنگره ملیتهای ایران فدرال را برای رسیدن به آرزوی دیرینشان یعنی نابودی نظام به کار بستند و اعلام کردند که الترناتیو جمهوری اسلامی هستند اما کنگره کارش به کنگر رسید و اتحاد مقدس ملیتهای ایران فدرال برای براندازی نظام موفقیتهایش به چند گردهمایی خانوادگی بین اعضای ارو‍پایی این گروهها و نمایش رقص زیبای کردی و بلوچی و عربی  و … ختم شد و بعد از صرف چایی و کیک و در آخر چند پیاله مشروب کارشان تمام میشد و براندازی میماند تا گردهمایی بعدی

بعد از اینکه بر همگان و البته بر دوستان اروپایی دست و دلباز و پولدار و البته خوش خیالشان معلوم میشد که از این باغ بری نمیرسد و این تجمع ها تنها و تنها برای سرکیسه کردن این دوستان است از ساپورت مالی کنگره ملیتهای ایران فدرال دست کشیدند و دکان تعطیل شد

حالا عده ای از همین دوستان و همپیاله های قدیمی در لباسی دیگر و در دکانی دیگر و با نامی دیگر مشغول همان کسب و کار قدیمند البته در این بازار جدید که برپا کرده اند یکی دو دوست قدیمی را کنار زده اند و با خود شریک نکرده اند و این نیز صدای اعتراض ان یاران را دراورده که در ادامه بحث به آن نیز اشاره خواهیم کرد و اما شرح ماجرا

روز ۲۷ آبانماه ۱۳۹۶ شمسی برابر با ۱۸ نوامبر ۲۰۱۷ میلادی در شهر کولن آلمان حزب دموکرات کردستان ـ خالد عزیزی ـ و کومله ـ عبدالله مهتدی ـ میزبان چندین گروهک و فرقه طایفی و ترورریستی و تجزیه طلب بودند و بیانیه ۸ ماده ای جالبی هم در آخر این مراسم صادر کردند و گفتند که بازهم میخواهند الترناتیو باشند

اما چرا این اعلامیه جالب بود اجازه دهید سراپای این گزافه نامه را با هم بررسی کنیم

ماهیت ضد دینی و عقده دین گریزی این چند نفر متوهم در همان سطر اول به وضوح قابل فهم است که هر انچه را به جمهوری اسلامی نسبت داده اند بنا به ساختار سیاسی – مذهبی این نظام دانسته اند اما چرا واژه مذهبی به کار برده شده در حالی که تنها ۳ در مناطق سنی نشین فعالیت دارند و ۷ گروهک باقی مانده در مناطقی هستند که شیعه نشین است پس چرا بجای واٰژه دینی از واژه مذهبی استفاده شده این انتخاب زیرکانه بوده و اگر خوب بنگریم هدف فقط و فقط القای یک نوع تبعیض به ذهن مخاطب است و البته ایجاد نوعی تفرقه هدفدار و جهت دار است و با توجه به اینکه اکثریت مردم ایران مسلمان و معتقد هستند نخواسته اند خود را با باورهای مردم مسلمان ایران ناهمسو نشان دهند و حساسیت برانگیز شوند

از بی اعتمادی مردم به نظام مقدس صحبت کرده اند اما نفرموده اند که مردم چقدر به خودشان باور دارند و سطح اعتماد مردمی که هیچ سطح اعتماد داخلی اعضای خودشان به این گروهک ها چقدر است

حمایت جمهوری اسلامی از مستضعفین در هر سوی جان در برابر مستکبران عالم مانند  اسراییل و سعودیه و آمریکا ـ امریکایی که وفایش را در برابر بارزانی دیدیم – و … را ماجراجویی نامیده اند

با پر رویی و بی آبرویی تمام وضعیت کنونی جمهوری اسلامی که در نهایت صلابت و اقتدار جهانی و امنیت و ازادی داخلی است را وضعیت بحرانی خوانده اند و ـ حتمن وضعیت کنونی خود را اقتدار مینامند ـ و راه برون رفت از این بحران !!! را هم گذار از جمهوری اسلامی میدانند و آن هم کسی و چیزی و راهی نیست بغیر از خودشان و البته در معرفی خودشان بازهم دچار اشتباه میشوند و خود را دموکرات و سکولار میدانند کومله کومونیست و دمکراسی !!! حزب تروریست ریگی و دموکراسی !!! ولی باز هم دستشان رو میشود (( سکولار )) و این واژه معنای حقیقی ذات این گروهک هاست .

دو سطر پاراگراف دوم بیانیه مذکور تعریف نسبتا صحیحی از نظر اتنیکی از ایران ارایه داده اما بازهم سوال برانگیز و ان هم به دو دلیل که اولا چرا فقط ایران را از لحاظ اتنیکی و قومی تعریف نموده و ثانیا چرا فقط از اقوامی نام برده که یکی از این گروهکها ادعای نمایندگی انها را دارند و بجای اقوام دیگر از سه نقطه (…) استفاده کرده اند؟ علاوه برانکه معنی ترک آذربایجان مشخص نشده و کاملا ایهام برانگیز است که ایا ترک اردبیلی یا ترک قزوینی هم جزء ترک محسوب میشوند یا نه ؟

و با آنکه در این سطر واژه ترکمن به صورت (( ترکمن )) نوشته شده چرا در اسامی سازمانهای معاند سازمان فرهنگی و سیاسی خلق (( تورکمن )) ذکر شده آیا صرفا یک اشتباه تایپی است یا مورد دیگری است

در همین پاراگراف دوم و در سطر پایانی جدایی تمامی باورهای ایدیولوژیک از نظام سیاسی کشور را امری ضروری و اجتناب ناپذیر دانسته اند اما گویا این برادران کومونیست مقصودشان از ایدیولوژیک تنها و تنها دین است و یا کومونیست خودشان را یک ایویولوژی نمیدانند در حالی که به صراحت باورهای ایدیولو‌ژیک را مانع تحقق دموکراسی و آزادی و برابری دانسته اند  یادشان رفته بگویند چگونه با مرام و برنامه های آقای مارکس و لنین و ملا عبدالله حسن زاده و … چگونه این آرمانها را تحقق خواهند بخشید .

سه واژه ای که این دوستان گرامی برای ایجاد یک همبستگی بزرگ از اپوزیسیون انتخاب کرده اند جای بسی تامل و تعجب دارند ۱- آزادی ۲- برابری ۳- سکولاریسم که شاید تا حدودی با هم متضاد باشند

آزادی : واژه ای مقدس اما بازیچه دست دمکراتها واژه ای که کاملا با اهداف و برنامه ها و تز آقایان کومونیست اصلا همخوانی ندارد و حتی شدیدا در تعارض است

برابری : که صد در صد به خواست همان برادران کومونیست در این دعوتنامه گنجانده شده که بازهم با عقاید دموکراتها که خواهان ازادی هستند و آزادی اقتصادی هم بخشی از این مدعا است و با وجود بازار اقتصادی ازاد برابری به هیچ عنوان تحقق نخواهد یافت

و تعارض بزرگ در واژه سکولاریسم است که با روح و ذات مردم مسلمان ایران به شدت در تعاض میباشد و این اتحاد چیزی نیست جز تجمیع متضادها و در اصل رقصی است برای تولد نوزادی که مرده به دنیا آمده است

در بند اول به حمایت از جنبشهای مدنی پرداخته اند جنبشهایی که یا اصلا در ایران وجود ندارند و اینترنتی و فیسبوکی و چند نفره هستند مانند دفاع از زندانیان سیاسی و یا به صورت قانونی و مدنی در جمهوری اسلامی فعالیت میکنند و مورد حمایت نظام جمهوری اسلامی هستند مانند مدافعان محیط زیست و حقوق کودکان و سندیکاها و دانشجویان و …

بند دوم که بیشتر شبیه به یک اعتراف سخت است برای دمکرات و کومله که سالیان سال جوانان این مرز و بوم را به کشتن دادند و حالا که به فنا رفتن این همه جوان برایشان دستاوردی به همراه نداشته اکنون به روشهای مبارزاتی دموکراتیک و مسالمت امیز روی اورده اند البته در این بند دوم یک اشتباه محاسباتی هم وجود دارد و ان توزیع قدرت سیاسی و منابع اقتصادی برابر بین ملیتهای گوناگون ایران است چیزی که به هیچ عنوان در ایران با هر نوع نظام سیاسی قابل اجرا نیست و آن هم به یک دلیل ساده چون تعداد اقوام ایرانی از نظر جمعیتی و محیطی و جغرافیایی هم با هم یکسان نیستند و برابری بین دو یا چند گروه نابرابر عملا نوعی از ناعدالتی و نابرابری است

بند سوم و چهارم هم با هم نشان دهنده همان خواست سکولاری و ضد دینی این گروهکهای معاند است

بند پنجم که به برابری حقوق زن و مرد پرداخته از اهداف اساسی جمهوری اسلامی است که در این بیانیه ذکر شده است با یک تفاوت که در دیدگاه این گروهکها برابری تنها در مسایل جنسی و غیر اخلاقی خلاصه شده و هدف تنها و تنها تبدیل زن به یک برده جنسی و ابزار تبلیغی و یک مصرف کننده عمده است

باور بفرمایید هر چقدر که در مورد بند ششم فکر کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم زبان فارسی که در ایران کنونی زبان رسمی است و سایر زبانها هم در ایران به رسمیت شناخته شده اند اگر این بند در بیانیه پ ک ک در مورد ترکیه گنجانده میشد بازهم یک چیزی ولی در مورد ایران جای بسی تعجب است

بند هفتم تیر خلاصی است که به این گروهک ها به سر خودشان شلیک کردند و آن هم فقط به خاطر جلب توجه سلطنت طلبان و پان ایرانیست ها و … این همه سال که از کردستان و آذربایجان و … مستقل دم زدند بعد از اقدام نافرجام و به شدت شکست خورده مسعود بارزانی در زمینه استقلال کردستان و عدم استقبال جهانی و حتی مبارزه جهانی با این خواست بارزانی گویا این گروهک ها هم به این نتیجه رسیدند که این خیال خام است لذا استقلال مرد- هر چند دم خروس بالاخره بیرون زده و اغلب سعی دارند این بند حفظ تمامیت ارضی را حذف و نیت واقعی مبارزات خودشان (تجزیه طلبی) را آشکار سازند. لذا این بند به اختلافی برایشان تبدیل شده است.

در مورد بند هشتم هم اعلام شده که این درخواست ها در مجلس موسسان بنیاد گزار تصویب خواهد شد و قانونی خواهند شد اما در همین جمله کوتاه دو سوال وجود دارد که اولا از کجا به این که این طرح شما تصویب خواهد شد یقین دارید ؟ و دوما نوشتید در صورت تصویب قانونی خواهد بود پس تا آن زمان موهوم و آخر زمانی شما این طرح قانونی خواهد بود یا نه ؟

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.