کومله و دمکرات،از رژیم بعث تا آل سعود

مروری بر بیش از سه دهه فعالیت تروریستی گروهکهای تروریست و تجزیه طلب کردی،از تولد تاکنون؛

ن ک :هر ساله با به دام افتادن ای” تعدادی از پیشمرگه های  کومله و دمکرات توسط  جمهوری اسلامی،نام این دو گروه بر سر زبان ها می افتد.

دو گروهی که هر ساله متاسفانه تعدادی از سربازان و مرزبانان کشورمان را به شهادت می رساندند

دو گروهی که زمانی شهروندان کردی ایرانی مخالف خود را به شیوه های ناجوانمردانه و در تاریکی شب،از پشت هدف قرار داده و جلوی چشم خانواده هایشان به رگبار می بستند.

شهروندانی که تنها گناهشان مخالفت با این گروههابود.

برای شناخت بیشتر این گروهها خواندن برگیاز تاریخ خالی از لطف نیست.

با به جریان افتادن انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷  و به وجود آمدن خلاء قدرت و امنیت در مرزهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران و خصوصا مناطق کردنشین ایران،احزاب دمکرات کومله با ایدئولوژی مائوئیستی در کردستان ایران به مقابله با حکومت مردمی مرکزی ایران برخاستند و دست به جنایات زیادی زدند.

این گروهکها با مشی مسلحانه و با داشتن پشتیبانان و حامیان بیگانه اعم از قدرت های بین المللی و منطقه ای در دورانی که دولت جدید بطور کامل مستقر نشده بود مقابله با دولت نوپای جمهوری اسلامی ایران را آغاز کردند.

پایگاه گیری،پاسگاه گیری،تصرف و غارت ادارت دولتی و… از جمله اقداماتی برای اعلام موجودیت این گروه جنایتکار و دست نشانده آمریکا بود.

آنها به ترور مسئولان محلی و شهروندانی که به مخالفت با آنان بر می خاستند،اقدام می کردند .

با آغاز جنگ تحمیلی،گروهکهای تروریستی کومله و دمکرات لکه ننگ بزرگ دیگری را بر پیشانی خودشان در تاریخ چسباندند.

آنها نه تنها به مردم کشور خودشان و همزبان کردشان،خیانت کردند بلکه به مردم کردستان عراق هم خیانت کردند.

به همین بارزانی هایی که امروزه حامی آنها هستند،به همین اتحادیه میهنی کردستان عراقی که نان و نمک شان را همچنان می خورند و با اعزام تیم های تروریستی به منطقه در تلاش برای تیره کردن رابطه بین ایران با اتحادیه میهنی هستند،امری که هیچوقت موفق به عملی کردن آن نشدند.

کومله و دمکرات،به همکاری به رژیم بعثی عراق پرداختند و به لحاظ اطلاعاتی و عملیاتی به یاری آنان برآمدند.

اما با پایان جنگ و فرو پاشی نظام های کمونیستی،تروریستهای کومله بر آن شدند تا خود را دچار دگرگونی از ” کمونیسم ” به ” سوسیال دمکراسی ” نشان دهند.

این گروه مدعی است به ارزش های دمکراتیک و حقوق بشر بها می دهد و گرچه از رفتارهای گذشته خویش پشیمان نیست،اما دیگر آن روش پاسخگو نمی داند.

با وجود این،گروهکهای تجزیه طلب و تروریستی کومله و دمکرات پس از بیش از سه دهه فعالیت مسلحانه و تروریستی هنوز از ماهیت تروریستی خویش رها نشده و در فرصت هایی که دست می دهد،کم و بیش به این ابزار متوسل می شوند.

تیم به منطقه می فرستند،نیروهای ایرانی را شهید می کنند و حتی به هم زبانان کرد خودشان هم رحم نمی کنند.

(این دستورات از ۲ سال پیش توسط رژیم عربستان سعودی مستقیما به مصطفی هجری سرکرده دمکرات و عبدالله مهتدی سرکرده کومله ابلاغ شد و پول های کلانی نیز در این راستا به این دو گروه پرداخت شد.این پول ها توسط نمایندگان دمکرات در عربستان سعودی به آنها پرداخت شد. (در خصوص دیدار خصوصی اعضای کمیته مرکزی دمکرات با مقامات امنیتی سعودی،با تصاویر مربوطه بزودی اطلاعات بیشتری منتشر می شود.)

اما در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی،مناطق کردنشین در غرب کشور صحنه یکی از بحران های نظامی و اجتماعی بود که دو گروه سیاسی مخالف یعنی حزب دمکرات و حزب کومله دو بازیگر اصلی آن به شمار می آمدند .

منظور از “مسئله کردستان” یعنی عبارتی که در برخی متون به کار رفته،در واقع جریانی جدایی خواه در کردستان است که ظاهراً خواهان خودمختاری است و تلاش دارد برای کردستان یک هویت سیاسی مجزا در نظر بگیرد .

این خواست تجزیه طلبی که در طول حیات خود در پیوند با دولت های بیگانه به وجود آمد به شکل برخورد نظامی و تروریستی ظاهر شد و صحنه سیاسی مناطق کردنشین را به طور جدی ناامن کرد .

البته برخی ویژگی های کردستان مانند موقعیت کوهستان،محرومیت مضاعف در دوران هم جواری مرزی با عراق و تحریکات قدیمی دولت بعثی نیز باعث شد تا زمینه برای برخی گروه ها جهت مطرح ساختن مطالباتی همچون خودمختاری،تجزیه طلبی،مبارزه با دولت مرکزی و جنگ های چریکی مهیا باشد .

با مقایسه مناطق کردنشین ایران با سایر مناطق مرزی ایران به این نتیجه روشن می رسیم که گرچه در اوایل انقلاب در بلوچستان،ترکمن صحرا،خوزستان و … مسئله خلق بلوچ،ترکمن و عرب مطرح شد،ولی ما شاهد تداوم بحران به سبک کردستان نبودیم .

این در حالی است که آن مناطق هم مانند کردستان ویژگی مرزی بودن و تکه شدن یک قوم در دو طرف مرز،تفاوت های فرهگی و قومی و محرومیت اقتصادی و تحریک بیگانگان را دارا بودند .

در این مقاله تلاش شده است به چگونگی شکل گیری،تاریخچه،فعالیت های سیاسی،دیدگاه های ایدئولوژیک و نیز فعالیت های نظامی و تروریستی کومله و دمکرات،به عنوان یکی از ستون های حرکت های تجزیه طلبانه،سیاسی و تروریستی در منطقه کردستان اشاره شود .

“شکل گیری گروهک تروریستی کومله”

شکل گیری رسمی گروهک تروریستی کومله اساساً به بعد از انقلاب اسلامی باز می گردد .

قبل از انقلاب گروهی از دانشجویان کرد با گرویدن به مائوئیسم اعتقاد داشتند باید دهقانان کشور را در چارچوب یک سانترالیزم یا مرکزیت سیاسی سازمان داد و حرکت قهری خود را از مناطق کردنشین ایران آغاز کرد .

این دانشجویان تا قبل از انقلاب فعالیت چشمگیری نداشتند،اما پس از انقلاب به تدریج در کردستان نضج گرفتند و معتقد بودند انقلاب اسلامی یک انقلاب سرمایه داری است و انقلاب واقعی همان انقلاب دهقانی است .

این عده هسته اصلی کومله (سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران) را تشکیل دادند .

” کومله ” در زبان کردی به معنای ” گروه و جمعیت ” است .

در مارکسیسم،موتور تحول جامعه در تضاد ” طبقه کارگر صنعتی ” با ” طبقه سرمایه دار ” است ، ولی در اندیشه مائو ” طبقه دهقان ” آن نقش را بازی می کند .

بنابراین تشکیلات تروریستی کومله با شعار دفاع از دهقانان اعلام موجودیت کرد و تحت عنوان مطالبه خود مختاری در کردستان،مشی مقابله مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی را پیش گرفت .

این گروه با حمایت رژیم بعثی عراق و سلاحی که از پادگان های منطقه غارت کرده بود،اقدامات تروریستی بی شماری را انجام داد .

با وجود این،گروه مذکور در سال ۵۷ زمانی که تحت عنوان ” سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان-کومله ” فعالیت خود را آغاز کرد،مدعی شد؛

” این گروهک از ۱۰ سال پیش در ایران وجود داشته و فعال بوده است .”!!

کومله در اولین شماره نشریه خود به نام ” شورش ” که در آبان ۱۳۵۸ منتشر شد ، تاریخچه خود را چنین بیان کرد : ” ۱۰ سال پیش توسط رفقا ، گروهی پایه ریزی شد که پس از طی فراز و نشیب ها و رونق و رکودها سرانجام در بهمن ۵۷ با نام سازمان زحمتکشان کردستان ایران اعلام موجودیت کرد .”

چنین ادعایی فاقد هر گونه سند و مدرک بود،لذا سعی کردند با تکیه بر زندگی سیاسی دو تن از کشته شدگان برای خود سوابق مبارزاتی به وجود آورند و از این طریق به عنوان مبارزین علیه ستمشاهی ، برای خود کسب اصالت کنند .

یکی از این کشته شدگان محمد حسین کریمی بود که در بهمن ۵۷ به هنگام تسخیر شهربانی سقز مورد اصابت گلوله مأموران قرار گرفت و دیگری فؤاد مصطفی سلطانی بود که در زمان بسیج عمومی از سوی امام خمینی (ره) نسبت به پاکسازی کردستان در درگیری با پاسداران انقلاب اسلامی در مریوان کشته شد .

سردمداران گروهک تروریستی و تجزیه طلب کومله ضمن اذعان به این که ” آگاهی ما از مارکسیسم – لنینیسم و همچنین تجارب انقلاب کشورهای دیگر بسیار ناقص است ” همچنین مدعی هستند در این دوره محور فعالیت شان در زمینه ترویج ایدئولوژی مارکسیسم – لنینیسم و تئوری مبارزه طبقه کارگر و افشاگری و مبارزه علیه رژیم شاه بوده است ، اما در طول سال های پیش از انقلاب حتی یک اعلامیه از آنها وجود ندارد .

لذا به نظر می رسد گروهک کومله در بیان واقعیت تاریخی سازمان صداقت نداشته و بنابراین بایستی نقطه شروع حرکت این سازمان را پس از انقلاب اسلامی دانست . در نهایت باید گفت آنچه تحت عنوان کومله در سال ۵۷ شکل گرفت ، از ادغام سه گروه کوچک ایجاد شد که عبارتند از :

۱. گروه انقلابی زحمتکشان کردستان ایران که سلیمان معینی از اعضای حزب تروریستی دمکرات کردستان ایران و نماینده جناحی تندرو در آن حزب ، در سال ۱۳۴۸ به همراه سه نفر دیگر از اعضای خانواده های فئودال شهر بوکان ، این گروه را تشکیل داد .

۲. گروه شیرین بهاره که چاوه (فرزند امام جمعه مریوان)،فؤاد مصطفی سلطانی (فرزند خان روستای آلمانه) و صدیق کمانگر (یک مالک کامیارانی) از مهمترین و مشهورترین اعضای این گروه

۳٫ اتحادیه کشاورزان که محمد حسین کریمی که رابطه خوبی با شیوخ داشت ، در سقز ، این اتحادیه را تأسیس کرد . پس از کشته شدن وی در بهمن ۱۳۵۷ ،شیخ عزالدین حسینی (امام جمعه مهاباد) رهبری این گروه را بر عهده گرفت .

دوم . مسئله موسوم به خودمختاری

با پیروزی انقلاب اسلامی گروه کومله در کنار حزب تروریست دمکرات خواستار خودمختاری کردستان شدند و درصدد برآمدند کردستان را در کنترل نظامی خود بگیرند . این گروه ها در یک برنامه هشت ماده ای خواستار شناسایی رسمی خودمختاری کردستان در قانون اساسی جدید شدند و همچنین تأکید شده بود علاوه بر استان کردستان ، سه استان دیگر یعنی آذربایجان غربی ، ایلام و کرمانشاه هم بخشی از کردستان خودمختار محسوب شود .

شورشیان مسلح با تصرف سنندج و تشکیل شورای موقت انقلابی و شورش در مریوان،نقده،بوکان،پاوه و سقز و دست زدن به جنایات و اقدامات خشونت آمیز،دولت را به واکنش واداشتند ؛

به نحوی که ارتش و نیروهای مردمی و پاسداران با هجوم به این شهرها به تنش آفرینی کردهای مسلح پایان دادند.

کومله معتقد بود تمام امور از قانونگذاری،اجرائیات،امور انتظامی و فرهنگی باید به طور کامل خارج از دسترس و کنترل جمهوری اسلامی باشد ، شوراهای قانونگذاری و اجرایی را که گروهک تروریستی کومله مطرح می کرد ، اساساً شوراهایی بود که باید تحت رهبری کمونیست ها باشد و تسلیح عمومی هم فقط تحت رهبری کمونیست ها قابل قبول است . عبارات ذیل در روزنامه کومله در رابطه با خودمختاری ، اهداف این گروه را به خوبی نشان می دهد:

الف :کلیه امور قانونگذاری ،قضایی،اداری و فرهنگی کردستان به عهده حکومت خودمختار کردستان ایران است .

ب:انتظامات داخلی کردستان به عهده حکومت خودمختار کردستان است و هر گونه نقل و انتقال نظامی نیروهای مسلح مرکزی در سرزمین خودمختار کردستان تنها با تأیید و نظارت عالی ترین مرجع حکومت خودمختار صورت خواهد گرفت .

ج:شوراها از نظر کومله ، هم قانونگذار و هم مجری قانون خواهند بود .

د:در کردستان خود مختار،ارتش و سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح حرفه ای برچیده شده و نیروهای پیشمرگه ضامن امنیت کردستان می باشند

هـ : انتصاب مقامات از سوی دولت مرکزی ملغی می شود .

در واقع هدف اصلی کومله خلع ید جمهوری اسلامی از کردستان و تجزیه آن از ایران و استقرار نظام سوسیالیستی بود .

سوم . اهداف ایدئولوژیک و سیاسی گروهک جنایتکار کومله

گروهک کمونیستی کومله با داشتن گرایش مائوئیستی معتقد بود جمهوری اسلامی قطاری است که در همان ریل رژیم گذشته قرار دارد و جهت آن منطبق با جهتی است که دستگاه ضد خلقی رژیم شاه دارا بود . آنها در اطلاعیه ۲۲ مرداد ۵۸ خود می نویسند : ” ما معتقدیم که رژیم جدید ایران در کلیت خود دولتی است ضد کارگری ، ضد دهقانی ، ضد خلقی و ضد دمکراتیک و پا در جای پای کسانی می گذارد که به حکم تاریخ ، سیلی سهمگین خشم توده را خورده اند” .

هدف آرمانی کومله تأسیس حکومت مارکسیستی در سراسر ایران ، البته از طریق قیام مسلحانه دهقانان بود و در راه رسیدن به این هدف امیدوار بود ابتدا از شورش دهقانان کردستان آغاز کند و سپس با بهره گیری از اختلافات و خصوصیات قومی،شورشی در تمام کشور برپا کند .

لذا شعار “خود مختاری ” کومله در سال ۵۸ مطالبه ای نخستین بود که پیامدی پسین را موجب می شد .

به عبارت دیگر :

“گروهک کومله بدین مطلب اذعان می دارد که خودمختاری مورد نظرشان با وجود برقراری رژیمی همچون جمهوری اسلامی قابل حصول نیست و نمی توان چنین انتظارات بلند بالایی از آن داشت ، بلکه طلب نمودن یک حکومت خود مختار محتاج به وجود حکومتی به رهبری طبقه کارگر است و با پیدایش یک نظام کمونیستی است که این خواست امری منطقی می شود .

بنابراین طبیعی است که برقراری جمهوری اسلامی خود به خود مانعی است بر سر راه محقق شدن حقوق حقه خلق کُرد و باید به هر ترتیب ممکن بساط این جمهوری را جمع کرد ؛ زیرا به دست آوردن خود مختاری با آن شکل و شمایل مطلوب فقط و فقط در گرو تحقق بخشیدن به حکومت پرولتاریا و جمهوری دمکراتیک خلقی است و آن هم نیز به نوبه خود به انهدام نظام فعلی و از هم گسستن شیرازه آن است .”

گروهک تجزیه طلب کومله با ذهن گرایی و خیال پردازی بر اساس پندارهای بیگانه با روند انقلاب ، فکر می کرد زمان موعود برای نتایج مطلوب آنها فرا رسیده است .

لذا در این پندارهای ایدئولوژیک و در پی تحریض نیروهای خود مدعی بود:

” کردستان را موج های انقلاب به آنچنان حرکتی وا داشته که پایه های رژیم می لرزد . “

” ارتش نیز در آستانه انقلاب است و دیر یا زود به ما خواهند پیوست . “

اما به فاصله یک ماه بعد به نتیجه ای کاملاً مغایر می رسند و آنچنان به تناقض گویی و تضاد اندیشی می افتند که ارتش را دشمن نهایی خود به حساب می آورند و پیروز تعیین کننده را موکول به انهدام ارتش می دانند . در اطلاعیه هفتم مهر ۵۸ کومله آمده است : ” ارتش دشمن استراتژیک ماست ، تا زمانی که ماشین دولتی و از آن جمله ارتش متلاشی نشود ، سخن از پیروزی نمی توان به زبان آورد .”

کومله در همین راستا به فرا خوانی دیگر نیروهای همسو و هم هدف مبنی بر قیام در جهت متلاشی کردن جمهوری اسلامی پرداخت .

اما این ساده اندیشی آنها از جانب متحدانش نیز مورد انتقاد قرار گرفت :” کومله فکر می کرد انقلاب دمکراتیک را شروع کرده و با کردستان می توان همه جا را گرفت .”

چهارم . اقدام مسلحانه و تروریستی

گروهک تروریستی کومله نیز مانند بسیاری از گروه های چپ گرای هم دوره خویش دست به سلاح می برد و به رفتارهای تروریستی روی می آورد . هر چند پایگاه اصلی این گروه از سال ۱۳۶۰ به بعد و بر اثر کنترل اوضاع توسط دولت به خاک عراق منتقل می شود ، اما رفتار تروریستی آنها همچنان ادامه می یابد .

کاشتن مین بر سر راه پایگاه های نیروهای نظامی ، اجرای کمین بر سر راه کاروان های نظامی ، حمله شبانه به پایگاه های قوای انتظامی و نظامی،حمله به تأسیسات دولتی در شهرها و روستاها و نفوذ در شهرها و درگیر شدن با نیروهای امنیت شهری،از تاکتیک های نظامی این حزب بود . به طور کلی کومله استراتژی خود را حمله چریکی و نامنظم تعریف کرده بود .

اسناد به دست آمده از خانه های تیمی این سازمان پس از آزاد سازی سنندج نشان می دهد ، کومله مردم بیگناه را به اتهام موهوم شرکت در جلسات ضد خلقی دستگیر کرده و بعضاً به قتل رسانده است . برخی گزارش ها و اسناد دیگر نشان می دهد این گروه در اوایل انقلاب تلفن های مردم را کنترل می کرد ، تلگراف مردم کردستان را ضبط کرده و از ارسال آن جلوگیری می کرد .

آنها اتومبیل های شخصی و دولتی را مصادره کرده و حتی نیمه شب به خانه های مردم یورش برده و آنها را دستگیر می کردند.

گروهک فاسد کومله می کوشید امنیت مردم عادی شهر و روستا را سلب کرده و با تهدید و ارعاب و دستگیری و شکنجه و بازجویی ایشان را تحت انقیاد خود قرار دهد . تبلیغات ضد اسلامی این سازمان مخصوصاً موضع گیری های شرم آور آنها نسبت به اخلاقیات دینی موجب انزجار مردم می شد . آنها حتی در مساجد با برگزاری سخنرانی و نشست های سیاسی سعی در نفی مفاهیم دینی می کردند.

گرچه تروریستهای کومله برخی از این اسناد و مدارک را غیر واقعی و ساخته و پرداخته نهادهای امینی ایران می داند ، اما اسناد منتشره سیا مربوط به ۱۹۸۶ – ۱۹۸۰ نیز گوشه ای از فعالیت های تروریستی گروهک کومله را به تصویر می کشد . در آن اسناد می توان نشانه هایی از موارد زیر را مشاهده کرد :

“بمب گذاری در نقاط پراکنده شهرها یا روستاهای ایران”

“حمله به مساجد و نصب تیربار و اجرای رقص مختلط (نمونه آن شهریور ۱۳۶۲ در سردشت)”

“حمله به مدارس و ترور معلم ها در کردستان به اتهام وابستگی به رژیم به علت دریافت حقوق”

“ترور و انفجار در جهاد سازندگی و سپاه (بیش از نوزده مورد)”

“جنگ افروزی در سنندج و کمک به مهندسی اطلاعاتی استخبارات عراق”

البته حافظه تاریخی و شفاهی مردم کردستان و از جمله اسرای این گروه خود بهترین شاهد و گواه بر این گونه رفتارهاست .

از جمله منابعی که درباره رفتار خشونت آمیز و تروریستی کومله انتشار یافته ، کتاب ” شنام ” است . این کتاب مشاهدات عینی و تجربی کیانوش گلزار راغب را به روایتی داستانی و در دوره زمانی ۱۸ ماه توصیف می کند . گلزار که در سال های ۶۰ و ۶۱ در اسارت کومله به سر می برد ، گوشه ای از جنایات کومله در مناطق عملیاتی و نیز بدرفتاری با اسرای ایرانی را به تصویر کشیده است .

به طور کلی حرکت های مسلحانه گروه ها در کردستان طی دهه نخست پس از پیروزی انقلاب را می توان به چهار مقطع زمانی تقسیم کرد:

مقطع نخست:وقایع سال ۱۳۵۸ را شامل می شود که عمده ترین آنها سقوط پادگان و هنگ ژاندارمری مهاباد و پاسگاه های ژاندارمری،جنگ نقده،فرمان امام (ره) در شکستن محاصره پاوه و سپس آزاد سازی شهرهایی مانند بانه،سردشت،مریوان و … بود .

مقطع دوم : وقایع سال های ۱۳۵۹ و ۶۰ را در بر می گیرد که با تجاوز ارتش عراق و هم زمان با آن تشدید اقدامات نیروهای حزب دمکرات و کومله همراه بود .

این گروه ها می کوشیدند جبهه کردستان را فعال نگه دارند و بدین ترتیب،بخشی از نیروهایی را که باید برای مقابله با ارتش عراق به کار گرفته می شد،در منطقه مشغول کنند.

مقطع سوم : وقایع سال های ۱۳۶۲ تا ۶۴ را شامل می شود.

طی این سال ها قرارگاه حمزه سیدالشهدا متشکل از نیروهای سپاه و ارتش و ژاندامری شکل گرفت و با استقرار در منطقه توانست امنیت را در شهرها ، روستاها ، جاده های اصلی و مرزهای کردستان ایران با عراق تأمین کند و با پاک سازی نیروهای کُرد آنها را از ایران به کردستان عراق براند.

مقطع چهارم : از سال ۱۳۶۴ تا پایان جنگ را در بر می گیرد که در این دوره تنش ها کاهش یافت.

پنجم . پاندولیسم ایدئولوژیک و تشکیلات در کومله

تشکیلات ایدئولوژی کومله از سال ۱۳۶۰ و پس از کنگره دوم با دگرگونی هایی مواجه بود که حاصل آن فعالیت این جریان تحت نام هایی مانند ” اتحادیه مبارزان کمونیست ” و ” حزب کمونیست ایران ” طی دو دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ بود . البته در پایان دهه ۱۳۷۰ عبدالله مهتدی تلاش کرد با احیای دوباره نام کومله ، این حزب را بازسازی کند .

پس از کنگره دوم ، کومله در فروردین ۱۳۶۰ در ائتلاف با گروه سهند ” اتحادیه مبارزان کمونیست ” را تشکیل داد .

تشکیلاتی که خود را ارائه دهنده نظریه ” مارکسیسم انقلابی ” می دانستند . در پاییز ۶۱ اتحادیه مبارزان کمونیست کنگره اول خود را تشکیل داد و حزب کمونیست ایران در شهریور ۱۳۶۲ تشکیل شد و حزب کومله ، شاخه کردستان حزب کمونیست ایران را به عهده گرفت.

تغییر مواضع ، ایدئولوژی ها و عقاید در کومله نشانه ای از سردرگمی رهبران این حزب و به تعبیر برخی اعضای سابق آن پاندولیسم ایدئولوژیک است.معلق زدن های سیاسی و تئوریک همیشه تحت عنوان تغییرات شرایط زمانی و مکانی توجیه شده اند .

در حالی که کاملاً مشخص است این سیر بی پایان تغییر مواضع و معلق زدن ها صرفاً پوششی برای شکست های تئوریک و پراتیک و گرفتن چهره مقبولانه تری می باشد .

لذا گرچه حزب کمونیست ایران در آن مقطع شکل گرفت ، اما گرایشات ناسیونالیسم قوم گرا همچنان در درون برخی از اعضای آن به حیات خود ادامه داد تا این که در زمان حمله آمریکا به عراق و پس از قدرت گیری احزاب ناسیونالیست در کردستان عراق خود را به صورت انشقاق در حزب و احیای مجدد نام گروه کومله ، نشان داد .

ششم . خشونت ایدئولوژیک و سازمان یافته

گرچه بخشی از رفتارهای خشونت آمیز گروه هایی مانند کومله و حزب دمکرات کردستان به تروریسم می انجامید ، اما همه اش این نبود .

در واقع دایره رفتارهای خشونت آمیز آنها فراتر از ترور بود . ماهیت ایدئولوژیک این جریان ها هر نوع خشونتی را روا می دانست و به آن مشروعیت می بخشید .

در واقع مشروعیت بخشی ایدئولوژی این جریان چپ به خشونت،هر نوع خشونتی را توصیه می کرد و هر نوع خشونتی،خشونت بعدی را تولید می کرد .

لذا درباره گروهکهایی مانند کومله و حزب دمکرات باید اینگونه گفت که آنها سازمان تروریستی صرف نبودند ، بلکه سازمان هایی مسلح بودند که به هر نوع خشونتی از جمله ترور دست می زدند .

دامنه گسترش این خشونت ها در نهایت به جایی انجامید که موجب شد دو گروهک تجزیه طلب کُرد،یعنی کومله و حزب دمکرات،رو در روی یکدیگر ایستاده و به جنگ با یکدیگر بپردازند .

این درگیری ها که به انحای مختلف پیش رفت از ۲۵ آبان ۱۳۶۳ آغاز شد و تا سال ۱۳۶۷ که کومله یک طرفه اعلام آتش بس کرد،ادامه یافت.

یک مقطع پس از ۵ ماه جنگ و خونریزی بین طرفین از سوی کمیته مرکزی کومله مورد تفسیر ایدئولوژیک قرار می گیرد و در آن هنگام جنگ مزبور را بر سر ” هژمونی در کردستان ” ارزیابی می کند .

در بخش هایی از این سند آمده بود : ” مبارزه برای تأمین هژمونی در کردستان و همچنین بر جنبش انقلابی خلق کُرد ، بین حدکا (حزب دمکرات) به عنوان یک حزب بورژوایی و کومله به عنوان نماینده آگاه پرولتاریا در کردستان حاد شده است . “

سازمان چریک های فدایی خلق که خود نیز دچار انشقاق های ایدئولوژیک و ساختاری بود و به درد هم ایدئولوژی های خویش مبتلا بود به آنها هشدار می دهد که از جنگ دست بردارند :

“این گونه تهاجمات وحشیانه نه مبارزه برای دمکراسی و نه مبارزه پرولتاریا بر علیه بورژوازی ، بلکه نمایشگر یک بینش عقب مانده،بقایای تفکر خانخانی و قبیله ای،برخورد کینه توزانه و انتقام جویانه با مسائل سیاسی و اجتماعی است … بحث ما در اینجا حتی درباره تاکتیک غلط مبارزه مسلحانه دو نیروی سیاسی مخالف رژیم اسلامی علیه یکدیگر در کردستان نیست،فاجعه بسیار عمیق تر از محکوم کردن این مبارزه است . بلکه شیوه های ضد انسانی است که هر دو سازمان در این مبارزه به کار برده اند ..

از حزب منحله و تروریستی دمکرات و عملکرد غالباً قدرت منشانه آن که بگذریم ، در اینجا خطاب ما به رفقای کومله است که خود را کمونیست می دانند و حزب کمونیست ایران را تشکیل داده اند .

رفقا ! آیا یک لحظه فکر کرده اید که با اعمال وحشیانه ۶ بهمن،چه تصویری از کمونیسم در ذهن همان زحمتکشان کُرد،که در میان شان مبارزه می کنید و می خواهید ایده ها و ارزش های کمونیستی را تبلیغ کنید ، به دست داده اید ؟ “

“ن کیانی”

ادامه دارد…

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.