هر آنچه در باره رفراندم اقلیم باید بدانیم

حوادثی که در چند ماه اخیر و بخصوص در حول وحوش برگزاری رفراندوم بارزانی اتفاق افتادند از نظر سیاسی بسیار جالب و در عین حال عجیب وبودند و بدون شناختی کامل از اقلیم کردستان عراق و احزاب و گروههای این منطقه و روابط منطقه ای و جهانی احتمالا شخصی که ناظر بیرونی بوده دچار سردرگمی شود .

الف – از نظر داخلی :

ابتدا باید دانست که بارزانی پیر وخسته از سیاست ،که مرگ مام جلال و نوشیروان مصطفی او را در صحنه سیاست داخلی اقلیم بدون مانع و رقیب گذاشته بود از یک سو میخواست با ایجاد کردستان نام خود را به عنوان موسس کردستان در تاریخ ثبت کند و از یک سوی دیگر آرزوی او خیلی بیشتر از این حرفها بود و در صورت پیروزی آرزوی پادشاهی هم در سر داشت البته شاید با نام دیگری مثل (( سەرۆکایەتی هەرێم )) و به خاطر همین ارزو بود که مدت دو سال اقلیم را از داشتن پارلمان محروم کرد .

۲- سیاست نفتی ” نچیروان بارزانی ” و ” آشتی هورامی” کاملا شکست خورده بود و به بن بست رسیده بود نه تنها نفت اقلیم کردستان را به حراج گذاشته بودند بلکه به علت فساد اداری و اقتصادی مردم را نیز گرسنه کرده بودند در دوران تصدی پوست نخست وزیری” نچیروان بارزانی ” و ” برهم صالح ” تنها و تنها برای جذب رای مردم به صورت افسار گریخته و بدون برنامه به استخدام دولتی روی اوردند واین مورد در جهان بی سابقه بود از ۵ میلیون نفر جمعیت ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر استخدام دولت بودند حکومت حداقل حقوق کارمندان را هم نمیتوانست تامین کند اوضاع کاملا اشفته و نابسامان بود و مردم هم ناراضی بودند و این نارضایتی در تمام سطوح جامعه نمود پیدا کرده بود و به صورت علنی از سوی مردم ابراز می شد و این برای پارتی به معنی خطر بود ، پارتی برای انتخابات آتی عراق و کردستان عراق به پروپاگندا و تبلیغاتی نیاز داشت تا رای بیشتری به دست آورد و یا حداقل طرفدارانش را از دست ندهد.

۳- از سال ۲۰۰۳ به بعد که اقلیم شکل گرفت بدون تعارف این اقلیم وجود داخلی نداشت یعنی تنها بروی کاغذ شکل گرفته بود و چند نفری هم به صورت نمایشی نقش رییس و نخست وزیر و وزیر را بازی میکردند وگرنه در تمام طول این مدت نه پارتی کوچکترین تسلط و نفوذی بر منطقه سبز ـ بعدها سبز و نیلی ـ داشت و نه اتحادیه میهنی کوچکترین دخل و تصرفی در کار منطقه زرد داشت مدت ۱۳ سال نتوانستند نیروهای پیشمرگ خود را در قالب یک وزارت توامان کنند و آن هم به یک دلیل ساده زیرا نه پارتی به یکیتی و نه یکیتی به پارتی اعتماد نداشتند .

۴- نیروهای پیشمرگ که نیروی نظامی این اقلیم بودند عملا هیچ امکانات و تجهیزاتی و حتی آموزش نظامی نداشتند و در اوایل کار حمله داعش به اقلیم کردستان عراق این نیروها به جای مقاومت و دفاع فقط در حال عقب نشینی و فرار بودند .

۵- اختلافات موجود در زون سبز و زرد به داخل جامعه کشیده شده بود و این یعنی در این منطقه نمیتوان هیچ گونه هدف و برنامه هماهنگی را پیاده نمود در جریان همین رفراندوم در حالی زون زرد مملو از تبلیغات و برنامه های همسو با رفراندوم بود در زون سبز و نیلی اصلا خبری از این رفراندوم نبود .

ب- در سطح منطقه ای :

برای  ارزیابی در این سطح باید به بررسی روابط اقلیم با همسایگانش بپردازیم

۱- ترکیه :

به قول کارشناسان سیاسی شخص عاقل سیاسی همه تخم مرغهایش را در یک سبد نمیگذارد کاری که پارتی کرد و از کردنش هم ضرر کرد همه سفرهای پارتی به ترکیه بود شخص مسعود بارزانی برای کمپین انتخاباتی اردوغان به ترکیه سفر کرد نفت به بندر جیهان ترکیه میرفت و از انجا صادر میشد صادراتی که برای ترکیه بسیار پردرامد بود و سیاسی های خام کردستان عراق فریب لبخندهای آقای اردوغان را خوردند تا زمانی که کار به برگزاری رفراندوم رسید و ترکیه چهره عوض کرد اگر تا دیروز برای مسعود بارزانی فرش قرمز پهن میکردند امروز اردوغان به صراحت بارزانی را یک رییس قبیله مینامید .

۲-     جمهوری اسلامی ایران :

روابط اقلیم کردستان با جمهوری اسلامی کمی پیچیده تر است از همان اوایل روی کار امدن انقلاب اسلامی به علت سیاست های منطقه ای و جهانی انقلاب که بر پایه ی مبارزه با استکبار و استعمار و دفاع از مظلومان عالم بود و همچنین به علت جنگ تحمیلی ومبارزه مشترک و همسوی ایران و احزاب کردی عراقی با رژیم بعث نوعی از روابط حسنه و حتی استراتژیک شکل گرفت که تا به امروز به قوت خود باقی است جمهوری اسلامی تنها کشور منطقه بود که همه اقوام و مذاهب در کمال احترام و ازادی بودند و انکار و تبعیضی در جریان نبود فدرالیسم شکل گرفته بعد از سرنگونی صدام برای اکراد و همچنین امنیت و اقتصاد در حال شکوفایی از هدایای جمهوری اسلامی ایران به کردستان عراق بود .

داعش آمد و همگان رفتند منظورم از همگان آمریکا و اروپا و حتی خود رجال سیاسی و نظامی کردستان عراق است و صدای فریاد کمک بارزانی را هیچ کس نشنید و جواب نداد بغیر از جمهوری اسلامی که اربیل را از سقوط حتمی و قتل عام فجیع نجات داد

۳- عراق:

دولتی که ۸۰ سال وجود خود را در جنگ و اشوب وقتل عام سپری کرده و اکنون پس از صدام میخواهد از یک سو خود را از این تاریخ منحوس برهاند و از سوی دیگر میخواهد خود را بسازد اما در دستان نامبارک استعمار همچنان اسیر است .

۴- سوریه :

کشور سوریه در چند سال در حال جنگ داخلی و جنگ با ترور و جنگ با همسایگان خود بوده کشوری که عملا در مشکلات داخلی فراوانش درگیر بوده و نتوانسته در کنش های بین المللی نقش بازی کند .

ج- در سطح جهانی :

۱- آمریکا :

به بهانه سلاحهای شیمیایی در دوران جورج دبلیو بوش ودر سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد البته بسیار بیشتر از خرجش در عراق درامد کسب نمود روابط امریکا با سرکردگان کرد عراق تا پیش از این سال بیشتر در قالب روابط سازمان سیا با آنها در جهت تضعیف صدام حسین بود نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر .

۲- اتحادیه اروپا

سیاست قسمتی از اعضای این اتحادیه در قبال مسایل عراق و کردستان همواره بی طرفی بوده تنها در این میان میتوان به دو کشور عمده اشاره کرد که عملا سیاست و منافع خود را دنبال میکنند

۲-۱ – انگلیس : اگر چه در اکثر موارد با سیاست های آمریکا همراه و همسو بوده ولی این روباه پیر بدون در نظر گرفتن منافعش هیچ وقت گامی برنداشته است و در طول این چند سال هم سعی در نفوذ در احزاب کردی داشته و مانند همیشه از سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن استفاده کرده البته صحیح تر انست که گفته شود تفرقه بینداز و نفت ببر .

۲-۲- فرانسه :

تا قبل از به حکومت رسیدن ” امانویل ماکرون ” سیاست فرانسه بیشتر حمایت ظاهری از اقلیم بوده البته فقط و فقط در ظاهر از بارزانی پیشوازی میشد و در مراسم استقبال سخنان باب طبع پارتی زده میشد کمک هایی هم که این منطقه میشد در جهت نفوذ در ساختار سیاسی و اقتصادی بوده و اینک پس از شکست طرح تجزیه عراق؛ نچیروان بارزانی ” دست به دامان کشورهای مختلفی از جمله فرانسه شده است تا نقش میانجیگری را بین اقلیم و حکومت مرکزی ایفا کنند .

۳- روسیه :

روسیه روابط چندان جدی را با اقلیم کردستان نداشته است و بیشتر این روابط در مجرای روابط با دولت مرکزی بود اما در طول یکی دو سال اخیر روسیه به سمت سرمایه گذاری بخصوص در قالب در گازپروم به این منطقه رو کرده است.

نتیجه گیری:

هدف انچه که در بالا گذشت دادن دیدگاه واقع بینانه و با شناخت نسبی به شخص خواننده بود اما با توجه به انچه گذشت حالا باید به یک نتیجه منطقی دسترسی پیدا کنیم .

اقلیم کردستان دارای یک ساختار سیاسی غیر منسجم و غیر یکپارچه است که به علت سالیان طولانی از مناقشه و جنگ داخلی و منفعت طلبی رقیبان سیاسی عملا چیزی به نام اعتماد در بین رجال سیاسی این کشور وجود ندارد ” مسعود بارزانی ” و مشاورانش و تا حدی همباورانش در دیگر احزاب به باوری غیر صحیح از شرایط اقلیمی و جهانی رسیده بودند استقبالهای ترکیه و لبخندهای زهر الود ان به بارزانی ، پارتی را به این نتیجه رسانده بود که ترکیه مانع استقلال انها نخواهد شد . نداشتن تجربه دولتداری در کردستان باعث شده بود که یک نوع توهم و درک ناصحیح از ارای جهانی و نظریات ابر قدرتها برایشان ایجاد شود در حالی که در هر نوع دیدار به صراحت اظهار میشد که این کشورها حامی حقوق اقلیم هستند در چهارچوب قانون اساسی عراق و عملا استقلال هیچ مدافع و پشتیبانی نداشت بغیر از رژیم صهونیستی که از این تولد بسیار خوشحال بود زیرا خاورمیانه در جنگی جدید فرو میرفت و اسراییل میتوانست با خیال راحت به استراحت بپردازد و این جنگ پیش بینی شده مهمترین عامل مخالفت کشورهای جهان با این استقلال بود چون خاورمیانه توانایی تحمل جنگی دیگر را نداشت .

در این آشفته بازار دوران داعش هر کس به دنبال منافع خود بود یکی به فکر سلطنت و دیگری  به فکر نفت . در این بین واقعبینانه ترین سیاست از سوی جمهوری اسلامی اجرا شد

–        قبل از اینکه مسله جدی شود از بارزانی دعوت شد که به ایران بیاید اما نیامد

–        در طول مدت یک ماهی که برای رفراندوم در نظر گرفته شد ترافیک سیاسی از سوی جمهوری اسلامی به کردستان در جریان بود و آن هم فقط به هدف اینکه مقامات کردستان توجیه شوند که این اقدامشان چقدر خطرناک است

–        جمهوری اسلامی در چندین مورد رسما به اقلیم اعلام کرد حاظر است نفوذ خود را در دولت عراق بکار برد تا مشکلات و موانع بین اقلیم و حکومت مرکزی حل شوند اما بارزانی نمی پذیرفت

و این همه تلاش مقامات کشورمان جهت پیشگیری از دامی بود که اسراییل برای جهان اسلام و خاورمیانه گسترده بود و ان عبارت بود از جنگی بزرگ که عملا برنده ای بغیر از اسراییل نداشت و در این جنگ همگان بازنده بودند

اینک پس از ان ماجرا که حقیقت ماهیت خواست بارزانی آشکار شده و جو متلاطمی که در اثر تبلیغات وسیع دستگاههای پارتی ایجاد شده بود فروکش کرده و عاقبت سرکشی بارزانی شکست وسیع این حزب در عرصه نظامی و سیاسی بود بارزانی مجبور به استعفا شد البته این استعفا برای همه سران پارتی گران تمام نشد بلکه خیلی هم به مذاق ” نچیروان بارزانی ” خوش آمد او اینک بر ضد عمویش کودتا کرده و عمو جان را خانه نشین کرده است .

اگر در گذشته گفته میشد که همه راهها به رم ختم میشوند در مورد اقلیم کردستان باید گفت کلید نجات و آرامش اقلیم تنها و تنها در دستان جمهوری اسلامی است که با درایت و وجدان و انصاف به اتخاذ تصمیم میپردازند و” نچیروان بارزانی ” اگر به دنبال میانجیگری خارجی است و به فرانسه التماس میکند و برای این موضوع باید به فرانسه باج بدهد خیلی راحتتر و آسانتر میتواند از همسایه خود که در طول دوران حکومت اسلامی یار و غمخوارشان بوده بخواهد این مسله را حل و فصل نماید  .

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.