تیمور مصطفایی و تشریح تاکتیک اتکا به آمریکا توسط حزب

هنوز یک هفته ای از اعلام استراتژی نوین امنیت ملی آمریکا نگذشته که دوستان حزبی ما با کیسه های آماده و کارد و چنگال اعلام آمادگی نمودند که سر میسپارند  و حاضرند باز هم برای خوش خدمتی فرزندان کرد را به کشتن دهند .

استراتژی جدید دولت ترامپ در مقابل ایران اعلام شد استراتژی ای که بسیار قابل تامل و نقد است و اگر شنونده نقاد سیاسی و آگاه به تاریخ و سیاست آمریکا نباشد حتما دچار خطا و تحلیل اشتباه خواهد شد .

” ترامپ ” در سخنرانی خود گفته  است که : استراتژی جدید آمریکا محصول استراتژی  رئالیسم و بلند مدت  برای حفظ منافع آمریکا در خاورمیانه است . همین جمله شاید قابل بحث در چندین مقاله باشد اجازه دهید موشکافانه به تجزیه و تحلیل این سطر کلیدی بپردازیم .

” ترامپ ” از استراتژی رئالیسم و بلند مدت سخن گفته این یعنی که اقدامات آمریکا برپایه واقع بینی سیاسی اتخاذ خواهند شد و واقعیت سیاسی هم یعنی آنچه که اکنون درجریان است و تقریبا آنچه که در سطح خاورمیانه میگذرد و اکنون واقعیت سیاسی قلمداد میشود عبارت است از بالادستی ایران و جبهه مقاومت به رهبری ایران و این چیزی است که پایه و اساس استراتژی نوین ایالات متحده را تشکیل داده است و بکار بردن واژه بلند مدت هم در این جمله به خوبی روشن میسازد که آمریکا سیاست کوتاه مدت و حداقل توانایی اتخاذ تصمیم در کوتاه مدت در قبال ایران را ندارد  و آنچه که برای امریکا مهم است حفظ منافع آمریکا در خاورمیانه است و این یعنی منافع سایر کشورها اگر در راستای منافع ایالات متحده نباشد برای امریکا هیچ اعتبار و ارزشی ندارد .

البته منافع امریکا تنها و تنها منافع اقتصادی و به صورت آشکارا نفت  و جریان انتقال نفت است که برای امپریالیسم آمریکا حیاتی است نه امنیت عربستان وحقوق بشر و نه هیچ چیز دیگرو حفظ این منافع هم کاری سیاسی است نه نظامی و در سطح کلان است نه سطح خرد و این یعنی آمریکا حاضر به معامله است تا این جریان انتقال ( دزدی ) نفت بهم نخورد .

اما هنوز به قسمت خنده دار ماجرا نرسیده ایم  و این قسمت زمانی شروع شد که “تیمور مصطفایی ” همراه چند تن از دوستان حزبی که با فرمانده و پیشمرگ و خبرنگار و خواننده و گروه موسیقی و تدارکات و نگهبان و … به سی نفر نمیرسیدند در قندیل به مراسم ۲۶ آذر (سرماوز) پرداختند  در حالی که پیشمرگهای این حزب در مصاحبه با روداو  میگفتند ما به هیچ دولت و قدرتی وابسته نخواهیم شد و اتکایمان به ملت کرد است  کاک تیمور ساز دیگری مینواختند و فرمودند : اگر امریکا در آینده برروی اپوزیسون ایرانی و جریان دمکراسی خواهی سرمایه گذاری کند حزب دمکرات و سایر جریانات کردی میتوانند بخشی از این استراتژی و کمکی برای اجرای این استراتژی باشند هر چند به عقیده من تا کنون امریکا این حرکت را شروع نکرده و اگر این حرکت را شروع کند شاهد تغییر در کردستان و سراسر ایران خواهیم بود.

این جملات قصار کاک تیمور شاید چیزی بیشتر از یک اعلام آمادگی برای خدمت به ارباب بزرگ باشد اربابی که تاکنون صدها و بلکه هزاران فرزند این خاک و زمین را به خون غلتانیده و هنوز هم برای منافع استعماریش حاضر به این کار میباشد کاک تیمور که احتمالا درک درستی از سخنان ترامپ نداشته این استراتژی جدید را با مبارزه آمریکا با جمهوری اسلامی اشتباه گرفته است کاک  تیمور جان سیاست یعنی تصدی منافع از کم هزینه ترین روشها و این استرتژی جدید آمریکا نوعی اعلام کوتاه آمدن در مقابل جمهوری اسلامی بود تا اعلام جنگ چون آمریکا خوب میداند که ایران اگر بخواهد میتواند به منافع آمریکا ضربه بزندپس لطفا به فکر آمریکا و جنگ با ایران نباشید .

بفرض محال آمدیم و آمریکا به فکر جنگ با ایران  و یا ناامنی ایران افتاد پروسه ای که به اعتراف خودتان هم تا کنون شروع نشده آغاز گردد در این صورت  شما میخواهید کجای این ماجرا باشد توانایی شما در چه حد است ؟

یک مقام بالا در حزب دمکرات به روداو گفته  در بالاترین و گرمترین سطح روابط با آمریکا از زمان به روی کار آمدن دولت ترامپ هستیم اگر آمریکا برای مقابله با ایران اراده ای داشته باشند احزاب کردی آماده اند قسمتی از این استراتژی باشند.

اما ایا دولت ترامپ اینقدر ساده لوح است که استراتژی نوین امنیت ملی خود را  بر پایه چندین گروهک منشعب شده چند ده نفره بدون امکانات و تجهیزات بنیاد  نهد؟

گویا این دوستان فراموش کرده اند که همین آمریکا بود که قاضی محمد را به پای چوبه دار برد و در همین ماه گذشته بود که بارزانی را هم مجبور به رفراندوم کرد و هم پس از پایان ماجرا تک و تنهایش گذاشت بارزانی ای که هم تجهیزات بیشتری داشت هم پیشمرگ بیشتری داشت و هم نفت در اختیار داشت برای آمریکا چیزی بیشتر از یک  اسباب بازی نبود چیزی که خود بارزانی صراحتاً به آن اعتراف کرد که آمریکائی ها قابل اعتماد نیستند، حالا حدک و حدکا و کومله ها و …که تا قبل از این همیشه مستقل و آزاد بودند و اکنون اعلام آمادگی برای نوکری دارند در محاسبات منطقه ای و حتی در سطح خرد برای برهم زدن امنیت داخلی ایران در این استراتژی نوین هیچ جایگاهی ندارند

به هر حال سطح تحلیل افرادی مثل تیمور مصطفائی در حزب اندکی متفاوت تر از افرادی مانند کریم پرویزی، میرو علیار، یا قادر وریا و خالد عزیزی است. سواد حلقه مفقوده بسیاری از سرکرده های حزبی است.

 نویسنده : آمانج مهابادی

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.