علی جوانمردی و صید ماهی از آب گل آلود

سالها پیش که ماهواره تازه داشت فراگیر میشد صدای آمریکا شبانه به مدت  دو ساعت به پخش برنامه خبری می پرداخت و همین کانال خبری تحلیل گر دائمی به نام محمد رضا نوری زاده داشت که از سیاست عجیبی پیروی میکرد در هر شبکه ای متعلق به هر گروهی دعوت میشد به مدح و ثنای آن شبکه و گروه میپرداخت هنگامی که با سلطنت طلبها برنامه داشت از سلطنت  پهلوی برای ایران دم میزد و اینکه شاه عامل قدرت و اتحاد و یکپارچگی میهن بوده و زمانی که با تجزیه طلبها برنامه داشت از حق مسلم اقوام ایرانی برای استقلال  سخن میگفت  و با دمکرات ها از قاسملو میگفت و با کومله از نبوغ مهتدی میگفت خلاصه اصطلاحاً به نرخ روز نان میخورد.

این روزها ماجرای علی جوانمردی همان ماجرای نوری زاده است  و  نان را به قیمت روز خوردن علی جوانمردی خبرنگار صدای آمریکا و همسر سابق سیران شرفکندی که به واسطه پدر زنش حسن شرفی توانست در صدای آمریکا مشغول به کار شود و رشد کند به واسطه همین پدر زن هم توانست با بارزانی ها روابط نزدیکی پیدا کند.

سالها از اشتغال نامبرده در صدای آمریکا میگذرد و گویا در این تلویزیون تنها چیزی که ایشان فرانگرفته اند اخلاق کار خبرنگاری و شیوه کار عملکرد یک خبرنگار است که در این حرفه خبرنگار فقط یک راوی صادق  است  و در امورات دخالتی ندارد و اجرا کننده  اوامر و سیاست  هیچ کشور و سازمانی نخواهد بود

در بحبوحه برگزاری رفراندوم اسراییلی-بارزانی علی جوانمردی که ساکن اربیل شده بود کاسه داغتر از آش بارزانی شده بود و البته این داغی رایگان هم نبود و علی در واقع مشغول سرکیسه کردن پارتی بود و در قبال بیان دلخواسته های بارزانی و انعکاس آنها در صدای آمریکا درامد خوبی داشت هرچند جوی را که اشخاصی مثل علی جوانمردی و شبکه روداو و … ایجاد کردند هاله ای از توهم و خودفریبیی را برای بارزانی ایجاد و تاج و تخت مسعود بارزانی را بر باد داد

رفراندوم تمام شد و به قول عرب شد آنچه شد اما نتیجه رفراندوم بارزانی نه تنها سقوط کرکوک و عقب نشینی اتحادیه میهنی از این شهر و فرار پارتی از شنگال بود بلکه حتی موجودیت اقلیم هم تماما در خطر نابودی و تجزیه قرار گرفت و به علت وجود همین دوستان رسانه ای هر آن امکان جنگ و درگیری داخلی وجود داشت  و مردم عینا د اشتند تمام این ماجراها را رصد میکردند ولی اینبار میدانستند عیب کار از کجاست و مقصر کیست! چه کسی بود که صدای جهان را برای برگزار نکردن این رفراندوم نشنید و این همه بلا را بر سر مردم آورد

باز هم مثل همیشه دستگاه پول و قدرت پارتی به کار افتاد تا بارزانی را نجات دهد و خطا را بر گردن دیگران بیندازد و الحق و الانصاف این نقش را خیلی خوب به انجام رساندند یکی از گردانندگان این سناریوی جدید هیمن علی جوانمردی بود که متد کارش را از طرز کارخبرنگاری حرفه ای به شیوه های اماتور تغییر داده بود و شبها در لایو اینستاگرام به مدت نیم تا یک ساعت به پخش زنده میپرداخت و مضمون برنامه ها هم چیزی جز تلاش در جهت حفظ آبروی بارزانی و سرپوش گذاشتن برخطاهایش نبود اما این تلاش بسیار خطرناک بود چون کوهی از اطلاعات ناصحیح و نامناسب به خورد اذهان مردم داده میشد و جو جامعه هر لحظه نامتلاطم تر میشد و مرز بندی و شکاف  بین مردم هر روز گسترده تر میشدباز هم از همان سیاست قدیمی شیطان و فرشته استفاده میشد کسانی که با بارزانی همسو و هم عقیده بودند و در اشتباهاتش شریک بودند فرشته بودند و بقیه هم شیطان تمرکز بر عقب نشینی اتحادیه میهنی از کرکوک بود و خیانت قلمداد میشد اما خبرو تحلیلات مربوط به عقب نشینی بارزانی از شنگال آن هم برای بار چندم و چندم اصلا درج نمیشد برای جذب مخاطب خبرهای جعلی از حمله قریب الوقوع بارزانی به کرکوک برای بازپس گیری این شهر منتشر میشد اما اینها فقط توهمات و تخیلات جوانمردی بودند و بس. روزها به این منوال گذشت و دیگر تحلیل ها و گفتار کذبش مشتری چندانی نداشت و تعداد فالورها و بینندگان جوانمردی بشدت رو به کاهش بود و در همین گیر و دار بی بازاری نامبرده بود که زلزله کرمانشاه اتفاق افتاد رویدادی به شدت تلخ برای همگان اما برای مکاران یک بازار داغ دیگر

خبرهای بارزانی جای خودش را به خبرهای زلزله داد ولی باز هم روایت ها ناجوانمردانه بودند از یک سو منبع زلزله هارپ و آزمایش هسته ای جمهوری اسلامی بیان میشد و از سوی دیگر اوضاع نامناسب مردم بجای انعکاس برای دریافت خدمت برای اهداف ضد میهنی و ضد ایرانی مورد استفاده قرار گرفتند و خدمت رسانی ها نادیده گرفته شدند و خدمتگزاران واقعی مردم مورد تهمت و اهانت قرار گرفتنداما این شیوه خبرنگاری باز هم زود خسته کننده و زننده شد. (بگذریم که برخی کمک های دریافتی از مردم به بهانه زلزله را به جیب زدند و خرج زخمهای حزبیشان کردند)

فرصت مناسب بعدی برای این جوان جویای نام در زمان اغتشاشات پراکنده بود البته فقط یک فرصت نبود بلکه یک ماموریت هم بود مانند سایر ماموریت های دیگر ش. سراسری خواندن اغتشاشات و پخش فیلمهای کذب و عکسهای فتوشاپی و آنتن دهی و آدرس دهی به اغتشاشگران و تلاش در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی از عمده کارهای جوانمردی بوداما نکته ای جالب و قابل تامل برای مردم کرد :

علی جوانمردی از مدافعان سرسخت استقلال اقلیم کردستان عراق روزنامه نگار ستاینده بارزانی اکنون که نوبت به ایران و کردستان ایران است از استقلال دم نمیزند و اتحاد با سلطنت طلبان و منافقین جهت به قدرت رسیدن پسر پهلوی را در برنامه دارد و آن هم مشخصا به یک دلیل :چون اینجا اربابش کس دیگری است و هدف و نظر دیگری دارد.

اما مردم فهیم خیلی زود به حقیقت این آشوب ها پی بردند و فتنه تمام شد و این دکان مکاره بازهم بی مشتری شد.

رفتار علی جوانمردی مصداق بارز این مثل کردی است که میگوید (( له ئاوی قوراو ماسی دەگری )) هر جا آب گل الود باشد نامبرده آماده صید ماهی است اما شاید همه جا مانند اربیل صیدش بزرگ نباشد.

1 Comment

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.