آشفته بازار احزاب کردی

اینکه وضعیت و ساختارروابط احزاب کردی با همدیگر به چه صورت و چگونه است موضوعی است که در این مقاله به آن اشاره میشود

اگر چه بیشتر توجه ما به احزاب کردی معارض با جمهوری اسلامی است اما روابطی که این احزاب با هم دارند و تداوم حیات این گروهها در داخل جغرافیای اقلیم کردستان سبب شده که این احزاب خواسته یا ناخواسته وارد بازی احزاب کرد عراقی شوند و تابعی باشند از کشمکش ها و قدرت طلبی های پارتی و اتحادیه میهنی باشند لذا ناگزیریم – هر چند اجمالی – احزاب کرد عراقی را هم مورد بررسی قرار دهیم .

در سه دهه اخیر تنها سه حزب توانایی فعالیت و تحرکات نظامی را داشته اند و این سه حزب عبارتند از : پارتی و اتحادیه میهنی و پ ک ک

روابط پارتی و اتحادیه میهنی در این سه دهه عبارت بوده است از :

۱-  جنگ و درگیری مستقیم ( که جنگ و درگیری این دو بر ضد هم گاهی به اتحاد یکی از انها با صدام حسین بر ضد دیگری می انجامید )

۲- صلح ( توجه به این نکته نیز مهم است که این صلح به معنی آشتی نبوده بلکه تنها یک نوع ترک مخاصمه اجباری بوده است که با تقسیم کردستان عراق به دو منطقه سبز و زرد تمام شده است )

۳- حکومت مشترک نفتی : اگر چه در ظاهر وانمود میکردند به نوعی در آشتی و شراکت بسر میبرند ولی این حکومت مشترک هیچگاه نتوانست به اتحاد دو اقلیم بینجامد و تنها پوششی بود در زیر لفافه آن درآمد نفت اقلیم را با هم تقسیم میکردند .

تا زمانی که بالانسی در منطقه کردستان عراق بین دو حزب پارتی و اتحادیه میهنی وجود داشت جهت گیری احزاب کردی معارض ایران به اینگونه بود

جناح چپ گرا به سرگروهی اتحادیه میهنی جناح دمکرات به سرگروهی پارت دمکرات کردستان عراق
حزب دمکرات در زمان سکرتیری عبدالله حسن زاده حزب دمکرات در زمان سکرتیری مصطفی هجری
کومله پارت آزادی کردستان
—— خبات

اما تحولات بعد از ۲۰۰۳ و حوادثی که در سالهای اخیر رخ دادند تقریبا به نوعی غیر قابل پیش بینی و لحظه ای و تاثیر گذار بودند

جدا شدن جنبش تغییر (گوران ) به سرکردگی نوشیروان مصطفی جزء اولین ضربه ها بر پیکره و قدرت اتحادیه میهنی بود و به نوعی شروع ریزش دومینوی شکست این حزب بود که این شکست ها با بیماری مام جلال و بروز تنش ها و اختلافات داخلی تشدید شد و اتحادیه میهنی از یک حزب سیاسی – نظامی قدرتمند به یک حزب بیمار که تنها وجه برتریش توانایی نظامی بود تبدیل شد و در این زمان پارتی مسیری خلاف یکیتی را پیمود این حزب با احتکار قدرت سیاسی و تسلط بر وزارت خانه های مهم از جمله وزارت نفت توانست به اوج قدرت خود برسد و همین قدرت اقتصادی باعث گرایش شدید احزاب کرد ایرانی به پارتی شد .

پارتی بعد از محو اتحادیه میهنی از صحنه قدرت سیاسی یکیه و تنها نبود و هنوز دشمن دیرینش را در مقابل خودش داشت و این دشمن کسی و چیزی و حزبی نبود بغیر از pkk که در طول حیاتش همیشه در تقابل با پارتی قرار داشته است و همین امر باعث شد که اتحادیه میهنی در زمانی که خود دچار بیماری و ضعف سیاسی شده است برای تقابل غیر مستقیم با پارتی روابطش با پ ک ک را بسط و توسعه دهد و صد البته ذکر این نکته کلیدی نیز نباید فراموش شود که این دو حزب تمام توان خود را بکار گرفته اند تا به هر صورت ممکن ( ساختن احزاب اقماری ، دادن کمک مالی به احزاب ضغیف و … ) قدرت خود را گسترش و طرف مقابل را تضعیف کنند .

 نقشه کنونی روابط این احزاب اینگونه است :

جناح پ ک ک جناح بدون سرکرده ولی مخالف پارتی جناح پارتی
پژاک – اقماری اتحادیه میهنی – به علت مقابله با پارتی حزب دمکرات کردستان ایران
Ypg – اقماری جنبش تغییر – به علت مقابله با پارتی حزب دمکرات کردستان
Pcdk – اقماری کومل اسلامی – به علت مقابله با پارتی کومله عبدالله مهتدی
————- جنبش نسل نو – به علت مقابله با پارتی کومله ایلخانی زاده
————- —————- پارت آزاد – یزدان پناه
————– ————– حزب خبات اسلامی
————- ————- Pdk-s سوریه – اقماری
————- ————- Pdk-t ترکیه – اقماری
————- ————- حزب سوسیالیست کردستان عراق

در خصوص جدول بالا ذکر این چند نکته مهم است :

۱- احزاب سرگروه بدون جهت و چشم داشت به ساپورت و تغذیه احزاب زیر گروه خود نپرداخته اند و از این احزاب جهت تحمیل خواسته ها و تحقق منافع خود سود جسته اند برای نمونه انتقال قسمتی از حدک و حدکا و کومله مهتدی به قندیل در راستایی اجرای خواسته بارزانی .

۲- در حال حاظر جنگ میدیایی و نرم مابین این ستون ها در جریان است .

۳- هر لحظه و به هر بهانه ای امکان درگیری مسلحانه بین این گروه بندی ها وجود دارد .

۴- احزاب اقماری به علت نیاز خود ( اکثرا نیاز اقتصادی و تجهیزاتی ) وارد یک بازی شده اند که امکان خروج از آن را ندارند .

۵- احزابی که در یک گروه مشترک قرارگرفته اند لزوما با هم در اتحاد و صلح نیستند و گاها خود به خود نیز دچار درگیری میشوند ( مانند دمکراتها با هم و یا کومله ها با هم )

۶- احتمال تغییر گروه بندی ها به شدت ضعیف است و تنها امکان نوعی سازش و مدارا و نیاز متقابل به هم بین سرگروهها وجود دارد .

۷- درگیری و اختلافات فقط مربوط به سرگروهها نیست بلکه بین سرگروهها با زیر گروهها و بین زیر گروهها با همدیگر هم همین اختلافات در جریان است

مورد بالا را کمی بسط میدهیم و بیشتر تشریح مینماییم :

–         اولا احزاب کردستان ایران ابتدا حداکثر ۴ حزب بودند ولی به علت وجود اختلافات داخلی و کشمکش ها و سلطه طلبی ها و جناح بازی های این احزاب دچار انشقاق شدند و به رقم چشمگیری رسیدند اما در حال حاظر وقوع هرگونه درگیری بین این احزاب ( زیر شاخه های پارتی ) دور از انتظار میباشد .

–         البته هرچند که احتمال درگیری بین پارتی و پ ک ک در کمترین حد خود میباشد ولی همچنان این احتمال وجود دارد .

–         امکان اینکه پارتی و پ ک ک زیر مجموعه های همدیگر را مورد فشار و حتی حمله قرار دهند خیلی زیاد و محتمل است و حتی به تجربه هم رسیده است مانند درگیری بین پ ک ک و حدکا در قندیل و یا تحریم اقتصادی ypg  از سوی پارتی

در اینده احتمال وقوع جنگ بین طرفهای زیر وجود دارد :

۱- درگیری بین پژاک با حدکا

۲- درگیری پژاک با حدک

۳- درگیری پژاک با پارت آزادی

۴- درگیری پژاک با کومله مهتدی

۵- درگیری پژاک با پارتی

۶- درگیری پ ک ک با حدکا

۷- درگیری پ ک ک  با پارتی ( درگیری مستقیم و بدون وابسته )

٨- حمله پ ک ک  به میتینگ و دفاتر pdk-t

۹- درگیری pdk-s با ypg

۱۰- درگیری اتحادیه میهنی با پارتی

این وضعیت احزابی است که همگی یک ادعا دارند و آن دفاع از حقوق اکراد و تاسیس کشوری به نام کردستان است و نکته جالب اینجاست که اگر کشوری با نام کردستان هم اینک تاسیس شود و تقدیم این دوستان شود با این وضعیت روابط چه بلایی بر سر این موجودیت سیاسی خواهند آورد ؟ ایا این احزاب میتوانند ادعای سعادت را برای اکراد در سراسر جهان داشته باشند ؟

بهتر است کمی بیشتر بیاندیشیم

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.