تجزیه و تحلیل رفتار احزاب کُردی در ماه جاری

 حوادث و رخدادهای اخیر کمی سریع و دور از انتظار و پرحاشیه بودند کنگره ۱۶ حدکا با همه حواشی و انتقادات و اعتراضات مهمترین رخداد در چند هفته اخیر محسوب میشود که در دنیای مجازی با نوعی سر و صدا و هیاهو همراه بود یکی تبریک میگفت و یکی انتقاد میکرد اما صریح ترین انتقاد و یا شاید اعتراض از جانب دوستان صادق هجری یعنی حدک بود که با دلخوری فراوان این کنگره را تلاشی در جهت جلوگیری از ادغام و اتحاد دوباره دمکرات ها می دانستند .

کنگره در صدر بود  تا زمانی که جریان انفجار ماشین فرمانده حدکا در عصر روز پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ در شهرک بنسلاوا از توابع اربیل رخ داد این ماشین متعلق به صلاح رحمانی مشهور به “صلاح ره ش” بود که در نتیجه این انفجار صلاح رحمانی و فرزندش “صباح” به شدت مجروح شدند و سرانجام صباح رحمانی، ٣٣ ساله در بامداد روز جمعه بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد .

در جریان این رخداد میتوان به نکات جالبی اشاره کرد

در حالی که بسیاری از پیشمرگان حزب در داخل اقلیم کردستان برای امرار معاش به کارهایی مانند کارگری مشغولند و در صورت بیکاری بی پول و گرسنه خواهند ماند و اکثرا در محلهایی که کار میکنند ساکن میشوند و بعد از اتمام کار باید در فکر سرپناه دیگری باشند فرمانده حزب دمکرات وضعش خیلی بهتر است و در بناسلاوا خانه وماشین شخصی دارد که احتمالا با آن کارهای حزبی اش را انجام میدهد !

این بمب صرفنظر از آنکه توسط چه کسی به ماشین چسپانده شده ما را با دو مسئله کلی مواجه میکند که آیا این ماشین که متعلق به یک فرمانده نظامی است در کوچه و خیابان به امید خدا رها میشده است ؟ ایا این فرمانده نظامی تا این حد بیخیال و ناآگاه بوده است ؟ آیا به این نکات امنیتی واقف نبوده است ؟یا اینکه این فرمانده به موارد امنیتی واقف بوده است و این بمب توسط یکی از حلقه های خودی و معتمد به ماشین چسپانده شده است ؟ شاید در یکی از کمپ ها ی دمکرات !

در هر صورت اگر مورد اول و بی خیالی صلاح رحمانی بوده پس خود صلاح در به کشتن دادن فرزندش مقصر است همانگونه که خود صلاح ره ش میگوید بعد از بازگشت از سفر سلیمانیه مدت نیم ساعت ماشین را در خیابان گذاشته و به داخل خانه رفته بهر حال اگر مورد دوم باشد پس یک نوع تصفیه حساب داخلی حزبی دور از انتظار نمی باشد .

در کل شاید در جریان این انفجار با چهارنظریه روبرو هستیم

۱- با توجه به جنایاتی که صلاح ره ش در آنها دخیل بوده – از قبیل قتل و غارت و ترورو تهدید – و آنها را در حق هموطنان و همزبانان خود انجام داده است شاید یک نوع انتقام جویی محرک این کار بوده است . کم نبودند مردم کامیاران و خانواده هایی که وقتی خبر اتفاق را شنیدند بر سر مزار ها گل و شیرینی پخش می کردند!

۲- در راستای همین مسئله انتقام و با توجه به رفتار ناشایست و غیر اخلاقی اعضای احزاب در خصوص نوامیس بانوان کردستان عراق که هر چند وقت یکی از آنها بر ملا میشود – مانند نمونه آوات بوکانی – احتمالا مسائل ناموسی موجب انتقام از این افراد شده است .

۳- مسئله خیلی مهم در جریان این حادثه زمان رخداد آن است چرا در این زمان یعنی پس از کنگره ۱۶ و چرا این شخص ؟ آیا صباح قربانی یک نوع تصفیه حساب شخصی اعضای حزب با پدرش شده ؟ آیا صلاح ره ش در جریان کنگره مواضعی داشته که بخاطر انها باید تنبیه میشده ؟ یا این ماجرا توسط رهبری حزب طراحی شده تا انتقادات وارده بر کنگره ۱۶ و رهبری هجری و فرار از اتحاد دوباره را پوشش دهد و روکشی احساسی باشد بر این جریانات ؟

۴- ایا بعد از انتقادات به کنگره و برآورده نشدن خواست اکثریت دو جناح برای اتحاد ، جناح مقابل میتوانسته طراح و مجری این اقدام باشد ؟ این سوال زمانی محتمل و عقلانی به نظر میرسد که همانطور که شاهد بودیم در جریان خاکسپاری صباح هیچ یک از اعضای رهبری و کادر و پیشمرگان حدک در این مراسم شرکت نکردند!

مسئله مهم دیگر که در راستای حادثه بمب گذاری شایان ذکر است گزارش باس نیوز متعلق به پارتی است که ادعا میکند این ماشین یک روز قبل از انفجار در سلیمانیه بوده و احتمالا در انجا بمب گذاری شده که ما بعنوان دیار و نادیار هرگونه بحث و تحلیل درباره این خبر باش نیوز را به شما خواننده گرامی موکول میکنیم هر چند با شناختی که نگارنده از اوضاع داخلی حزب و مجادلات داخلی انها و همچنین دیدگاه منفی مردم اقلیم کردستان در مورد پیشمرگان حدکا احتمال تکرار این حوادث وجود دارد.

حادثه سوم مربوط به کومله است ترور محمد حاجی از شهروندان سقزی در منطقه حمال آوا این شهر در شب یکشنبه ۶ اسفندماه ۱۳۹۶ است گروه پرچم سرخ وابسته به کومله مهتدی مسئولیت این قتل را با درج ماجرا در تیتر اول سایت رسمی خود بر عهده گرفت. البته این رویداد بغیر از تلخ بودن آن تنها در چهارچوب یک ترور خلاصه نمیشود بلکه عواقب آن خیلی بیشتر از اینهاست و مستقیما با مسئله امنیت روانی و جانی مردم سر و کار دارد و علاوه بر اینها نیز ممکن است بر تصمیم کسانی که قصد سرمایه گذاری و خدمت در این مناطق را دارند تاثیر بگذارد و این یعنی بازی کومله با معیشت مردم کردستان

رویداد چهارم که خیلی کمتر صدا کرد برگزاری مراسم سخنرانی فرماندهان نظامی و صاحبنظران آمریکا با موضوع مقابله با جمهوری اسلامی درکنگره این کشور بود . حادثه غیر منتظره این کنفرانس اشاره ” رودی جولیان ” به احزاب کمپ نشین بود که گویا میتوانند در مبارزه با جمهوری اسلامی نقش ایفا کنند و تقاضای ساپورت مالی این گروهک ها را داشت . این ادعا انقدر مضحک بود که حتی مورد توجه خود این احزاب نیز قرار نگرفت و در گفتگویی که عبدالله حجاب با تلویزیون روداو داشت گفت امریکا و اسراییل تنها به سلطنت طلبها و مجاهدین ( منافقین ) توجه دارند دو گروهی که اصلا با کردها سر سازش و مدارا ندارند .

مورد پنجم که شاید در نوع خود بی نظیر و کاملا جدید و شبه ساختار شکنی بود اعلام تمایل گروهی از اعضای دمکرات برای تغییر پرچم به اصطلاح کردستان بود این گروه با اشاره به اینکه این پرچم متعلق به بارزانی ها است و پرچمی حزبی است خواهان ان شدند تا احزاب کمپ نشین برای خود یک پرچم جدید مشترک را انتخاب کنند که از پرچم اقلیم کردستان جدا باشد اپر چه در گذشته این مورد از جانب پژاک و شخص عبدالله حاجی احمدی به کرات ذکر میشد اما هر بار با هجوم و توهین اعضای دمکرات مواجه میشد .

1 Comment

  1. با این تحلیلهای آبکی تون. راستی تابستان نزدیک است منتظر پلنگ زخمی(سەلاحە رەش) در راه است. میخواد اون یکی پسرشم به کشتن بده !!!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.