تحلیلی بر پیام نوروزی مصطفی هجری

 

مانند سالهای گذشته امسال نیز در اولین روز نوروز شاهد پیامی از مصطفی هجری مسئول کل حدکا بودیم پیامی که  خطاب به مردم کردستان (که میل و رغبت چندی به عملکرداین احزاب ندارند) و همچنین پیشمرگان ساکن در کمپ ها و خانوادهاایراد شده است .

 این پیام از یک سو طولانی است و از سوی دیگر نامنسجم و غیر مسلط است . در خیلی از بحث ها بدون حصول نتیجه به بحث دیگری پرش میکند و بعد از یک بحث ناتمام دیگر به بحث اول باز میگردد همچنان که در بحث مربوط به عفرین و رفراندوم چندین بارپرش دارد. اما این پیام حول چند محور اساسی است  از جمله ؛ تحقیر اکراد در سایر کشورها ، راسان و کنگره ۱۶ حدکا ، تحقیر کمک های مردم ایران به زلزله زدگان کرمانشاه و همچنین چند روز اغتشاشات در کشور .

هجری آغاز پیامش را با توهین شروع میکند توهین به بارزانی به خاطر رفراندومش و تحقیر پ ک ک به علت شکست در عفرین و آنها را ضعف کردها در سال گذشته میخواند . در مسئله رفراندوم هجری و دار و دسته اش ابتدا با تمام وجود حامی آن بودند اما در این پیام به ثمر نرسیدن این رفراندوم را یک شکست میخوانند در پیام نوروزی هجری شاهد جمله ای ناقص در مورد رفراندوم بارزانی هستیم ، هجری این رفراندوم را بهاری در پاییز میخواند که باعث شده تمام دشمنان کردستان  در برابر آن خیزش کنند  و زیرکانه و غیر مستقیم به تهمت زدن و تحقیر مردم کردستان عراق می پردازد و چنین میگوید: ” ملتی که حامل پیام و فلسفه نوروز و راسان باشد ، هیچگاه از پیمودن چنین راهی منصرف و یا تسلیم نخواهد شد”  و چنین القا میکند که مردم کردستان عراق بعلت در بر نداشتن  پیام نوروز و حرکت راسان از استقلال دست کشیده اند و در وجود آنها تلاش و کوشش مداوم تا تحقق پیروزی تثبیت نشده است . اما در جایی دیگر دوباره به مدح حرکت بارزانی میپردازد گویا هجری دچار نوعی سردرگمی است  .

و در راستای مدح بارزانی بازگشت نیروهای دولت اتحادی عراق به کرکوک را که با توافق دو جانبه اکراد و دولت مرکزی صورت گرفت را هجوم میخواند و میگوید که کردها در ان موقع که تنها مانده اند سنگر را ترک نکرده اند اما گویا فراموش کرده که هم پارت دموکرات و هم اتحادیه میهنی تا مرزهای قبل از سال ۲۰۰۳ عقب نشینی کرده اند

در این پیام همچنان که اشاره شده هجری به تحقیر پ ک ک  بخاطر شکست عفرین نیز میپردازد ، در مورد مسئله هجوم ترکیه به عفرین تعمدا کوتاه سخن میراند زیرا از شکست پ ک ک  در عفرین خوشحال است و این شکست باید بزرگنمایی شود تا پ ک ک  تحقیر شود و خود تنها به ابراز تاسف و همدردی بسنده میکند تا این شادی پنهان حدکا از شکست عفرین نمایان نشود و تقابلی با اذهان اکراد ایجاد نگردد
اما وقتی سخن از دستاورد و افتخاراست فقط سخن از حزب دمکرات کردستان ایران است و بس  او میخواهد به مخاطب القا کند که آنها نه تنها شکستی نداشته اند بلکه همیشه پیروز و موفق بوده اند . موفقیتی که هجری از آن سخن میراند “راسان “است . راسانی که بزرگترین دستاوردهایش را در همین سایت مورد مناقشه و گفتگو قرار دادیم و گفتیم راسان بغیر از به کشتن دادن بیش از ۲۰ پیشمرگه برای دمکرات هیچ تحفه ای به همراه نداشته است . هجری راسان را خیزش و عصیان در برابر جمهوری اسلامی میداند و راسان را حرکتی در برابر سکون معرفی میکند و میگوید : ” از نوروز آموخته‌ایم در راه مبارزه و تجدید حیات مصر و مستمر باشیم چرا که سکون معنایی ندارد”. هجری سکون را بی معنی میداند اما گویا چند دهه کمپ نشینی را فراموش کرده است و اگر کمپ نشینی و سکون معنایی نداشته باید پرسید که  چرا بمدت چندین دهه جوانان کرد را در کمپ های دمکرات اسیر و سرگردان نموده است ؟

هجری در پیام نوروزی اش راسان را بنیاد فکری فلسفی مردم کورد میداند و به طرزی بسیار اغراق آمیز به مدح راسان میپردازد آنگونه که اگر خواننده به حقایق ناآگاه باشد تصور میکند دمکرات با راسان چه کارها که نکرده است !!!  هجری در این پیام  زیرکانه از خلق افکار نو سخن میگوید که احتمالا منظور نامبرده از طرح تصویب شده اش برای سلطنت مادام العمر بر دمکرات است و در راستای همین طرح بود که کنگره ۱۶ برگزار شد اقدامی کاملا ارتجاعی در جهت دیکتاتوری و قبضه قدرت و تضمین جایگاه و پایگاه هجری در صدارت دائمی حزب ، اما هجری با  وقاحت تمام این حرکت دیکتاتورانه را نو شدن میخواند .

خطاب به گیرندگان پیامش میگوید : این مژده را به شما بدهم که مسیر نو شدن مبارزه کوردستان هر روز هموارتر می‌شود” شاید در راستای این همواری بود که چندین ترور داخلی را در حزب شاهد بودیم که جزء دستاوردهای کنگره راسان در حذف رقیبان نیز به شمار میروند .

هجری در جای دیگری از پیامش  زلزله کرمانشاه را فاجعه ای میداند که کوردها آن را به حماسه ی ملی تبدیل کردند اما کاش هجری که خود را یک رهبر سیاسی میداند انقدر بی انصاف نمی بود و حماسه تمامی ملت ایران در جهت یاری مردم زلزله زده کرمانشاه را تعمدا از یاد نمی برد ، کاش به یاد می آورد که ایرانیان از هر سو با هر رنگ و زبان و لهجه و گویش به یاری هم میهنان کردشان  پرداختند و این مسئله یک همیاری و حماسه ملی بود نشانی از وحدت جامعه ایرانی که از دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی همین مردم است .

هنگامی که هجری به مسئله  جنگ داعش میپردازد با وقاحتی تمام جمهوری اسلامی ایران را که به اعتراف خود مسعود بارزانی اولین کشوری بود که به یاری اکراد در مقابله با داعش شتافت را مادر همه داعشی‌ها و ترور و مصیبت‌ها در منطقه میداند و اینجا ست که تمام ارزش های انسانی را  لگد مال میکند . برای یاد آوری ذهن فراموش کار هجری بد نیست یادآوری کنیم که داعش با کمک تمامی نیروهای مبارز و آزادی خواهی از بین رفت که همگی این نیروها تحت فرماندهی بزرگ مرد مبارز تاریخ سردار قاسم سلیمانی به جهاد در برابر تروریست های سلفی های تند رو پرداختند .

هجری از سیاست های جمهوری اسلامی در مقابله با حزب دمکرات یاد میکند اما این قسمت از پیام هجری آنچنان مضحک است که ناگزیر خواهیم خندید ! جمهوری اسلامی به چند دلیل نیازمند برنامه ریزی فشرده و عظیم در برابر این گروهک ها آنچنان که هجری ادعا میکند نیست .

۱- این احزاب در کمپ هایی در چند صد کیلومتری جمهوری اسلامی ایران ساکن هستند و اعضای این گروهک ها در فجایع و مشکلات عمده و بی پایان مالی و خانوادگی و جناح بازی های حزبی گرفتارند و هیچ گاه نمیتوانند برای جمهوری اسلامی ایران خطر آفرین باشند.

۲- به علت در گیری های داخلی این احزاب وترورهای داخلی و حذف رقیبان در داخل احزاب – که اتفاقا خیلی زود هم رو میشوند – و همچنین درگیری این احزاب با همدیگر این گروهک ها آنچنان به نابودی خود و همراهانشان پرداخته اند  که نیازی به اقدام جمهوری اسلامی ایران نمی باشد .

۳- مردم کردستان ایران مانند حصاری عظیم از باور به ایران و اسلام و رهبری هستند ، حصاری بلند و نفوذ ناپذیر و در همین راستا است که که باید فرموده رهبری را یاد آور شد که فرمدند: ” کردستان دژ مستحکم انقلاب است ” .

۴- جمهوری اسلامی ایران اینک پرچمدارآزادی و عزت و استقلال جهان اسلامی و حتی تمام آزادی خواهان و مبارزان جهان است و با ابر قدرتهای زورگوی جهانی در حال پیکار و مبارزه است  و این گروهک های کوچک بعضا بی آزار در برنامه تدافعی جمهوری اسلامی جایگاه چندانی ندارند البته این به این معنی نیست که بزرگان سیاسی-نظامی کشور این امر را امهال کنند .

هجری در اواخر پیامش آشوب های چند روزه در کشور را که طرحی ترکیبی حاصل هم اندیشی و همکاری منافقین و سلطنت طلبان بود را قیام مردم ایران میخواند و بی حجابی چند دختر فریب خورده و بعضا خیابانی را قیام زنان بر ضد حجاب اجباری مینامد .

در پایان هجری خود را آزادی خواه کورد معرفی می کند و میگوید : “دوشادوش آزادیخواهان ایران تا رسیدن به اهداف ملت ، که رهایی از چنگال این رژیم است ، لحظه‌ای صبر نخواهیم کرد ” اما باز هم فراموش کرده که این به اصطلاح آزادی خواهان ایرانی  هیچگاه حاضر نبوده اند با حدکا و یا سایر احزاب دیگر دوشادوش و همپیمان باشند و حتی در هیچ زمان و مکانی سلطنت طلبان و منافقین نخواسته اند این گروهک ها را به رسمیت بشناسند . ماجرا از این هم غمناک تر است خود این گروه ها و احزاب کورد نیز همدیگر را به رسمیت نمی شناسند!

1 Comment

  1. کاش جمهوری اسلامی بمدت سه ماه مدیریت کامل یکی از شهرهای خیلی کوچک کردنشین مثل بوکان یا دیواندره و… را با اختیارات تام به هجری واگذار کند تا ببینیم این ابرسیاستمدار مدیر و مدبر چه گندهایی به بار می‌آورد…من بارها پس از دیدن و شنیدن نظرات هجری به این نتیجه رسیده ام که باید یک متخصص اعصاب و روان یا یک روانشناس خبره هجری را ویزیت کند.
    علائم توهم شدید و پارانوئید واسکیزوفرنی و…در ایشان کاملاً مشهود است.
    دلم بحال خودم و ملتم میسوزد که چنین موجودی را بجای قاضی محمد و د.قاسملوو د.شرفکندی باید بعنوان رهبرحزبی با آن گذشته درخشان!! تحمل کنیم.

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.