تحلیل کریم پرویزی و چند نکته کوتاه

کریم پرویزی بمانند سایر اعضای رهبری دمکرات و به جهت اینکه از قافله پیام دهندگان نوروزی عقب نماند به ارائه تحلیل مختصری درمورد حوادث سال ۱۳۹۶ پرداخته و البته از بین تمامی حوادثی که در این سال به وقوع پیوستند او به تشریح سه موضوع کرکوک و کرمانشاه و عفرین  بسنده کرده است .

مورد اول : کرکوک

کریم پرویزی مینویسد :« بعد از رفراندم تاریخی در اقلیم کردستان که مانند یک سند تاریخی نشان دهنده خواست و ارزوی ملت کرد همیشه باقی میماند ، عناد دشمنان کرد سبب شد تا کرکوک اشغال شود و این رخداد مانند یک تراژدی در اذهان مردم کرد باقی خواهد ماند.» ولیکن چنین به نظر میرسد که کریم پرویزی در این بخش میخواهد با کتمان حقایق تاریخی به تلقین و تزریق خواسته هایش به ذهن خواننده بپردازد .

زیرا اگر رفراندوم نشان از خواست مردم اقلیم کردستان باشد نباید این حقیقت را از نظر دور داشت که بیش از نیمی از مردم سلیمانیه و حلبچه و منطقه گرمیان حاظر نشدند حتی در این رفراندم شرکت کنند و بیش از نیمی از شرکت کنندگان نیز به استقلال اقلیم کردستان و جدایی از حکومت مرکزی رای منفی دادند و در همین راستا بود که  “جنبش نخیر به رفراندم ” نیز شکل گرفت زیرا باور عامه مردم اقلیم کردستان بر این بود که “بارزانی ” به جهت سرپوش گذاشتن بر ضعف های حکومت حزبی اش و همچنین جذب رای مردم در انتخابات آتی اقدام به برگزاری این رفراندم کرده است و همچنین مردم باور داشتند حکومتی که از تامین بودجه و حقوق کارمندانش عاجز است چگونه میتواند مستقل شود آری  این امر برای همیشه در ذهن تاریخ باقی میماند .

” پرویزی “از سقوط کرکوک و عقب نشینی اتحادیه میهنی سخن میگوید و باور دارد که «این امر به واسطه همکاری دشمنان کرد و دست نشانده های داخلی انجام شده است » ، اگر چه روی سخن پرویزی مستقیما با اتحادیه میهنی است اما باید از او پرسید آیا عقب نشینی بارزانی از شنگال هم جز این خیانت ها به شمار میرود یا نه ؟ ایا تخلیه شنگال به این دلیل قابل نکوهش و ایراد نیست چون که توسط بارزانی انجام شده است ؟ آیا این سیاست یک بام و دو هوا نیست ؟

۲- مورد دوم : زلزله کرمانشاه

” پرویزی ” معتقد است که « این فاجعه طبیعی ( زلزله ) توسط جمهوری اسلامی ایران به فرصتی تبدیل شده است تا اکراد را بیشتر امهال کند و اکراد با این گونه حوادث طبیعی از بین بروند. »

البته “پرویزی ” نیز به مانند ” هجری ” سعی دارد تا حماسه ملی سایر هموطنان را نادیده بگیرد ولی بازجای تعجب بسیاراست که این مفسر بزرگ دمکرات نیز مانند ” علی جوانمردی ” و سایر مفسران بزرگ !! این زلزله را ساخته دست جمهوری اسلامی و پدیده هارپ ندانسته است .

۳- مورد سوم : عفرین

“پرویزی” در مورد اشغال عفرین چنین مینویسد : « دولت ترکیه به بهانه حضور شاخه ای از پ ک ک  به عفرین حمله کرد و زنان و مردان این شهر در مقابل این تجاوز به دفاع پرداختند.»
“پرویزی ” همچنین معتقد است که «مسئله عفرین مانند یک سکه دو رو دارد از یک سو دفاع فرزندان این شهر و ازسوی دیگر برنامه و سیاست های اشتباه یک حزب کردی (پ ک ک»

“کریم پرویزی” معتقد است که «این سه مورد به عنوان تراژدی در تاریخ اکراد باقی خواهند ماند » و در ادامه چنین می افزاید : «تنها حماسه ها سازنده تاریخ و داستان یک ملت مظلوم نیستند بلکه تراژدی ها هم میتوانند این نقش را داشته باشد بمانند قوم یهود که  تراژدی های تاریخی توانسته برای انها یک شناسنامه تاریخی باشد و از انها یک قوم قوی و با اراده بسازد .»

گویا این  بخش از سخنان “کریم پرویزی” نیازمند تحلیل بیشتری است چرا که در مورد مسئله عفرین نامبرده سعی دارد از یک سو خود را با اذهان اکراد همسو نشان دهد که دفاع از عفرین را یک نوع حماسه میدانند و از سوی دیگر او نیز مانند “هجری ” و سایر هم حزبی هایش میخواهد به بهانه اشغال عفرین توسط ترکیه و مقصر نشان دادن پ ک ک در این ماجرا انتقامشان را از دشمن دیرینه یشان یعنی پ ک ک  بگیرند .

اما همانطور که نداشتن آگاهی کامل و احاطه بر بحث نقطه ضعف بسیاری از نوشته های کریم پرویزی محسوب میشود در مورد این نوشته هم ما با همان عیوب روبرو هستیم در این نوشته کریم پرویزی میخواهد یهودیان را برای اکراد به عنوان یک الگو و نمونه مشابه معرفی کند اما در جواب باید گفت : بین اکراد و یهودیان تفاوت بسیاری وجود دارد چرا که :

اولا : اکراد همیشه در خاک و سرزمینی زیسته اند که متعلق به خودشان بوده و هیچ گاه اکراد غاصب نبوده اند اما دقیقا عکس این مطلب در مورد صهونیست ها صادق است آنها از تمام نقاط جهان به فلسطین اشغالی کوچ کردند و یک کشور تصنعی را با تحریف حقایق تاریخی و دست آویز کردن یک سری تراژدی های ساختگی و جعلی مانند هلوکاست به وجود آوردند .

دوما : اگر اکراد در تاریخ و در مواردی شبیه عفرین مورد حمله قرار گرفته باشند ولی یهودیان هیچ گاه در طول تاریخ شهری متعلق به خودشان نداشته اند تا مورد حمله و تجاوز قرار بگیرند و در قرن گذشته این یهودیان بودند که اشغال گر و متجاوز بوده اند برخلاف اکراد در شهر عفرین که مظلوم بودند و مورد حمله واقع شده اند .

و سوم اینکه بخش اعظمی از مشکلات فعلی اکراد به خاطر رهبران ناکارآمد است. مسأله ای که شاید سالها پیش به خاطر سیاست های ابرقدرت های بین المللی بود.

در واقع مقایسه کُردها با صهیونیست ها و یهودیان ظلم به کُردها می باشد.

گویا برای “کریم پرویزی” صحیح تر آن بود که می نوشت بهتر است اکراد برای حفظ وجهه و احترام و جایگاه خود در عرصه های منطقه ای و بین المللی مسیری خلاف مسیر صهونیست ها را بپیمایند .

1 Comment

  1. شما یا سیاست بلد نیستید و فقط ادای سیاستمداران را درمیاری یا اینکه کریم “آق منگول”و حزب را نمیشناسید…با اطمینان کامل میگویم که اگه از ترس مردم کردستان و سایر احزاب نبود پرچم اسرائیل را به جای پرچم کردستان کنار پرچم حدکا میگذاشتند تا وفاداری خودشان را ثابت کنند.این وطنفروشان بالاخره باید به طریقی سرسپردگی و ارادت خود را به رژیم غاصب صهیونیستی نشان دهند.
    نان به نرخ روز خوران پست و رذیل

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.