حدک بر سر دو راهی در پلنوم آتی

پس از انتصاب مصطفی مولودی متعاقب پلنوم فرمایشی بسیاری گمان می بردند وی با سابقه کار تشکیلاتی و نظامی بتواند کشتی به گل نشسته حدک را بیرون کشیده و به مقصد برساند. انتظار داشتند چیزی شبیه به راسان در حدک بوجود بیاید. تحرک، نشاط پویایی و رهایی از مشکلات اقتصادی و در نهایت اتحاد دوباره با حذف موانع خیالی اتحاد.  کسانی که در نشست های مرکزیت خالد عزیزی را عامل انفعال، بی تحرکی و بی نشاطی حزب قلمداد می کردند و با دسیسه های مختلف منجر به کناره گیری او شده بودند و مصطفی مولودی را جایگزین او کردند، این بار  خیلی زود دست به دامان خالد عزیزی شده اند تا حداقل حدک را به همان دوران پیش از مصطفی مولودی برگردانند!

پر واضح بود که مولودی نه تنها دستی در سیاست و دیپلماسی و سواد کار تشکیلاتی ندارد، بلکه توان مدیریت و انسجام بخشی حزب را نیز نداشت.

شاید بتوان مولودی را یک نظامی کار خوب دانست اما باید قبول کرد توان گردهم آوری همه سلایق حزبی را ندارد و دیپلماسی او نیز نسبت به فردی مثل خالد در حد تعطیل است. باید پذیرفت به هیچ وجه کادرهای برجسته اروپا نظیر سعید بیگ زاده و مصطفی شلماشی و حتی خود کردستان عراق نظیر قادر وریا و اسماعیل بازیار، دکتر آسو حسن زاده و… خود را زیر بلیط مصطفی مولودی که اوج هنرش چند مسأله رسوائی اخلاقی بود نمی بردند.

اما اوج بی هنری و سرخوردگی حزب مسأله نامه التماس گونه حدک برای اتحاد و عکس العمل نابهنجار حدکا در پاسخ به این درخواست به ظاهر منطقی حدک در جریان کنگره ۱۶ حدکا بود. آب پاکی و در واقع فریب تشکیلاتی هجری و یارانش در خصوص منشعبین. برآورد اضمحلال و در واقع حل شدن حدک در حدکا تنها پاسخ حدکا به این نامه بود. پروسه ای که به قول تیمور مصطفائی به خودی خود و به تدریج انجام خواهد شد و نیازی به هزینه سیاسی حدکا ندارد. دوستان سابق خودشان رفتند و خودشان نیز به تدریج برمی گردند.

این بار دیگر متفکرین حدک نتوانستند تمامی تقصیرها را گردن ملاعبدالله حسن زاده و یا خالد عزیزی بیندارند و آنها را مانع اتحاد دوباره قلمداد کنند. فهمیدند طرف مقابل اساساً ارزشی برای ریاست کنونی حدک قائل نیست و آن را مهره قابل اعتنا برای مذاکره و یا اتحاد دوباره نمی داند. حتی او را در این حد همسنگ خودشان ندیدند که نام حزب را برای آنها به رسمیت بشناسند. آنها به کمتر از عذرخواهی فردی مثل ملاعبداله حسن زاده راضی نیستند! تازه این هم پایان کار نیست بلکه تیرخلاص خواهد بود. چرا که جنگ قدرت اصلی ترین مانع است و پست های از دست رفته نیز به تبع آن مشکل بزرگ تر. به هر حال این تحقیر  برای حدک بسیار گران تمام شد. بنا را گذاشتند بر همین اندک مایه که دارند بسازند و دوباره خالد عزیزی را برای بازستاندن جایگاه، پرستیژ و موقعیت از دست رفته خود فرابخوانند. باید دید پلنوم آینده حدک که در روزهای اخیر برگزار خواهد شد شهامت چنین تصمیم گیری برای کنگره پیش از موعد را دارد یا هنوز تاوان انتصاب مصطفی مولودی و تصمیم اشتباه خود را می پردازد.

1 Comment

  1. من به حکم اینکه چند سال از بهترین سالهای عمرم را در حدک و حدکا تلف کردم و بواسطه داشتن درجه بالای کادری مورد اعتماد بودم و در اکثر سفرها و جلسات بعنوان اسکورت و… خدمت میکردم به خوبی از ابعاد مختلف شخصیتی و روحی و روانی خیلی از اعضاء رهبری شناخت دارم.انتخاب مولودی مرا در تصمیم جدایی از حزب کاملاً مصمم کرد.پس از اتمام کنگره و اعلام خبر انتخاب مولودی بعنوان دبیرکل به خیلی از دوستانم گفتم اگر حزب تا الان ذره ای آبرو و اعتبار داشت بواسطه این انتخاب کلا بی آبرو شدیم.مولودی سوژه داغ محافل درون حزب از خانواده ها گرفته تا کمیسیونها و مقرها و…بوده و هست و هفته ای نبود که خبر رابطه نامشروع مصطفی با یکی از ماده های حزب به بیرون درز نکند.حزبی که چنین شخصیتی را به دبیرکلی انتخاب کند یعنی همه ارگانها و زیرمجموعه های مشکل دارند.حزبی که هراز چند گاهی دبیرکلش را نصف شب بازیرشلواری از خانه ای بیرون بکشند و از روی در و دیوار خانه های مردم فرار کند را چ به سیاست و مبارزه آزادیخواهان…

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.