جنجال دبیرکلی در حدک

اوضاع کنونی حدک به گونه ای است که احساس میشود این حزب به وضعیت بحرانی و  حتی انفجار رسیده باشد و هر لحظه امکان رخدادن حادثه ای ناگوار و غیر قابل پیشبینی وجود دارد . اکنون در حدک خطوط و مرز بندی ها به روشنی مشخص و قابل تمیز شده اند و تقریبا در داخل این حزب نمی توان کسی را یافت که به نوعی به گستره این اختلافات نپیوسته باشد، احساس سردرگمی و بلاتکلیفی در همه جا موج میزند و حس ترس و وحشت از ترور شدن توسط دوستان هم حزبی نیز به خفقان بیشتر دامن زده است،گویی امکان حیات سیاسی برای حزبی به نام حدک به حداقل امکان خود رسیده است . مرخصی ها لغو، اجازه رفت و  آمد حتی در روزهای تعطیل و پنجشنبه و جمعه نیز داده نمی شود و هر کس هم که مخالفت کند تهدید به اخراج می شود.

دو جناح بالادست در حدک پس از بکارگیری و آزمودن انواع روش های گوناگون برای صدمه زدن به رقیبان هم حزبی شان -از تخریب شخصیت و بی حرمتی گرفته تا ترورفیزیکی – و بی ثمر بودن این روشها اکنون به این نتیجه رسیده اند که برای برون رفت از این وضعیت بحرانی باید راه حلی بنیادین پیدا کنند .

برای اینکه به شناختی جامع از مشکلات کنونی حدک دست پیدا کنیم باید به ریشه این مشکلات و اولین بارقه های بروز این اختلافات بپردازیم .

همچنان که مطلع هستید جناح حدک در سال ۲۰۰۶ جدایی خود را از حدکا اعلام کردند و ابتدا با نام حزب دمکرات کردستان – ایران و نهایتا با عنوان حدک به فعالیت پرداختند . منشق شدگان همچنان که محمد نظیف قادری اشاره میکند عبارتند از لادرهای قدیمی ( رهبری انقلابی ) به علاوه ملا عبدالله حسن زاده .

به مانند تمامی جریان های سیاسی که برای تداوم حیات خود نیازمند یک رهبر و یا مدیر هستند ، حدک نیز از این قائله مستثنی نبوده و نیست . اولین شخصی که برای این پست  مناسب به نظر میرسید ملا عبدالله حسن زاده بود ولی انتخاب وی باعث القای این باور می شد که نامبرده برای ماندن در پست دبیرکلی دست به این انشعاب زده است و همین امر سبب میشد انشعاب حدک نامشروع جلوه نماید .

بناچار و از بین گزینه های خیلی محدود خالد عزیزی برگزیده میشود زیرا هم تحصیل کرده است و هم خارج رفته و هم ناطق، اینگونه است که عزیزی سکرتیر میشود.

اما عزیزی هم در باور و هم در روش شخصی دگر اندیش و به نوعی انتقاد گرا هم محسوب میشد، رفتارها و گفتارهای وی سبب تنش در حزب و واکنش اعضای حدک میشود.

موارد ذیل نمونه­ای از این باورهای خالد عزیزی هستند:

شرکت درانتخابات : بر خلاف رویه دیرین احزاب برای بایکوت و عدم شرکت در انتخابات ، حدک در زمان سکرتیری عزیزی این رویه را تغییر داد و تلویحاً خواستار شرکت مردم در انتخابات شد .

جدایی طلبی : عزیزی همچنان که جدیدا نیز در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی وهابی کلمه در تاریخ ۰۸/۰۳/۲۰۱۸ اعلام کرده، معتقد است که حل مشکلات مردم کرد در چهارچوب کشوری به نام ایران امکان پذیر است و این همان رد تجزیه طلبی است.

راسان : در زمانی که انتظار میرفت به پیروی از حدکا و برای جا نماندن از قافله حدک نیز تیمی را به قندیل اعزام کند خالد عزیزی متفاوت تر می اندیشد و اعزام تیم نظامی به منطقه را کاری بیهوده و پرخطر عنوان می کند و می گوید: «نمی‌توان جان اعضا و پیشمرگه ها را برای هدفی پیش پا افتاده به خطر انداخت. این کار خطر زیادی برای اعضا دارد که من هرگز تن به این ریسک نمی‌دهم و اعضای حزب را به کام مرگ نمی‌فرستم» .

مبارزه با جمهوری اسلامی : عزیزی در این  زمینه معتقد به کنار گذاشتن شعار نابودی جمهوری اسلامی ایران توسط احزاب است و میگوید نابودی جمهوری اسلامی ایران نه در توانایی احزاب کردی است و نه وظیفه این احزاب است .

انتقاد گرایی : عزیزی معتقد به انتقاد گرایی است و در این راه همه را به باد انتقاد میگیرد حتی قاسملو و شرفکندی را نقد میکند و معتقد است با انتقاد میتوان به تصحیح اشتباهات و جلوگیری از تکرار آنها پرداخت .

بحث اتحاد : خالد عزیزی در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی اعلام میکند که این انشقاق و اختلافات ریشه در عقیده و باور و استراتژی نداشتند و تنها اعتراض به شیوه اداره حزب سبب جدایی از حدکا بوده است. بر همین مبنا عزیزی معتقد بود که اتحاد دوباره دمکرات ها به آسانی میتواند صورت بگیرد و بارها رو به هجری چنین گفته است : که اگر میدانید بدنه جوابگوی ما برای مسئله اتحاد نیست بهتر است که هردوی ما از این پست کناره گیری کنیم .

و اینها مواردی هستند که سبب میشوند برای خالد عزیزی هم طرفدار و هم منتقد بسیاری به وجود آید خیلی از مخالفان او هم سرسخت و قاطع و نافرمان هستند برای مثال :

در عرصه داخلی حدک :

کاوه آهنگری (عضو قبلی کمیته مرکزی حدک) پس از برگزاری کنگره ۱۶ حدک و انتخاب مجدد خالد عزیزی به عنوان دبیرکل حزب، از همکاری با حدک استعفا می دهد وی دلایل کناره گیری اش از حدک  را اینچنین اعلام میکند : « در سومین روز کاری کنگره ۱۶ حزب دمکرات کردستان ، پروگرام داخلی حزب دمکرات با برخی تغییرات دوباره پسند شد یکی از مهمترین دست کاری ها در برنامه‌ی داخلی حزب حذف بند دو دوره دبیرکلی از برنامه‌ی حزب و همچنین کنار گذاشتن شعار نابودی جمهوری اسلامی ایران بوده است » .

همچنین ملا رسول پیشنماز در دیداری با عزیزی میگوید : “فقط همین مانده است که جنابعالی ما را دست بسته تحویل جمهوری اسلامی بدهید ” و اینگونه است که اعضای داخلی حزب احساس میکند که عزیزی به نوعی سازشکار است و درمسئله اتحاد با حدکا نیز ناموفق بوده و خود به شخصه به علت برخی جهت گیری ها مانعی در این راه محسوب میشود.

در عرصه خارجی حزب :

حدکا نیز به طرق مختلف سعی در تخریب چهره عزیزی داشت و از هر فرصتی برای ضربه زدن به وی استفاده میکرد در ظاهر برای اتحاد با او گفتگو میکردند و در باطن هم فقط جهت مشغول کردن اعضا و مصرف داخلی به موضوع اتحاد مجدد می پرداختند.

سایر احزاب نیز به علت باورهای متفاوت و ساختار شکنی های عزیزی به او هجوم می آوردند برای مثال سایت حزب حکمتیست به نشانی  www.hekmatist.org  مقاله ای با عنوان ” مواضع تسلیم طلبانه حزب دمکرات به رهبری خالد عزیزی ” را منتشر میکند و در آن به خالد عزیزی حمله ور می شود.

اگر چه عده ای نیز بر این باور بودند که “خالد عزیزی دبیر کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان در مرحله دوم فعالیتشان در جنبش سبز، با شهامت و صراحت تمام تلاش کرده است که حزبش را با این جنبش و اهدافش منطبق کند. خالد عزیزی در ادامه این سیاست گام مهمی برداشته است تا حزبش را از سردرگمی کنونی جنبش ناسیونالیستی کرد رها سازد “.

( برگرفته ازسایت : http://w.october-online.com )

به هر حال با تمام مخالفتها و حمایت ها تا کنگره ۱۶ حدک در سال ۲۰۱۶ تنها گزینه موجود برای سکرتیری حزب دمکرات کردستان همچنان خالد عزیزی بود اما در سست ترین موقعیت و موضع ، زیرا هم حمایت رهبری انقلابی را از دست داده بود و هم حمایت عبدالله حسن زاده را که اینک میخواست فرزندش آسو حسن زاده به این کرسی تکیه بدهد اما حدک همچنان نیازمند عزیزی بود و در نهایت مجبور شدند برای تداوم ریاستش، اساسنامه حزب را دستکاری کنند و بند تحدید دوره سکرتیری به مدت دو دوره را هم تغییر دهند .

با این وجود عزیزی به خوبی میدانست که دو گزینه بیشتر  پیش روی ندارد یا اینکه خودش به دلخواه و داوطلبانه کنار برود یا اینکه کنار گذاشته شود ، لذا وی گزینه اول یعنی کناره گیری داوطلبانه را انتخاب میکند .

عزیزی در تاریخ ۰۷/۱۱/۲۰۱۶ نامه ای را برای افکار عمومی منتشر میکند میگوید به علت جناح بازی و عدم همسویی و حمایت رهبری حزب و همچنین عدم توفیق دربحث اتحاد مجدد با حدکا، نامه استعفای خود را در تاریخ ۱۵/۱۰/۲۰۱۶ به پلنوم چهارم حزب تقدیم کرده است.

بعد از دو ماه از استعفا و در روز یکشنبه مورخه ۱۵/۰۱/۲۰۱۷ حدک در پلونوم پنجم خود این استعفا را قبول میکند و مصطفی مولودی را برای جانشینی موقت عزیزی انتخاب میکنند  و در ادامه ماجرا و در رقابت بین مولودی و آسو حسن زاده این مولودی است که به سکرتیری برگزیده میشود اما این سکرتیر نیز پایگاه و جایگاهش لرزان است زیرا از یک سو در تقابل با حسن زاده قرار گرفته است و از سوی دیگر رهبری انقلابی از او می خواهند بحث اتحاد را به نتیجه برساند و برای انجام این کار بی نهایت در فشار است و این در حالی است که بدنه نیز احساس میکنند که مولودی توانایی نطق و بیان و تحصیلات عزیزی را ندارد و زیاد برای این پست شایسته نمی باشد .

بعد از کنگره ۱۶ حدکا است تیر خلاص به مصطفی مولودی شلیک می شود، هنگامی که در این کنگره حدکا ساختار اداری اش را تغییر میدهد و باعث میشود که بحث اتحاد به خانه اول و به موقعیت صفر بازگردد و امید حدک برای این منظور و همچنین رهایی از اختلافات کاملا بر باد میرود اینجاست که برای رهبری حزب دمکرات کردستان تحمل شخصی به نام مولودی که بنظرشان در مدیریت حزب و تجمیع اعضا و آراء ناتوان بوده است ، دیگر ممکن نخواهد بود.

آنچه که در بالا آورده شد شرح تقریبا کامل ماجرا و بررسی ریشه اختلافات کنونی حدک است و اما چیزی که ما اکنون مشاهده میکنیم شرایط بحرانی است که در ابتدای مقاله بدان پرداخته ایم .

در حدک امروزی همان تلاشی که زمانی برای کنار گذاشتن عزیزی در جریان بود اکنون برای کناره گیری مصطفی مولودی پیروی میشود، فضای مجازی برای اعضای این حزب به فضای رقابت و فحاشی و تهدید تبدیل شده است.

انچه که از منابع قابل اعتماد به دیار و نادیار ارائه شده نشان از وجود دست های پنهان و حتی آشکاری است که میخواهند بر ضد مولودی کودتا کنند و یا حداقل او را مجبور به کناره گیری کنند. نمونه ای از این تلاشها جهت براندازی مولودی عبارتند از :

تلاش جهت دار و بی وقفه در دنیای مجازی از سایت ها گرفته تا کانالهای تلگرامی و فیسبوکی و اینستاگرامی با هدف تخریب  مولودی و همچنین تقدیر از عزیزی به عنوان ناجی حدک ، که این موارد به عنوان پیش درامدی برای تهییج طرفداران و همچنین ایجاد پیش زمینه روانی برای بازگرداندن خالد عزیزی هستند .

استفاده از عکس نامبرده به عنوان تصویر پروفایل و همچنین پخش مصاحبه ها و اشتراک گذاری سخنانش در اینترنت از نمونه این فعالیت ها هستند که با اطلاع عده ای از اعضای رهبری و با هدایت پنهان شخصی به نام ” آرش ایلامی ” صورت میگیرند. این روزها در دنیای مجازی شاهد عبارتها و پست های عجیب و گاها خنده داری هستیم که تایید کننده مطالب فوق هستند نوشته هایی مانند : خالد عزیزی ستاره بی همتای کردستان یا خالد عزیزی رییس جمهور اینده کردستان ایران یا همتا کردن نام عزیزی با قاضی و قاسملو.

از دیگر خبرهای رسیده هم که با این موضوع مرتبط هستند می توان به پلونوم بعدی حدک اشاره کرد که قرار است در آینده ای نزدیک انجام شود و در همین راستا عده ای از رهبری حدک در حال لابی گری برای  برگزاری کنگره پیش از زمان موعودش هستند تا از این راه بتوانند به شیوه ای قانونی خالد عزیزی را به این سمت بازگردانند.

انچه که از رفتار و گفتار خالد عزیزی هم پیداست نشانگراینست که او نیز به  سکرتاریت دوباره تمایل دارد واینکه بازگشت به این پست را با اکراه و خواهش و تمنا از او بخواهند چه بهتر! وی در راه دستیابی به این مهم سعی دارد با انجام مصاحبه های گوناگون – حتی با شبکه های وهابی من جمله شبکه کلمه در تاریخ ۸/۰۳/۲۰۱۸ – و سخنرانی در تجمعات خارج از کشور این حزب – مانند سخنرانی در مراسم ختم قادر قادری در ۱۰/۳/۲۰۱۸ – به مطرح کردن دوباره خودش بپردازد. اگر چه احتمال بازگشت خالد عزیزی به این پست بسیار بالاست ولی این به معنی بالا بودن احتمال اتحاد مجدد با حدکا نمی باشد و مواردی اینچنینی تقریبا شبیه نوشداروی پس از مرگ سهراب میباشد .

البته مولودی و اندک طرفدارانش هم بیکار ننشسته اند و آنان نیز سعی در تخریب جایگاه و شخصیت عزیزی به عنوان یک رقیب خطرناک و سرسخت را دارند و در این راه به انواع روشها و اقدامات متوسل شده اند برای نمونه میتوان به جریان قتل قادر قادری اشاره کرد که در زمانی خیلی اندک از ترورش عکسی از قاتل یعنی ملا عثمان هیزوپ به همراه خالد عزیزی و به نشانه نزدیکی نامبرده به عزیزی منتشر شد و با طرح آن سعی شد تا این فکر القا شود که عزیزی به نوعی در این ترور درگیر است، ضمن انکه به طور ضمنی به تمایل عزیزی به گفتگو و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران نیز اشاره میشده است .

اما در کل با توجه به اینکه روحیه منطقه گرایی و خویشاوندی و لهجه گرایی یکی از قویترین و کاربردی ترین ابزارها برای کسب آرا در حدک محسوب میشود امکان رخ دادن احتمالهایی بیشتر از موارد فوق نیز می رود و با توجه به این امر باید منتظر ماند و دید که رخدادهای اینده چگونه خواهند بود

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.