از بهانه تراشی برای اجرای راسان تا حضور نمادین

در حالیکه برخی اخبار از بهانه تراشی برخی فرماندهان قدیمی نظامی حدکا و افراد عاقل تر (نظیر محمد خاکسار و یا قاله تاژانی) برای حضور در کنار تیم های نظامی به داخل کشور خبر می داد تا جایی که خود را به بیماری زده و حتی در بیمارستان کویه بستری شدند، برخی افراد جوان و جویای نام حاضر به قربانی شدن برای اهداف هجری شدند.

هر چند این روزها آنچه که هجری راسان می خواند عبارتست از فعالیت همراه با ترس و لرز این افراد برای حضور در داخل که آن هم خلاصه میشود به چند گشت و جوله نیم ساعته حوالی روستاهای مرزی سروآباد، مریوان، پاوه، پیرانشهر و سقز، گرفتن چند عکس و فیلم یادگاری برای رسانه های حزب و سند سازی حضور جمع آوری آذوقه و نهایتاً خداحافظی از اهالی روستا و فرار به ارتفاعات طی روزهای گذشته که اگر نبود مماشات و مهلت دهی نیروهای نظامی ایران، الان در رسانه های حزب شاهد داغدار شدن جمع دیگری از خانواده ها بودیم و تبلیغات آنچنانی حزب که چرا فلان روستا با خاک یکسان شد و کتمان اسامی کشته ها و… . اگر منظور از راسان همین حضور با اسلحه و عکس گرفتن با روستائیان است که جای بحث دارد اما نباید فریب خورد و گمان کرد ماجرا به همینجا ختم می شود.

یقیناً حزب به پروژه کشته سازی نیاز دارد.

اتفاقاً در پروسه سال گذشته مشاهده کردیم هرچه که تعداد کشته های حزب بالا رفت، آقایان حزبی به این راسان افتخار می کنند و علی الاصول اگر کشته ای در کار نباشد، گویا راسانی صورت نپذیرفته است. مطلبی که محمد نظیف قادری برای سرکنسول عربستان سعودی هزینه کرد و علناً اعلام داشت در سال جاری ما در راه مبارزه با ایران ۱۹ شهید تقدیم کردیم! این معامله ای بزرگ است برای اخذ هر چه کمک بیشتر امثال هجری از سعودی ها و کنگره آمریکا. هر چند به مانند گذشته این رویکرد شاید پاسخگو نباشد اما تنها هشدار برای جوانان بی تجربه حزبی آن است که این روند اگر با مماشات رو به رو شده این روند نمی تواند دائمی باشد و به قول معروف :

لطف حق با تو مداراها کند — چون که از حد بگذرد رسوا کند.

جالب اینجاست که شخص کاوه بهرامی نیز سردرگم است و به یکی از فرماندهان نظامی اعلام داشته برای حفظ آبروی راسان تا پیش از ۲۲ تیر نیاز به حداقل یکی دو اسم شهید داریم!! راسانی که سرو صدا و تبلیغی نداشته باشد دیگر راسان نیست!

هرچند اسامی شهدایی که حزب نیاز دارد نه تنها برای حفظ آبروی راسان، بلکه برای فرونشاندن اختلافات داخلی پس از طرح تغییر ساختار هجری و ساکت کردن مخالفین نیز هست.

اما ترس و نگرانی اصلی این است که اگر نیروهای نظامی ایران این کشته ها را روی دست حزب نگذارند، محتمل است طی یک نقشه شوم و خیانت داخلی این مهم عملی شود. جنایتی که سه سال پیش در مناطق مرزی آذربایجان غربی اتفاق افتاد و کمیته امنیت حزب نیز دنبال این واقعیت بود و در آخر سر هم آن را اشتباه افراد خودی یاد کرده و لاپوشانی کردند. حزب ترسی از کشتن افراد خود و انداختن آن به گردن ایران ندارد.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.