مقاله مهم محمدرضا اسکندری در مورد راسان

مجاهدین بار دیگر این شکست بزرگ خود را با شهیدسازی و دروغ پردازی “پیروزی بزرگ” کە در فکر تسخیر آینده قدرت سیاسی در ایران بودند در بوق و کرنا کرد. اما در واقع مجاهدین خلق بیشترین نیروهای خود را از دست داد چون این سازمان برایش مهم این است کە در تبلیغات خارج از کشورش عکس هزاران شهیدش را بە نمایش بگذارد.

راسان و نیروهای غیر حرفەای در جنگ با نظام

از روز بیست و هشتم اسفندماه ۱۳۹۴‌ که مراسم نوروزی با حضور مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران در مقر این حزب در کوه‌های “هلگورد” مرز روژهلات و باشور کوردستان برگزار شد؛ بیش از ۲ سال می گذارد. در آن روز “حدکا” اعلام مبارزه نوین در روژهلات نمود و اعلام کرد پس از بیست سال تعلیق مبارزه‌ی مسلحانەاش بار دیگر به داخل شهرها و بلندای کوهها باز خواهد گشت. رهبری حدکا در آن روز گفت: “پیام ما در عید نوروز، این است که صدا و توان خود را در کوهستان‌ها و شهرهای کردستان برای ایجاد یک نیروی قدرتمند و سرنوشت‌ساز یکپارچه نماییم و زندگی نوینی را به دور از زیردستی و محرومیت از حقوق برایمان رقم بزند”. وی این حرکت جدید حزبش را “راسان” یعنی “دوباره برخواستن” نام نهاد.

رهبری حدکا به مردم نوید یک حرکت جدید را می داد که به قول آنها مردم روژهلات کوردستان باید منتظر یک تحول و چرخشی در سیاست کوردستان باشند. آقای هجری در حالی اعلام جنگ بە ایران داد کە رهبری حدکا قبلا خود از منتقدین حزب دمکرات کوردستان بودن کە از سال ١٣٨٧ تحرکات نظامی را در کوردستان شروع کردە بود. بە هر حال حدکا با اعلام قبلی و صراحتا خود را وارد فاز نظامی جدیدی کرد، بدون اینکه از دنیای نظامی گذشتەشان فاصله گرفته باشند. آنها می خواستند با همان سلاحها و شیوەهای نظامی گذشته به جنگ نظامی بروند که به مدرنترین سلاحهای جنگی مدرن، مجهز و از بالاترین سیستم ارتباطی برخوردار است. حدکا قریب ٢٠ سال تحرک نظامی آنچنانی نداشت. حال سوال اینست که آیا نهادهای امنیتی و نظامی ایران همچون سپاه و اطلاعات و ارتش هم در این ٢٠ سال منطقە حساس کوردستان را بە فراموشی سپردە بودند یا اینکە با دادن هزینەهای گزاف و چند برابر و حتی جذب مردم مناطق مرزی پایگاههای خود را مستحکم تر کردە بودند؟

با کمال تاسف بعد از اعلام جنگ آقای هجری بە ایران، هر چند وقت یکبار در برخی از ماهها شاهد زخمی و جانباختن گروهی و فردی نیروهای هستیم که با فرمان رهبری “حدکا” به کام گرگ گرفتار می شوند.

هر بار که این جوانان گرفتار شدەاند “حدکا” تلاش نموده است که با فضاسازی مخالفین این سیاست اشتباه و نابودسازی مبارزه روژهلات را با ارقام غیر واقعی از کشته شدن نیروهای نظام، دهان مخالفین را ببندد و هرکسی را کە مخالفت می کند به نام مزدور رژیم و جاش معرفی کند و به توپخانه هواداران سوشیال میدیای خارج کشوری خود اعلام آتش می کند تا مردم کمتری به نقد آنها بپردازند.

حدکا در خیلی جاهها که شکست خورده و نیروهایی را که از دست داده،ارقام واقعی جانباختگان و زخمی ها را اعلام نکرده است. حتی بعد از چندین ماه بصورت چند مرحلەای نام جانبختگان خود را معرفی می کند.

اگر “راسان” راه جدیدی برای به دست آوردن حقوق مردم روژهلات است چرا تا به حال این حرکت فقط منجر به از دست دادن نیروها شده است. چرا حدکا جوابی برای مردم و نیروهای منتقد خود ندارد.

در عملیاتهایی کە پارسال صورت گرفتە پیشمرگانی جان باختند کە سالها بود در هیچ نوع جنگ و درگیری شرکت نداشتند و یا کسانی بودند که بە دلایل سنی و جسمی باید بازنشست میشدند و امسال هم جوانانی جان باختند کە آموزشهای نظامیشان خیلی ابتدائی بوده و قادر به رویارویی و حفظ نام پیشمرگ کە زمانی لرزە بە اندام دشمن مینداخت را ندارشتند.

اگر چه حدکا در طول این دوسال و چند ماه راسان به هیچ وجه در این رابطه آماری دقیق در رابطه با جانبختگان خود و تلفات ایران نداده است اما هر بار تلاش نموده است که تلفات طرف  مقابل را بیشتر عنوان کند که خود یک اشتباه بزرگ است. زمانی رسانەی حزب دمکرات کوردستان ایران برای دوست و دشمن مرجع بود و همە بە درستی خبرهایش اذعان داشتند.

حدکا خوب می داند در دنیای واقعی کنونی در هر شهر و روستا هر فرد تلفن و اینترنت دارد. اگر ایران فردی را در جنگ با پیشمرگها از دست داده است و دفن کند، بدون شک مردم مطلع خواهند شد و روز بعد در سوشیال میدیا خبرش منتشر می شود.

اگر چه از درگیری روز شنبه چند روز می گذارد و در آن شکی نیست که حدکا میداند نفرات آنها به چه شیوەای گرفتار نیروهای ایران شدەاند و چند نفر زخمی و جان باخته اند و یا اسیر شدەاند اما آنها با یک اطلاعیه دو خطی تلاش نمودەاند که مردم را در انتظار خبرهای جدید بگذارند.

برای من که یک خبرنگار مستقل در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی در کوردستان هستم چند سوال اساسی در رابطه با هر روز اضافه شدن بر تعداد “جانبختگان حدکا” بوجود می آید؟

هدف رهبری حدکا از اضافه شدن تعداد جان باختنگان هر ماه این نیروهای تازه وارد چیست؟

برای یک حزبی که قبلا اعلام می کرد یک نیروی آنها برابر با صدها نیروی ایران است. چرا تعداد تلفات آنها تا به امروز چندین برابر کشتەشدگان نیروهای ایران در این درگیرها می باشد؟

چرا در میان “جانبختگان راسان” حتی یک نفر از فرزندان رهبری بالا و پایین حدکا دیدە نمیشود؟

چرا آنهایی که هر روز صدای آنها در رابطه با “راسان” در سوشیال میدیا بالاتر است خود در این عملیاتها شرکت نمی کنند؟

به باور من آنها و خانوادەشان در اروپا زندگی و تفریح خود را دارند و فرزندانشان در دانشگاه مشغول تحصیل و کار هستند و جوانانی که به باشور آمدەاند آنان را پس از چند ماه آموزش مقدماتی و نە حرفەای به دام نیروهای ایران میاندازند؟

اگر راسان یک حرکت رو به جلو بوده و هست و آنها شکی در موفقیت آن ندارند چرا این خارج نشینان شبکەهای اجتماعی کنار گود نشسته و فقط در حال کامنت نوشتن هستند و برای گرفتن چند عکس یادگاری با پیشمرگان راسان به باشور می روند و پس از برنزه شدن، به اروپا بر می گردند؟

-آیا حدکا، مجاهدین خلق، کوردستان است؟

با توجه با سوالات بالا و صدها سوال دیگر من به این نتیجه میرسم و آن این است کە حزب دمکرات کوردستان ایران همانند سازمان مجاهدین خلق ایران که پس از آتش بس ایران با صدام عملا در عراق، قفل شده بودند برای اینکه به جهان بیرون از خود بگویند که آنها هنوز توانایی عملیاتی دارند؛ تعداد زیادی از نیروهای ایلامی و فارس را برای عملیاتهای کور به ایلام و تهران فرستادند و همه آنها جوانانی تازه وصل شده بە سازمان بودند کە پس از ورود به کشور پس از شناسایی کشته و یا اسیر شدند و در عمل کاری از پیش نبردند و همانند گذشته بر آمار کشتەشدگان مجاهدین خلق اضافه نمودند.

مجاهدین بار دیگر این شکست بزرگ خود را با شهیدسازی و دروغ پردازی “پیروزی بزرگ” کە در فکر تسخیر آینده قدرت سیاسی در ایران بودند در بوق و کرنا کرد. اما در واقع مجاهدین خلق بیشترین نیروهای خود را از دست داد چون این سازمان برایش مهم این است کە در تبلیغات خارج از کشورش عکس هزاران شهیدش را بە نمایش بگذارد. من فکر می کنم حدکا هم با این کپی برداری از مجاهدین به فکر قدرت سیاسی آینده روژهلات کردستان است آن هم بە بهای قربانی کردن فرزندان خانوادهای فقیر روژهلاتی. اسم بخش نظامی مجاهدین خلق “ارتش آزادیبخش ملی ایران” است و حدکا هم اسم بخش نظامی اش را “نیروی پیشمرگ کوردستان” نام نهادە و بیان نامەهای مربوطە را با عنوان “فرماندهی نیروهای پیشمرگ کوردستان” اعلام میکند –انگار فقط حدکاست کە پیشمرگ دارد و بقیە احزاب نیروی پیشمرگ ندارند- این شباهت ناخودآگاه تمامیت خواهی مجاهدین و حدکا را ثابت میکند.

مجاهدین خلق برای اینکە با نیروهای دیگر اپوزسیون ایرانی ، متحد نشود میگوید هرکسی ضوابط ما را قبول دارد میتواند عضو شورای ملی مقاومت شود. حدکا هم هرچند در “مرکز همکاری احزاب کوردستان ایران” عضو است ولی عملا فقط با کوملە مهتدی زد و بندهای دیپلماسی، نظامی – سیاسی و حتی رسانەایش را دارد.

رجوی همچنان و همچنان نفر اول مجاهدین است و آقای هجری هم بعد از کنگرە ١٣ همچنان سالهاست نفر اول حدکا و هر دو حاکم بلامنازع سازمانشان هستند و تصمیمات و حرف نهایی را خودشان میزنند و بدون مشورت و فرمان آنان هیچ کاری صورت نمیگیرد.

حدکا متاسفانه یا نمیداند و یا نمیخواهد بداند که نسل کنونی با شهیدسازی، هوادار هیچ جریان سیاسی نخواهد شد و نسل جدید از رهبران سیاسی پرسشگر است. اگر در یک عملیات ۱۰ نفر را از دست دادید در مقابل چه دستاوردی داشتید؟ نسل کنونی باهوش و محاسبەگر است و از کسی قبول نمی کنند که با شعور آنها بازی کند.

مجاهدین همیشە بعد از عملیاتهایی کە انجام میداد خود را پیروز میدان قلم میداد و از شکستها و تلفاتش سخنی بە میان نمیاورد این سیاست را از جانب حدکا هم شاهدیم. مجاهدین هنوز هم بە هر منتقدی بدون هیچ نوع تحقیقی لقب مزدور و نفوذی را میدهد و بغیر از خود حزب و سازمان دیگری را بعنوان مخالف نظام قبول ندارد، افراد حدکا هم تا با انتقادی مواجە میشوند “جاش” تنها کلمەای است کە بە منتقدان سریعا روا میدارند و هر سازمانی در هر کجا با هر عنوانی در ایران یا در خارج کە شکل میگیرد بزودی القاب ناشایستی را نثارشان میکنند.

بعد از جان باختن نیروهای حدکا در شنبه خواب بر چشمم نمیرود و بسیار ناراحت خانوادەهای بازماندەشان هستم. غمگین و ناراحتم برای همه آن جوانانی که در اوج بی کسی و بی درایتی رهبری خود، جان باختند. کسانی که قربانی کیش شخصیت افرادی شدند که خودشان و خانوادهای آنها کمترین ضرری ندیدەاند. کسانیکه که حتی اجازه رفتن به اردوگاهها حدکا در باشور را نداشته چون آنها فکر می کنند اگر این جوانان تازه از کردستان ایران فرار کرده اند و کینه شدیدی نسبت به نظام دارند اگر پایشان به اردوگاه برسد و بفهمند کە خانوادەهای هجری و شرفی و نظیف قادری یا در اروپا هستند یا مرفە ترین زندگی را دارند دیگر بە جانب جنگی نابرابر اعزام نمیشوند. رهبرانی کە حتی در تلوزیونهای خارج از کشور هم توانایی دفاع از حرکتهای نظامی و یا مبارزە خود را ندارند و بعد از هر بار حضور در تلوزیونها بیشتر مایە آبروریزی میشوند تا اینکە ارادە و صلابت ملتی ستمدیدە را نمایندگی کنند.

آخرین سوال من از رهبری و نیروهای طرفدار راسان این است. آیا هر بار که ایران با بوق و کرنا خبر جان باختن تعدادی از نیروهای حدکا را با نشان دادن جنازه در تلوزیون پخش می کند چه تاثیری بر روحیه مردم دارد؟

تا دیر نشده است رهبری حدکا باید دست از پروژە شهیدسازی و بە کام مرگ فرستادن پیشمرگهایش بردارد و اگر هم میخواهد مبارزه مسلحانه نماید باید اول جنگ الکترونیکی و ارتباطی یاد بگیرد و سپس در فکر سلاحهای مدرن باشد. در ضمن آنها باید خوب بدانند نظام غیر از نیروهای جاسوسی که سالها در میان مردم به خاطر فقر مالی جای داده است در هر گوشه و کنار این کشور و در اکثر جادەها با گذاشتن دوربین به نام دوربین راهنمایی و رانندگی، سعی در کنترل رفت و آمد مخالفین دارد.

آمار بالای تلفات حدکا در درگیری با ایران نشان از نبود تشکیلاتی منسجم در کوردستان کە پشتیبان نیروهای نظامی اش باشد و همچنان عدم وجود فرماندهانی آشنا بە منطقە دارد و تا زمانی که یک جنبش و یک حزب تودەای نشود با حرکت های آوانتاریستی غیر از به هدر دادن نیرو و پاسیف کردن نیروهای مدنی فعال در جامعه کاری را از پیش نخواهند برد.

لازم به ذکر است با نگاهی به تشکیلات جدید حدکا برای من که در تشکیلات مجاهدین بوده ام . خوب می دانم این تشکیلات جدید کپی برداری از تشکیلات مجاهدین بعد از ازدواج رجوی با مریم است که در ان رجوی همه اعضای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی و غیره را منحل و تمام مسئولیتها را مخصوص خود نمود و خود رهبر مجاهدین شد و در تشکیلات جدید فقط مسئولیت عضو کمیته اجرائی جانشین همه مسئولیت ها نمود

محمدرضا اسکندری

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.