نشست های بی فرجام

دیار و نادیار

مدتی است که صحبت از اتحاد مجدد هردو جناح دمکرات در فضاهای مجازی گوش همه را کر کرده است.تقریباً از همان آغاز افرادی نظیر کریم فرخه پور و احمد شیربیگی(از نشستگان حزبی مقیم اروپا)باراه اندازی کمپین برای اتحاد،مراسمات مختلفی را در راستای تحت فشار قرار دادن هردو جناح برای اتحاد،سعی در رسیدن به مهم داشتند(که البته اگر بیاد داشته باشید حدکا بخاطراینکه چندنفرازآنها دریکی ازمراسمات شرکت کرده بودند ازحرب اخراج کرد!).این اواخر هم کمپین یکم دیماه هردو جناح را برای اتحاد مجدد تحت فشار قرار داده بود.اما انچه بیشتر از همه مهم بود صحبت از اتحاد مجدد هردو جناح از طرف اعضا وپیشمرگان بدنه هردو طرف بود؛چرا که اینان خوب به این نتیجه رسیده بودند که دبیرکل هردو حزب و دفترهای سیاسی شان،با آنها روراست نبوده و در هرمقطع با بیان چندجمله مبهم ،کلی گویی ها و امید دادن بیهوده وواهی و پراز دروغ برای مدتی این افراد را ازبحث کردن و انتقاد دراین مورد منصرف میکردندو باز«همان آش و همان کاسه!».

حال که چندروزی از نشست مشترک دبیران کل و دفترهای سیاسی هردوجناح میگذرد بازهم شاهد آنیم که بجای اینکه دستاوردی برای رفع ناامیدی ها و کاهش افسردگی در میان اعضا،کادروپیشمرگه های هردو طرف باشیم بازهم وعده نشستهای دیگر درراستای همان اتحاد کذایی داده میشود.اما این همه واقعیت نیست و واقعیت اصلی این است که سران هردو طرف هیچگونه تمایل باطنی برای این اتحاد ندارند وهدف از این نشستها هم همانگونه که اشاره شد درراستای ساکت کردن بدنه هردو حزب و جلوگیری از هرگونه اعتراض،اغتشاش و احیاناً انشعابات احتمالی در هردو طرف صورت میگردد.مثلاً میتوان با نگاهی اجمالی به سیاست های هردو جناح بخوبی به این مورد پی برد که این نشستها حتی ذره ای هم در کاهش اختلافات سودمند نبوده و حتی ذره ای ناچیز ازادبیات بکار گرفته شده هردو طرف در مقابل هم کاسته نشده است یعنی زمانی که ما خبر این نشست اخیر در سیاست حدکا را به زبان کوردی میخوانیم(البته خبرمنتشرشده آن به زبان فارسی بسیار متفاوت ترازآنست!)بخوبی میبینیم که هیچگونه تغییری در صفات بکار برده شده برای منشعبین صورت نگرفته و هنوز هم آنان را «رفقای سابق»-لفظی که هیچگاه بصورت موشکافانه مورد تحلیل حدک قرار نگرفت چرا که واقعاً اگر اینها رفقای پیشین محسوب میشوند پس یعنی دوست نیستند و کسی که دوست نباشد لاجرم دشمن محسوب میشود!-میخواند.مورد دیگر عکسها و تصاویر منتشر شده از این نشست است که بسیار جای تامل دارد وآنهم اینست که مگرمیشود دو حزب دریک مکان مسقف و درکنار هم و برای توافق یا توافقات نشستی برگزار نمایند ولی صرفاً پرچم و نماد یکی از آنها دراین مکان قرار داده شود؟(آقای خالد عزیزی این اقدام حدکا را چگونه توصیف میکنید و چرا واقعیات را به بدنه حزب انتقال نمیدهید؟آقایان دفتر سیاسی آیا صرف انتشار چند تصویر ساده از یک نشست چند ساعته بالبهایی خندان وانهم برای فریب مجدد افکار عمومی کافیست؟یعنی واقعاً دراین نشست فقط خنده بود و خنده؟مگرشما برای خندیدن دورهم این نشست را برگزار نمودید یا برای چیزی دیگر؟و…)واما درآخر اضافه می نماییم که این شاید آخرین فرصتی بود که افکار عمومی ودر راس آن بدنه هردو حزب به هردو دبیر کل داد تا برای آخرین بار خود را درکفه قضاوت و احیاناً ماندگاری در تاریخ قرار دهند؛خلاصه اینکه بازهم هیچکدام از طرفین نتوانستند و نمیتوانند افکار افراد درون حزبی خودشان را راضی کنند واین افکار بمثابه بشکه ای باروت روزی منفجر خواهد شد!

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.