عامل اصلی تعطیلی های پی درپی”تیشک” کیست؟

مدتی بود که از شاهو حسینی اخبار خاصی دریافت نمی شداما قطعاً میدانستیم درحال نقشه کشیدن و طراحی هایی برای آینده خود و حزب میباشد.حال خبردارشدیم که عامل اصلی تعطیلی های پی درپی تیشک کسی نبوده جز جناب آقای شاهوحسینی(مسئول کمیته خارج حزب ومستقردر پاریس) که البته با اختلاس های همیشگی شان این بار شبکه تلویزیونی تیشک را فلج فرمودند! جالب است که تاکنون کسی به این اقدامات خودسرانه شاهو اعتراض خاصی نداشته است؛ومثلاً کسی ازایشان نمی پرسد که باندهایی را که در فرانسه رهبری می کند واز طریق این باندها پول های حدکا را بالا می کشد و کوچکترین توجهی به وضعیت مالی کنونی حدکا ندارد،واساساً برای چه چیزی این باندها را ساخته و اداره می کند؟!کسی از ایشان نمی پرسد که آقای حسینی! کمک های مالی فراوانی که از NGOهای بین الملی و کشور فرانسه برای تیشک تی وی جذب شد را چکار کردید؟

آری!معلوم است زمانیکه مصطفی هجری با شخص شاهو در بالاکشیدن پول ها و اختلاس ها شریک و همدست است کسی جرأت ندارد شاهو را بازخواست کند وگرنه چه دلیلی دارد که شاهو این همه مدت در پستی که به هیچ وجه لیاقتش را ندارد بماند(هرچند قحط الرجال در حدکا بیداد میکند!!!)

البته باید این را بگوئیم که قبلاً در مورد باندهای مخفی شاهو در خارج،اخباری منتشر شده بود.حال بااین بالا کشیدن پول های حزب،هنوز به روشنی معلوم نیست که هدف اصلی شاهو ازاین اقدامات موزیانه چیست؛آیا واقعاً شاهو آنگونه که هجری در یک محفل خصوصی عنوان داشته بود در فکر پست دبیرکل حدکا می باشد؟هرچند صاحب نظران در این زمینه معتقدندیکی از گزینه های احتمالی بعد از هجری برای حدکا(درصورتی که حدک با آنها ادغام نشود)شاهو است و دلیل اصلی شان هم این است که شاهو دراین وضعیت نابسامان و بحران مالی که حدکا با آن دست و پنجه نرم میکند قصد دارد به ناگاه،قسمتی از پول های هنگفتی را که از حزب دزدیده است به درون حزب و بدنه تزریق نماید و هرچند درظاهر هم باشد بصورت قهرمان نجات حدکا تبدیل شده و شانس دبیر کلی خود را افزایش دهد!

جالب تراین است که بدانیم یکی از نزدیکان شاهو که به منزل وی تردد داشته است و خواست که نامش فاش نشود در یک محفل خانوادگی به نقل از شاهو حسینی اینگونه گفته است:«همه از حزب به جایی رسیدند و برای خود مال اندوزی راه انداخته اند اما من جا مانده ام.هرکس به خانه من می آید باور نمی کند زندگی وخانه ای به این کوچکی داشته باشم.من همه عمرم را وقف حزب کردم درحالیکه آقایان در عراق مشغول مال اندوزی،خرید زمین و سرمایه گذاری بودند.این حق من است که اکنون که حزب بلاتکلیف است و معلوم نیست چه آینده ای داشته باشد به فکر آینده خود باشم و بخشی از این پول ها را صرف آینده خود و خانواده ام کنم.تاکنون هرکمکی به حزب میشده همه را بدون هیچ کسری به حساب می ریختم.اما آقایان همه مبالغ ریخته شده را صرف حزب نمیکرده و برای خود در اربیل و برخی از کشورهای دیگر ملک و زمین می گرفتند. مگر من با آنها چه تفاوتی دارم.و…»

از همه جالب تر این است که در این اوضاع نابسامان مالی حزب و نگرانی از آینده،مسئولین حزب به جای رتق و فتق امور پیشمرگه ها و حل مشکلات کادرها،در صدد مال اندوزی و بستن بارخود و فرار به اروپا هستند.به همین جهت مشکلات مالی موجود دو چندان جلوه میکند.

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.