ناگفته هایی از فاجعه زندان دولتتو شکنجه گاه حزب دمکرات کردستان

سیدمحمود امامیان:

مردم غیورکردستان خاطرات تلخی را از احزاب کردی ساکن عراق در این سی ساله دارند زیرا آنها خواسته ها و مطالبات این خطه را نتوانسته محقق نمایند بلکه بیشتر به غارت و سوء استفاده از این مردم جهت مطامع سیاسی خود چشم داشته اند، ازجمله این احزاب حزب دمکرات کردستان می باشد که در سال ۱۳۲۳ در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با پشتیبانی شوروی اعلام موجودیت کرده بود و پس از خروج اشغالگران از هم پاشید، این حزب پس از سه دهه سکوت در فردای پیروزی انقلاب اسلامی با شعار خودمختاری ولی به واقع برای جدایی کردستان از ایران آن هم با حمایت بیگانگان به خصوص آمریکا فعالیت خود را آغاز کرد.

    حمله به پادگان های نظامی، کمین و کاشت مین درسر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم، تجاوز به ناموس مردم و… از جمله اقدامات حزب دمکرات و دیگر احزاب درکردستان بود.

    جنایات حزب دمکرات و اشرار درکردستان به حدی وحشتناک و غم انگیز بود که قلب امام را به درد آورده و به گونه ای که آن حضرت از تاریخ ۲۷/۵/۵۸ تا ۱۶/۶/۵۸ یعنی طی ۲۰روز ۲۴حکم، پیام و سخنرانی مربوط به کردستان داشتند. چنین اتفاقی حتی در طول جنگ واقع نشد حضرت امام دراین پیام ها وارد جزئیات می شوند:«این ها سر مدافعین مردم را بریدند، زن های مردم را به گروگان بردند، دسترنج مردم را به آتش کشیدند» سپس از آن ها به عنوان اشرار، خرابکار، مفسد، خیانتکار نام برده و درپیام های مختلف از قوای انتظامی می خواهند که هر چه سریعتر به این غائله پایان دهند و آن ها را قلع و قمع نمایند.

    امام می فرمایند: به قوای انتظامیه و سپاه پاسداران دستور اکید داده ام که غائله کردستان را ختم نموده و مردم شریف آن منطقه را از دست ضد انقلابیون نجات دهند، پاسداران انقلاب در هر محلی هستند به مقدار کافی به طرف سنندج و کردستان با پل هوایی بسیج شوند و با شدت تمام اشرار را سرکوب نمایند.
طبق شرح حالی که به اختصار راجع به کردستان دادم بنده از ستاد مرکزی سپاه به اتفاق ۷۷نفر از پادگان ولیعصر درماه مبارک رمضان در اواخر تابستان به کرمانشاه اعزام شدیم و در آزادسازی سنندج و سپس دیواندره و سقز با شهیدانی مانند محسن چریک، سلیم توری، صیاد شیرازی، بروجردی و… همرزم بوده و پس از آزادسازی شهر سقز به همراه یکی از برادران ارتشی که برای نماز به مسجدی در سقز رفتیم اسیر شده و از آنجا با پای برهنه، گرسنه و تشنه تا ۱۵ کیلومتر از کوهها عبور کردیم و سپس ما را به بوکان و در آنجا توسط مسئولین حزب دمکرات و سعید سلطان پور که عضو شورای مرکزی چریک های فدایی خلق بودند محاکمه و در سحرگاه محکوم به اعدام شدیم که به دلیلی که هنوز هم نمی دانم اعدام صورت نگرفت و من به همراه این برادر ارتشی و سه نفر دیگر از پیشمرگان کرد به پادگان مهاباد اعزام شدیم و در مهاباد هم محاکمه شدیم و از آنجا ما را به شهرستان سردشت بردند و هر روز به اسرا اضافه می شد در سردشت بنده را به اتفاق شهید ترکان و شهید شیری محاکمه کردند و محکوم به اعدام شدیم که بنده و شهید علی پور که بعدها نماینده مردم سردشت در کردستان شدند و همچنین چهار شهید دیگر شهید ترکان و شهید شیری، ملک وندی و… به محل اعدام بردند که آن چهار شهید را اعدام کردند ولی بنده و شهید علی پور (که بعدها توسط عمال مزدور ضدانقلاب کردستان، در تهران ترور شد) را بعد از سردشت به روستاهای مختلف و عاقبت همراه سی نفر دیگر به زندان دولتتو که طویله بود بردند. پس از نظافت طویله با یک پتوی نظامی و لباس های خونین و قوطی کنسروی که ما در مسیر پیدا کردیم که بعدها همان ظرف غذا و هم ظرف… ما شد، اسکان پیدا کردیم. تمامی امور زندانیان، توسط خود زندانی ها صورت می پذیرفت، از بهداشت و درمان و البسه و کمک های اولیه که طبق قانون ژنو برای اسرا می باشد خبری نبود، روزانه یک قرص نان که در خود طویله طبخ می کردیم و با یک وعده غذا که از آب گوجه و بعضی مواقع هم گندم که بیشتر آن هم آلوده بود رفع گرسنگی می نمودیم و برای استحمام با یک حلب آب و آتش که درست می کردیم هفته ای یکبار آنهم غالباً بدون صابون حمام می کردیم باتوجه به اینکه در طویله بودیم از شپش و سایر حشرات موذی رنج می بردیم، از پزشک خبری نبود. وقتی شکنجه می شدیم زخم ها تا مدت مدیدی حتی به عفونت های شدید تبدیل می شد و تنها یک پزشک اسیر داشتیم به نام آقای دکتر سیدمسعود خاتمی آنهم بدون امکانات مداوا می کرد و در ظرف دو ماه از سی نفر اسیر به ۱۲۰نفر رسیده که به هیچوجه جا نبود و بعضی از اسرا در آخور طویله استراحت می کردند و ارتفاع سقف تنها ۵۰سانتی متر بود و به قدری جا کم بود که اسرا نمی توانستند حتی خود را جابه جا کنند رئیس زندان شخصی به نام کاک رسول بود که خود مدعی بود از سران بالای حزب دمکرات است و در زمان شاه زندانی سیاسی بوده اند. بازجویی و شکنجه نمودن زندانیان توسط مزدوران حتی غیر کرد و حزب دمکرات توسط منافقین و چریک های فدایی خلق و ارتشیان فراری صورت می گرفت. کار بازجویی و شکنجه و جمع آوری اطلاعات و اخبار از زندانیان به عهده آنان بود و این گروه ها ارتباط داخلی و خارجی با حزب دمکرات داشتند.
زندان دولتتو نمونه ای از یک زندان حتی عصر حجر هم نبود. شکنجه های قرون وسطایی و اعمال غیرانسانی دیگر برجسم و شکنجه های روحی که حاکی از شقاوت این مزدوران بود.
وادارکردن زندانیان به بیگاری آنهم با آن بدن های ضعیف، شکنجه زندانی در آب رودخانه با دمای ۲۰ درجه زیرصفر که دو بار برای خود بنده اتفاق افتاد. چوب از جنگل آوردن، توهین به مقدسات دینی و مسئولین نظام و فحش های ناموسی، همه اینها که بیان شد نمونه های کوچکی بود که به ذهن حقیر آمده است.
با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در پایان شهریورماه ۱۳۵۹ اکثر گروه های سیاسی و حتی نظامی با یک چالش درونی و بیرونی مواجه شدند، بیشتر اعضای آنها می گفتند: حال که دشمن خارجی به کشور ما حمله کرده چرا بر علیه این دشمن نمی جنگیم؟ حتی اختلاف بین سران حزب دمکرات دراین خصوص شدت گرفته و انشعاب صورت گرفت. چون آنها در مقابل افکارعمومی مردم و سایر نهضت های آزادی بخش مورد سوال قرارگرفته بودند. حزب دمکرات گروه قاسملو با عراق هماهنگ شده بود و چون جایگاهی در ایران نداشتند و بیشتر به آن طرف مرز رفته بودند، راجع به زندانیان دلتتو که بیش از دوسال را در زندان سپری کرده بودند می بایست تصمیم بگیرند.
لذا دارو دسته قاسملو با هماهنگی ارتش عراق زمینه یک فاجعه هولناک را توسط دیگر احزاب رقم زدند، ساعت ۱۱ صبح روز پنج شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ هواپیمای جنگی دشمن شروع به بمباران کرده و با فرود اولین بمب ساختمان طویله در دل کوه و قسمتی از آنهم که با سنگ و گل ساخته شده بود تخریب و موج انفجار تمامی زندانیان را فراگرفت که همزمان فریادهای الله اکبر و ناله های مجروحین شنیده می شد و از ۲۰۰ زندانی ۷۰ درصد آنان به شهادت رسیدند و مابقی مجروح و روانه عراق شدند و اسارت آن عده ادامه داشت تا اینکه عاقبت به آغوش وطن بازگشتند.

    یادمان شهدا و اسرا ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ سالروز بمباران زندان دولتتو همیشه باید در خاطره ها بماند و نسل به نسل تعریف شود تا جنایات این مدعیان به اصطلاح دمکرات و مردمی برای مردم بازگو شود. اکنون در کردستان غیور به یمن خون شهدا آرامش برقرار و کارهای سازندگی و توسعه با شتاب ادامه دارد

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.