اصل حق تعیین سرنوشت (بخش پنجم)

پیشینیه‌ اصل حق تعیین سرنوشت و اعلامیه‌ سازمان ملل متحد در این خصوص؛ اعلامیه‌ سازمان ملل – که‌ به‌ مناسبت پنجاهمین سال تاسیس این نهاد منتشر شد – در خصوص حق تعیین سرنوشت تعریف ذیل را ارائه‌ نموده‌ است:
“حق تعیین سرنوشت مردم،وضعیت خاص مناطق تحت سلطه‌ و استعمار بیگانگان و سایر اشکال خارجی را در نظر گرفته‌ و حق مردم در پرداختن به‌ اقدامات مشروع در چارچوب منشور ملل متحد برای تحقق حق برگشت ناپذیر تعیین سرنوشت را به‌ رسمیت می‌شناسد.این اصل به‌ معنی تشویق و یا ارایه‌ دستورالعمل برای تجزیه‌ و خدشه‌دار کردن کلی یا جزئی تمامیت ارضی و وحدیت سیاسی دولت‌های مستقل حاکم نیست. (۱)
اصل حق تعیین سرنوشت یکی از عالیترین و در عین حال مبهم ترین اندیشه‌های حقوق بین‌الملل نوین به‌ حساب می‌آید.پیشینه‌ی این اصل به‌ قرن هفدهم میلادی و تحت عنوان آزادی اراده‌ ملت در مقابل اراده‌ی کلیسا باز می‌گردد.به‌ عبارت دیگر ظهور اصل حق تعیین سرنوشت،صلح و ستفالی در سال ۱۶۴۸ می‌باشد.صلحی که‌ منجر به‌ ایجاد دولت – ملت شد.با این حال در مورد مبداء و منشاء آن اتفاق نظر وجود ندارد.
اما به‌ شیوه‌ ملموس تر این نظریه‌ در اعلامیه‌ی استقلال آمریکا (۴ ژوییه‌ ۱۷۷۶)،قانون اساسی فرانسه‌(۱۷۹۱) اعلامیه‌ ۲ نوامبر ۱۹۱۷ شورای کارگزاران خلق انقلاب و در کتاب لنین تحت عنوان حق تعیین سرنوشت،اعلامیه‌ ۸ ژانویه‌ ۱۹۱۸ ویلسون و منشور آتلانتیک ۱۴ اوت ۱۹۴۱ به‌ صورت نظریه‌ مطرح شد.
در قرن بیستم و پس از جنگ جهانی اول “ویلسون” ریاست جمهوری وقت ایالات متحده‌ آمریکا ایده‌ی حق مردم برای تعیین سرنوشت خودشان را با جدیت مطرح کرد.اگرچه‌ عمدتا ویلسون را اولین بانی طرح مفهوم حق تعیین سرنوشت می‌دانند،لیکن بلشویک‌ها نیز در همان زمان این ایده‌ را با مفهومی متفاوت مطرح کردند.البته‌ در آن زمان برداشت کلی که‌ از این اصل می‌شد توجیه‌ تجزیه‌ امپراتوری‌های شکست خورده‌ در جنگ جهانی اول بود.(۲)
###################################################################
(۱)امیدی،دکتر علی،قبض و بسط مفهومی حق تعیین سرنوشت در حقوق بین‌الملل ۱۳۸۵،مجله‌ حقوقی،نشریه‌ مرکز امور حقوقی بین‌الملل معاونت حقوقی امور
(۲)اخوان خرازیان،مهناز،تحول حق تعیین سرنوشت در چارچوب سازمان ملل متحد ۱۳۸۶،مجله‌ حقوقی،نشریه‌ مرکز حقوقی بین‌المللی معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری –شماره‌ سی و ششم ،صص ۱۴۲-۹۵
……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..
همچنین برخی از محققین علت طرح موضوع “حق تعیین سرنوشت” را از جانب ویلسون و بلشویک‌ها ،استفاده‌ ابزاری از این اصل حقوقی برای پیشبرد اهداف سیاسی و در راستای کسب منافع سیاسی ارزیابی کرده‌اند با این توضیح که‌ بعد از جنگ جهانی اول و تضعیف استعمار پیر (انگلستان) و سایر استعمارگران اروپایی که‌ در اثر این جنگ حادث شده‌ بودند.سیاسیون آمریکایی مصمم به‌ جانشینی در مستعمرات انگلستان و سایر استعمارگران عمدتا اروپایی شدند.بنابراین برای کسب وجهه‌ و ایجاد ارتقای جایگاه خود نزد نخبگان و مردم سرزمین های تحت استعمار،اقدام به‌ طرح موضوع “اصل حق تعیین سرنوشت” برای ارایه‌ رویکردی بشر دوستانه‌ از خود نمودند.
بلشویک ها که‌ جانشین روسیه‌ تزاری شده‌ بودند به‌ دنبال اصلاح چهره‌ی خشن،متجاوز و سرکوبگرانه‌ی تزارها نزد سایر ممالک به‌ ویژه‌ ممالک تحت اشغال روس‌ها بودند،بنابراین با هدف تحکیم و تثبیت جایگاه خود نزد مناطق اشغالی که‌ با زور اسلحه‌ و تجاوز به‌ یکدیگر سنجاق شده‌ بودند،اقدام به‌ طرح موضوع “حق تعیین سرنوشت” کردند.در حالی که‌ بعد از تثبیت جایگاه خود به‌ با هر اقدام استقلال طلبانه‌ به‌ خشن ترین شیوه‌ مقابله‌ نمودند.
علی ایحال این اصل در اسناد دیگری چون منشور آتلانتیک و اعلامیه‌ یاتا تاکید گردید.با این وصف در این دوره‌ این مفهوم از دامنه‌ی محدودی بود،در آن زمان،جنبه‌ی حقوقی حق تعیین سرنوشت به‌ وسیله‌ دو کمیته‌ از کارشناسان جامعه‌ ملل (در ارتباط با جزایر اولاند) مورد بررسی قرار گرفت و هر دو کمیته‌ به‌ این نتیجه‌ رسیدند که‌ این اصل قاعده‌ الزام آور در حقوق بین‌الملل به‌ حساب نمی‌آید.آن‌ها همچنین نظر مخالف خود را درباره‌ حق هرگونه‌ تجزیه‌ طلبی مورد تاکیید قرار دادند.(۳)
به‌ هر حال در پایان جنگ جهانی اول میثاق هر ملت – یک دولت رسمیت بین‌المللی به‌ خود می‌گیرد و در بخش بزرگی از جهان مبنای مناسبات کشورها می‌شود ولی بر خلاف تصور ویلسون حق تعیین سرنوشت خلق ها در نظامنامه‌ی ملل گنجانده‌ نشد،بلکه‌ با پایان جنگ جهانی دوم در ماده‌ ۱ بند ۲ و ماده‌ ۵۵ اساسنامه‌ی ملل متحد با تعریفی که‌ در اول این نوشته‌ آمد،(رد هرگونه‌ تجزیه‌ طلبی کلی یا جزئی) قید شد.
#######################################################################
(۳)آلب کلیپار،کلود،نهاد روابط بین‌الملل،۱۳۶۸،ترجمه‌ هدایت الله‌ فلسفی،تهران،نشر نو،ص ۱۷۳
“علی محمد صالحی”
هاوری

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.