نامه سرگشاده دیار و نادیار به آرام ابراهیم خاص!

به بهانه رویاهای بر باد رفته یک رفورمیست:

چندی پیش آرام ابراهیم خاص دو مقاله به نام های “حدک و حدکا دو روی یک سکه” و “رویاهای بر باد رفته یک رفورمیست” نوشت که موجبات اخراج مجدد وی از حدک را فراهم آورد. به بهانه این مطلب، انجمن دیار و نادیار نامه ای سرگشاده خطاب به این فرد درج و منتشر نموده که در ابتدا توجه شما را به این نامه و سپس اصل مطلب آرام ابراهیم خاص، جلب می نماییم :

خطاب دیار و نادیار به آرام ابراهیم خاص و آرام ابراهیم خاص ها :

جناب کاک آرام، هموطن عزیز!

بار اول که مطلبی در باب اخراج و جدایی شما از حزب دمکرات کردستان در دیار و نادیار نوشته شد و آن را جدایی نخبه ها از حزب خطاب نمودیم، شما خرده گرفته و به دل گرفتید و تکذیب خواندید.

مشکلی نیست! اکنون خدا را شکر که خودتان به این تجربه گرانبها رسیده اید هر چند به قیمیتی گرانبها، اما به قول معروف، ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است.

مشکل بسیاری از افراد نظیر شما این است که سعی دارند رفتارهای احزاب، گروه ها و حکومت ها را در چارچوب فکری خودشان، تئوریزه نموده و سازماندهی سیاسی و جامعه شناختی ببخشند.

درست است! هیچ حکومت، گروه و حزبی عاری از خطا، فساد درونی، بی قانونی، نظم گریزی و… نیست. شاید میزان آن متفاوت باشد اما آدمی جایزالخطاست.

از جمهوری اسلامی ایران گرفته تا کشورهای غربی و آمریکا و اروپا و حتی احزاب و انجمن ها، هر یک ایدئولوژی و شعار های خود را دارند. ممکن است برخی کارگزاران آن به خطا بروند اما نماد کل یک حکومت یا حزب یا سازمان نیست. اما تفاوت اینها در دو چیز است :

حالت ۱- زمانی یک حزب با ایدئولوژی پرورش یافته چند نخبه شکل میگیرد و چارچوب های فکری و قانونی آن بنا نهاده می شود سپس به کار حزبی و گروهی می پردازند. آنگاه متخصصین و نخبگانی نظیر شما به قلم فرسایی در خصوص میزان تحقق این جمع یا حزب یا گروه می پردازند که تا چه میزان به واقعیت های مورد ادعا نزدیک است؟

سیکل حرکت اول بدین شرح است :

باور و ایدئولوژی و هدف اولیه…….. شکل گیری نخبه …….. قدرت یابی نخبه و تشکیل سازمان یا حزب… ترسیم قانون بر مبنای ایدئولوژی اولیه…… گزینش افراد بر مبنای پایبندی به ایدئولوژی اولیه برمبنای اصول دمکراتیک مورد قبول جمع…… نقد افراد بر مبنای ایدئولوژی و قانون از جانب نخبگان!

این یعنی شمه ای از دمکراسی و عقیده و باور! در اینجا خط قرمز ایدئولوژی و هدف است، نه فرد یا طایفه یا گروهی خاص و هر کس از آن تخطی کند خودبخود از جانب سیستم دفع می شود و هر کس به آن بیشتر باور داشته باشد، بالاتر آمده و قدرت می گیرد.

حالت ۲- اما زمانی ۴ نفر بدون هیچ پایه ایدئولوژیک بدون اینکه باوری به هدف خاصی داشته باشند ابتدا جمع و سازمانی را تشکیل می دهند، آنگاه برای آن قانون، استراتژی و هدف می تراشند و پس از آن قلم بدستانی را استخدام می کنند که در تمجید و پرورش این ایدئولوژی اتخاذی بکوشند! ممکن است این افراد هزاران نخبه، ایدئولوگ، نویسنده و… را استخدام کنند! اما تا جایی آنها را تحمل می کنند که در تمجید ایدئولوژی اتخاذ شده (به صورت پایه ای و تئوریک و نه کارکردی) که لزوماً قدرت آنها را تضمین می کند، قلم زده و به بحث و نقد بپردازند!

سیکل حالت دوم اینچنین است :

قدرت گرفتن یک یا چند فرد با هدف صرفاً قدرت و مادیات ……. گزینش شعارها، ایدئولوژی و اهداف عامه پسند….. جذب افراد معتقد به این ایدئولوژی برای تداوم قدرت….. جذب نخبگانی که در تمجید و پرورش این ایدئولوژی بکوشند… به ناگاه نخبگان متوجه می شوند که اهداف بانیان، ایدئولوژی مطروحه نیست و آنگاه دفع می شوند!

اینجا خط قرمز قدرت فرد است و هرچیز آن را تهدید کند محکوم به نابودی است. حتی ایدئولوژی، باور و هدف. استراتژی نیز ممکن است تغییر کند. اما قدرت و میل به آن از جانب اقشار خاص ثابت است.

این است تفاوت اولی و دومی که شما به آن رسیده اید.

در حزب دمکرات کردستان (ایران) با سه یا چهار واژه مهجور و متروک مواجه هستیم!

حزب : آیا کارکرد حزبی به مفهوم علمی آن در دنیای نوین و علوم سیاسی در حزب وجود دارد؟ آیا شاخصه های حزبی گرایی یافت می شود؟ آیا مکانیزم قدرت یابی نخبگان واقعی است؟ بهتر است بگوییم اکنون طایفه با گرایش های خویشاوندی یا منطقه ای داریم تا حزبی با موقعیت رشد یکسان!

دمکرات : شما اعتراف کنید به چه میزان دمکراسی در گزینش ها و عملکرد حزبی ملاک است! اگر نمره بالای ۵۰% آورد، تمامی ادعاها قبول! نمونه مبرهن آن اخراج شما!

کردستان (ایران) : کردستان مفهومی مهجور و مظلوم! گاهی آن را با ایران می گویند گاهی با غیر ایران! اگر با ایران هستید، کردستان بزرگ و جمهوری مهاباد و کردستان عراق و سوریه و ترکیه چیست؟ اگر با ایران نیستید داعیه فعالیت در چارچوب ایران چیست؟ خلاصه خیلی برداشت ها از کردستان دارند اما چارچوب قدرتشان معطوف شده به چند پست کمیته مرکزی در عراق و کمیته های اروپا و…! راستی پس کردستان کجاست! پس مردم کردستان کجا هستند؟ سنندج، بانه، سقز، مهاباد، پیرانشهر، کرمانشاه و… کجاست؟

حالا افرادی مثل آرام ابراهیم خاص اگر در جستجوی اولی باشند و بخواهند واژه حزب دمکرات کردستان ایران را نقد و کارکرد واقعی و مقدس آن را شرح و به سردمداران آن گوشزند کنند، محکوم به حذف و اخراج هستند!

اما اگر مطلبی در تمجید و ضمانت بقای قدرت بنویسند و یا کاری به میزان پایبندی مسئولین به ایدئولوژی متخذه نداشته و صرفاً به واکاوی علمی واژه هایی نظیر دمکراسی، کردستان، ایدئولوژی حزب دمکرات کردستان و… بپردازند، آنگاه علمی و برجسته و پایند به اصول حزبی معرفی خواهندشد.

خطاب بر خیلی از جوان های عزیز کرد : اگر حزبی با کارکرد واقعی (حداکثری) به نام حزب دمکرات کردستان ایران، وجود داشته باشد، بسیار مقدس و ستودنی است. مشروط بر اینکه حزب باشد، دمکرات باشد، معطوف به منافع مردم کردستان ایران باشد.

حال شما می خواهید پند گیرید و خواه ملال! می توانید مجدداً به حدک بپیوندید می توانید مانند افراد دیگر به حدکا بروید! می توانید به نفع هر کس و در هر کجا قلم بزنید! اما آرزو می کنیم هر جا هستید به هر قیمت هم که شده آزاده و منصف قلم بزنید!

در ادامه توجه شما خوانندگان محترم را به اصل مقاله آرام ابراهیم خاص منتشره در سایت ان ان اس روژ جلب می نماییم:

شاید بتوانند مرا مجبور کنند چیزی بگویم کە بە آن باور ندارم اما هیچگاە نمی توانند مرا مجبور کنند چیزی بنویسم کە بە آن باور ندارم. امانوئل کانت

بنا بە اعتقاد من آنچە کە در سالیان اخیر در جنبش ملی _ دمکراتیک کردستان ایران بە وقوع پیوستە و بە انشعابها و انشقاقهای زنجیرەای در این احزاب منجر گشتە است نوعی از انقلاب داخلی بودە کە در جنبش رخ دادە است و هرکدام از جریانات منشعب بە این باور رسیدەاند کە دیگر امکان اصلاحات در ساختارپیشین وجود ندارد.

بعد از انقلاب هرکدام از احزاب وعدەی رفرم و اصلاحات دادند. کسی از آنها انتظار ساختن مجسمەی آزادی را نداشت، ولی چنین پنداشتند کە همەچیز تمام شدە است و اصلاحات را بە سرمنزل مقصود رساندەاند و دیگر مفاهیمی نظیر آزادی بیان ابزاری است، دست و پاگیر. کسی از میان ما برنخاست و نگفت برخیزیم و براندازیم، خواستیم آنچە را کە هست اصلاح کنیم چون آن را مایملک خود و فردفرد مردم کوردستان می پنداشتیم.

ارسکین کە از علمداران آزادی مطبوعات در انگلستان قرن هجدهم بە شمار می آید در باب نویسندگان منتقد می گوید:”نویسندگان آزاد و مطبوعات آزاد، بە مانند نیزەی “تلفوس” قادرند زخمی را کە بر پیکر سیاست می زنند، خود التیام بخشند. بگذارید انسانها افکار خود را آزادانە بیان کنند و خشمشان را مانند آتشی بیرون بریزند تا در سطح زمین زبانە بکشد تا بە صورت زمین لرزە و آتشفشان در زیرزمین خود را نمایان نسازد”.

میتوان بە مسلمان بودن، بە صوفی بودن، بە کمونیست بودن تظاهر کرد. اما دمکراسی را با ریا سرسازگاری نیست. با تاسف بسیار امروز بە امر دفتر سیاسی حزب دمکرات و ابلاغ کمیسیون سیاسی- نظامی از من خواستە شد کە در مقابل مقالەای کە تحت عنوان “حدک و حدکا دو روی یک سکە” چند روز پیش در پایگاە های اینترنتی منتشر کردە بودم بە شیوەی مکتوب معذرت خواهی نمودە و مطلبی در رد این مقالە بنویسم درغیر اینصورت تنها ٢۴ ساعت برای ترک اردوگاە های حزب دمکرات کوردستان فرصت دارم.

پس از انشعاب ١۵ آذرماە سال ٨۵، جریان موسوم بە “حزب دمکرات کوردستان”، از تفاوت و آزادی بیان، از قبول دگراندیشان، از رفرم و اصلاحات سخن بە میان آوردند اما برای ارزیابی یک جریان سیاسی باید فعل را معیار قرار داد نە قول را.

هرم هیرارشی و دسانترالیزه ناپذیر قدرت حدک در راستای منافع شخصی و قدرت فانتزی صاحبان قدرت این حزب، این اصطلاحات را آنچنان کە می خواهند تعریف می کنند و می بینند،نە آنگونە کە هست.

من رسما جدایی خود را از صفوف “حزب دمکرات کوردستان” اعلام و بە صفوف “حزب دمکرات کوردستان ایران” پیوستە و بە جرات اذعان می دارم کە قدرت سایە در حزب دمکرات کوردستان علیرغم تمامی ادعاهای فریبندە و پر زرق و برق رویای رفرم و اصلاحات را در این حزب بر باد دادە و کار بە جایی رسیدە است کە فقط و تنها فقط بە علت نوشتن یک مقالە یا یک نقد مکتوب باید توبەنامە نوشت یا صفوف این حزب را ترک کرد.

و این سرنوشت وعاقبت کار جریانی بود کە بە نام رفرم و اصلاحات پس از کنگرەی سیزده صفوف حزب دمکرات کوردستان ایران (حزب سابقا واحد) را دچار انشقاق نمود و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.