بررسی مفاد توافقنامه کومله و دمکرات

توافق کومله و دمکرات:

کومله و حزب دموکرات کردستان ایران با اولویت جلب کمک‌های خارجی سند همکاری امضا کردند

امید نوری

اما بررسی کوتاه مفاد توافقنامه حکایت از آن دارد که این توافق نه بر اساس منطق صلح درونی بلکه بر اساس منطق جنگ و پیرو نیازی بیرونی شکل گرفته است.

بنا به گزارش کوردستان میدیا، سایت خبری رسمی حزب دموکرات کردستان ایران، نمایندگانی از احزاب کومله و حزب دموکرات کردستان ایران در “یک نشست پنج ساعته، ضمن بحث و بررسی پیرامون مسائل مهم منطقه، ایران و کردستان به ادامه گفتگوهای صورت گرفته در رابطه با تدوین توافقنامه همکاری فی‎مابین ادامه داده و این فرایند را به نتیجه نهایی رساندند”. سپس متن توافقنامه به امضای آقایان عبدالله مهتدی و مصطفی هجری دبیرکل‌های احزاب نامبرده رسید(۱). طرفین همچنین ابراز امیدواری کردند که محتوای این توافقنامه زمینه همکاری گسترده‌تر میان نیروهای سیاسی ایران و کردستان را فراهم کند. هر چند آشتی میان این دو تشکل سیاسی کرد ایرانی را باید مایه‌ی خرسندی دانست و آن را قدمی در جهت کاهش مشاجرات و منازعات مرگبار میان نیروهای سیاسی کرد ایرانی، اما بررسی کوتاه مفاد توافقنامه حکایت از آن دارد که این توافق نه بر اساس منطق صلح درونی بر که بر اساس منطق جنگ و پیرو نیازی بیرونی شکل گرفته است.

پایانی بر یکی از مصائب ایرانیانِ کُرد ؟

در میان مصائبی که مناطق کردنشین کشور در دهه‌های اخیر متحمل شده‌اند، تلفات ناشی از منازعات سازمان‌ها و تشکل‌های سیاسی رقیب در این مناطق را باید در زمره دردناک‌ترینِ آنها به شمار آورد. زیرا در اینجا دیگر نه می‌توان گناه را به گردن “دیگری” و “دیگران” انداخت و نه به منازعات “میان‌قومی” اسنتاد کرد و نه به “نیازهای” زمانه که گاه اتحاد با این دیکتاتور یا آن خودکامه را توجیه می‌کرد. اینجا دیگر جنگ میان “برادرانی‌” است که یا به نام تعلق به این حزب و آن رسته بر یکدیگر آتش گشودند و یا منازعات قبیله‌ای و عشیره‌ای خویش را به نحو خونبار و به نام سیاست، به خیال خود فیصله بخشیدند. همین دو حزبی که در برابر دوربین‌های خبرنگاران اینک قرار همکاری بایکدیگر بسته‌اند، حداقل به مدت چهار سال آزگار یکی از دردناک‌ترین منازعات نظامی کردستان ایران را علیه یکدیگر رهبری کردند. منازعه‌ای که در آن نمی‌توان کمترین ردّ پایی از عنصر خارجی یا دولت را یافت. رویارویی‌ای که صدها کشته و زخمی بر جای گذاشت. فقط در یکی از نوادر روایت‌هایی که از این درگیری‌ها باقی مانده‌است و به “فاجعه اورامان” شهرت دارد، به گفته اعضای کومله در یک روستا چندین تن کشته و به اسارات برده شدند و دیگر خبری نیز از اسرای این سازمان که در اختیار “برادران” حزب دموکرات کردستان ایران بودند نیامد.

همین نوع درگیری‌های خشن را متأسفانه میان تشکلات سیاسی و جمع‌های قومیتی -که علی‌الاصول نباید رقیب یکدیگر باشند- شاهد بوده‌ایم. فاجعه‌ی از بین رفتن بسیاری از دراویش نقشبندی به دست کومله یکی از ده‌ها موردی است که می‌توان به آن اشاره کرد. حضور دائمی نیروهای چپ افراطی در کردستان ایران نیز خود همواره مزید بر علت بوده و بهانه‌ای برای رویارویی سازمان‌ها و احزاب سیاسی کردِ کشور. درگیری‌هایی که می‌دانیم به چندپاره شدن همین حزب دموکرات و همین کومله انجامیده‌است و هم اکنون چندین و چند گروه کوچک و بزرگ با همین نام‌ها یا نام‌های مشابه در رقابت با یکدیگر هستند. رقابتی که با شناخت پیشینه ماجرا، نه فقط می‌تواند متأسفانه هر لحظه به نوعی درگیری خونین بینجامد ، بلکه زمینه آماده‌ای را برای مداخلات اقتدارگرایان داخلی و دشمنان خارجیِ کشور فراهم کند.

همین دو حزبی که در برابر دوربین‌های خبرنگاران اینک قرار همکاری با یکدیگر بسته‌اند، حداقل به مدت چهار سال آزگار یکی از دردناک‌ترین منازعات نظامی کردستان ایران را علیه یکدیگر رهبری کردند. از این رو برای هر ایرانی باید موجب خرسندی باشد که اینک دو سازمان از مجموعه تشکلات سیاسی کردستان ایران پیشقدم شده‌اند تا به این وجه از وجوه متعدد مصائب کردستان پایان دهند. دستِ دوستی و مودتِ این دو دشمن قدیمی و تلاش برای برقراری صلح میان آنها شاید بتواند به سایر تشکلات سیاسی کردستان ایران نیز تسری یابد. با اینهمه نگاهی به متن توافقنامه آشکارا نشان می‌دهد که منطق انجام این توافق، نه برخاسته از نیاز به گسترش صلح و دوستی و مودت میان ایرانیانِ کرد و همراهی با سایر نیروهای دموکراسی‌خواه کشور برای گسترش فرهنگ آشتی و مداراست، بلکه دیکته شده توسط عواملی است که بر زمینه‌ی تندروی و جداسری در صدد جلب حمایت خارجی هستند.

به نام وحدت، به کام جدایی

از این رو برای هر ایرانی باید موجب خرسندی باشد که اینک دو سازمان از مجموعه تشکلات سیاسی کردستان ایران پیشقدم شده‌اند تا به این وجه از وجوه متعدد مصائب کردستان پایان دهند. دستِ دوستی و مودتِ این دو دشمن قدیمی و تلاش برای برقراری صلح میان آنها شاید بتواند به سایر تشکلات سیاسی کردستان ایران نیز تسری یابد. بخش‌هایی از این توافقنامه که به عنوان مقدمه آمده‌است و ناظر بر باورهای مشترک دو سازمان مذکور است، همچنان و طبق روال معمول حاوی جملاتی است چند‌پهلو و چند‌منظوره. دو سازمانی که خود را ایرانی می‌دانند و دست دوستی به یکدیگر داده‌اند تا به مهترین هدف‌شان که همانا “سرنگونی جمهوری‌اسلامی‌است” برسند از حرکت سیاسی خود با عنوان “جنبش رهایی‏بخش ملت کرد در کردستان ایران” صحبت می‌کنند. دو سازمانی که برای قانون اساسی آینده ایران خط و مرز تعیین می‌کنند و از آن جمله بر اینکه این قانون اساسی باید بر “فدرالیسم ملی- جغرافیایی” استوار باشد، در مقدمه از طی شدنِ “سال‏های متمادی از مراحل متفاوت مبارزه‏ی پرفراز و نشیب” صحبت می‌کنند که هزاران فرزند فداکار “در راه اثبات هویت و حقوق سیاسی ملت کرد” انجام داده اند که “در رأس همه‏ی آنها حق تعیین سرنوشت قرار دارد”.

این شیوه نگارش که اکنون دیگر برای تحلیل‌گرانِ مسائل سیاسی تشکل‌های کرد ایرانی امری شناخته شده و “نخ‌نما”ست هدفی ندارد جز حفظ رضایت همگان. به سازمان‌های سیاسی ایرانی گفته می شود که “قصدی برای جدایی در کار نیست”؛ به هواداران گفته می شود که “برای حق تعیین سرنوشت مبارزه کرده‌اند”؛ به کردهای سایر کشورها پیام فرستاده می‌شود که “برای ملت کرد” مبارزه می‌کنیم؛ به غربی‌ها یک چیز گفته می‌شود و به شرقی‌ها باز هم چیزی دیگر. گاه نقشه‌ای از آنچه “کردستان بزرگ” نامیده می‌شود در پسزمینه عکس رهبران گذاشته می‌شود و گاه عکس از روستاهای کردستان ایران؛ گاه (همانند زمان امضای توافقنامه) پرچم‌های سازمانی و “ملی” تزئین‌بخش جلسه است و گاه همان عکس‌ها بدون پرچم برای سایت‌های سازمان‌های سیاسی ایرانی ارسال می‌شود. گاه نقشه‌ی “کردستان بزرگ” بر دیوار “مرکز فرماندهی” حزب دموکرات در عکس‌ها دیده می‌شود و گاه روی آن پوشانده می شود؛ و ده‌ها شاهد و نشان دیگر از رفتاری دوگانه که به هیچ وجه در شأن سازمان‌های‌ سیاسی‌ای که مدعی دموکراسی‌خواهی و آزاداندیشی‌ هستند نمی‌باشد.

گاه (همانند زمان امضای توافقنامه) پرچم‌های سازمانی و “ملی” تزئین‌بخش جلسه است و گاه همان عکس‌ها بدون پرچم برای سایت‌های سازمان‌های سیاسی ایرانی ارسال می‌شود. گاه نقشه‌ی “کردستان بزرگ” بر دیوار “مرکز فرماندهی” حزب دموکرات در عکس‌ها دیده می‌شود و گاه روی آن پوشانده می شودهمانطور که گفتم این وجه از داستان امری شناخته شده‌است و در واقع رویکرد جدیدی در منش و روشِ سیاسی این دو سازمان به حساب نمی‌آید. حتی پررنگ شدن خواستِ “سرنگونی جمهوری‌ اسلامی” نیز (هر چند در این متن و با توجه به اولین وظیفه‌ای که در این توافقنامه مطرح شده‌است و در خطوط بعد به آن اشاره خواهم کرد معنای متفاوتی به خود می‌گیرد) موضوع چندان جدیدی نیست. آمد و شد این دو سازمان میان گفتار”اصلاح‌طلبانه” و “سرنگونی‌خواهانه” سال‌هاست که در زمره همان دوگانه‌گویی‌هایی است که در خطوط پیشین از آن صحبت شد. در سال ۸۸، کومله به دلیل نگرانی در از دست دادن پایه‌ی مردمی‌اش در کردستان که با امضای طومارهای چند هزار نفره از مهندس موسوی و جنبش سبز حمایت کرده بودند، از اصلاح‌طلب بودن کومله می‌گفت و امروز که مداخله نیروهای خارجی در کشورهای خاورمیانه باب شده‌است از سرنگونی صحبت می‌کند. این رفتارها متأسفانه سال‌هاست ادامه دارد و همانطور که پیشتر گفتم زمینه‌ساز مصیبت‌های بیشماری در این بخش از کشور بوده‌است. در این زمینه ایراد مهم را باید به سازمان‌های سیاسی‌ای وارد دانست که رسماً بر منش اصلاح‌طلبانه‌شان تأکید دارند اما با این دو تشکل سیاسی در رفت و آمد مدام هستند و هر از چندگاهی نیز اعلامیه مشترکی منتشر می‌کنند.

به نام صلح، به کام جنگ

هر خواننده‌ای که نخواهد سرِ خود را زیر برف کند و از رودررو شدن با واقعیتی که آشکارا در این توافق‌نامه طرح شده‌ بگریزد، به روشنی در می‌یابد که اولویت این توافقنامه چیزی نیست مگر “جلب کمک خارجیمهمترین وجه این توافقنامه را باید در محتوای بند اول وظائفی دانست که این دو تشکل بر سر آن توافق کرده‌اند. این اولین وظیفه عبارت است از: ” شناساندن مشکلات و مطالبات ملت کُرد در کردستان ایران به جامعه‏ی بین‏المللی و کسب حمایت سیاسی برای جنبش رهایی‌بخش ملت کُرد، به عنوان مثال، سازماندهی اقدامات دیپلماتیک مشترک در سطح جهانی و دیدار از مراکز بین‏المللی در راستای این هدف”. این وظیفه دارای چنان جایگاه مهمی در توافقنامه است که پیش از “تلاش برای همسو کردن مواضع با سایر سازمان‌های سیاسی ایران”، پیش از تلاش برای موضع‌گیری یکسان “کنگره‏ی ملیت‌های ایران فدرال و صیانت از این سازمان”، قبل از تلاش برای “استحکام مبارزات مشترک در میان احزاب سیاسی کردستان ایران” که به گفته خودشان ” رسالت اصلی” این دو را تشکیل می‌دهد قرار گرفته است. عجیب آنکه، وظیفه کسب حمایت بین‌المللی، حتی مهمتر از “اقدامات مشترک برای افشای سیاست‌های ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی یا هرگونه حرکت مدنی و سیاسی” دیگر آمده‌است. هر خواننده‌ای که نخواهد سرِ خود را زیر برف کند و از رودررو شدن با واقعیتی که آشکارا در این توافق‌نامه طرح شده‌ بگریزد، به روشنی در می‌یابد که اولویت این توافقنامه چیزی نیست مگر “جلب کمک خارجی برای رسیدن به اهدافی که همانطور که اشاره شد بر “سرنگونی جمهوری اسلامی” تأکید دارد.

همچنین می‌توان از خود پرسید که چه موقعیت جدیدی پیش آمده و کدام برآیند نیرویی تغییر کرده‌است تا این دو سازمان به فکر فراموش کردن دشمنی‌ها بیفتند و دست دوستی و مودت به سوی یکدیگر دراز کنند؟ متأسفانه باید گفت که در این زمینه نیز نیازی دیکته شده از بیرون و ارزیابی‌ای از تحرکات بین‌المللی در صدر تغییرات قرار دارند. پاراگراف دوم توافقنامه به روشنی بر وجه بیرونی این تصمیم به عنوان مهمترین تغییر اشاره می‌کند: “برای مبارزه‏ی ملت کرد در عصر حاضر و در این وضعیت، هم تغییرات گوناگون جهانی و هم تحولات اخیر خاورمیانه، همچنین توازن ابرقدرت‏ها و معادلات نوین این عرصه، بیش از همیشه زمینه را جهت طرح خواسته‏های ملی مردم کُرد و تأکید بیشتر بر حقوق خویش در سطح جهانی را مهیا ساخته است.”

نباید تردید کرد که متأسفانه آنچه این دو حزب کرد ایرانی را به همراهی با یکدیگر رسانده است، نه دغدغه پایان مصائب کردستان ایران و کردهای کشور است، بلکه توهمی است از اینکه قرار است در آتیه‌ای نزدیک کشور ما نیز به راهی برود که لیبی و سوریه به آن رفته‌اند. به نظرم دیگر نباید تردید کرد که متأسفانه آنچه این دو حزب کرد ایرانی را به همراهی با یکدیگر رسانده است، نه دغدغه پایان مصائب کردستان ایران و کردهای کشور است، بلکه توهمی است از اینکه قرار است در آتیه‌ای نزدیک کشور ما نیز به راهی برود که لیبی و سوریه به آن رفته‌اند. یعنی تبدیل شدن منازعات سیاسی به منازعات نظامی که زمینه‌ساز مداخله مستقیم یا غیرمستقیم نظامی خارجی در کشور باشد. و لابد آقایان کومله و حزب دموکرات با خود اندیشیده‌اند که چه منطقه‌ای از کردستان مناسب‌تر و چه مردمانی از کردهای میهن‌مان مناسب‌تر برای آنکه اینبار در جنگی بین‌المللی درگیر شوند؟ و گرنه کدام الزام ایجاب می کند که رهبران حزب دموکرات کردستان ایران به دیدار همتایان سوری خویش در حزب “الپارتی” بشتابند (۲) یا اینکه در توافقنامه‌ای که صحبتش است بگنجانند که کومله و حزب دموکرات کردستان ایران “به منظور تحکیم روابط و کسب جایگاهی مناسب‏تر برای ملت کرد در کردستان ایران و تعقیب سیاستی مشترک، در صورت لزوم، نشست‌های مشترکی با حکومت اقلیم و نیروهای سیاسی اقلیم کردستان [عراق] برگزار خواهند کرد”.

لزوم موضع‌گیری صریح

آن گروه‌هایی که به نام گفت‌و گو یا ایجاد آلترناتیو یا ایفای نقش “لولا” در اپوزیسیون خارج از کشور یا هر بهانه‌ی دیگری مدام از نمایندگان این دو حزب برای شرکت در جلسات‌شان دعوت می‌کنند یا باید بپذیرند که خود نیز چنین سودایی در سر دارند یا اینکه اگر واقعاً مخالف مداخله خارجی به هر شکل در سیاست کشور هستند و قصد جلب پشتیبانی خارجی را ندارند، صریحاً در مقابل چنین برنامه‌هایی اعلام موضع کنند و به افشای آن بپردازند. برای کسانی که به تاریخ کردهای ایران آشنا هستند جای تردیدی وجود ندارد که چنانچه یک چنین برنامه‌ای پا بگیرد، کردستان ایران بار دیگر صحنه منازعات خونینی خواهد شد که نتیجه آن از سویی رادیکالیزه شدن روزافزون صحنه سیاسی ایران، فرادستی کامل نیروهای نظامی و اقتدارگرا بر این صحنه و از سوی دیگر آوارگی و دربدری و مرگ و خون برای هموطنان کُرد ما خواهد بود. سرِ آخر نیز با عقد پیمانی میان دو دولت یا قرادادی میان یک دولت و یک سازمان سیاسی غائله ختم خواهد شد و رهبران خارج‌نشین این احزاب از ورق خوردن “برگ زرین” دیگری از مبارزات “ملت کُرد” خواهند گفت. اما وظیفه ما فقط یادآوری تاریخ و نشستن و منتظر سرنوشت ماندن نیست. سازمان‌های سیاسی ایران باید به روشنی در مقابل یک چنین برنامه‌هایی، هم آنجا که برخاسته از توهمات حزبی است و هم آنجا که نتیجه شیطنت‌های بین‌المللی است موضع بگیرند. به ویژه آن سازمان‌های سیاسی‌ای که در دوره پیشین با استفاده از همین نوع تفکرها و توهم‌ها، هم جان اعضای خود را به بازی گرفتند و هم لطمات جبران ناپذیری از آن دست که در خطوط اول این یادداشت به آن اشاره شد بر هموطنان کرد ما وارد آوردند. همچنین، آن گروه‌هایی که به نام گفت‌و گو یا ایجاد آلترناتیو یا ایفای نقش “لولا” در اپوزیسیون خارج از کشور یا هر بهانه‌ی دیگری مدام از نمایندگان این دو حزب برای شرکت در جلسات‌شان دعوت می‌کنند یا باید بپذیرند که خود نیز چنین سودایی در سر دارند یا اینکه اگر واقعاً مخالف مداخله خارجی به هر شکل در سیاست کشور هستند و قصد جلب پشتیبانی خارجی را ندارند، صریحاً در مقابل چنین برنامه‌هایی اعلام موضع کنند و به افشای آن بپردازند. زمان، زمان مماشات و نصیحت نیست. باید موضع گرفت.

منبع : http://www.jomhourikhahi.com/2012/08/united-kurds-look-outside.html

۱- http://www.kurdistanmedia.com/farsi/index.php?besh=dreje&id=۲۴۶۱
۲- http://www.kurdistanmedia.com/farsi/index.php?besh=dreje&id=۲۵۴۳

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.