کنگره ملی کُرد؛شوخی با خرد مردم کردستان!

کُردها:

قرار است که در اربیل عراق، شهری که چند روز شاهد سالروز جنایت قتل و عام ۳۱ اوت ۱۹۹۶ است،  به مدت سه روز از ۲۴ شهریور، کنگره ای موسوم به کرد آغاز به کار کند. و طنز تاریخ در اینجاست که در این کنگره که با همکاری مشترک پ.ک.ک و حزب دموکرات کردستان عراق برگزار می شود احزاب و سازمان های مختلف کردی از ایران،سوریه،ترکیه و عراق شرکت خواهند نمود.

از ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۹ حدود ۱۵۰ مدرسه توسط پ ک ک در کردستان ترکیه منهدم شد. صدها مردم بی گناه را ترور کردند و نام خائن گذاشتند و خون هزاران کودک و مادر کرد را در ترکیه به زمین ریختند و روستاها را خالی از سکنه و ویران کردند ؛ محصول ها و زمین ها را آتش زدند و رعب و وحشت و بربریت به ارمغان آوردند ؛ کنون شده اند پیام آور صلح آن بهار ؟

ظاهرا مسعود بارزانی گفته که از این کنگره،  رسیدن به یک استراتژی واحد کردی در منطقه است تا نهادی شبیه اتحادیه عرب ایجاد شود و عمل کند و یک پارلمان ویژه – با دخالت های فاقد صلاحیت سیاسی و امنیتی – برای کردستان های اطراف درست شود و نکته قابل تامل این است که در این کنگره از همه جریان ها با هر کارنامه ای، دعوت شده. مثلا سازمان های تجزیه طلب و تروریستی کومله و دموکرات و همچنین پژاک .
بعد هم بنا به نفوذ در رسانه ها – به خاطر قدرت مالی – سعی کرده اند آب و تابی هم به قضیه بدهد مانند بی بی سی فارسی و صدای امریکا ؛ که گاهی علنا تریبون تجزیه طلبها و تروریست ها و قومیت گراهاست و ابایی هم از پنهان کردن داستان نداشته و ندارند.

انگار حافظه مردم کردستان هم تعطیل شده و کسی نمی داند یا نمی پرسد که چه دیدگاه یکسانی درباره استراتژی کردها وجود دارد؟

اصولا افرادی فاقد مشروعیت که خود عشیره اند با تفکر قبیله ای و مکانیسم فئودالی؛ می خواهند درباره دمکراسی حرف بزنند!

افرادی که دستشان به خاطر جنگ داخلی برادرکشی آلوده است؛ دم از همکاری می زنند! بارها کردها مدعی شدند که متحد می شوند از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ و بعدها هم؛ اما جبهه های کردستانی – که بیشتر مصالح و منافع امنیتی ایران ایجاب می کرد و مدافعش بود – به چه جائی رسید که این یکی برسد؟

بارزانی که همواره مورخ ها نوشته اند مذاکره کننده بی تجربه ای است و جز ناکامی در مذاکره و سیاست ره آوردی نداشته؛ امروز چه دستاوردی می تواند داشته باشد؟ آنهم کسی که همیشه احساسات و هیجان برایش مهم تر از عقلانیت بوده است. خالق جنگ داخلی و ۵ مرحله برادرکشی – مانند ۳۱ اوت ۱۹۹۶ و مسبب کشتار ۱۱ هزار کرد-  امروز چه دستاوردی دارد ؟حتی اگر  کردها همواره در طی تاریخ خواسته باشند متحد کنند؛ این حزب همه را از اتحاد عاجز کرده ؛ کنون چه آلترناتیو دمکراتیکی می خواهند تجویز بفرمایند؟

۱٫    مثلا مصطفی بارزانی که وقتی در ۲۰ اوت ۱۹۶۵ سعید الجی به عنوان حزب دمکرات کردستان ترکیه سوگند یاد کرد، بعد تاریک ترین واقعه جنبش کردهای ترکیه رخ داد و اول ژوئن ۱۷۱ توسط دکتر شوان ترور شد و بعد بارزانی و دار و دسته اش – اسعد خوشاوی – روز ۲۶ نوامبر ۱۹۷۱ وی را ترور می کنند و دوران ترورها و تسویه حساب های خونین شروع شد ؛ حال اینها شده اند ناجی کرد؟

۲٫    وقتی پ ک ک در ۱۹۹۵ در صدد بود بادینان را تسخیر کند و با بارزانی ها به جنگ افتادند ، عاقبت در دسامبر ۱۹۹۵ طالبانی میان آنها صلح برقرار کرد، بارزانی به میت ترکیه گفت: چگونه خلوص خود را به شما اثبات کنم که مدافع ترکیه هستم ؟

آیا وحدت با این بی ربطی و تناقض سیاسی ممکن هست؟

۳٫    آیا بارزانی که بهار ۱۹۶۸ برای دستخوشی و جلب نظر ساواک شاهنشاهی، جنازه های مبارزان کرد مانند سلیمان معینی و شریف زاده را تحویل داد؛ مدافع حقوق کردهای ایران است ؟ آن هم حزبی که پای اسرائیل به کردستان را از ۱۹۶۸ باز کرد و از ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۳ رابطه بارزانی با بعث؛ و حتی تا امروز ؛ اظهر من الشمس است، دیگر چه ضمانتی می دهد ؟

۴٫    کسی که بهم زننده کردستان سوریه است و بنا به دستور موساد ، مرز را به روی کردهای سوری بست؛ کسی که به میت ترکیه گفته مخالف اقلیم دوم کردی در سوریه است ؛ چه ره آوردی برای کردستان سوریه دارد ؟
البته اعضای پ‌ک‌ک در سوریه مانع فعالیت حزب الپارتی -شاخه‌ی دمکرات بارزانی در سوریه- شدند و بارزانی هم گذرگاه سملکا را بر روی پ‌ک‌ک بست. تا پ‌ک‌ک از این گذرگاه برای انتقال سلاح و مهمات سود نجوید! .
و… البته درد کردها که یکی دوتا نیست ؛ مثلا رئیس کمیته عالی آماده سازی کنگره ملی کرد شده است سعدی احمد پیره، کمال کرکوکی و روناحی سرحد و … کسی یادش نیست از سعدی پیره  بپرسد در ۱۷ اوت ۱۹۹۶ که طالبانی کمک کرد تا ۲۰۰۰ نفر نیروی سپاه ایران به حزب دمکرات کردستان ایران مقابله نظامی داشته باشد امروزه به کدام باور ؟

یا از کمال کرکوکی – با اسم واقعی قادر دوبزی –  کسی که عضو “قیاده موقتبوده و سابقه تندروی در مقابله با احزاب کردی ایران – مدعی نیل به خودمختاری در ایرانی دمکراتیک و …- از ۱۳۵۹ تا ۱۹۸۳ دارد و بعدها هم در ترور ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۹ نقش پیدا و پنهان دارد –چه باوری و ایمانی به حضورش هست ؟

گفته شده که کنگره در ۱۵, ۱۶ و ۱۷ سپتامبر با شرکت ۶۰۰ شرکت‌کننده و ۳۰۰ مهمان , در مجموع ۹۰۰ نفر برگزار می شود آیا ردپای استخبارات عربستان و موساد و میت ترکیه هم در جلسه نیست ؟ که صد البته با توجه به روند فعلی و به خاطر فضای ضد ایرانی موضوع، پای همه آنان هم در میان هست! و بارزانی رابطه ای قدیمی با این ۳ شاخه داشته و دارد.

جدای از اینکه گفتمان غالب بر کنگره به شدت باعث ژاژ خائیدن ملت – ملت و کردستان شرقی و شمالی و …”شده و تکرار موضوع ضد امنیت “قومیت گرائی افراطی” و عزاداری اینکه ” سرزمین کردها در بین دولت های منطقه تقسیم شده”؛ تهدیدات عدیده ای از جانب این کنفرانس متوجه منافع ملی و مصالح امنیتی و تمامیت ارضی کشورمان ایران است. و بارزانی که کرسی ریاست اقلیمش مدیون ایران است ؛ نه حس هم جواری را رعایت می کند و نه توجهی به احتمال تیرگی روابط طرفین دارد.

حضرات ترکیه هم خواب نما شده و کرد،اسلام گرا و لائیک در این کنگره شرکت خواهند کرد و حامی موضوع هم هستند و بهره برداری امنیتی خود را هم از موضوع خواهد کرد.

برای توجیه موضوع و سرپوش نهادن ، در بوق و کرنا دمیدند که ” چرا باید از آزادی و دموکراسی و دستیابی ملت ها به حقوق مسلم خود در خاورمیانه ،هراس داشت ؟ ؛  بعضی از ملت ها در سودای تسلط کامل بر سایر ملل بوده اند اما  کردها به حقوق مسلم خود دست می یابند ! و …” اما دستگاه امنیتی پاراستناداره امنیت بارزانی – و نشریه های وابسته به آن مانند روداوو و … بدانند که کردها با عرب ها و فارس و یهودی ها فرق دارند و اصولا همین شخص بارزانی ، کرد و کردستان برای وی مانند یک پروژه اقتصادی است و جز منافع خانوادگی و قبیله ای توجهی به کردستان نداشته و ندارد و هرگاه هم در برابر حکومت مرکزی عراق، حرفی برای گفتن نداشته باشد مسئله دولت مستقل کردی را مطرح میکند ! ، کسی که به تکروی و تحمیل خود بر دیگران متهم است و خود کارنامه اش ضد صلح کردهای هر کشوری با حکومت مرکزی اش بوده است یک شبه شده است موسس صلح پایدار و ضامن اتحاد و یکپارچگی ؟!

اما بگذارید با صراحت بگویم که ” کنگره ملی کرد” – آنهم چیزی که زیر نظر بارزانی و پ ک ک باشد – مسلما و صد در صد ، بی نتیجه است و گره بر باد زدن است ! و نتیجه آن هم از قبل مشخص است و نه تنها مایه ناامیدی است که کردها هنوز از نظر عقلانیت سیاسی از رشد چندانی برخوردار نبوده اند بلکه مایه خنده تلخی هم هست که چرا باید به تاریخ مبارزانی یک تاریخ عظیم، چنین بی حرمتی کرد؟

یک نماینده سابق مجلس که نگاهی و نظری به مافیای بارزانی دارد و منتفع از داستان است شال و کلاه کرده و خود را فعال سیاسی و نخبه کُرد ایرانی نامیده تا در این – زبانم لال – کنگره ی ملی کُرد در اربیل دعوت شرفیاب شود!.

راستی در کنار دو حزب دموکرات و کومله که تا ۲۰۰۳ عامل بعث بودند و علیه سرباز  ایرانی شلیک کردند و یا فرقه تروریستی پژاک می توان نشست و به صلح اندیشید؟

اگر آن دکان های سیاسی یا افراد انتخاب شده؛ نمانیدگان راستین کردهای ایرانی نیستند؛  نشستن در کنار آنها؛ چه معنایی دارد ؟ به کدام صلاحیت و مشروعیت باید دیدگاه واقعی کردهای ایران را بیان کرد؟ چه صدایی قرار است که به گوش برسد؟

این کنگره تحت عنوان کنگره‌ی ملی، شوخی بی مزه و کلیشه ای است که به جریان‌های فرصت طلب ،  خشونت‌ محور و غوغا پیشه و مامور اجنبی و منفعت پیشه  مشروعیت صوری می دهد.

این کنگره هم داغی بر دیگر داغ های این چرخ کج رفتار می افزاید و رسوایی  تاریخی است. رئیس کنگره بارزانی باشد و حامی آن هم اوجالان ! که هر دو شفته خودنمایی و نمایش سیاسی و دارای توهم خودبزرگ بینی هستند ! و طرفه اینکه خود را عین کرد و کردستان را می دانند و منتقد و مخالف خود را هم جاسوس و ضد کرد می خوانند ! ؛ فقر و محرومیت فرهنگی که مصداق نمی خواهد ! ؛ با این کنگره هم نه چیزی بین المللی می شود و راه برای دیپلماسی گشوده می شود؛ بلکه کردها همان دیپلماسی پشت درهای بسته را دنبال خواهند کرد و در استراتژی هم بی توجه به تاریخ خود هستند!

نویسنده : عرفان قانعی فرد

برگرفته از : کُردها

 

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.