ناگفته هایی از تلاش های قدیمی برای اتحاد دوباره

تلاش های مسعود بارزانی در سال 86:

ناگفته هایی از تلاش های قدیمی برای اتحاد دوباره

پس از انشعاب سال ۱۳۸۵، تلاش های بسیاری برای اتحاد دوباره بین دوجناح حزب دمکرات کردستان ایران صورت پذیرفت، از تلاش های مسعود بارزانی و نوری زاده گرفته تا اقدامات خالد عزیزی و حتی وساطت های کنگره ملی کرد و کنایه های عنایت فانی هیچیک مؤثر واقع نشد!

بد نیست واقعه ای تاریخی را برای خوانندگان یادآوری نماییم! حدود چهار سال و نیم پیش و پس از پیچیده شدن اختلافات درونی دوجناح حزب و بروز درگیری های متعدد در بین آنها ، مسعود بارزانی روز ۱۴ فروردین سال ۱۳۸۶ هجری شمسی جلسه ای را با حضور کوسرت رسول و جمعی از مسئولین اتحادیه و پارتی ( دکتر فوائد حسین، دکتر عثمان محمود، زعیم علی و شیخ جعفر و… ) و رهبران هر دو جناح حزب (هجری، قادری، جهانگیری، حسن زاده، مولودی و کریمی ) برگزار کرد تا زمینه ائتلاف آنها را فراهم آورد . اگر رهبران حزب یادشان نمی آید، یادآوری کنیم! همان جلسه ای که کاک مسعود گفت :” با توجه به وضعیت حساس خاورمیانه و تصمیم جدی آمریکا و انگلیس برای ساقط کردن نظام ایران و …. در آستانه تغییر تحولات جدی و موقعیت بسیار حساس و تعیین کننده کردستان که مردم کردستان نیاز به سازماندهی و رهبری دارند متاسفانه در چنین شرایط حساسی شما سرگرم اختلاف و درگیری می باشید و از دشمن اصلی ملت کردغافل شده اید؟ “

بگذریم که اکنون پس از گذشت چهار سال آمریکا در حل مشکلات خودش وامانده است!

همان جلسه ای که کاک مسعود گفت ” عاجزانه تقاضا دارم اختلافات را کنار گذاشته تا باردیگر بتوانید در یک حزب واحد تمام تلاش خود را بکار بگیرید”

همان جلسه ای که کاک مسعود گفت:” من بعنوان رئیس دولت اقلیم کردستان از هیچ کمکی به شما دریغ نخواهم کرد. “

بگذریم، واکنش آقایان قدرت طلب که جز به منافع خودشان و طعم ریاست آن هم به هر قیمتی، به هیچ چیز دیگری نمی اندیشیدند چه بود؟

مصطفی هجری ضمن تشکر از بارزانی اظهار می دارد :” باید بگویم علی رغم تلاشهای فراوان شما در جهت جلوگیری از انشعاب، متأسفانه این تلاشها بی ثمر مانده و سرانجام انشعاب صــورت گرفته است. من بــه نوبه خود بار دیگر اعلام آمادگی می نمایم که دوستان جدا شده می توانند به ما ملحق شده و در حزب واحدی به فعالیت خود ادامه دهیم در صورتی که آنها حاضر به چنین ائتلافی نباشند شرط ما این است تا نام حزب خود را تغییر داده و پس از آن بعنوان دو دوست در کنار یکدیگر مبارزه خود را علیه جمهوری اسلامی ادامه دهیم.”

شرطی که هنوز پس از ۴ سال هیچ تغییری در آن صورت نپذیرفته است!

ملا عبداله حسن زاده رهبر انشعابیون چه گفت ؟

او هم ضمن تشکر از بارزانی گفت:” پوزش می طلبم که با وجود همه مشکلات موجود در این اقلیم ما به خاطر مسائل پیش آمده بر مشکلات شما افزوده ایم بایستی بار دیگر تاکید نمایم من از اول با انشعاب مخالف بوده ام و اکنون نیزاعلام می نمایم از ته دل خواهان حــل مشکل پیش آمده می باشم برا ی حل موضوع مکانیزمی را پیشنهاد کرده ایم و اکنون نیز در قالب همان مکانیزم حاضر به ائتلاف می باشیم. ما خود را صـــاحب حـــزب و تاریخ آن می دانیم و آماده ایم برای حل مشکل وارد مذاکره جدی بشویم بایستی پس ازائتلاف مجدد زمینه مشارکت همه اعضاء در اداره حزب فراهم شود تا کنون بدلیل عدم پذیرش آقای هجری برای برگزاری انتخاباتی مجدد اقدامات ما بی نتیجه مانده است. “

دقیقاً چیزی که الان امثال رامبد لطف پوری دنبال آن هستند و تاریخ چه زیبا تکرار می شود؟!

پس از آن هم دعوای لفظی صورت می پذیرد که بارزانی مجبور به ترک جلسه می شود!

اما قبل از ترک جلسه می گوید:”حالا که شما حاضر به اخذ تصمیم جدی نمی شوید پس اجازه دهید ما خودمان تصمیم گیری نمائیم.”

تصمیمی که بارزانی تا کنون هنوز نگرفته است!

با پایان یافتن این جلسه بارزانی نشست جداگانه ای با هجری برگزار کرده و پس از آن حسن زاده را بحضور می طلبد و به وی اعلام می کند من با هجری توافق کرده ام شما پس از این جلسه با صدور اطلاعیه ای اعلام نمائید که هر دو حزب در صدد ائتلاف مــجدد می باشیــد. حسن زاده در پاسخ او اظهار می دارد اخذ چنین تصمیمی بعهده دفتر سیاسی است اما بنظر من صدور چنین اطلاعیه ای بدون اخذ نتیجه ای بی فایده خواهد بود در صورتی که ائتلافی صورت نگیرد در آینده مقصر چنین ناکامی مشخص نخواهد شد بنا براین پیشنهاد من این است که شما نماینده ویژه ای مشخص کرده تا نشستهایی با هر دو جناح برگزار نماید در این صورت خواهیم توانست توافقنامه ای رابا حضور نماینده شما به امضاء رسانده و سپس اعلامیه مشترکی را صادر نمائیم بارزانی و دیگر اعضای حاضر در جلسه پیشنهاد ملاعبداله را منطقی دانسته و به این نتیجه می رسند بزودی نماینده انتخاب و به مقر حزب اعزام نمایند .

پیشنهادی که حدود چهار سال و نیم و پس از برگزاری دو کنگره مجزای ۱۴ و ۱۵ حدک هنوز عملی نشده است!

هر چند کاک مسعود قبل از انشعاب بارها تلاش نموده بود تا به هر شکل ممکن مانع انشعاب شود . ایشان آن زمان بر این باور بود که با توجه به شرایط بوجود آمده برای کردهای عراق و تاسیس دولت کردی بروز انشعاب در حزب ضربه جدی به جنبش کوردی وارد می کند اما نمی دانست آقایان به فکر تنها چیزی که نیستند جنبش کوردی است!

ظاهراً حس ریاست طلبی هجری و حسن زاده در آن زمان بر هر موضوعی از جمله جنبش کردی می چربید!

آن زمان بود که افرادی مثل رؤیا طلوعی شروع کردند به گریه و زاری نزد کاک مصطفی که چرا شما منشعب شدید و خیلی ها فکر می کردند دیگر کار جنبش کردی تمام است! اما چه شد؟

ظاهراً هر چه کاک مسعود از آن طرف تلاش می کرد، اتحادیه میهنی بی میل به این انشعاب نبود! اتحادیه ای که فردای انشعاب که پارتی تهدید کرده بود به منشعبین امکانات نخواهد داد، آنها را ساپورت مالی کرد و هنوز هم از ساپورت مالی منشعبین دست برنداشته حتی قول ساخت ۷۵ واحد مسکونی را به حدک می دهد. چرا ؟

این کار جز این معنی می دهد که شما می توانید به خوبی و برای همیشه جدا از یکدیگر با آرامش زندگی و کار سیاسی بکنید! و به نوعی تثبیت انفکاک و جدایی است!

یکی از مقامات انگلیسی هم در آن زمان برای اتحاد دوباره تلاش کرد! حتی با ملاعبداله حسن زاده مکاتبه کرد! اما مقام او در حدی نبود که بتواند اقدامی عملی کند!

اوضاع خارج کشور که خیلی جالب شده بود، حدک به اسم حدکا جلسه و نشست برگزار می نمود و خود را معارفه می کرد و حدکا از این و ضعیت نگران شده بود حتی یکی دوبار اشتباهاً در جلسات به جای یکدیگر شرکت و از اسم هم سوء استفاده می کردند!

پس از مدتی شاهو حسینی به نوری زاده زنگ زد و یکسری مطالب به او گفت که برود و در تلویزیون در باره اتحاد دوباره حزب صحبت کند! نوری زاده هم وظیفه خود را به خوبی انجام داد!

اما طعم شیرین قدرت چیزی نبود که به این راحتی ها هیچیک از آنها بخواهد از دست بدهند!

بگذریم پس از کاک مسعود، دکتر عثمان حاج محمود وزیر کشور دولت حریم نیز وارد مذاکره با هر دوجناح شد اما فایده ای نداشت!

حتی کادرهایی که امروز خواهان اتحاد دوباره شدند آن روز پس از نظر سنجی ازموافقین انشعاب بودند!

و زمانی که حس کردند بارزانی در تلاش برای اتحاد دوباره است، درگیری راه انداختند!

درگیری هایی که اکنون نیز متضررین اتحاد مجدد راه می اندازند و بعد وانمود می کنند که به جان آنها سوء قصد شده!

به راستی از این جدایی چه کسی سود می برد؟

خیلی ها از جمله هجری، مصطفی مولودی، خالد ونوشه، حسن شرفی و بسیار از کادرهای مرکزیت و افرادی که فردای انشعاب دارایی هایی را در بانک های اروپایی به نفع خود بلوکه کردند و از سوی دیگر اتحادیه میهنی بی میل به این جدایی نیست!

اما چه کسی متضرر می شود؟ پارتی، خانواده های حزبی که رفت و آمد و زندگی عادیشان دچار اختلال شده و هر روز باید درگیری را شاهد باشند!

طبیعی است که قدرت و زور طیف اول به طیف دوم می چربد! حداقل این چهار الی پنج سال اینگونه بوده است!

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.