بیماری واگیردار مهاجرت،به رهبری و کادرهای جوان حزب نیز سرایت کرد!

دیار و نادیار

 موج مهاجرت به اروپا از آوارگان سوریه و عراق شروع شد و هزاران نفر از مردم جنگ زده سوریه و عراق به علت جنگ و کشت و کشتار مجبور شدند خانه و کشور خود را ترک کنند و به اروپا بروند.در این میان پیشمرگ های احزاب کردستانی نیز فرصت را غنیمت دانسته و در مدت کوتاهی،تعداد زیادی پیشمرگ از دو جناح حزب دمکرات،مقرهای حزب را ترک کرده و با هزاران قرض و بدهکاری راهی اروپا شده اند.

 نکته ی جالب اینجاست که موج مهاجرت به اروپا برای مردم سوریه و عراق،مسئله ایی طبیعی است،ولی پیشمرگ های حزب چه دلیلی دارند که به صفوف مهاجرین پیوسته اند؟

 جواب سوال با کمی تامل واضح است.محیط پر از فساد کمپ و زندگی در اردوگاه،فضایی مملو از نا امیدی به وجود آورده است که به جز چند نفر که بانی به وجود آمدن این نوع فساد ها (اخلاقی،مالی و…) هستند،دیگر کمتر کسی تحمل چنین شرایطی را دارد.

 مسئله ی مهاجرت فقط میان پیشمرگ های ساده خلاصه نمی شود بلکه به تازگی اعضای رهبری و کادرهای جوان با سابقه نیز،به این جمع پیوسته اند.متاسفانه هر عضوی اگر بخواهد از حزب جدا شود،دیگر نزد حزب هیچ جایگاهی ندارد و حتی بعضا برچسب هایی نیز خواهند خورد.برای نمونه کیهان یوسفی که عضو رهبری حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا) بود بعد از مهاجرت به اروپا حتی نتوانست تاییدیه ایی از طرف حزب بگیرد و در سوئد زندانی شد.یا ابراهیم چوکلی عضو رهبری حزب دمکرات کردستان (حدک) و مسئول آموزشگاه سیاسی-نظامی بعد از جدایی از حزب و مهاجرت به اروپا،ناچار شد برای تاییدیه گرفتن،دست به دامن کومله شود.

 افرادی که در حزب هستند و چنین برخوردها و رفتارهایی را که حزب نسبت به اعضای خود دارد،مشاهده می کنند،دیگر با چه امید و انگیزه ایی بتوانند آن فضای مملو از فساد و تبعیض و نا امیدی را تحمل کنند؟

 کسانی مانند چنگیز سیگارچی،شاهو فرازمند،طاهر محمودی که زمانی نوچه ی افراد بخصوصی بودند و خود را از همه کس حزبی تر می دانستند،به اتفاق خانواده دربدر مسیر اروپا هستند.حتی شاهو فرازمند به پاسپورت جعلی پناه آورد که مسیر قاچاق را تجربه نکند.در ادامه ی این روند افراد دیگری نیز هستند که فعلا بی سر و صدا درصدد جمع آوری هزینه ی رفتن به اروپا هستند و هنوز آمادگی لازم را ندارند.کسانی مانند دارا ناطق که خود را شایسته ی دفتر سیاسی می داند.

 اگر چنین پیش برود،دیگر مصطفی هجری باید خودش به ارگان پاریزگاری رفته و مشغول نگهبانی دادن شود یا اینکه کارگر عراقی بگیرند که هزینه ی آن را نیز ندارند پرداخت کنند..

نخستین نفری باشید که برای این مطلب نظر ارسال می‌کند.!

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.