پشت پرده خودکشی نگار حسینی،پیشمرگی که شهید نامیده شد

خبر آکام نیوز در خصوص دروغ بودن ادعای گروهک حسین یزدان پناه تایید شد+عکس اختصاصی لحظه مرگ نگار حسینی+متن کوردی

در مورخه ۰۹/۰۶/۲۰۱۴ میلادی،خبری روی خروجی سایتهای و خبرگزاری های منتسب به حزب آزادی کردستان(حسین یزدان پناه)قرار گرفت،با این مضمون؛
“نگار حسینی از پیشمرگان حزب آزادی کردستان در محور کرکوک در جریان درگیری با داعش،از سوی ترویستهای داعش به شهادت رسید”!
آکام نیوز،از زمان انتشار این خبر و این ادعای مضحک،توسط گروه حسین یزدان پناه،از طریق منابع خبری خود در گروه حزب آزادی کردستان،پیگیر ماجرا شد و به این نتیجه رسید که؛
ادعای  حزب آزادی کردستان یک عوام فریبی بوده و دروغی بیش نیست و در راستای پروژه شهید سازی،این بیانیه را صادر کرده است و نگار حسینی خودکشی کرده است و شهادتی در کار نیست!
دو روز پس از انتشار این خبر در آکام نیوز،یکی از سایتهای نزدیک به وزارت پیشمرگ حکومت اقلیم کردستان،از زبان استاد رسول فرمانده محور کرکوک وزارت پیشمرگ اقلیم کردستان عراق،در مصاحبه ای با صراحت اعلام کرد که؛
{ حزب آزادی کردستان دروغ می گوید و به هیچ عنوان،در منطقه ای که نگار حسینی(پیشمرگ حزب آزادی کردستان)حضور داشته،یک گلوله هم از سوی داعش به سمت آنها شلیک نشده و حتی در این منطقه،هیچ درگیری نظامی روی نداده و نامبرده در جنگ با داعش کشته نشده است!}
اما باز هم حزب آزادی کردستان،به دروغ پردازی ها و عوام فریبی های همیشگی خود ادامه داد و در مقابل ادعای وه ستا ره سول{استاد رسول} سکوت کرد!
حزب آزادی کردستان،حتی در کمال وقاحت و بی شرمی،چندین مراسم یادبود هم برای شهیدی که خودکشی کرده بود!برگزار نمود و او را به بنام “شهید” به حکومت اقلیم کردستان عراق قالب کرده و از آن زمان تا کنون نیز،هر سال در سالگرد خودکشی نگار حسینی،برای او مراسم گرامیداشت “شهید نگار حسینی-شهید راه حزب آزادی کردستان در جنگ با داعش” را برگزار هم می کنند!!
تا اینکه امروز و ساعاتی پیش اتفاق عجیبی افتاد!
منصور طاها از اعضای قدیمی و فعال گروهک حزب آزادی کردستان که در لحظه جان دادن نگار حسینی خودش و برادرش،همراه او و شاهد ماجرا بوده اند،در یک افشاگری جنجالی و تکاندهنده،پرده از ماجرای خودکشی نگار حسینی برداشت و پته این گروهک را روی آب ریخت و به ماهها ادامه دروغ و فریبکاری این گروهک تروریستی،پایان داد.
منصور طاها در این ارتباط می نویسد؛
من منصور طاها،پیشمرگ حزب آزادی کردستان هستم،تصمیم گرفتم تا این ماجرا یا بهتر است بگویم خاطره را خطاب به افکار عمومی بازگو کنم،با این توضیح که من همچنان پیشمرگ حزب آزادی کردستان و عضو این حزب نیز باقی خواهم ماند!
من نگار را به اندازه یک عضو عزیز خانواده خودم،دوست داشتم…
من این ماجرا را ناچار شدم امروز،فاش کنم و آن را بنویسم…
اتفاقات و خاطرات زیادی هستند که برخی از افشای آنها،بشدت تکان خواهند خورد و برخی نیز با افشای آنها،آبرویی برایشان باقی نمی ماند.
یک روز به برگزاری یک مراسم داخلی که قرار بود پاک(حزب آزادی کردستان)آن را برگزار کند،باقی مانده بود…
در اولین ماه از حضور این حزب در محورهای جنگی،بود که نگار حسینی،خودکشی کرد.
ماجرای خودکشی نگار از اینجا آغاز می شود؛
در حزب آزادی کردستان،زنی بود بنام “سارا”که از اعضای این حزب بود…
سارا یک زن بیوه بود که بچه ای نیز همراه داشت،بچه ای بسیار زرنگ و باهوش!
نگار حسینی و سارا از دوستان صمیمی و نزدیک هم بودند و مدتها بود که باهم رفت و آمد زیادی داشتند…
به سبب این نزدیکی و دوستی صمیمی بین این دو نفر بود که نگار خیلی وقتها از گوشی سارا برای زنگ زدن به دوست پسرش استفاده می کرد.(چون پدرش اجازه نمی داد با دوست پسرش در ارتباط باشد و سارا محرم اسرار نگار هم شده بود)..
یک روز نگار حسینی با گوشی سارا(همان زن بیوه)،به دوست پسرش،امیر عبدالهی که کادر و مسئول جوانان “باریکه ی” حزب آزادی کردستان بود،زنگ می زند.
بعد از صحبتهای تلفنی بین نگار و امیر عبدالهی،یک پیامک به گوشی سارا می آید!
نگار پیامک را می خواند،و میخکوب می شود!
چرا که می بیند،این پیامک از سوی پدرش(شاهین بوکانی)”سید محمد حسینی”برای دوست صمیمی اش،سارا،آمده بود!
پیامک یا همان نامه،حاوی یک متن کاملا عاشقانه،از سوی پدر نگار(شاهین)برای سارا بود!
که البته این اولین نامه ای هم نبود که بین شاهین و سارا ردوبدل شده بود!
چون نگار حسینی،نامه های قبلی این دو را هم می خواند و متوجه می شد که پدرش در حال خیانت به مادرش است و بارها و بارها نیز با سارا رابطه جنسی مخفیانه داشته است!
به همین خاطر نگار بخاطر آنکه پدرش از دوستی او با امیر جلوگیری می کرد و مانع آنها شده بود،اما خودش در حال معشوقه بازی بود،بشدت خشمگین می شود.
نگار با ناراحتی زیاد به پدرش زنگ می زند و با او دعوای شدیدی می کند و خطاب به او می گوید؛
چرا جلوی من را بخاطر رابطه عاشقانه ام می گیری،اما خودت در حال خیانت به مادرم هستی؟؟!!
اما شاهین در واکنش،نگار(دخترش) را تهدید به قتل می کند!!…
به نگار می گوید؛
تو را تکه تکه خواهم کرد و هر تکه ای از بدنت را داخل سطل زباله های تک تک خانه های مردم عراق می ریزم.!
صبح روز بعد،در حزب آزادی کردستان،قرار بود،مراسمی داخلی،برگزار شود.
شاهین پدر نگار،با مینی بوس مردم و میهمانان دعوت شده به مراسم را به محل برگزاری می آورد.
مراسم برگزار شد..
در زمان خروج مردم و میهمانان،بود که شاهین با نگار درگیر شد که؛
چرا نگار به مراسم نرفته است و به همین خاطر با هم جر و بحث شدیدی پیدا کردند…
بسیاری از مردم این دعوا را دیدند و میانجیگری کردند.
کار به جاهای باریک کشیده شده بود…
صبح کاک حبیب الله حدود ساعت ۰۸:۰۰ آماده می شد تا به اربیل برود.
نزدیک صبحانه خوردن بود که چالاک مشهور به ناصر طاها(برادرم) که هم اکنون در نروژ است می خواست برای چند جا در مکان های مختلف محل استقرار پیشمرگان حزب آزادی کردستان،غذا ببرد.
“چالاک طاها”در خصوص روز حادثه می گوید؛
زمانی که به محل حادثه رسیدم،نگار در حال نگهبانی بود.
هلو رمشتی(از فرماندهان حزب آزادی کردستان) در جریان وضعیت نگار قرار گرفته بود و فهمید که نگار بشدت ناراحت است.
برای همین بعد از آنکه “چالاک”،غذاها را برای تقسیم برده بود،از او خواست تا محل را ترک کند.!
او هم سوار ماشین شد،تا برود…
راننده ماشین حزب،اهون رمضانی بود که هم اکنون ساکن دیانه است…
که یک لحظه صدای یک جیغ بلند می آید!
“هلو رمشتی”بلافاصله فریاد زد و گفت؛
بیایید نگار خودش را کشت!!
“چالاک” هم خودش را به محل نگهبانی نگار رساند.
نگار حسینی،بیچاره نیمه جان افتاده بود روی سنگر و سنگر محل نگهبانی اش نیز پر از خون شده بود،صحنه دلخراش و تکاندهنده ای بود.
خون از یقه پیراهن نگار جاری شده بود.
“چالاک” فکر کرده بود،نگار به سمت سرش شلیک کرده است.!
اما گلوله در اصل،کنار نافش دیده شد و از نافش خارج و از مهره پشتش،بیرون آمده بود.
خون از پشتش هم فوران می کرد.
اما بشنوید از سارا!
سارا هم در این فاصله،وقتی فهمیده بود که نگار ماجرای رابطه پنهانی اش با شاهین را فهمیده است،بدنبال نگار می گشت تا از دلش دربیاورد و به همین خاطر نیز،تا صبح نخوابیده بود.
او هم خودش را به نگار رساند و وقتی وضعیت نگار را دید با دستپاچگی،همراه برادرم “چالاک”،یکی دست و یکی پاهایش را گرفتند و بلندش کرده و او را داخل ماشین بردند.
“چالاک” و “اهون” با پیکر آغشته به خون نگار،به سمت بیمارسان “دوبز” به راه افتادند.
۵ کیلومتری از مسیر طی شده بود که ناگهان نگار وقتی سارا را کنار خودش دید،با صدای بلند آهی کشید، و در همان حالت نیمه بیهوش،شد و در نهایت در میانه راه،چند آه و نفس دیگر کشید و…
زمانی که او را به بیمارستان رساندیم،در حال جان دادن بود و تقریبا داشت روحش از بدنش خارج می شد و بعد از گذشت چند دقیقه،متاسفانه جانش را از دست داد.
در بیمارستان،اعضای حزب آزادی کردستان،به مقامات بلند پایه خودشان از جمله حسین یزدان پناه و قاضی اطلاع دادند که؛
متاسفانه نگار در سن ۱۴ سالگی جانش را از دست داده و خودکشی کرد.
در ادامه،به دستور سران حزب آزادی کردستان،او را به سمت اربیل روانه کردند.
(حسین یزدان پناه به همه دستور داد این موضوع را مخفی کرده و به همه،بخصوص حکومت اقلیم و مردم اعلام کنند که ما با داعش درگیر شدیم و داعش نگار حسینی را به شهادت رسانده اند!)
در نیمه راه،شاهین(پدر نگار) هم وارد خودرو شده و به ما ملحق می شود…
اما خبر نداشت که دخترش نگار مرده است…
فکر می کرد بیهوش شده است!
بله شاهین روزهای اول بقدری خودش را مقصر می دانست که کاملا دست و پای خود را گم کرده بود،نمی دانست چکار کند و قرار است چه بر سرش بیاید و چه مجازاتی انتظارش را می کشد!!
اما از مجازات خبری نبود و (حسین یزدان پناه،که فردی فرصت طلب و فریبکار است)از فرصت استفاده کرده و اعلام کرد که؛
“متاسفانه پیشمرگ قهرمان حزب آزادی کردستان،نگار حسینی در جنگی نابرابر با تروریستهای داعش به شهادت رسید!!”
{و از نگاری که خودکشی کرده بود،یک شهید دروغین،خلق کردند!}
اطلاعیه ها و بیانیه های زیادی صادر شد و تا به امروز نیز،از نگار حسینی بعنوان “شهید راه جنگ با داعش نام برده می شود”!!!
در همان روزها که این حزب،در بوق و کرنا می کرد و با افتخار از نگاری که بخاطر خیانت پدرش با نزدیک ترین دوستش سارا،خودکشی کرده بود،وه ستا رسول(استاد رسول) فرمانده محور کرکوک و حومه وزارت پیشمرگ حکومت اقلیم کردستان عراق،خبر درگیری ذکر شده از سوی حزب آزادی کردستان را که اعلام کرده بودند؛
در جریان درگیری ما با داعش،نگار حسینی شهید شده است،را بشدت تکذیب کرد و اعلام نمود که؛
به هیچ عنوان،درگیری در منطقه ای که این حزب ادعا کرده با داعش روبرو شده اند و نگار حسینی از سوی تروریستهای داعش شهید شده باشد روی نداده، و داعش حتی یک تیر هم در این منطقه شلیک نکرده است!!!
محل خودکشی نگار حسینی،روستای حمشه است که در روبروی قره دره ۵ کیلومتری “دوبز” واقع شده که هنوز هم از زمان اعلام این خبر دروغ،نه داعش و نه پیشمرگ در این محل حتی یک گلوله هم به سمت یکدیگر شلیک نکرده اند!
شایان ذکر است که یکی از شاهد اصلی این حادثه،بعد از ۱۱ سال عضویت در حزب آزادی کردستان،و بخاطر دروغ پردازی های این گروه و در اعتراض به شهیدسازی های دروغین شان،هم اکنون از آنها جدا شده و به گروه دمکرات کردستان ایران ملحق شده است.
در تصویر،مربوط به لحظه جان دادن نگار حسینی در بیمارستان،”چالاک” در کنار نگار حسینی دیده می شود.
دست آخر اینکه گروهک تروریستی حزب آزادی کردستان از زمان حضور در محورهای جنگی،دهها کادر و فرمانده اش به طرز مشکوکی کشته شده اند و تمام این کشته ها را نیز به جنگ با داعش یا عوامل سوء قصد کننده به سرکرده این گروه،حسین یزدان پناه نسبت داده اند!
در حالیکه ما بارها اعلام کردیم که این کشته های پشت سرهم،مشکوک بوده و چند مورد آن نیز قتل های درون گروهی مخالفین سیاستهای حزب آزادی کردستان بوده است.
که نمونه اخیر آن نیز ماجرای مرگ سه پیشمرگ ایلامی این گروهک بود…
حسین یزدان پناه دستور قتل عام این افراد را صادر می کند و برای ردگم کنی و منحرف کردن ذهن افکار عمومی و پیشمرگانش،اعلام می کند که؛
یک فرد نفوذی که از اطلاعات ایران اعزام شده بود،قصد ترور او را داشته و این سه نفر خودشان را سپر تیرها کرده بودند!!
شایسته است مقامات اقلیم کردستان عراق و بخصوص وزارت پیشمرگ اقلیم کردستان در خصوص دروغ این گروهک در ارتباط با مرگ نگار حسینی و همچنین مرگ دهها پیشمرگ بی گناه دیگر این گروهک،حسین یزدان پناه را مورد بازخواست و بازجویی قرار داده و هیئتی را برای تحقیق و تفحص در خصوص جنایات جنگی این فرصت طلبان،روانه مقرات این گروهک نمایند.
…………………………………………………………………………………………………………………….
لینک چند خبر آکام نیوز در زمان مرگ نگار حسینی پیشمرگ گروهک حزب آزادی کردستان؛
دروغ پردازی های رادیو کردانه و سایتهای منتسب به اپوزیسیون کردی؛
تکذیب خبر کشته شدن سمیه(نگار)حسینی،پیشمرگ تروریست کرد،توسط اقلیم کردستان و ادعای کذب محض گروهکهای تروریست کردی
http://www.akamnews.com/Pages/News-2299.aspx
افشاگری از یک سناریوی تبلیغاتی شهید سازی گروهکهای کردی؛
پشت پرده مرگ نگار حسینی پیشمرگ حزب آزادی کردستان
http://www.akamnews.com/Pages/News-2393.aspx
…………………………………………………………………………………………………………………….
{متن کردی اظهارات عضو گروهک تروریستی حزب آزادی کردستان در ارتباط با افشای جزئیات خودکشی نگار حسینی}
مه نسور تاها من پێشمەرگەی پارتی ئازادیی کوردستانم ئەم بیرەوەریەم نووسیوە هەر پێشمەرگە پاک دەمێنم من نگارم بە قەد کەسی خۆم خۆش دەوێت زۆر خۆشەویستە ئەم بیرەوەریە من بە ناچاری نوسیم هەندیک بیرەوەری هەن جا با هێندیک پەی هەڵدەبەزنەوە هێندێکیش ئابڕویان پیوە نامێنێت رۆژێک مابوو کە پاک مراسم بگرێت بۆ یەکەمین مانگ لەبەرەکانی شەر نگار (شەهید نگار حسەینی) بە گوشیک سارا کە ژنە بێوەژنیک دەبین مندالێکی لەگەڵ بوو زەنگ بۆ خۆشەویستەکەی ئەمیر عەبدواللاهی کادر و بەرپرسی لاوانی باریکە لێدەدات دوای قسەکان نامە دێت بۆ سارا نگار سەیری نامەکە دەکات هین باوکیەتی شاهین بۆکانی (سەید محەمەد حسەینی) نامەکای نامەی خۆشەویستی بوو بۆ سارا ئەمە یەکەم نامە نەبوو کە شاهین سارا رەدووبەدەڵیان دەکرد لە بەین یەکدا،
بۆیە نگار لەوەی کە باوکی بەرگری دەکرد لە دڵداری نگارو ئەمیر خۆی دڵداری دەکرد بە نارەحەتی زەنگی بۆ باوکی داو لەگەڵی کردی بەشەر پەی وت بۆ من دڵداری کەم بەرگریم لێ دەکەیت بەڵام خۆت خریکی خیانەتی لە دایکم دەکەیت شاهین هەرەشەی کوشن دەکات لەی دەلێت لەت لەتت دەکەم هەر لەتیت دەخەمە ناو زبلی مالێک بۆ بەیانیەکەی مراسمی یەک مانگە گیردراو شاهین بە مینوبوس خەلکەکەی هێنا،
مراسم گیرا کاتی چونەوەی خەلکەکەی شاهین هەرچیەکی کرد نگار نەچووە بوو بەشەریان خەلکەکەی هێندیکیان ئاگادار بوون و چونە پێشەوە وای لێهات بەیانی کاک حەبیب اللە دەچووە بۆ هەولێر ساعەتی هەشت ئەویش بەرێتەوە کاتی نانی بەیانی بوو کە چالاک (ناسر تاها ئیستە لە نوروێژە ) دەیویست نانو چای بەرێت بۆ سێ چوار شوین لە
شوێنەکانی پاک کاتی گەیشتە ئەوی نگار نگابان بوو هەلۆ رەمشتی ئاگاداری وەزعی نگار بوو کە نارەحەتە بۆیە دوای دان سەهۆل و نانوو خواردنی بەیانی ویستی چالاک شوێنەکەی تەرک بکات سواری باباهان بوو بروات کە رانندەی باباهانەکەی ئەهوەن رەمەزانی بوو ئیستە دانیشتوی دیانەیە دەنگی قیژەیەک هات
هەڵۆ دەستبەجێ وتی نگار خۆی کوشت چالاک خۆی گەیانە شوێنی نگابانی نگار نیوەی گیانی لەو بەرەوە نیوەکەی دیکەی لە ئەمبەری سەنگەرەکە شۆر بەبووەوە خوێنی بە یەخەی کراسەکەیدا دەهاتە خوارەوە چالاک وایزانی لە سەر خۆی داوە بەڵام فیشەکەکەی لە لای ناوکی دابوو فیشەکەکەی لە توزێ سەرت لە شوێنی لیدانەکە لە ناو مۆرەی پشتیەوە هاتبووە دەرێ خوێنەکەی قوڵتەی دەکرد
سارا کە بە ئەو مەوزوحەی خۆی شاهین نگار زانیبووی هەر بە دوای نگارەوە بوو تا دڵ خۆشی بداتەوە نەخەوتبوو دەگرا ئەویش خۆی گەیاندە لای نگار لەگەڵ چالاک دەستی دایە پای هەڵیان گرت خستیانە ناو باباهانەکەوە چالاک ئەهوەن رفانیان بەرەو نەخۆشخانەی دووبز تا نیوەی ریگا کە ریگا کەی دەبووە ۵ کیلۆمیتێک نگار بە دەنگی بەرز هەناسەی هەڵدەکێشا
بەلام لە نیوەی رێگا کەم بووە کاتێ گەیشتە نەخۆش خانە بەس ئەوندە بوو رۆحی تیا مابوو دوای توزێک لە نەخۆش خانە ئاگادر سەرەوە خۆیان کردەوە بە داخەوە نگار لە تەمەنی ۱۴ سالەگیدا گیانی دا وە بەرەو هەولێریان بەرێ کرد لە نیوەی رێگا وای لێهات شاهینیش هاتە ناو سەیارەکەیان بەڵام نەیدەزانی کە نگار مردوە وایدەزانی بێهۆشە
بەڵی شاهین رۆژی ئەوەڵ ئەوندەی خۆ بە خەتا کار دەزانی کە بە هیچ شەوەیەک گووم بوو کە خۆشی نەیدەزانی چی دەکات چی لێدێت کە لەو کاتەدا وەستا رەسوول هەواڵەکەی شەرو لەو شوینە بەدرۆ خستەوە ئەو شوینە دێی حەمشەیە کە روبەرووی قەرەدەرە ۵ کیلۆمیتری دوبز کە تا ئیستە نە داعش نە پێشمەرگە فیشەکیان لێ نەتەقاندووە بەرەو روی یە ک

1 Comment

  1. نگار کشته ظلم پدرش هم
    ومصداق دخترهای زیادی است که زنده به گور شدند
    چرا تخریبش می کنید؟/
    ظلم مردان به زنان عذاب الهی بدی را برایشان در اخرت خواهد داشت.

نظر خود را ارسال کنید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.